پاسخ‌گويی سران سه قوه

برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org

آدرس جدید
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٩ 

این وبلاگ پس از این به روز نمی‌شود.

به این آدرس مراجعه کنید:

http://saleh.ruhollah.org

 


کلمات کلیدی:
 
یک خبر و این همه سوتی
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٩ 

این روزها هرکس از راه می‌رسد دست می‌کند و از انبان خبرگزاری‌های داخلی سوتی‌های‌شان را رو می‌کند و به حساب خود نشان می‌دهد که اوضاع خبررسانی در کشور چقدر به هم ریخته و ناجور می‌باشد.

البته من نفی نمی‌کنم که این شیوه‌ها هم ممکن است به اصلاح روندها منجر شود، اما با این احوالات امیدی به اصلاح این وضعیت خبررسانی ندارم. شاید بد نباشد فقز یه موضوع خبری را که دیروز برای خودم رخ داده است را شرح دهم که به عمق فاجعه آشنا شوید!

اولین خبری که درباره‌ی «اعلام جرم» تشکل‌های دانشجویی علیه سران رژیم صهیونیستی مطرح شد را فارس منتشر کرد و خبر از تجمع دانشجویی داد. خبرگزاری ایکنا نیز به همین منوال خبر از تجمع مقابل دادسرای تهران داد. در حالی چنین خبری صحت نداشت. هر دو خبرگزاری نیز مطمئن بودند که چنین خبری صحت ندارد. (خودم با خبرنگاران هر دو گفت‌وگو کرده بودم!)

البته واحد مرکزی خبر پا را از این هم فراتر گذاشت و خبر برگزاری تجمع را با فعل ماض بیان کرد و اعلام کرد که دانشجویان تجمع کردند!! در حالی که هیچ خبری مقابل  دادسرای تهران نبود.

از سوتی‌های لفظی که بگذریم، که در اکثر خبرگزاری‌ها از لفظ دادخواست به جای شکوائیه و اعلام جرم استفاده کرده بودند، در متن خبرها چندان از اشتباهات مشحون بود که فقط به برخی از  آن‌ها که متن صحبت‌های بنده با خبر تفاوت داشت، اشاره می‌کنم:

- نوشتن «عبدالصالح مفتاح» به جای «محمدصالح مفتاح» (جالب این است که این خبرنگار بارها از بنده نقل خبر کرده است و حالا نام من را عبدالصالح نوشته است!) / ایسنا

- به کار بردن «روزهای قبل» به جای «امروز» درباره‌ی روز شهادت سید جمال الدین اسدآبادی / ایسنا

- نوشتن «انقلاب اسلامی» به جای «مقاومت اسلامی» / برنا

- افزودن خواسته‌های جدید به شکوائیه: اطلاع از سرنوشت امام موسی صدر خواسته‌ی شکوائیه نبود و بلکه خواسته‌ی جدیدی بود / ایسنا

- اضافه کردن یک نفر به تعداد دیپلمات‌های دربند رژیم صهیونیستی / برنا

 

- فارس ِ محترم هم که اصولاً خبری از صحبت‌های بنده منتشر نکرد!

- از انصاف هم نگذریم، شبکه‌ی خبر دانشجو مطالب را صحیح نقل قول کرده بود.


کلمات کلیدی: رسانه ، خبر ، گاف خبری ، ایسنا
 
شهید رابع؛ سرحلقه‌ی آزادی‌خواهان فارس
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٧ 

سردر مدرسه هیچ وقت برای من سئوال نشده بود. اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم که یک اسم این‌قدر ممکن است مهم باشد. فکر می‌کردم مدرسه‌ی « آیت الله اصطهباناتی» به نام یک آخوند معمولی نام‌گذاری شده است.

یک سال پیش کتابی به دستم رسید با عنوان «شهید رابع» به قلم آقای محمدجواد اسلامی. شاید بیش از آن‌که عنوان‌ش برای‌م جالب باشد، نام نویسنده‌اش جالب بود. آقای اسلامی دوست پدرم بود و او را از کودکی دیده بودم. خواندن ِکتاب را بی‌رغبت به محتوا، شروع کردم. اما چنان شیفته‌ی او شدم که تمام کتاب را یک روزه تمام کردم.

* * * * *

آیت الله العظمی محمدباقر اصطهباناتی بزرگ‌ترین عالم مشروطه‌خواه بوده است که در ١٨ اسفند ١٢٨۶، در مسجد مولا در شیراز او را به شهادت می‌رسانند. ایشان به حجت الاسلام مجتهد اصطهباناتی، حجت الاسلام مجتهد اصطهباناتی، شیخ محمدباقر اصطهباناتی و شهید رابع نیز خوانده می‌شوند.

عبدالله شهبازی در رساله‌ی «زمین و انباشت ثروت؛ تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز» شهادت او را به بهائیان شیراز نسبت می‌دهد.


«انجمن اسلامی» و «انجمن انصار» شیراز، در تلگراف به مجلس شورای ملّی و علما و وزیر داخله، ماجرای ترور ایشان را به شکل زیر شرح داد:

«توسط انجمن جنوب و انجمن‌های ملّی و عموم جراید طهران. به ساحت مجلس مقدس، حضور حججین آیتین، حضرت وزیر داخل مدظلهم. پنج روز است حجت‌الاسلام شهید رابع را شهید، سید مظلومان را تیرباران نموده، مثله کرده سوختند. استخوان‌های سوخته را در خندق ریختند. آن‌چه عجز و لابه می‌کنیم رحم کنند استخوان‌ها را بدهند دفن کنیم فایده نمی‌کند. خانه‌های ما را غارت کردند. به زن و بچه ما بیچارگان ابقا نمی‌نمایند. کجا رفت غیرت شماها؟ چه شد حمیت اسلامیت شماها؟ ناله‌های وکلای آذربایجان کو؟ پسران سفاک خونخوار قوام بر بزرگ و کوچک زن و بچه ما ابقا نمی‌کنند. شماها هم به حال زار ما ترحم نمی‌فرمائید. کجا رویم؟ چه کنیم؟ به کدام مذهب پناه بریم؟ به چه دولتی پناهنده شویم؟ آه، ما بیچاره‌ها از حیوانات پست‌تریم. وامذهبا، وادیناه، وااسلاما، وامحمداه. انجمن اسلامی، انجمن انصار» (حبل‌المتین (چاپ تهران)، شماره ٢۵۴، سه‌شنبه ١۴ صفر ١٣٢۶، ص ۴)

روزنامه صوراسرافیل نوشت که نوکران قوام شیخ محمدباقر حجت‌الاسلام و سید احمد معین‌الاسلام را با گلوله کشتند و جسد معین‌الاسلام هفتاد ساله را به دار زده و سپس با نفت و بوریا آتش زدند. (صوراسرافیل، شماره ٢۶، پنجشنبه ٢١ ربیع‌الاول ١٣٢۶، صص ٣-۵)

خبر شهادت سید احمد معین‌الاسلام دشتکی و شیخ محمدباقر مجتهد اصطهباناتی در تهران هیجانی بزرگ پدید آورد و آقا سید عبدالله بهبهانی، مجتهد بزرگ تهران، مجلس ختمی برای ایشان در مسجد سپهسالار برگزار نمود که ده‌ها هزار نفر در آن شرکت کردند. (ملک‌زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، صص ۶۴٧-۶۴٨)

* * * * *

وی علاوه بر علوم اسلامی، در طب، فیزیک، شیمی و علوم دیگر هم تبحیر داشت و اختراعات زیادی از او به یادگار ماند. یک نمونه‌ی آن برای من خیلی جالب بود:

یک روز آیت‌الله، از کنار زن رخت‌شویی می‌گذشت. زن از او پرسید: تو ملّایی؟

شیخ جواب داد: بله

زن گفت: اگر تو ملّا هستی فکری به حال من کن. چند روز است که صابون‌هایی که برای شستن به کار می‌برم خوب نمی‌شوید.

آیت الله العظمی استهباناتی، سه روز متوالی بر سر چشمه بیتوته کرد و تا صابون مناسب برای آن آب تولید نکرد، از جای‌ش برنخاست.

* * * * *

از جنبه‌های شاخص آیت الله اصطهباناتی، پایه‌گذاری فلسفه در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف بوده است. وی اولین کسی است که فلسفه را در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف وارد کرد. این امر از آن جهت مهم است که سختی‌های تدریس فلسفه و تکفیر فیلسوفان در نجف به شدت رواج داشته است. حتی امام خمینی را نیز که سال‌ها بعد فلسفه تدریس می‌کرد، همچنان با تکفیر روبرو می‌شده است.

* * * * *

مناظرات آیت الله اصطهباناتی هم در جای خود محل توجه است. از جمله‌ی این مباحثات، گفتگوی الکسیس کارل، زیست‌شناس و الهی‌دان و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل بوده است.

