درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
چه خبر؟
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/٢٦

۱- ببخشيد که دير آمدم. اکانت اينترنتم در دانشگاه تمام شده است و فعلا در دانشگاه دسترسی به اينترنت ندارم.

۲- تکذيبيه: خبرهايی را دوستان در بخش کانت ها گذاشته بودند. يکی را که خود دوستان تکذيب کردند. (آقای قاليباف و رضاخان بودن ايشان!!!!) که البته من هم از خود ايشان شنيدم که اين حرف تکذيب شده بوده است.

خبر بعد هم در مورد برادر عطاء الله بيگدلي، مسئول بسيج دانشگاه امام صادق(ع) است. اصل خبر از زبان شريف نيوز

بعد از اين خبر تلفنی به برادر بيگدلی از سوی بسيج دانشجويی که عذر ايشان را می‌خواهند. ولی با صحبت‌های آيت الله مهدوی کنی با مسئولين بسيج دانشجويی مسئله رفع شده و ايشان مجدداً منصوب می شوند! و هم اکنون مسئول بسيج هستند. بسيج هم اعلام کرده که: نه آقا، اصلا اون بنده خدا از قول خودش حرف زده و ... (منبع: خودم - آيت الله مهدوی کنی - عطاء الله بيگدلی (خبر از اين دقيق تر می خواستين!))

۳- در مورد مطلب قبل هم خيلی جالب بود. جناب خودم نوشته بودند که از حرفم بوی رد صلاحيت می اومد هيچ حرفی ندارم. هر که خواست باور کند

۴- اين جشنواره وبلاگ‌نويسی با موضوع راهيان نور هم که ما رو کشت! اين هم لينکش برای وبلاگ‌هايی که در مورد دفاع مقدس و اردوهای راهيان نور مطلب می‌نويسند. احتمالا من هم يک وبلاگی را برای همين موضوع آماده کنم. به صورت گروهی.

فعلا ببخشيد. که مطلب ندارم! ان‌شاء‌الله فردا

نظرات ()



هاشمی و آرمان توسعه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/۱٤

نقد هاشمی، شمشيری دولبه است که گاهی آن را برای زدن ريشه انقلاب استفاده می کنند و گاه برای بيان تفکر ناب اسلامی و تفاوت آن با نگاه هاشمی.

آخر هاشمی، ناموس انقلاب است و کسی است که عمری را در راه مبارزه با نظام طاغوت گذرانده است و تاريخی زنده است برای اين انقلاب. والحق که حق بسياری بر اين انقلاب دارد.

ولی چه کنم که این گذشته و سابقه خير را نمی توان دلیل موجهی برای مسکوت گذاشتن نقد هاشمی دانست. شاید با خواندن این مطلب بر من خرده بگیرید که چرا هاشمی را اینقدر صریح نقد کرده ام. پاسخ ساده است. به نظر من تنها راه حل موجود، نقد صریح هاشمی است. دیگر زمان نقدهای پرده دار و محجوب درباره هاشمی گذشته است. اگر آن نوع نقد مناسب بود، تاکنون جواب داده بود و آن سیاست های فرهنگ براندازانه را شاهد نبودیم.

گروهی دیگر این سئوال را مطرح می کنند که این چه حرفی است که هاشمی را فرهنگ برانداز معرفی می کنید. هاشمی نیز نوعی فرهنگ را برای ما به ارمغان آورد و ...

پاسخ این گروه را به دو شکل می توان داد: یکی مجمل و دیگری مفصل (که این مطلب همان پاسخ مفصل است) و اما پاسخ اجمالی این است که فرهنگ امری عارضی نیست که یک شبه یا حتی یک ساله یا چند ساله بر یک ملت عارض شود. فرهنگ بعدی از هویت یک ملت است و مرگ و زندگی یک ملت به همان هویت است و الا آن ملت خسی است اندر بیابان. یا قطره ای در دریا که وجود مستقلی از خود ندارد. و اصلا وجودی ندارد.

آنچه که هاشمی از نوع فرهنگ، برای این کشور به ارمغان آورد، فرهنگ ایرانی یا اسلامی نبود و صرفا یک امر وارداتی بود که ابعاد آن را در ادامه بررسی می کنیم.

 

کلیات

توسعه (Development) را می توان بلندترین آرمان اقتصاد دولت هاشمی نامید؛ و ابزار اقتصاد لیبرالی انتخاب وی بود، برای رسیدن به این هدف.

آنچه در غرب (ودر شرق) تحت عنوان توسعه و ابعاد آن گفته می شود، به آن نوع توسعه ای اطلاق می شود که در خدمت توسعه اقتصاد باشد و حال آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، آن است که این نوع دید به انسان و زندگی انسانی آثاری دارد که گریزناپذیر است.

آنچه به عنوان بحران های امروز، نظام با آن دست و پنجه نرم می کند، را می توان از آثار همان سیاست های توسعه محور دانست.

آن زمانی که امام(ره) بر ابعاد جهانی انقلاب تاکید داشت، محدو کردن انقلاب به مرزهای جغرافیایی خیانتی بود که به آرمان های امام(ره) روا داشته شد. و زمانی که امام(ره) از جنگ فقر و غنا سخن می گفت و ادامه ابدی آن، طرح مسابقه رفاه شروع دیگری از انحراف از آرمان های انقلاب و امام(ره) را نشان می داد. که رهبر انقلاب هم بارها از این تفکر انتقاد کرده اند.