رساله‌هایی از آیت الله، درباره‌ی طرز تربیت، طرز عشق و طرز حکومت‌داری برجای مانده است. همچنین نامه‌ی آیت الله اصطهباناتی به سید جمال الدین اسدآبادی درباره‌ی حکومت مطلوب و اصول چهارگانه‌ای که برای آن بر می‌شمارد، جالب توجه است.

* * * * *

شهید رابع در قبرستان جنب حافظیه‌ی شیراز دفن شده است و بر قبر او هم نوشته شده است: سرحلقه‌ی آزادیخواهان فارس. بی‌جهت هم نیست. او بزرگترین عالم مشروطه‌خواه و مشروعه‌خواه بوده است که به دلیل درگیری با عمَال قدرت و جریانات انحرافی جان خود را بر این راه گذاشت. و البته خون‌ش موید آزادی‌خواهی‌ش بوده و هست.


 
آش شور صدای آشپز را هم در آورد
ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳٠ 

کسانی که مشتری قدیمی‌تر این وبلاگ بوده‌اند، می‌دانند که چندین بار نسبت به عملکرد شبکه‌ی ماهواره‌ای سلام نکاتی نوشته‌ام. ذکر دو نکته درباره‌ی این شبکه لازم است:

 

یک. سخنان رهبری در عید غدیر چنان روشن و صریح بود که جای هیچ تردیدی باقی نگذاشت که آنچه مدیران و مجریان «سلام» می‌اندیشند، چقدر با مفاهیم اسلام ناب محمدی فاصله دارد و حداکثر امری حداقلی در نشر معارف است. این بخش از سخنان رهبری را بخوانید:

در یک کشور اروپائى غیر اسلامىِ دشمن تاریخى و بنیادین با کشورهاى اسلامى، شما مى‏بینید توى تلویزیون‏شان، مناظره‏ى شیعه و سنى راه مى‏اندازند. یکى را از شیعه دعوت میکنند، یکى را از سنى دعوت میکنند، که شما بیائید تو این تلویزیون با هم مناظره کنید. مقصودشان چیست؟ یک کشور مسیحى، یک کشور استعمارگر با سابقه‏ى سیاه، مناظره‏ى شیعه و سنى به چه مقصود راه میندازد؟ میخواهد حقیقت معلوم بشود؟ میخواهد در بین مباحثه و مناظره، مستمعین و مخاطبانش حق را بفهمند؟ یا میخواهد از این گفتگوها و از آنچه که در خلال این گفتگوها ممکن است از کسى سر بزند، این آتش اختلاف را تشدید کند؟ نفت روى این آتش بریزد؟ اینها باید ما را بیدار کند. اینها باید ما را به خود بیاورد؛ باید هشیار بشویم. شیعه منطق قوى‏اى دارد؛ استدلال متکلمین شیعه و علماى شیعه درباره‏ى مباحث تشیع استدلالهاى پولادین و محکمى است؛ اما این ربطى ندارد به اینکه در دنیاى تشیع شروع کنند به مخالفان خودشان بدگوئى کردن و اهانت کردن و ایجاد دشمنى کردن، آن هم در مقابل همین جور، و آتش دعوا درست کنند. ما اطلاع داریم، بنده هم امروز اطلاع دارم، هم از گذشته اطلاع دارم که پولها دارد خرج میشود براى اینکه اینها کتاب فحش و دشنام و تهمت بنویسند علیه آنها، آنها کتاب فحش و دشنام و تهمت بنویسند علیه اینها؛ پول هر دو را هم یک مرکز میدهد؛ پول هر دو کتاب و نشر هر دو کتاب از یک جیب خارج میشود. اینها هشداردهنده نیست؟ اینها را باید توجه کنند. (منبع)

 

دو. آش ِتندروی‌های شبکه‌ی سلام در بغض نسبت به رهبری و انقلاب چنان تند شده است که حجت‌الاسلام حسینی قزوینی -همان کسی که در شبکه‌ی سلام با وهابیون مناطره می‌کند- را هم به موضع‌گیری و اخطار کشانده است. هرچند بنده در نهایت به این معتقدم که این فرد هم در همان چارچوب می‌اندیشد، اما باز همین اخطار به مدیران سبکه نشان می‌دهد که آش چقدر شور شده است که داد ِخودی‌های‌شان را هم در آورده است. حجت‌الاسلام قزوینی در ابتدای برنامه‌ی یازده دی‌ماه خود، از سخنان حجت الاسلام هدایتی مدیر شبکه‌ی سلام درباره‌ی قمه‌زنی -که در آن به مسئولین نظام اهانت کرده بودند و نسبت به مراجع عظام تقلید به شیوه‌ی بدی سخن گفته بود- به شدت انتقاد کرد و به مدیران این شبکه اعلام کرد که اگر چنین رویه‌ای ادامه یابد همکاری خود را با «سلام» قطع می‌کنم. (منبع)


 
معرفی کتاب «نهضت های اسلامی و انقلاب اسلامی»
ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۳ 

نگارش پست قبلی لینک مطلب معرفی کتاب «نهضت های اسلامی و انقلاب اسلامی» را پیدا نکردم و به نظرم آمد که در وبلاگ‌م موجود نیست. از روی اینترنت آن را یافت و بی‌ویرایش مجدداً بازنشر می‌دهد. این معرفی را برای آخرین شماره‌ی نشریه‌ی هفت‌قفل نوشته بودم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کتاب «نهضت های اسلامی و انقلاب اسلامی» بخشی از مجموعه بحث‌های دکتر کلیم صدیقی به اضافه‌ی سرمقاله‌ها و تحلیل‌های سیاسی وی از مسائل جهان اسلام تحت عنوان کلی Issuesin the Islamic movement است که در شش جلد از سوی مؤسسه‌ی اسلامی لندن منتشر شده است . ناشر اثر آن را در حقیقت جلد دوم «مسائل نهضت های اسلامی» از همین مؤلف فرض کرده است.

دکتر کلیم صدیقی در میان اندیشمندان معاصر به «آینده‌ی دورتر» می‌نگرد و معتقد به یک «مبارزه جهانی» برای تشکیل و تجمع «کل امت» است. او بدون اعتقادی به هر گونه تشکیل حزبی، خواستار مبارزه‌ای است که به تشکل و پیدایش دولت‌های اسلامی –نظیر جمهوری اسلامی ایران– بیانجامد. (مقدمه –صفحه ۷ – سیدهادی خسروشاهی).

دکتر کلیم صدیقی نمونه رهبری امام خمینی (ره) در ایران از بهترین الگویی می‌داند که دیگران نیز باید از آن پیروی کنند: « نبرد ما برای تشکیل امت، یک نبرد همه جانبه و در تمامی ابعاد و فعالیت‌های انسانی خواهد بود، این نبرد در نقاط مختلف جهان و در سطوح مختلف دنبال خواهد شد…. اولین نقطه‌ای که این نبرد در آنجا به پیروزی دست یافته و به تشکیل دولت اسلامی منجر شده است، ایران کنونی است که باید رهبری این مبارزه‌ی جهانی برای تشکیل امت را به دست گیرد» (مقدمه – صفحه ۹ – سیدهادی خسروشاهی)

اولین مقاله‌ی این کتاب «تاریخ اسلام در مرحله‌ای جدید » نام دارد که به اهمیت انقلاب اسلامی در ایران اشاره دارد. و از اینکه صدای انقلاب ایران «به وضوح شنیده نمی‌شود» اظهار ناراحتی می‌کند:«تمام بخش‌های حرکت اسلامی باید منابع خود را بسیج کرده و در راه دفاع از بخش اصلی و بی دفاع که در ایران است، بکار گیرند.»

مقاله‌ی دوم هدف‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی را مورد مطالعه قرار داده است. این مقاله به تضاد کفر و ایمان و ابزارهای کفر در خانه اسلام می‌پردازد  دکتر کلیم صدیقی معتقد است که مبانی تمدن غرب با اسلام در تضاد است، و هر گونه تلاش برای هماهنگ سازی میان فرهنگ غرب و اسلام را با روح تعالیم اسلامی در تضاد می‌بیند و از این روست که می‌گوید:
«ما مسلمانانی که با فرهنگ غربی تعلیم یافته‌ایم، از پست ترین مسلمانانی هستیم که به این امت وابسته شده یا بهتر بگوئیم آن را آلوده کرده‌ایم » ( صفحه ۱۷ )
کفر جدید در مظاهر زیبایی علم، فلسفه، تکنولوژی، دموکراسی و پیشرفت تجلی می‌کند و این نوع کفر، یک اعتماد ظاهری به خدا را نیز حفظ کرده است . (صفحه ۲۹)
اصولا تا زمانی که سبک و روش زندگی یک روشنفکر –و لو به ظاهر مسلمان– به شکلی ماهیت غربی دارد، او را باید به عنوان ابزار کفر در جوامع مسلمان به حساب آورد. (صفحه ۲۹)

اغراق نیست اگر گفته شود که حکومت‌های قومی با ظاهر استقلال یافته ، امروز بعد از دوره‌ی استعمار قدیم، بیش از آنچه که در روزهای اوج استعمار بودند، به غرب تکیه دارند (ص ۳۰)