بحث از آن است که این تفکر از کجا پدید آمده است؟ آیا غیر از این است که اقتصاد لیبرالی، فرهنگ لیبرال و کلاً نظام لیبرال را طلب می کند؟

آنچه را که امروز از تضادهای آرمان و ساختار در نظام می یابیم، محصول همان تفکر لیبرالیستی است که برگرفته از تفکر سکولاری است که دین و سیاست را از دو حوزه متفاوت می داند. که از دید غیر از دین وارد حکومت دینی شده است. والبته در بسیاری از حوزه ها با هم در تضاد اند. عدالت و رفاه، دو گفتمان اصلی هستند که از حوزه دین و از حوزه اقتصاد لیبرالیستی برآمده و با هم در تضاد هستند. فرهنگی هم که از دل این دو نوع تفکر بر می آید، نمی تواند با هم در تضاد نباشد. این خدا و این خرما را نمی توان با هم جمع کرد. آنچه که جلال آل احمد «دو عالم در دو جهت پوینده» می نامدش.

 

آرمان توسعه

در باب تعریف توسعه و آنچه غرب آن را توسعه می نامد، سخن بسیار رفته است. (آنچنان که سید مرتضی آوینی هم در کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب» درباره آن سخن گفته است) در این کوتاه مقال نیز نگاه کوتاهی به بررسی چنین مفهومی خواهیم داشت و البته نمی توان در آن تمام ابعاد توسعه را بررسی کرد و به نقد کشید.

توسعه نوعی جهت گیری کلی است و جریانی چند بعدی که سمت و سوی خاصی به نظام اقتصادی خواهد داد و درگونی های اساسی در ساخت های نهادی، اجتماعی، اداری و حتی نظرهای عموم مردم را به دنبال دارد. (دیوید لمان-تئوری توسعه)

و این توسعه با فقر زدایی یا رشد اقتصادی یکی نیست؛ ولی گاهی آن را یکی تصور می کنند.

گفتیم که توسعه جریانی چند بعدی است؛ اما به کجا و چه سمتی؟ با اندک نگاهی به کشورهایی که «توسعه یافته» می نامندشان، می فهمیم که چنمدان بی راه هم نیست که توسعه، مبارزه با فقر نیست ورشد اقتصادی هم معنا نمی دهد، بلکه هدفی دارد که ان هدف، غیر از آنچه است که ما در توسعه به دنبالش هستیم.

اگر مبارزه با فقر، هدف غرب بود، تاکنون می بایست حداقل در جامعه آمریکا فقر ریشه کن شده بود. در حالی که در حال حاضر مغرب زمینیان، بحران سختی در تضاد طبقات را دنبال می کنند و وجود بیش از یک میلیون –به قول ما- کارتن خواب در کشور آمریکا، حکایت دیگری از آن توسعه بیان می کند.

 

اما هدف این توسعه چیست؟

اولین جواب به این سئوال-والبته مهمترین جواب- لذت است. غرب با تفکر اومانیستی و انسان محوریش، سعی در آماده سازی هر چه بیشتر زمین برای لذت بردن خود دارد. و صد البته- با نفی روح و بعد معنوی- موفقیتی را در آن بعد به دست آورده است.

پاسخ دوم مصرف است. فرهنگ توسعه، اسراف و تبذیر را طلب می کند و تا زمانی که بازار مصرف مناسب نباشد، تولید به هر اندازه هم که باشد منجر به توسعه نخواهد شد. واین پاسخ دوم، ادامه پاسخ اول است و باز برای آن است که لذت، هرچه بیشتر مداوم بماند و البته همه اینها، (از سود و لذت) برای غربی ها است. و نه برای مصرف کنندگان.

ممالک غرب زده نه از آن لذت سهم زیادی خواهند داشت و نه از آن مصرف. زیرا پس از آنکه متاعی برای اهدای به غرب نداشته باشند، دیگر از آن مواد مصرفی هم سهمی نخواهند داشت. و البته غرب طلا می گیرد و به جایش خروس قندی می دهد. و این بازار شرق تا زمانی برایشان مهم است که سودی داشته باشد. و الا فلا!...

 

و اما لیبرالیسم:

آنچه که اقتصاد هاشمی را بدان وصف می شناسند.

لیبرالیسم را اباحه گری ترجمه کرده اند. و برخی هم آن را مکتب آزادی نامیده اند. و چندان هم بیراه نمی گویند. مکتبی که از نام آزادی استفاده می کند (Liberalism  از ریشه Liber که کلمه ای لاتین و به معنای آزادی است گرفته شده است) و همه چیز را مباح می شمارد.

و بایدها و نبایدهای دین هم نمی تواند هیچ چیزی را در این نوع نظام تخصیص بزند. در این نوع نظام، دین فقط در اندازه حداقلی پذیرفته می شود. که عبارتست از دین در حوزه فردی (و باز هم سکولاریسم)...

و متاسفانه آنچه در دولت هاشمی دنبال شد، این نوع تفکر بود که افرادی چون خاتمی و مهاجرانی نمایندگان فرهنگی و مرحوم نوربخش نماینده اقتصادی آن بود. و آنچنان شد که شد و این نظام جدید فرهنگی بر کشور حاکم گردید.

نظرات ()



حقوق وبلاگ نويسان
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/۱٢

روز گذشته برنامه ای با عنوان حقوق وبلاگ نويسان برگزار شد. ولی به علت سياسی شدن جو و حرفهای آقای سحرخيز جلسه به نتيجه مناسبی نرسيد. مطلبی را با عنوان حقوق وبلاگ نويسان ارائه می کنم.