من معتقدم که انقلاب اسلامی در ایران اولین شکست کفر به دست اسلام از آغا زجهانی شدن کفر به شکل تمدن غربی است (ص ۳۲) اگر انقلاب اسلامی در ایران فقط یک «رویداد ایرانی» با هدفی محدود برای سرنگونی یک حاکم ظالم به خصوص و جایگزین کردن آن با یک رژیم اسلامی بود، آنگاه اعتقاد نداشتم که لازم بود همه کس در ایران و در خارج توجه زیادی به آن مبذول دارند و نیازی نبود که مراکز قدرت جهانی کفر، دو ابر قدرت و موکلین آنها، این مقدار به ایران اسلامی حسّاس باشند و این مقدار عظیم از وقت، توطئه و نیروی نظامی و سایر منابع خود را در تلاش برای نابودی آن در داخل ایران و برای جلوگیری از گسترش آن به سایر امت اسلامی، صرف کنند (ص ۳۳-۳۲)

اگر انقلاب اسلامی، یک انقلاب محدود شده بود –محدود به اهداف، روش‌ها، کاربردها و جهانی بینی– کفر آن را تحت کنترل خود در می‌آورد و آن را چون آتشی در انباری دور افتاده فرو می‌نشاند. (ص ۳۳ )

ایران اسلامی (در حالی که هنوز در نخستین مراحل ظهور خود است ) یک نقش جهانی را عهده دار شده در رأس یک حرکت بین‌المللی قرار گرفته است ولی هنوز در ایران به طور کامل ارزیابی نشده که چنین نقشی را برای نظام اسلامی بوجود می‌آورد. (صفحه ۳۳) جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق نیز مرزهای بین اسلام و کفر را مشخص تر کرد (صفحه ۳۴)

جنگی که از سوی عراق بعثی بر ایران اسلامی تحمیل گردیده جنگ بین کفر و اسلام است، اگر چه سربازان آن مسلمان هستند (صفحه ۳۶)

زمان به سود حکومت اسلامی است امت مسلمان یکروزه زمام امور و سردمداری تاریخ را از دست نداده است و نیز نمی‌تواند آن را در یک زمان کوتاه به دست آورد.
مشکل این است که متأسفانه رژیم های ضد مذهبی، هم اکنون یک «اسلام آمریکایی» را تبلیغ می‌کنند آنها مبالغ هنگفتی برای ایجاد «مؤسسات اسلامی» در سراسر نقاط جهان خرج می‌کنند چنین مؤسسات اسلامی به «گماشتگان اداری اسلامی» با حقوق‌های بالا مجهز می‌باشند که با احزاب ضد مذهبی به عنوان ظاهرا اپوزیسیون به صورت جبهه‌ی متحد در آمده‌اند. (ص ۳۴ )

عامل دیگری که موجب فشار بیشتر بر ایران می‌گردد، انتظارات روز افزون توده‌های مسلمان از ایران اسلامی است ( ص ۳۵ )

دست‌آوردهای صنعتی فراوان غرب و توانایی آن در قبولاندن این نکته به مردم که موفقیت، تنها سراغ کسانی می‌رود که از غرب تقلید می‌کنند، عامل جذب می‌باشد. (ص۳۵)

وجود مسئولین و یا مأمورین مسلمان، یک نظام سیاسی را الزاماً «اسلامی» نمی‌کند این نکته حائز اهمیت است، تقریباً تمام نظام‌های سیاسی که امروزه در کشورهای مسلمان نشین وجود دارند، محصول کفر می‌باشند روشنفکران غرب زده‌ی مسلمان عهده دارند بزرگترین کفر سیاسی دنیای جدید « ناسیونالیسم» و به دنبال آن با فاصله کمی «دموکراسی» و سپس «سوسیالیسم» (دیکتاتوری پرولتاریا) و کاپیتالیسم و بی بند و باری ناشی از آْنها می‌باشد (ص۳۶)

تمامی مسلمانانی که در خارج از ایران در سراسر جهان زندگی می‌کنند، تحت سلطه‌ی کفر به سر می‌برند کفر سلطه‌ی خود را بر جوامع مسلمان رها نخواهد کرد مگر این که با نیروی برتر اسلام روبرو گشته و در برابر آن شکست بخورد (ص۳۷)

انقلاب اسلامی ایران شکستی عظیم بر کفر وارد کرده است و در واقع، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نخستین شکست غرب به دست اسلام و در دنیای معاصر است، هم اکنون تاریخ اسلام مملو از پیروزی بر کفر است، ولی اسلام از زمانی که نقش جهانی کفر به دست تمدن افتاد، پیروزی واقعی بر کفر نداشته است، اغراق نیست اگر بگوئیم که در تمامی پیروزی‌های پیشین اسلام بر مظاهر محدود موضعی کفر بوده و این نخستین پیروزی قاطع اسلام از آغاز جهانی شدن نیرو و سلطه‌ی کفر در تمدن غرب به شمار می‌رود و هم اکنون غرب با به راه انداختن کوشش و تلاش سراسری، با هدف محدود کردن نفوذ انقلاب اسلامی، به ماهیت جهانی برخورد اسلام و کفر اعتراف کرده است. بنابراین باید نتیجه بگیریم که پیروزی انقلاب اسلامی بر کفر در ایران تمام و کامل است همین طور باید بپذیریم که انقلاب اسلامی ایران بیانگر آغاز یک درگیری جهانی بین اسلام و کفر و میان حق و باطل به شمار می رود (ص۳۷)

هیچ واقعه‌ای تاکنون به اندازه‌ی انقلاب اسلامی در ایران اذهان امت اسلام را به خود مشغول نداشته و روح آنها را تسخیر نکرده است؛ همانطور که هیچ حادثه و مبارزه‌ای در طول تاریخ اسلام ، استکبار جهانی کفر را به اندازه‌ی انقلاب اسلامی در ایران به وحشت و هراس نیافکنده است (ص۳۸)

نخستین دستاوردهای انقلاب اسلامی در ایران فهرست وار این است:
۱- شکست کامل کفر در تمام ابعادش، به ویژه شکست نیروهای سیاسی، نظامی و اقتصادی
۲- تأسیس یک نظام و حکومت اسلامی و نهادهای آن با ارشاد یک رهبر
۳- تبدیل جامعه‌ی جاهلی به یک جامعه‌ی اسلامی
۴- پی گیری آشتی ناپذیر جنگ علیه دشمنان اسلام هستند که حیات و بقای آنها را تداوم می‌بخشد، ولی با آغاز حرکت پیروزمند اسلامی، سرنوشت چنین حکومت‌ها، رژیم‌ها، حکام و نظام‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به زباله دان تاریخ ختم خواهد شد (ص ۴۲ )

نیروی جهانی کفر، در انتظار به مبارزه طلبیده شدن و شکست خوردن از سوی نیروی جهان اسلام است. این امر ناتمام تاریخ است، پس بیائید به پیش رویم و آن را به پایان رسانیم که پیروزی نهایی از آن ماست و این تقدیر محتوم الهی است «لیظهره علی الدین کله و لو کره الکافرون» (ص ۴۵)

این کتاب از سوی انتشارات اطلاعات با ترجمه استاد سید هادی خسروشاهی منتشر شده است.


 
مجموعه کتاب‌های حرکت‌های اسلامی معاصر
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۳ 

معرفی کتاب: مجموعه‌ی کتاب‌های حرکت اسلامی معاصر
به کوشش، ترجمه و تألیف: سید هادی خسروشاهی
انتشارات اطلاعات

1-    شهید نواب صفوی؛ فدائیان اسلام؛ تاریخ، عملکرد، اندیشه
2-    دکتر اسحاق موسی الحسینی؛ اخوان‌المسلمین؛ بزرگترین جنبش اسلامی معاصر
3-    حرکت اسلامی فلسطین
4-    شهید دکتر فتحی شقاقی؛ امام خمینی، تنها گزینه
5-    دکتر کلیم صدیقی؛ مسائل نهضت‌های اسلامی
6-    دکتر کلیم صدیقی؛ نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران

این مجموعه کتاب‌ها در طول سال‌های دهه‌ی هفتاد و شصت شمسی گرد آمده است و به زیور طبع آراسته شاده است. هرچند این کتاب‌ها شاید از بعد تاریخی اندکی بیات شده باشند، اما همچنان به عنوان منابع خوبی برای آشنایی با نهضت‌های اسلامی معاصر در جهان اسلام مؤثر هستند.

در کتاب فدائیان اسلام، دو بخش عمده موجود است. بخش اول که تقریرات شهید نواب صفوی است، درباره‌ی تشکل و برنامه‌های فدائیان اسلام سخن گفته شده است. و در بخش دوم اسناد و نیز دیدگاه‌های شهید نواب صفوی در قالب کتاب جامعه و حکومت اسلامی بوده است، افزوده شده است.