 

مهمترين بحثی که در ابتدا بايد به آن پاسخ داده شود تا بتوان حقوق يک وبلاگ نويس را در ذيل آن مطرح کرد، تعريف و بلاگ و ويژگی های وبلاگ است و تمايز آن با ساير رسانه ها.

وبلاگ چيست؟ وبلاگ نوعی سايت ساده ای است که معمولا نظرات نويسنده در ان انتشار می يابد.  پس از انتشار برای همگان قابل دسترس خواهد بود.

از اين رو که انتشار از سوی نويسنده صورت می گيرد و برای همگان هم قابل دسترسی خواهد بود، نمی توان قوانينی را که در مورد حوزه شخصی و حريم خصوصی افراد است در مورد ان به کار برد. قوانينی را که در مورد وبلاگ بايد مورد نظر باشد، قوانين مربوط به ازادی بيان خواهد بود.

از اصول پذيرفته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، اصل آزادی بيان و عقيده است. (اصل ۲۳ و ۲۴) و البته ۳ شرط دارد:

۱- مخل مبانی اسلامی نباشد 

۲- مخل حقوق عمومی نباشد

۳- مخل حقوق خصوصی نباشد.

با در نظر گرفتن سه شرط فوق در ساير موارد آزادی برای انتشار و بيان نظرات وجود دارد. البته اين شروط فقط مختص ايران نيست. تجاوز به حقوق ديگران يا مخالفت با نظام سياسی در همه قوانين جهان به عنوان جرم محسوب می شوند.

آيا وبلاگ احتياج به مجوز دارد؟ بر اساس قانون مطبوعات جمهوری اسلامی ايران، نشريات الکترونيکی نيز مشمول همان قوانين هستند.(ماده ۱-تبصره۳ قانون مطبوعات) ولی سئوال در اينجاست که آيا سايت های اينترنتی يا نشريات سايبرنتيک هم شامل اين قانون خواهند شد يا خير؟ در آئين نامه ای که از سوی دولت در اين باره منتشر شده است، تعريفی را برای نشريات الکترونيکی مشمول قانون مطبوعات ارائه شده است. در اين قانون نشريه الکترونيکی را نشريه ای می داند که با گذراندن همان مراحل نشريه چاپی منتشر خواهد شد.

با اين تعريف به نظر می رسد، قانون مطبوعات شامل نشريات سايبرنتيک نخواهد شد. و به طريق اولی شامل وبلاگ ها نخواهد شد.

با اين تفاصيل به نظر می رسد که قانون خاصی برای وبلاگ ها وجود ندارد. و وبلاگ شامل همان قوانين عام خواهد بود. يعنی قوانين مدنی و جزائی هم در اين باره خواهد بود و هيچ ويژگی و تفاوتی برای يک وبلاگ وجود ندارد.

از حقوق معنوی يک وبلاگ نويس چگونه می توان دفاع کرد؟ متاسفانه در سالهای اخير با توجه به نبودن قانون مدون درباره حقوق معنوی يک وبلاگ نويس و نيز عدم مطالبه، حقوق وبلاگ نويس تضييع شده است و نشريات چاپی بدون ذکر منبع يا نام نويسنده اقدام به انتشار مطالب وبلاگ ها می کنند. (برای مطالعه در باره اين حقوق اينجا را ببينيد)

با وجود اين منابع و قوانين به نظر می رسد باز در همه اين زمينه ها قانون دچار کمبودهايی( به خصوص در ضمانت های اجرائی) است. و بايد هرچه زودتر قوانين در اين باره تدوين گردد. ان شاءالله

نظرات ()



همدانگاه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/۱۱

اين هم مطلبی ديگر به سبک وبلاگ نگاران

ديروز رسيديم و البته با سختی ها و مرارت ها و مشقات. ناهار هم بهمان ندادند!(خوب چه می شود کرد کار دانشجويی ديگه!) استقبال گرمی از ما کردند که نگو و نپرس. واسکان هم و...الخ

اسکانمان هم در مهمانسرای ورزش (تريپ اسپرت رو حال می کنين) اين نيز بگذرد...

تا يادم نرفته با بام ايران در يک خانه ايم! بعد از ظهر هم از ماشين مراسم افتتاحيه جا مانديم و البت برای رسيدن به مراسم مهمان همان بام ايران!

مراسم هم همچين چند بخش مثبت داشت. اول کليپ هايی که پخش شد. دوم: سخنان ابطحی و از ان مهمتر ابعاد وجودی ابطحی رو شفافانه ديديم... خيلی شفاف. شکمش رو که دگه نگو. خودش هم می گفت: تا حالا اينقدر ابعاد وجوديم رو به اين شفافی نشون نداده بودم. اين نيز بگذرد....

شام رو هم بيرون خورديم! چه شامی .... بگذرد...

حسين هم که دم به دم عکس ميگيره! بعد هم که نمی خواد بهمون بدهدشون! بايد يک پتيشن عليهش امضا کنم!

شب هم ساعت ۱ بود که خوابيدم. صبح هم ساعت ۶ برای نماز و حالا هم که در نمايشگاهم.

حال برويم سراغ مسائل سياسی:

از حالا هم جنگ های سياسی آغاز شده. ما که راستی هستيم به صراحت و روشنی.

روبروی ما اتاق سمت چپ چپی ها ساکن اند. اين جلال فلان و اون ...(سانسور کردم تا حالش گرفته بشود) امشب ساعت ۳ بامداد مبارزه و دعوا و ...

البته که ما در آن ساعت بيداريم و نماز شب... (اونها رو نمی دونم) بلاخره ما اين ور جوب و اونها هم اونور جوب

ما: من|سلام آقای خامنه اي| بام ايران| حضور۱

وسطی: عماد

اونها: جلال| حمزه|...(همونی که سانسور شده!)

گزارش درگيری ها رو فردا بخونيد!

نظرات ()



نبوغ شريف نيوز!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/۸

شريف نيوز مطلبی را با عنوان دو عکس استثنايی از کروبی منتشر کرد.

بايد به شريف نيوز جايزه داد با اين همه نبوغی که به کار انداخته است. جايزه زرشک بلورين را به ايشان تقديم می گردد. ما هم من باب خالی نبودن عريضه چند عکس استثنايی ديگر را اينجا آورديم!

شماره ۱ شماره ۲ شماره ۳ شماره ۴ شماره ۵


نه چندان خبری

شرق جمعه ی امروز پنجشنبه() در مورد روزنامه کيهان بود. روزنامه کيهان پس از ۶۳ سال ديروز به جمع روزنامه های صبح کشور پيوست.(+)

يک چرای کيهانی از اين تغييرات (+) و يک گزارش کيهانی (+)

نکته جالبی که يادم اومد خبری بود که مدتی پيش در شريف نيوز درباره تجمع گروهی از دانشجويان (فکر می کنم طرفداران مارکسيسم) در جلوی ساختمان روزنامه شرق بود. گفته بودند که شرق همان کيهان بزک کرده است. (+)

نکته ديگری که در مورد شرق ديدم اين بود که خيلی فراموش کار شده است! در روزنامه ديروز خبری را دوبار چاپ کرد. وامروز هم خبری را که ديروز زده بود مجددا تکرار کرد. نمی دونم جريان کار اينها چيه؟ (+ و + خبر در مورد فرمانده سپاه/خبر بعدی هم در مورد شريعتمداری و تکذيبيه او بود.+ و +)

کودک ۷ ماهه که کارمند مجلس شد. نشد ندارد! (+)

ديروز هم که آقای خاتمی دکترا گرفت. گزارش شرق خالی از لطف نيست. نوشته است پيش از او چند نفر ديگر از جمله نيکسون مفتخر به دريافت اين مدرک از دانشگاه تهران شده اند.(+)

البت خاتمی مطالب ديگری هم فرمود که باعث شد که شهردار جوابش را بدهد. خاتمی در ابتدای صحبتهايش از مديريت شهرداری تهران به علت مشکلات ترافيک در اين روز بارانی انتقاد کرد. و جناب شهردار هم در جوابش فرمود که اگر شما به جای کاخ سعدآباد در همين ساختمان خيابان پاستور کار می کرديد اين مشکلات را هم نداشتيد.(+)

گزارش های تصويری از مراسم ديروز خالی از لطف نيست. (+ + + +) به خصوص اين عکس که خيلی باحال بود! انگار خاتمی خودش هم می داند که يه چيزی کم دارد!!!

شب ميلاد حضرت رسول اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) هم در دانشگاه ما مراسم برگزار می شود. اين مراسم به مناسبت تاسيس دانشگاه و اين اين اعياد خجسته است. سخنران مراسم هم آقای حداد عادل رئيس مجلس بودند.(+)

آقای هاسمی هم که همه کانديداها را جان به لب کرده است. گل آقا در مطلبی جالب عنوان کرده بود که هاشمی منتظر است تا نتيجه را ببيند منظورش اين است که تا آن موقع چند نفرشان سکته ميکنند! با اين احوالات باز هم روزنامه شرق در صفحه اول روز گذشته و در سرمقاله باز حمايت خود را از هاشمی اعلام کرد.

کاريکاتور نيک اهنگ کوثر درباره تيتر ديروز شرق (+)

قانون از کجا آورده ای. قانون جالب است. ولی اگر به آن توجه شود. مدتی يش ده نمکی گفته بود مستندی با اين عنوان می سازم. ولی هنوز که خبری نيست. دانشجويان عدالتخواه هم يشنهاد جالب داده اند و آن هم ديدار از منزل کانديداهاست. صداوسيما و خبر ۲۰:۳۰ هم گفته است: اگر کانديداها مخالفتی نداشته باشند، همراه دانشجويان به خانه آنها می آيد. (+)

خدائيش اين ۲۰:۳۰ هم خيلی باحاله. فقط يک سئوال بلده از کانديداها بپرسه! خرج انتخاباتی شما چقدره؟ آيا در صورت پيروزی يا عدم پيروزی اعلام می ميکنيد؟

يک نکته جالب را يکی از بينندگان سايت بازتاب نوشته بود. خالی از لطف نيست ذکرش کنم: «یکی از دوستان مرحوم پدرم که مردی فاضل و در عین حال بسیار شوخ طبع بود می گفت: "رمز موفقیت پیامبر اسلام این بود که آقازاده نداشت!"» (+)

ويلای ۲۰۰۰ متری حسن روحانی و خبرگزاری خط نهم (+)