در کتاب اخوان المسلمین، نویسنده در دو سرفصل، مطالب خود را منتشر کرده است: بخش نخست به امام حسن البنا، رهبر اخوان المسلمین پرداخته است و در بخش بعد، روابط و برخوردهای جمال عبدالناصر با اخوان المسلمین را به تصویر کشیده است.

کتاب سوم به تاریخ حرکت‌های اسلامی در فلسطین پرداخته است. البته مشکل اصلی این کتاب قدیمی بودن شدید آن است که تنها تا سال 1967 را مورد مداقه قرار داده است.

کتاب چهارم که از نقاط قوت این مجموعه است، سه مقاله از شهید بزرگوار، فتحی شقاقی –دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین- اختصاص داد؛ امام خمینی، تنها گزینه، شیعه و سنی، غوغای ساختگی و نیز مرکزیت مسئله‌ی فلسطین عناوین این مقالات را تشکیل می‌دهند.

کتاب پنچم اندیشه‌های دکتر کلیم صدیقی درباره‌ی مسائل جهان اسلام است. این نوشتارها منتخبی از نوشته‌های دکتر کلیم صدیقی با عنوان «Issues in the Islamic movement» می‌باشد که در لندن منتشر شده است. دربار‌ی فعالیت‌ها، اندیشه و عمل سیاسی مسلمین در دوران استعمار، نخستین گام نهضت جهانی اسلام، ناسیونالیسم، تحلیل شرایط کنونی و موضوع اسلام وغرب پس از مسئله‌ی بوسنی عناوین اصلی این کتاب هستند.

کتاب ششم این مجموعه نیز به قلم دکتر کلیم صدیقی است که درباره‌ی جایگاه انقلاب اسلامی ایران در میان نهضت‌های اسلامی معاصر و تحولات پس از انقلاب در این نهضت‌ها اشاره دارد که به تفصیل در جای خود معرفی کرده‌ام.


 
ترکیه و امت اسلامی
ساعت ٤:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٢ 

شقشقیه‌ی مسلمانان ترکیه



یک. ترکیه‌ی امروزین، پایتخت خلافت‌گری اسلامی بوده است و بیشتر کشورهای عربی-اسلامی تحت سیطره‌‌ی او بوده‌اند که از جمله‌شان اردن، لبنان، فلسطین و سوریه بوده‌اند. اما در دوران پس از جنگ جهانی اول، تجریه‌ی مملکت عثمانی به چند دلیل رخ داد:
١-    ناتوانی و بی‌عرضگی سلاطین: افول هرچه بیشتر سلاطین عثمانی و دوری‌شان از ارزش‌های اسلامی، جایگاه مردمی آنها را تحت تأثیر قرار داده بود.
٢-    ترویج ملی‌گرایی منفی در میان مسلمین (پان عربیسم و پان ترکیسم): این امر را به‌خصوص در دوران حکومت کوتاه  «کمیته‌ی اتحاد و ترقی» در اعمال سیاست ترکی‌کردن جامعه‌ی اسلامی می‌توان مشاهده کرد که زمینه‌ساز انقلاب عربی شد.
٣-    حمله و فشارهای خارجی کشورهای اروپایی: از جمله‌ی این فشارها پیشنهاد هرتزل مبنی بر خرید فلسطین بوده است و همین برخورد های جدی آخرین سلطان، فشارهای خارجی را بر حکومت نحیف او بیشتر می‌کرد.

دو. سرنوشت ایران و ترکیه در طول تاریخ به هم وابسته و نزدیک بوده است. از سویی ملی‌گرایی و نابردباری مذهبی را در دوران حکومت صفویه در ایران و در عثمانی از سوی دیگر پیگیری کرد تا به تفرقه‌ی میان دو مذهب بزرگ اسلامی دامن بزند. و از سوی دیگر در دوران بعدی این امر را برای اختلاف میان عرب و عجم به کار گرفت و میان کشورهای عربی از سویی و ترکیه و ایران از سوی دیگر تفرقه انداخت. این امر در دوره‌های بعدی به ایجاد و ترویج مذاهب ساختگی بابیت و بهائیت (در میان شیعیان) و وهابیت (در میان اهل سنت) منجر شد. همچنین در دوران حکومت آتاتورک، سنت سیئه‌ی غربزدگی در ترکیه به ایران هم سرایت کرد و باعث فاصله‌ی بیشتر این دو کشور استراتژیک در میان امت اسلامی و دیگر کشورها شد.

سه. همچنین سعی غرب بر این بوده است تا با ایجاد مثلثی از ایران، ترکیه و اسرائیل -به عنوان سه کشور غیرعربی در خاورمیانه- جای پای فرهنگ غربی را در قلب کشورهای اسلامی باز کند. هرچند با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تأکید بر ارزش‌های اسلام و قدرت و مکنت امت اسلامی این روند در ایران وارونه شد، اما این روند در ترکیه هم‌چنان ادامه یافت. تأکید بر ارزش‌های لائیک و سرکوب شدید اسلام‌گرایان در طول پنجاه سال اخیر در ترکیه جدی بوده است.

چهار. ارتش در ترکیه از قدرت و جایگاه مهمی برخوردار است. آتاتورک که خود پایه‌گذار ترکیه‌ی نوین بود، از ژنرال‌های ارتش آخرین پادشاه عثمانی –سلطان عبدالحمید دوم- بوده است. وی که سال‌ها به عنوان یک فرد معتقد به مذهب و سنت شرع شناخته می‌شده است، پس از دستیابی به قدرت، از احکام اسلام بیزاری می‌جوید و راه تشکیل دولت لائیک را هموار می‌کند. این قدرت و نفوذ پس از کمال آتاتورک نیز ادامه یافت. و جالب آن است که اکثر تمام سران ارتش ترکیه سنی مذهب هستند و این امر را افتخار خود می‌دانند؛ اما هیچ‌کدام نیز خود را به احکام شرع مقید نمی‌دانند.

پنج. ترکیه حدود دو میلیون شیعه دارد و البته بسیار در سختی و مشقت هستند. این افراد از دستیابی به بسیاری از موقعیت‌ها و به خصوص در ارتش و دولت، محروم‌ند. همچنین جمع زیادی از مردم ترکیه، علوی مذهب‌ند. برخی قائل به این هستند که این گروه از مردم ترکیه، پیش از این شیعه بوده‌اند و بعدها به دلیل عدم تقید به احکام و عقاید به این انحراف دچار شده‌اند و برخی نیز می‌گویند که این افراد هرگز شیعه نبوده‌اند و دین درستی نداشته‌اند و در گذشته، افرادی بوده‌اند که برخی از احکام و عقاید شیعه را مطلع شده‌اند. در هر صورت این گروه در ساخت حکومت و مناسبات قدرت بسیار مؤثرند.

شش. کودتا و دخالت ارتش در امور دولتی در ترکیه امری عادی محسوب می‌شود؛ به گونه‌ای که هر از ده سال  یک‌بار  در ترکیه کودتا رخ داده است که آخرین آنها منجر به سقوط دولت اسلام‌گرای نجم‌الدین اربکان شد. احزاب فضیلت و رفاه نیز که در حقیقت شاخه‌ی ترکیه‌ی اخوان المسلمین بودند در همین سال‌ها منحل شده‌اند و اعضای آن‌ها به زندان‌ها افتاده‌اند.

هفت. حجاب را باید یکی از مهم‌ترین مظاهر اسلامی دانست. مبارزه‌ی آتاتورک و رضاخان در اولین گام برای غربی‌شدن، با حجاب مخالفت کردند. -و اکنون نیز شاهد همین روند در کشورهای غربی هستیم که در جای خود محل بررسی است- این امر میان مردم مقید به دین و لائیک‌ها مرز معلومی را ایجاد کرده است. نوع حجاب در ترکیه، نشان از عقاید مردم نیز دارد و گاه معنای سیاسی را جدی‌تر از پیام دینی و معنوی‌ش مطرح می‌کند.

هشت.
در سال گذشته که بار دیگر اسلام‌گرایان از حزب عدالت و توسعه به حکومت رسیدند، بار دیگر موضوع جدی اسلام‌گرایی در ترکیه مورد توجه و مداقه قرار گرفت. عبدالله گل که باید نقش نخست‌وزیر حکومت لائیک ترکیه را بر عهده می‌گرفت، دارای همسری محجبه بود. ارتش ترکیه، حجاب «هایرونیسا گل» را نشان امر سیاسی‌ای می‌دانست که آن را مخالف ارزش‌های لائیک جامعه می‌دانشت و صریحاً آن را طرد می‌کرد. همچنین پس از اعلام رأی پیروزی اسلام‌گرایان در ترکیه، بار دیگر زمزمه‌های کودتا به گوش رسید و ژنرال‌ها در نامه‌ای به اردوغان اعلام کردند اگر وی با لائیسیسم مخالفت کند، با کودتا مواجه خواهد شد.