مسئله بعد هم اينه که خيلی دعا کنيد. رحيم موذن زاده موذن معروف کشور در بستر بيماری است.(+) متاسفانه امروز فهميدم که محمد رضا آقاسی شاعر اهل بيت هم در بستر بيماری است.(+)

داشتم می آمدم سايت، يک سر هم به مسجد زدم.مراسمی برای بزرگداشت پدر آقای شريعتمداری (وزير بازرگانی) برگزار شده بود. گلهايی که آورده بودند، از قد بنده که بلندتر بود. همه هم از سوی سازمان ها و ادارات دولتی! (وهمگان دانند که سازمان های خصوصی به چه نيتی اين کارها را می کنند!) خدائيش اين سازماندارهای دولتی جواب خدا چه خواهند داد. زمانی که از بيت المال از آنها سئوال می شود؟

يه سر به سرويس نگاهی به وبلاگ های ايسنا انداختم. با اين مطلبش داغم تازه شد. بنده يک دومين خوب پيدا کردم. Www.Photoblog.ir آخر دومين بود. حالا هم مال بنده می باشد. ولی مشکل اينجاست که هنوز نتونستم از اون استفاده کنم. دليلش هم اينه که نرم افزار مناسبی رو برای اين کار پيدا نکردم. چون می خواستم فارسی باشه. خوش دست باشه و امکاناتش هم مناسب باشه. شما چيز خوبی سراغ ندارين؟

نظرات ()



نظارت همگانى بر ولی فقيه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/۸

آيت الله معرفت

يكى ديگر از اصول نظام اسلامى كه عامل بازدارنده نيرومندى در برابر لغزش مسؤولين امر محسوب‏مى‏شود و جلو هرگونه خطا و اشتباه را در اجراى سياستهاى اتخاذ شده مى‏گيرد، مساله «نظارت همگانى‏»است. يكايك آحاد امت مسؤوليت نظارت را بر عهده دارند و مساله «نصح الائمة‏» يكى از فرائض اسلامى است.پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين زمينه مى‏فرمايد:

«من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم‏» (۱) .
هر كه روزانه درباره شؤون مسلمين اهتمام نورزد، از آنان شمرده نمى‏شود.

عبارت «من اصبح‏»، مفاد «روزانه‏» را مى‏رساند يعنى هر روز كه از خواب برمى‏خيزد، اولين چيزى كه بايددرباره آن بيانديشد، همانا امور جارى در رابطه با شؤون عامه مسلمانان است.

و اين گونه اهميت دادن به شؤون مسلمين، بايد عملكرد پيوسته و هميشگى هر فرد مسلمان باشد وعبارت «امور المسلمين‏» تمامى شؤون مسلمانان را در رابطه با مصالح عامه شامل مى‏شود كه از مهم‏ترين آنهاجريانات سياسى، فرهنگى، اقتصادى هستند و هر چه از اين قبيل بوده و از شؤون عامه محسوب مى‏گردد، زيرا«شؤون‏» عام است و به - مسلمين كه كلمه جمع است - اضافه شده است. بنابراين مصالح همگانى مورد نظراست. پس هر مسلمانى بايد همواره در صحنه حاضر باشد و خود را در اداره شؤون مت‏سهيم بداند و با چشمى‏باز و بينشى عميق، ناظر بر جريانات باشد. در روايت ديگرى پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏گويد:

«ثلاث لا يغل عليها قلب امرء مسلم: اخلاص العمل‏لله. والنصيحة لائمة المسلمين. واللزوم‏لجماعتهم‏» (۲) .
سه چيز است كه وجدان پاك يك فرد مسلمان، از آن فروگذارى نمى‏كند و بر خود روا نمى‏دارد كه درباره‏آن كوتاهى نمايد: - خلوص نيت در رفتار و كردار خويش و پيوسته خدا را در نظر داشتن. - اندرز پاك و درو از آلايش، نسبت‏به مسؤولان امر روا داشتن. - پيوستن به بافت جماعت مسلمان و از ايشان كناره نگرفتن.

و اين يك وظيفه شرعى است كه آحاد مسلمين، بايستى همواره در جريان امور باشند و نسبت‏به جريانات‏كشور بى‏تفاوت نباشند و كشور و دولت را از خود بدانند و خود را صاحبان حقيقى كشور و مصالح امت‏بدانند ودولت مردان را خدمت‏گذاران مخلص ملت دانسته، علاوه بر همكارى و وفادارى نسبت‏به آنان، بر رفتار و كردارآنان نظارت كامل از خود نشان دهند، تا دولت‏مردان پيوسته احساس كنند كه صاحبان حقيقى كشور شاهد وناظر رفتار آنان مى‏باشند.

در مقابل، وظيفه دولت‏مردان است كه همواره مردم را در جريانات كارها در تمامى ابعاد سياست‏گذارى‏قرار دهند و هرگز از آنان فاصله نگيرند و آنان را بيگانه ندانند.

و اين همكارى و وفادارى توام با نظارت و حسن مراقبت، بهترين و مستحكم‏ترين پشتوانه‏اى است، كه‏يك دولت مردمى مى‏تواند بدان اعتماد كند و پايه‏هاى حكومت و دولت را بر اساس آن هر چه استوارتر سازد،لذا بايد اين اعتماد و حس همكارى دو طرفه باشد.

اميرمؤمنان عليه السلام مى‏فرمايد:

«فاذا عملت الخاصة بالمنكر جهارا، فلم تغير العامة ذلك، استوجب الفريقان العقوبة من الله‏» (۳)
اگر خواص مرتكب خلاف شوند و عامه مردم بر آنان خرده نگيرند، هر دو دچار سوء عاقبت‏خواهند گرديد.

مسؤوليت رهبر در پيشگاه خدا و مردم

مساله مسؤوليت مقام رهبرى در پيشگاه خدا و مردم از همين وظيفه متقابل رهبر و مردم نشات گرفته،زيرا مقام رهبرى در پيشگاه الهى مسؤوليت دارد تا مجرى عدالت‏باشد و احكام اسلامى را بدون كم و كاست‏اجرا نمايد و بدين جهت است كه افزون بر علم و اقتدار، عدالت و تقوا نيز در مقام رهبرى شرط است. اوهمچنين در مقابل ملت نيز مسؤوليت دارد و بايد جوابگوى نيازهاى عمومى باشد و در تامين مصالح همگانى‏در همه زمينه‏ها بكوشد و اگر كوتاهى كند يا كوتاه آيد و نتواند از عهده آن برآيد، از جانب مردم به وسيله‏خبرگان منتخب آنان بركنار مى‏شود كه در اصل يكصد و يازدهم قانون اساسى شرح آن آمده است. امام‏اميرمؤمنان عليه السلام در رابطه با حق متقابل رهبر و مردم و مسؤوليتى كه در مقابل يكديگر دارند، مى‏فرمايد:

«ايها الناس ان لي عليكم حقا، و لكم على حق. فاما حقكم علي فالنصيحة لكم، و توفير فيئكم عليكم، وتعليمكم كى لا تجهلوا. و تاديبكم كيما تعملوا. و اما حقى عليكم فالوفاء بالبيعة، و ا لنصيحة فى المشهد والمغيب. والاجابة حين ادعوكم. و الطاعة حين آمركم‏» (۴) .
اى مردم، همان‏گونه كه من بر شما حقى دارم، شما نيز بر من حقى داريد. حق شما بر من آن است كه‏هيچ‏گاه از رهنمودهاى خالصانه دريغ نورزم و در تامين رفاه زندگى شما بكوشم و در تربيت و تعليم‏همگانى كوتاهى نكنم.

امام عليه السلام در اين سخن، سه موضوع مهم را مطرح مى‏كند:

۱. رهنمودهاى خالصانه، پدرانه و حكيمانه، بدون جهت‏گيرى. كه همه آحاد ملت مدنظر باشند.

۲. تامين رفاه در زندگى در سطح عموم و ايجاد اشتغال و رونق دادن به كشت و كار و صنعت و تجارت و بالابردن سطح درآمدها.

۳. تعليم و تربيت‏به صورت فراگير و فراهم نمودن امكانات پيشرفت‏بسوى مدارج عاليه دانش و ايجادپژوهشگاههاى علمى در تمامى زمينه‏ها. البته اين با قطع نظر از ديگر وظايف نظام حكومت اسلامى از قبيل‏حراست از سرزمين اسلامى و ثروت ملى و ارزشهاى دينى و فرهنگى و نيز بالا بردن توان سياسى و نظامى واقتصادى كشور است كه در ديگر كلمات مولا اميرمؤمنان عليه السلام آمده است. و اما حق رهبر بر ملت، يعنى‏مسؤوليت امت در مقابل دولت‏حاكم، اين است كه به پيمان خود وفادار باشند و اگر كاستيهايى مى‏بينند، درحضور مسؤولان يادآور شوند و در غياب آنان در صدد افشاى عيوب و اشكالات نباشند و دستورات را به طوركامل انجام دهند.

پى‏نوشت‏ها:
۱) كافى شريف ج‏۲ص‏۱۶۳.
۲) بحار الانوار ج‏۷۵ ص‏۶۶ رقم‏۵.
۳) وسائل الشيعة باب ۴ (امربه معروف) ج‏۱۶ ص‏۱۳۶ رقم ۱.
۴) نهج‏البلاغة: خطبه‏۳۴ (صبحى صالح) ص ۷۹.

منبع: مجله كتاب نقد، شماره ۷

نظرات ()



مردم سالاري ديني يا دين سالاري مردمي؟
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/٧

آيت الله مهدوی کنی

قبل از ورود به بحث مردم سالاري ديني و دين سالاري مردمي ، بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که موضوع اين بحث مربوط به چه اجتماعي است و در خصوص مردم سالاري ديني و دين سالاري مردمي کدام مردم بحث مي کنيم؟ طبيعي است سوژه موردنظر ما جامعه اي است که همه افراد آن يا لااقل اکثريت قاطع آن متدين باشند والا بحث از دين سالاري يا مردم سالاري ديني ، در اجتماعي که افراد آن متدين نيستند، معنا ندارد. ديگر اين که در اين بحث ، نوع آن دين هم بايد مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا مردم سالاري ديني يا دين سالاري مردمي با تکيه بر مفهوم کلي کلمه دين و تعريف هاي متفاوت که از آن در انديشه هاي گوناگون شده ، عنواني مبهم و غيرمشخص است که از عيني شدن و ملموس شدن بحث پيشگيري مي کند. پس در صورتي که مورد بحث ما جامعه متدين ايران است ، دين اين جامعه اسلام و مفهوم مورد وفاق دين در جامعه ما مبتني بر همان تعريفي است که اسلام از دين دارد.