نه. آنچه در هفته‌ی گذشته در داووس اتفاق افتاد، نه از سنخ یک اتفاق معمولی در دعاوی دیپلماتیک بوده است که فوران بغض فرو خورده و شقشیه‌ی مردمی است که سال‌ها در فشار غرب و صهیونیست‌ها خرد شده‌اند و مجبور به سکوت بوده‌اند. آنچه اردوغان را به آن حرکت زیبا و ارزش‌مند وادار کرد، خواست ملت مسلمان بوده است. این خواست ملی امروز از هر روز دیگری در ترکیه پررنگ‌تر است و می‌تواند بیش از پیش، پایه‌های لائیسیسم در ترکیه را لق کند؛ شاید که فرو افتد...

مرتبط:
مصاحبه‌ام با فارس در همین‌باره


 
قوری انقلابی من!
ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٢ 

به دعوت کوثرانه، به بازی نوستالژی جشن‌های انقلاب آمدم.

از جشن‌های انقلاب، بیشتر به یاد گروه تواشیح‌مان می‌افتم و این‌که در روزهای جشن‌های انقلاب سرمان حسابی شلوغ می‌شد. و یاد شب‌هایی می‌افتم که در مراسم شبی با قرآن در شهرها و روستاها، مراسم اجرا می‌کردیم.

از همه به‌یادماندنی‌تر برای خودم، آن شبی است که در روستای قادرآباد حوالی آباده دعوت شده بودم تا قرآن بخوانم. – البته بگذریم که از آن همه قرآن جز لفظ و از آن همه لفظ جز خاطره‌ش چیزی در توشه‌ی امروزم نیست- اتفاقاً روزه هم گرفته بودم. -البته این جمله‌ی معترضه را هم اضافه کنم که آن موقع‌ها خیلی آدم خوبی بودم و البته از آن دوران خوبی‌ها چیزی اکنون در انبان ندارم جز خاطره‌ش. این هم اضافه شود به همون قبلی- اما در میانه‌ی راه به دلیل بدی جاده، دچار تهوع و استفراغ شدید شدم و چنان حالی به من دست داد که مرغان آسمان به حال‌م زار می‌زدند. ساعت افطار هم نتوانستم چیزی بخورم و پزشک روستا هم نتوانست کاری برای‌م بکند تا بتوانم در مراسم شرکت کنم.

به ناچار در انتهای مسجد خوابیدم. اما ناگهان با شنیدن اسم خودم از خواب پریدم. هرچه دور و برم را نگاه کردم نفهمیدم کجا هستم. اما دیدم که معلم قرآن که همراه‌مان بود رفت و شرح احوالات مرا برای مردم گفت و بعد از من دعوت کرد که بیایم و برای مردم قرآن بخوانم. رفتم و چند آیه‌ای از حفظ خواندم. نمی‌فهمیدم چه می‌خوانم، اما اعتراضی هم نبود. بعد هم چند نفری از مردم حاضر در مسجد از آیاتی از قرآن پرسیدند و پاسخ گفتم. اما همه‌اش را با شک می‌خواندم و معلم مهربان‌م با اشاره سر مرا تأئید می‌کرد.

انتهای مراسم هم یک فروند قوری چینی به این‌جانب اهدا شد که هنوز که هنوز است با یکی از بهترین خاطرات‌م همراه است و روزگاری را برای‌م تداعی می‌کند که با قرآن مأنوس بودم. –حالام رو نبینید که هیچ از قرآن و معنویت بارم نیست؛ در دوران جوانی (!) یلی بوده‌ام آن سرش ناپیدا. این هم اضافه شود به اون قبلی‌ها-



من هم می‌خواهم دعوت کنم از پلخمون (سید محمدجواد میری)، روزنامه‌ی دانشجویی (سید سجاد آل صاحب‌فصول)، ایلیا (علی اللهیاری‌پور)، تأملات (دکتر مجید بذرافکن)، خبرنگار مسلمان (حامد طالبی)، عقل ما عقال (محمد مهدوی اشرف)، خیزران (سیدعلی پورطباطبائی) و سایر افرادی که لینک‌شان در لیست موجود هست یا نیست که در این‌باره بنویسند.

پی‌نوشت: فکرش را بکن که درباره‌ی این بازی وبلاگی در بیست و سی هم گزارش دادند. البته این را از حسن انتخاب موضوع و نیست خیر برگزارکنندگان‌ش می‌دانم. خدا خیرشان دهد! الهی آمین


 
دانشگاه آزاد اجازه تحقیقات قانونی درباره عملکردش را بدهد
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥ 

خبرگزاری فارس: عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی گفت: امیدواریم دانشگاه آزاد فضای بسته‌ای که در خارج و داخل محیط کاری خود ایجاد کرده بشکند و اجازه دهد قانون محور اصلی تحقیقات قرار بگیرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، محمدصالح مفتاح عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی در نشستی خبری که با حضور نمایندگان تشکل‌های دانشجویی درباره موضوع اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد بعد از ظهر امروز در محل شبکه خبر دانشجو تشکیل شد، با بیان اینکه کسی نمی‌تواند منکر این شود که دانشگاه آزاد خدماتی را به جامعه ارائه کرده است، گفت: همه به روند عملکرد این مجموعه انتقادهایی داریم اما این موضوع نباید موجب شود که بگوییم دانشگاه آزاد هیچ خدمتی انجام نداده است.

وی افزود:‌ امروز شاهدیم که تحصیلات تکمیلی و بخش گسترده‌ای از پیشرفت‌های ما در علوم به واسطه حضور دانشگاه آزاد در انقلاب اسلامی گسترش یافته است.

مفتاح تصریح کرد: دانشگاه آزاد یکی از نتایج انقلاب اسلامی بوده است.

وی با اشاره به اینکه نقد یک طرفه همیشه مذموم بوده است، اظهار داشت: اما متاسفانه دیدیم که دانشگاه آزاد همیشه دعوت به مناظرات را بی‌پاسخ گذاشته و هیچ یک از مسئولان مربوطه نمی‌خواستند خود را در مقابل سوالات متعدد قرار دهند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواهی دانشجویی با بیان اینکه ما از دانشگاه آزاد شفاف‌سازی را می‌خواهیم و انتظارمان این است که مدیریتی که پس از 25 سال پاسخگو نبوده، امروز پاسخگوی سوالاتی باشند که کم کم دارد به ارزش‌های انقلاب لطمه وارد می‌کند، خاطرنشان کرد: انتظار ما این است که دانشگاه آزاد درباره روند‌های مالی و گزینش دانشجو پاسخگو باشد تا جامعه از شبهات موجود رهایی پیدا کند.

مفتاح افزود: ما به دلیل اینکه به خطای دانشگاه آزاد مظنون هستیم، تاکید داریم که مسوولان این دانشگاه در مورد موضوعات مطرح شده پاسخ صریح بدهند.

وی با اشاره به اینکه تصحیح و اصلاح اساسنامه و نظارت بر دانشگاه آزاد از نکات بسیار مهم است، اظهار داشت: امیدواریم دانشگاه آزاد فضای بسته‌ای که در خارج و داخل محیط کاری خود ایجاد کرده، بشکند و اجازه دهد قانون محور اصلی تحقیقات قرار بگیرد.
عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواهی دانشجویی از قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی خواست به وظایف خود در رابطه با این دانشگاه عمل کرده و هیچ گونه مسامحه‌ای به خرج ندهند.

وی خاطرنشان کرد: مجلس باید همچون گذشته وظایف خود را در امر نظارت انجام داده و اجازه ندهد این موضوع به فراموشی سپرده شود.

مفتاح همچنین با ابراز امیدواری از اینکه جنبش دانشجویی به بهانه بررسی کار دانشگاه آزاد وارد مصادیق نشده و خود را بازیچه احزاب قرار ندهد، تاکید کرد: جنبش دانشجویی نباید اجازه بدهد امثال جهانشاهی‌ها فراموش شوند.

منبع: فارس

___________
همین خبر به روایت شبکه خبر دانشجو


 
بیست و چهار ساعت گذشته
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱ 

شوکران شراکت؛ چگونه حامی صهیونیست‌ها شده‌ایم؟
تخریب مسجد الاقصی بهترین بهانه برای دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) بود تا در گروه مطالعات فرهنگی بیداری اسلامی، نوشته‌های روی کاغذ را که چند سالی بعد از خطبه‌های نماز جمعه توزیع می‌شد، به برنامه‌ای عملیاتی تبدیل کنند؛ نوشته‌هایی که البته شرکت‌های حامی رژیم صهیونیستی را به مردم معرفی می‌کردند، اما ظاهراً با کاغذبازی راه به جایی نبرده بودند... محمد صالح مفتاح وقتی از 23 بهمن 85 صحبت می‌کند، از جلسات خودشان در دانشگاه امام صادق(ع) و همان گروه مطالعاتی شان با حسی نوستالوپیک همراه با طعم یک انقلاب کوچک یاد می‌کند....