بنابراين جاي يک تذکر در اين بخش از سخن باز مي شود و آن اين که اصطلاحات وارده از بيرون فرهنگ مکتبي ما از قبيل دمکراسي ، تئوکراسي ، تئودمکراسي ، دموتئوکراسي که در بسترهاي خاص فرهنگي تولد يافته است و در طول تاريخ در مجراي انديشه هاي متفاوت دچار تحولات شديد مفهومي و تعريفي بوده است ، ضمن اين که در جايگاه خود قابل تحليل و بررسي است ، نمي تواند با يک تجزيه لغوي ، مفهوم مورد وفاق جمعي در جامعه ما پيدا کند که فرض اين است که اکثريت قاطع آن وابستگي فرهنگي به مکتب خاصي (اسلام) دارد.

پس ما در تعريف و شناخت مفهوم دين بايد به اين مکتب مراجعه کنيم و بدون اين که بخواهيم نظر يا انديشه خاصي از فردي بخصوص در خيل انديشمندان اسلامي را در مفهوم دين مورد توجه قرار دهيم که در نتيجه با قرائت هاي متفاوت روبه رو شويم ، مي‌گوئيم آنچه همه مسلمانان جهان قبول دارند، قرآن است . قرآن با صراحت و به گونه اي شفاف حقيقت دين را که بيان واقعيت مفهومي آن است ، مشخص فرموده است : «ان الدين عند الله الاسلام» و در جايي ديگر مي فرمايد: «و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل عنه». هر کس غير از اسلام ديني را جويا شود، از او پذيرفته نيست و اسلام هم مجموعه اي از باورها، عقايد، مقررات و احکامي است که از طرف خدا بر پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم نازل شده است.

مفهوم مردم ، مفهومي بديهي و روشن است که در انديشه هاي متفاوت در خصوص آن هيچ اختلاف نظري وجود ندارد. مردم داراي دو واقعيت هستند: يک واقعيت فردي که بر يکايک اشخاص تطبيق مي شود و يک واقعيت جمعي که موجوديت اجتماعي و گروهي مردم است. تمام سخن ، کلمه سالار است. واژه دين سالاري يا مردم سالاري يک مفهوم اضافي است و نخست در شناخت اين مفهوم اضافي ، اين پرسش مطرح مي شود که دين يا مردم با وصف سالار بودن ، بر کجا و چه کساني سالار است؟ سالار بودن دين مفهومي قابل درک است؛ يعني دين بر مردم حاکم باشد و اين ، حاکميت يک قشر به نام روحاني فقيه عالم نيست؛  زيرا دين ، اسلام است ، و اسلام ، مجموعه مقررات و اصول مباني است و مقررات دين ، در جامعه حکومت مي کند. اين که مقررات چگونه و با چه عواملي اجرا شود خود دين آن را مشخص کرده است و با وجود فرض تکثر قرائت ها در دين ، همان قرائتي متبع است که با تشريفات خاص اراده مردمي به صورت قانون درآمده است.اما مردم سالاري قدري ابهام دارد که مردم ، سالار بر چه کسي هستند؟ آيا همه مردم (يعني فردفرد) سالار و حاکم بر همه مردم (يعني فردفرد جامعه)اند؟ که چنين حکومتي قابل تصور نيست ، يا اکثريت بر اقليت سالارند؟ به اين معنا که مباشران حکومتي را اکثريت مردم تشکيل مي دهند و اقليت ، رعيت و تحت حکومت اين اکثريت هستند که ژان ژاک روسو در کتاب قرارداد اجتماعي خود دمکراسي واقعي را اين گونه تفسير مي کند و در آخر هم اظهار مي کند، چنين حکومتي در يک روستاي کوچک يا در يک جزيره بسيار کم جمعيت ممکن است قابل اجرا باشد؛ اما در کشورهاي امروز دنيا قابل اجرا نيست . پس مقصود از مردم سالاري حکومت ، نهادهاي مردمي است که اين نهادها مردم نيستند؛ بلکه منصوب يا منتخب مردم اند و تازه مقررات حاکم بر آنها ساخته و پرداخته گروه خاصي است و توده مردم بر حسب اعتقاد برخي از انديشمندان ، درک عميق و دقيق از آن ندارند؛ حداکثر بر حسب اعتماد به منتخبان خود آن را پذيرفته اند که اين خود نوعي تعبد است که در دين بهتر از آن وجود دارد. در دين ، انسان ها متعبد به حکم و دستور خدا مي شوند و در اينجا مردم متعبد به دستور و فکر انسان ديگري مي گردند.مفهوم دين سالاري که باز در آيه قرآن مشخص شده است و خدا مي فرمايد : «ان الحکم الالله»، خداسالاري و خدامحوري است.