کیهان 

__________________________

جنگ غزه تقابل جریان تحجر و اسلام ناب بود
محمدصالح مفتاح در نشست خبری که با حضور تشکل‌های دانشجویی و در راستای تقدیم سپاس‌نامه برای پیروزی حماس در جنگ غزه و در دفتر حماس در تهران برگزار شد، با بیان این‌که جنگ 22 روزه اخیر در سرزمین فلسطین آثار و برکات بسیار زیادی برای ملل مسلمان در سراسر دنیا داشته است، گفت: این پیروزی از معدود پیروزی‌هایی است که در طول تاریخ وجهه‌ی خود را کامل حفظ کرده است. این پیروزی نشان داد که حرکات مردمی در سرزمین فلسطین از مردمانی با ایمان نشأت گرفته، مردمانی که می‌توانند با حضور خود، قدرت‌های استکباری را سرنگون کنند....

ایسنا

__________________________

باید به دنبال تغییر ساختارهای نظام بین‌المللی باشیم
محمد صالح مفتاح همچنین با اشاره به سازمان های بین المللی گفت: سازمان ملل و شورای امنیت که با هدف دفاع از حقوق ملت ها تشکیل شده اند نه تنها به شعارهای خود پایبند نبوده اند بلکه نتوانستند حرکت مناسبی برای جنگ افروزی از خود نشان دهند و این ثابت می کند که باید به دنبال تغییر جهانی در سطح سازمان ملل باشیم.

برنا

__________________________

Iran students say time for U.S. to change policy
The more radical students see little hope of change, even with Obama in office, and vow to uphold revolutionary values.

"We do not consider America a friend. Our revolution's goals should be kept alive," said conservative student activist Mohammad Saleh Meftah, whose own group opposed threats to storm embassies but held other rallies in support of Gaza.

"Ties with America should only be restored if Iran's interests and the revolution's goals are met," he said.

Reuters

________________________

طلاب ایران: حان الوقت لتغییر السیاسة الامریکیة
ولا یرى الطلاب الاکثر تشددا أملا فی التغییر حتى بعد تولی اوباما الحکم وتعهدوا بالتمسک بالمبادیء الثوریة.

وقال محمد صالح مفتاح وهو ناشط طلابی محافظ عارضت جماعته التهدیدات باقتحام السفارات لکنها عقدت اجتماعات حاشدة دعما لغزة "نحن لا نعتبر امریکا صدیقة. یجب أن تبقى أهداف الثورة حیة."

وأضاف "یجب الا تعود العلاقات مع امریکا الا اذا تحققت المصالح الایرانیة وأهداف الثورة."

ایلاف


کلمات کلیدی: اوباما ، صهیونیسم ، حماس ، خودم!
 
تضاد با رهبری
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳٠ 

می‌گویند فرد در خیابان زمین خورد. دید همه دارند نگاه‌ش می‌کنند. برای جلوگیری از ضایع شدن، تا رسیدن به منزل سینه‌خیز رفت! این حکایت برخی از آدم‌های دوران ماست که نمی‌خواهند با خطای‌شان اعتراف کنند و به صراحت، آنچه در دل‌شان وجود دارد و در تضاد با اندیشه‌ها رهبری‌ست بیان کنند.

در حالی که هنوز یک روز از پیام تشکر مقام معظم رهبری از تحصن در مهرآباد نمی‌گذشت، خانم فاطمه‌ی رجبی با نگارش مطلبی تحصن در فرودگاه را پیش افتادن از رهبری خواند و آن را نکوهش کرد. وی در نوشتار اول با طرح مسأله‌ی تخیللی تردد مخالفان رئیس‌جمهور درباره‌ی هولوکاست، این حرکت دانشجویی را سیاسی و وابسته به گروهک‌ها خواند. این در حالی است که حجه الاسلام و المسلمین محمدیان نماینده مقام معظم رهبری در جمع متحصنین حضور یافته و در پایان تحصن در بیت رهبری، تشکر ویژه رهبری از متحصنین فرودگاه را به متحصنان ابلاغ کرد و دعای خیر مقام معظم رهبری را بدرقه راه آنان خواندند.

پس از تشکر مجدد رهبری در روز پنج‌شنبه، و مقایسه‌ی دانشجویان با رزمندگان و شهدای دفاع مقدس، بار دیگر خانم رجبی دست به قلم بردند تا شمه‌ای دیگر از تأولات خود را از نظرات رهبری بنویسند و ابراز خوشحالی کردند که نظرشان با گفتار رهبر، «تضاد»، «تفاوت» و «فاصله» نداشته است!!!!

در نوشته‌ دوم نیز حضرت رجبی (علیها ما علیها)، متحصنان مهرآباد که رهبری آنان را مؤمن و پرشور خوانده بود، بی‌خردان محض یا سیاست‌کاران محض خواند!

البته این‌گونه اظهار نظرات عجیب تازگی ندارد. و البته به نظر من سند افتخاری برای کسانی است که در پیروی از اندیشه‌های امام خمینی و امام خامنه‌ای گام برداشته‌اند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن سخنان رهبری درباره‌ی تحصن در فرودگاه‌ها:

من لازم است از همه‏ى ملت که در راهپیمائى‏ها و تظاهرات و شعارها موضع و عزم خودشان را نشان دادند، تشکر کنم؛ بخصوص از جوانهاى مؤمن و پرشورى که به فرودگاه‏ها - در تهران و بعضى جاهاى دیگر - رفتند؛ که ما را بفرستید. خوب، دست ما بسته است؛ دست ما بسته است. ما اگر میتوانستیم آنجا حضور پیدا کنیم، لازم بود حضور پیدا کنیم و پیدا هم میکردیم؛ ما ملاحظه‏ى کسى را هم نمیکردیم؛ منتها امکان ندارد؛ این را همه بدانند. دولت جمهورى اسلامى و مسئولین جمهورى اسلامى هر کارى که ممکن باشد که کمک به آن ملت مظلوم باشد، میکند، تا حالا هم کرده، بعد از این هم خواهد کرد. منتها جوانهاى ما، جوانهاى پرشورى‏اند. این نسل جوانهاى امروز ما با این کارشان نشان دادند که مثل همان نسل کربلاى 5 - که همین روزها، روزهاى یادآور خاطره‏ى کربلاى پنج است - و نسل والفجر 4 و عملیات خیبر و عملیات بدر اند. این جوانهاى امروز هم مثل همان جوانهاى بیست و پنج سال پیش، سى سال پیش آماده‏ى میدان‏اند.


 
حاشیه نوشته هایی بر همایش ضرورت تعامل و تحول در دهه ی چهارم انقلاب
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٧ 

امروز «همایش همایش دهه چهارم؛ ضرورت تعامل و تحول» به دعوت جمعیت توحید و تعاون برگزار شد و به دعوت دوست گرامی آقای حمزه غالبی -از اعضای شورای مرکزی جمعیت- در همایش شرکت کردم.

ترکیب خاص و البته تا حدودی گسترده‌ی مدعوین این برنامه، این جلسه را به دیدار اعضای گروهای سیاسی و مدیران دولت قبل و البته احزاب و ارباب رسانه و نیز صاحبان بنگاه‌های اقتصادی از سویی و کارشناسان و اساتید از سوی دیگر بدل کرده بود. از وزرای دولت گذشته گرفته تا سید حسن خمینی و از عماد افروغ گرفته تا محمدرضا خاتمی و تا عطریانفر و مرتضی نبوی گرفته تا آیت الله سیدمحمد موسوی بجنوردی از مدعوین این برنامه بودند.

نکته ی مثبتی که در این جلسه مشهود بود، مطرح شدن مباحث تئوریک و ارزشمندی در باب «الگوی زیست مسلمانی بر پایه‌ی عقلانیت جمعی توحیدی» بود که فارغ از بروزهای سیاسی جلسه به مشورت و نقد و بررسی گذاشته شده بود.

برگزاری چنین جلسات و محافلی البته اگر فارغ از حضور سنگین رسانه ها و نیز شخصیت های نمایشی و البته بزرگ می بود، شاید محمل بهتری برای تضارب اندیشه ها می بود، اما نفس برگزاری چنین محافل و مجالسی در عصر و دوران ما که عمل زدگی به شدت مشهود و بلای جان دولت مردان و مسئولان و البته احزاب و جریانات سیاسی است، خبر خوشی است.

البته کنایه ی دکتر افروغ نیز بسیار به جا بود که خطاب به خاتمی گفت: در دورانی که شما در رأس قدرت اجرایی کشور بودید، علیرغم شعارهای گفتگوی تمدن ها، شاهد برگزاری چنین محافلی نبودیم و اکنون که از اریکه ی قدرت کناره گرفته اید، آیا محفلی برای اجرای چنین سیاست ها و برنامه هایی می یابید یا خیر. و اینکه شما نسبت خود را با سیاست های اعلام شده و مصوب در باب اصل 44 قانون اساسی یا سیاست های اعلام شده برای برنامه ی توسعه چگونه می دانید و راهی برای اعمال سیاست های خود جسته اید یا خیر؟

این نکته ی دکتر افروغ البته کنایه ای هم به ساخت قدرت در کشور ما دارد که همه چیز را دولت و قدرت تعیین می کند و تئوری پردازی ها تا زمانی که به قالب قانون و برنامه های اجرایی در نیاید، تنها چون مُرکب بر روی کاغذ بیش نیست. به خصوص این امر برای چنین مجموعه ای که خود را دور از ساحت انتخابات و قدرت تعریف کرده است، بیشتر از سایرین به چشم می آید.

سخن دیگر درباره ی این جلسه، طیف وسیع مدعوین بود که البته بدون مبانی مشترک -حتی در طرز تلقی نسبت به انقلاب و امام- در یک محفل گرد آمده بودند و این امر چندان نمی تواند در رسیدن به مفاهیم اجماعی یا حتی در پیدا کردن سئوال و در نتیجه در پاسخ به برگزار کنندگان جلسه یاری رساند.

در هر صورت جای بسی مسرت است که باز هم افرادی نشسته اند و اندیشیده اند و عملگرایی را جایگزین نظام اندیشگی نکرده اند و فارغ از انتخابات پس از شش سال از تأسیس امروز حرف هایی برای گفتن یافته اند که البته قابل نقد و تأمل است.

____________________
- در نوشتن این متن از صحبت های حاشیه ای با دوست گرامی آقای ابوالفضل عمویی، بهره برده ام.


 
عذر تقصیر به پیشگاه شما
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٤ 

باید یک پوزش درست و حسابی بخواهم نسبت به مخاطبان این وبلاگ. چند مدتی چنان از به روز کردن آن دست برداشته‌ام که گویی اصلاً بی‌خیال‌ش شده ام.

خودم هم شرمنده و ناراحتم از این وضعیت وبلاگ. اما حق دهید به کسی که نه اینترنت پیوسته‌ای دارد و نه حتی دیگر رایانه‌ای دارد تا در فرصت مبسوط به فکر نوشتن وبلاگ باشد.

این صاحب وبلاگ عذر تقصر می‌خواهد که این روزها چنان وقت‌ش را امور پراکنده و متمرکز پر کرده است که وبلاگ‌نویسی‌ش -که روزی تنها کارش بود- را تحت تأثیر قرار داده است.

این روزها دل و کارم را وقف فلسطین کرده‌ام و زمان‌م وقف آن‌ها ست. راست هم می‌گوئید که چرا از فلسطین ننوشته‌ام. من هم خود شرمنده‌ام. از تذکارهای شما هم بر این امر متشکرم. اما واقعاً از نوشتن‌ش درمانده‌ام. خب شما بفرمائید که در برابر این نسل‌کشی واضح چه باید بگویم؟


کلمات کلیدی: فلسطین ، خودم!
 
نقد غیرمنصفانه و توجیه نامعقول آفت رفتارهای مصلحانه است
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸ 

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی:
حفظ باطن انقلاب از ظاهر آن مشکل‌تر است

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان این که حفظ باطن انقلاب از ظاهر آن مشکل‌تر است، اظهار کرد: وظیفه جنبش دانشجویی پی‌گیری تحقق مردم‌سالاری و اسلامی شدن تمام ارکان و اجزای نظام اسلامی است.

محمدصالح مفتاح در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به بیانات اخیر مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران، نظامی بی‌بدیل در تاریخ بشریت و از ثمرات شجره‌ طیبه‌ انقلاب اسلامی است؛ هرچند این شیوه حکومت، برگرفته از حکومت انبیاء الهی و امامان معصوم است، اما متناسب با دوران ما در قالب نوینی عرضه شده است که در آن علاوه بر محتوای اسلامی، شکلی روزآمد در نظر گرفته شده است.

این فعال دانشجویی ادامه داد: بر اساس این‌ که ما ترکیب نظام اسلامی را ترکیبی اضافی بدانیم و یا وصفی، می‌توان ظواهر و بواطن آن را تعریف کرد و شناخت. اگر این ترکیب را اضافی بدانیم، به معنی تعلق نظام به اسلام است و اگر وصفی بدانیم منظور آن خواهد بود که نظامی که اسلامی است؛ البته این اقرب به مقصود است.

وی خاطرنشان کرد: بر همین اساس، این نظام باید در تمام سطوح این وصف را داشته باشد و چه در شکل و چه در محتوا آن را دنبال کند. قانون اساسی این موضوع را به خوبی پی گرفته است و پیش‌بینی شورای نگهبان و مجلس خبرگان در کنار ولایت فقیه این جریان مشروعیت الهی را در کنار مردم‌سالاری در قالب پارلمان و ریاست‌جمهوری پیش‌بینی کرده است.

مفتاح با بیان این که حفظ باطن انقلاب از ظاهر آن مشکل‌تر است، گفت: در نظام اسلامی، زمینه‌ نفاق و ریا بیشتر است؛ چرا که دسترسی به باطن سخت‌تر است و تغییرات در آن به کندی صورت می‌پذیرد؛ از این رو نیازمند توجه بیشتر و تدقیق عمیق‌تری خواهیم بود.

وی ادامه داد: همان‌گونه که مقام معظم رهبری نیز بیان داشته‌اند، باطن نظام اسلامی عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزش‌ها، سعى براى ایجاد برادرى و برابرى، اخلاق و ایستادگى در مقابل نفوذ دشمن است. باید این موارد با سنجه‌های دقیق هر روز مورد بررسی قرار گیرد و ببینیم تا چه اندازه از این آرمان‌ها دور یا به آن نزدیک شده‌ایم.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی خاطرنشان کرد: انقلاب و نظام اسلامی و دستیابی به آرمان‌های آن، نیاز به انسان‌های مذهبی دارد تا در برابر وسایس شیطانی عقب نروند و بتوانند برای بسط کلمه‌ الله در زمین بکوشند. اگر این امر میسر نشد، تمام تلاش‌هایی که برای حفظ اسلامیت نظام به کارگرفته می‌شود، بی‌ارزش خواهد شد. این امر در مقدمه و فصل اول قانون اساسی بارها تأکید شده است.

مفتاح ادامه داد: متأسفانه ما شاهد توجه به ظواهر نظام شده‌ایم و فراموش کرده‌ایم که باطن نظام را نیز باید مورد توجه قرار دهیم. اگر به نوع رفتارهای بسیاری از نهادهای متولی فرهنگ و سیاست بنگریم، این امر به شدت مشهود است و این‌که قالب‌ها بر محتواهای آن غالب شده‌اند. گاهی نیز تصور کرده‌ایم تزئین‌ کردن ما را از اصلاح بی‌نیاز می‌کند. در حالی که آن‌چه تزئین کرده‌ایم هیچ سودی به حال ما و نظام اسلامی نخواهد داشت و در مواقعی که بدان نیاز افتد، اطلاع از عدم کارایی این ارکان و اجزاء سودی نخواهد رساند.

وی ادامه داد: تعبیر دیگری که از ظاهر و باطن انقلاب اسلامی می‌توان ارائه کرد، همان چیزی است که در تفاوت ظرف و مظروف بیان می‌شود. به بیان شهید مطهری جمهوریت شکل نظام است و اسلامیت محتوای آن. بر همین اساس، جنبش دانشجویی وظیفه دارد هم تحقق مردم‌سالاری را پیگیری کند و هم اسلامی شدن تمام ارکان و اجزای نظام اسلامی را.

مفتاح در ادامه گفت: جنبش دانشجویی به دلیل عدم وابستگی به قدرت و آرمان‌خواهی و نیز روحیه‌ی جوان و پرشور خود بهتر از دیگر اقشار می‌تواند در جهت صیانت از نظام اسلامی در سطوح ظاهر و باطن تلاش کند. جنبش دانشجویی به دلیل مرجع بودن و پیشگام بودن در عرصه‌ی آرمان‌خواهی، همواره بیش از دیگر طبقات و اقشار بر اجرای این وظیفه‌ی خود تأکید داشته و آن را به انجام رسانده است. این نقش را احزاب و گروه‌های سیاسی و سیاست‌مداران و سیاست‌بازان به دلیل معطوف بودن رفتارهای‌شان به قدرت نمی‌توانند به درستی انجام دهند. آنها گاه به نقد بی‌انصافانه دست می‌زنند و گاه به توجیه نامعقول و این هردو آفت رفتارهای اصلاح‌گرایانه و اصول‌طلبانه است.

وی تعقل، تهذیب، تعمیق اندیشه، شجاعت، اخلاص، اخلاق، صبر و بسیاری صفات دیگر را لازمه‌ جنبش دانشجویی دانست و اظهار کرد: تشکل‌های دانشجویی باید با ایجاد بستر مناسب برای جاری شدن این ویژگی‌ها در سرتاسر تشکل‌شان تلاش کنند که این امر نیازمند برنامه‌ریزی و ارزیابی مداوم در جهت نیل به این اهداف و آرمان‌هاست. در این بین تشکل‌های دانشجویی باید افق‌های دید خود را گسترش و آرمان‌های واقعی اسلام را ملاک عمل قرار دهند. این‌که شاهدیم برخی تشکل‌های دانشجویی بیش از آنکه معطوف به اصلاح جامعه تلاش کنند، به تخریب و تقابل با یکدیگر می‌پردازند، ناشی از کوتاه‌بینی و نداشتن آرمان و اعتقاد به راهی است که به نام آن وارد عرصه‌ی تشکل دانشجویی شده‌اند.

مفتاح در پایان تصریح کرد: تشکل‌های دانشجویی و فعالیت‌های آنها باید به بستری برای تقویت بنیه‌های اجتماعی و فهم اعضا بدل شود تا بتوانند نیروهای کارآمدی را برای مناصب و مشاغل مختلف تربیت کنند. البته باید مواظب بود که این امر باعث جهت‌گیری اهداف تشکل به سمت سکوی پرش شدن افراد نشود که همان آفت ریا و نفاق را در تشکل‌های دانشجویی گسترش خواهد داد.

 منبع: ایسنا


 
وحدت حوزه و دانشگاه شعار زده است
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٥ 

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان اینکه وحدت حوزه و دانشگاه می‌تواند در عرصه‌های تولید علم و جنبش نرم‌افزاری به یاری بیاید، گفت:حوزه و دانشگاه به مثابه دو بال، باید زمینه‌ی رشد و توسعه و دست‌یابی به جامعه‌ای دین‌دار، اخلاق‌محور و عادلانه فراهم آورند. دست‌یابی به چنین جامعه‌ای بدون همکاری بین حوزه و دانشگاه تقریباً غیرممکن است.

محمدصالح مفتاح، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به سالروز وحدت حوزه و دانشگاه اشاره و اظهار کرد: از آن جا که ظهور دانشگاه و مظاهر تجدد در کشورهمزمان با سنت‌ستیزی شد، این گریز از سنت نتیجه‌ای برای از دست رفتن تمام تجربیات و سنت‌های علمی و فرهنگی شد. از سوی دیگر نبود وحدت در کشورمنجر به دوری دانشگاه از دین و رفتارهای دین‌ورزانه و همچنین دوری حوزه‌های علمی از فهم درست مسائل و شرایط زمانه می‌شود. در این صورت نه دانشگاه را از دین گریزی است و نه حوزه را از درک زمانه. به همین دلیل همواره نیاز به همکاری و همیاری این دو نهاد علمی احساس می‌شود.

این فعال دانشجویی با بیان اینکه شهید آیت‌الله مفتح با درک درست حوزه و دانشگاه در جایگاه‌های شاگردی و استادی، توانست ضرورت این وحدت را درک کند، افزود:البته این وحدت و فهم ما از آن، در طول زمان‌ تغییر کرده است. ما تنها یک فهم از وحدت نداریم. گاهی مراد از وحدت، وحدت معرفتی است و گاهی وحدت ایدئولوژیک، گاهی وحدت ساختاری و گاه وحدت مبتنی بر تقسیم کار است.

وی ادامه داد: بر اساس همین فهم‌های متفاوت، آثار مختلفی در این باره قابل مشاهده است. از ایجاد نهادهای بینابینی همچون دانشگاه امام صادق(ع) یا مؤسسه‌ی امام خمینی تا برگزاری جلسات و نشست‌های دوستانه میان دانشجویان و طلاب، از تدریس حوزویان در دانشگاه‌ها تا تحصیل طلاب در علوم دانشگاهی و بالعکس ایجاد شده است. همه‌ این رفتارها به نوعی بازتاب‌دهنده‌ی نیاز جامعه‌ی امروز علمی ما به وحدت است.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی اصلاح نظام‌ها و شیوه‌ها را از جمله آثار وحدت حوزه و دانشگاه عنوان و خاطرنشان کرد: به عنوان مثال شیوه‌ی مناسب برای تحصیل و نظام آموزشی در حوزه‌های علمیه، از انتخاب درس و استاد تا نظام سنجش و تا شیوه‌ی مباحثه می‌تواند به عنوان جایگزین‌هایی برای شیوه‌ی مدرک‌محور دانشگاه مد نظر قرار بگیرد.

مفتاح ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه را برای همگان روشن خواند و گفت: همه بر این مدعا پای می‌فشرند که باید میان حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها ارتباط باشد. البته بروز این نیاز با بروز انقلاب اسلامی بیشتر احساس شده است؛ چراکه نیازهای جامعه تنها از یک سنخ نیست. حکومت اسلامی را گریزی از اسلامی شدن در ابعاد مختلف نیست و از این رو نیاز به اسلام‌شناس در همه‌ی زمینه‌های علمی و عملی و مدیریتی نظام احساس می‌شود و اداره کردن جامعه بدون یاری گرفتن از دانشگاه‌ها میسر نیست.

وی در ادامه تاکید کرد: حوزه و دانشگاه به مثابه دو بال، باید زمینه‌ی رشد و توسعه و دست‌یابی به جامعه‌ای دین‌دار، اخلاق‌محور و عادلانه فراهم آورند. دست‌یابی به چنین جامعه‌ای بدون همکاری بین حوزه ودانشگاه تقریباً غیر ممکن است.

این فعال دانشجویی ادامه داد: تجربه‌ی تاریخی ما نشان داده است که با برقراری ارتباط و همیاری میان این دو نهاد علمی در کشور، خیرات و برکات بسیاری برای کشور حادث می‌شود. نمونه‌ی بارز این وحدت، در جریان انقلاب اسلامی دیده می‌شود. درک متقابل حوزویان و دانشگاهیان و ارتباط مستمر روشنفکران این دو نهاد، باعث شد که انقلاب با اتکاء به این دو قشر به پیروزی برسد و نقش بی‌بدیل این دو نهاد در تاریخ مضبوط شود.

وی افزود: البته وحدت حوزه و دانشگاه در پیروزی انقلاب اسلامی، یک تجربه‌ی حداقلی است. تجربه‌ای که صرفاً در آن درک متقابل و ایدئولوژی مشترک حاکم بوده است. امروز نیز این وحدت می‌تواند در عرصه‌های تولید علم و جنبش نرم‌افزاری به یاری بیاید و در ساری و جاری شدن اخلاق و ایمان در علم یاریگر فرهیختگان و نخبگان دانشگاهی و حوزوی شود.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی در بیان موانع پیش روی وحدت بین حوزه و دانشگاه گفت: راه وحدت، راهی یک‌طرفه نیست. یک طرف این معادله نمی‌تواند صرفاً تولید کننده‌ی فهم و معرفت و دیگری فقط مصرف‌کننده باشد. نمی‌تواند یکی استیلای بر دیگری داشته باشد و نام این را وحدت بگذاریم. ما نیز به گفت‌وگوی دو طرفه نیاز داریم. نمی‌توان فقط از وحدت حرف زد و در کلیات بمانیم. ما باید در وحدت عملی بکوشیم.

مفتاح ادامه داد: مانع دیگر، بدبینی و عدم درک متقابل میان این دو نهاد است. تا زمانی که حوزویان، دانشجویان را دور از دین تصور کنند و دانشگاهیان، حوزویان را درک نکنند و زبانی برای مفاهمه نباشد، نمی‌توان به وحدت امید داشت.متاسفانه شاهدیم که موضوع وحدت حوزه و دانشگاه شعار زده و از عمل فاصله گرفته است. ما هر سال شعار می‌دهیم که به دنبال وحدت هستیم، اما در جهت تحقق آن کاری نمی‌کنیم.

این فعال دانشجویی در ادامه تاکید کرد:این آسیب‌ها و موانع باعث نمی‌شود که رشد و تعامل حوزه و دانشگاه را نادیده بگیریم. در طول این سال‌ها در این زمینه‌ها پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم. فهم مشترک و درک متقابلی که امروز وجود دارد از گذشته بیشتر است. حضور روحانیون در دانشگاه‌ها در اصلاح نگاه‌های منفی بسیار مؤثر بوده است.

مفتاح با بیان اینکه امروز برای تولید علم دینی نیازمند تعامل حوزه و دانشگاه هستیم، گفت: اگر معتقد باشیم که امروز یکی از مهمترین نیازهای جامعه‌ی ما، جنبش نرم‌افزاری است، خود به خود این ضرورت را درک خواهیم کرد که باید فرهیختگان و روشنفکران حوزه و دانشگاه به یاری یکدیگر برای ایجاد و استحکام وحدت بکوشند؛ این وحدت نه تنها فقط در فهم و درک متقابل، که در داد و ستد علمی نهفته است.

وی در پایان اظهار کرد:امروز نیاز داریم تا اخلاق را در علم جاری کنیم. فهم ایمانی و گوهر اسلام ناب را با علم درآمیزیم و در راه اعتلای «کلمة‌الله» در جهان بکوشیم؛ الگوی زندگی پیشرفته و عادلانه را به جهانیان عرضه کنیم تا نمونه‌ی یک کشور پیشرفته‌ی مسلمان را به جهان عرضه کنیم.

منبع: ایسنا