البته خداسالاري در اسلام با خداسالاري در کليسا متفاوت است . در کليسا، خدا مظهري جز قديسان حاضر ندارد، که سالاري خدا در سالاري همان قديسان قابل اجرا است اما در اسلام ، خدا براي زندگي فردي و اجتماعي بشر قانون و دستورات خاصي دارد که سالاري و حاکميت خدا، حاکميت و سالاري آن مقررات و دستورات و برنامه هاي اساسي و ريشه اي وحي است. ما در الگوي دين سالاري در جامعه اسلامي نبايد از الگوهاي قرون وسطايي حکومت کليسا آن هم در قالب نکبت بار انگيزاسيون (دادگاه تفتيش عقايد) - يا قدرت طلبي هاي مستبدانه کاهنان بوديست و کنفوسوئيست مثال بزنيم.دين سالاري اسلام که همان خداسالاري و نفي هر گونه سالاري غيرخدايي است ، با توجه به حفظ عنصر اراده و اختيار مردم در سرنوشتشان اجرا مي شود؛ بنابراين دين سالاري در عين حاکميت خدا، مردمي نيز هست و برخلاف آنچه برخي معتقدند در دين سالاري مردمي ، مردم را رعيت يعني توده مکلف بي اراده و بي اختيار معرفي کرده است، صرف نظر از اين که مردم پس از تشکيل يک حکومت دموکراسي و مردم سالاري لائيک هم عناصري بي تکليف نيستند و در برابر حکومت مکلف به يک سلسله تکاليف اند مکلف بودن مردم در نظام دين سالار به معناي مطلقا بي اراده بودن مردم نيست ؛ بلکه اگر در يک نظام دين سالار براساس تعاليم و مباني اسلامي تصوير کاملي داشته باشيم ، خواهيم ديد مردمي بودن حکومت دين سالار از يک حکومت مردم سالار با الگوي دمکراسي غربي اگر بيشتر نباشد - که هست - کمتر نيست.

بنده لازم مي دانم براي روشن شدن اين بحث مفهومي ، يک بحث کوتاه محتوايي در خصوص مردمي بودن نظام دين سالار با تکيه بر مستندات اسلامي ارائه بدهم.در اين خصوص سه اصل مورد بحث قرار مي گيرد :

الف ) نقش مردم در حکومت اين است که مشارکت سياسي در اسلام يک تکليف و مسووليت است

ب ) در اجراي اين مسووليت و تکليف ، عناصر اراده ، اختيار و انتخاب از ناحيه مردم دخالت دارد

ج ) موانع و دست اندازهاي رابطه مردم با حکومت و به تعبير ديگر عوامل بازدارنده اجراي مؤثر مشارکت سياسي مردم در آموزه هاي اخلاقي متوليان حکومت ، در اسلام برطرف شده است.

مشارکت سياسي در اسلام تنها يک حق نيست ؛ بلکه يک تکليف و مسؤوليت است. تفاوت بين حق بودن و يا تکليف بودن مشارکت سياسي اين است که اگر مشارکت سياسي در جامعه ، حق مردم باشد، اين مردم هستند که اگر بخواهند از حق خود استفاده مي کنند و اگر نخواهند از اين حق استفاده نخواهند کرد؛ پس اين گونه نيست که مشارکت سياسي مردم در اجتماع در هر حال اجرا شود. همچنان که روسو در انتقاد خود از کيفيت اجراي دمکراسي در جامعه غربي در کتاب قرارداد اجتماعي مي‌گويد : مردم چنين پنداشته اند که براي لباس شستن و غذاپختن و نظافت منزل از کلفت و نوکر استفاده مي کنند. براي اداره سرنوشت خود نيز از کارمند و مزدور استفاده مي کنند و سرنوشت خود را به آنها مي سپرند و خود به دنبال زندگي روزمره هستند، اما اگر مشارکت سياسي تکليف و مسووليت باشد، مردم مؤظفند در همه شرايط براي مشارکت سياسي در صحنه باشند و با هيچ عذري نمي شود از اجراي وظيفه مشارکت سياسي تخلف کرد.

از جمله ادله اي که دلالت دارد مشارکت سياسي در اسلام يک تکليف است ، روايت معروف پيغمبراکرم صلي الله عليه و آله و سلم است که مرحوم کليني به طور مستند از امام صادق عليه السلام نقل کرده است که پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : «من اصبح ولايهتم بامور المسلمين فليس بمسلم». کسي که هر صبحگاهي بر وي بگذرد و به امور مسلمين اهتمام نورزد، مسلمان نيست. فقه الحديث اين روايت دلالت مي کند که مقصود از امور مسلمين در اينجا مسائل اجتماعي مسلمانان است ؛ زيرا اگر مقصود از روايت اين بود که هر مسلماني به فکر مسلمان ديگر نباشد، مسلمان نيست، هم چنان که برداشت افراد بسياري است، مي‌فرمود: من اصبح و لم يهتم بامر مسلم يا بامور مسلم فليس بمسلم کلمه امر و امور هر گاه به لفظ جمع اضافه شود، مقصود مسائلي است که به جمع آن افراد مربوط مي شود، نه مسائلي که به فرد فرد آنها ارتباط دارد. هم چنان که بسياري از علما و مفسران اسلامي در آيه شريفه شوري در قرآن کريم چون کلمه امر به ضمير جمع اضافه شده و فرموده است «وامرهم شوري بينهم» چنين استفاده کرده اند که: مقصود، مسائل اجتماعي مسلمانان است که بايد به صورت مشورتي در بين آنها مطرح شود.

پس با اين کيفيت ، روايت شريفه پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم دلالت دارد که مشارکت سياسي براي مردم يک تکليف واجب الهي است و در اين صورت حکومت اسلامي مؤظف است ، ساختار تشکيلات نظام حکومتي را به شکلي تنظيم کند که زمينه اجراي اين تکليف براي عموم مسلمانان فراهم آيد.

پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در حديث ديگري فرمودند : «الدين النصيحة». نصيحت و خيرانديشي لازم است. اصحاب عرض کردند : لمن؟ اين نصيحت بايد نسبت به چه کسي صورت گيرد؟ حضرت فرمودند : «لله ولکتابه ولرسوله ولائمه المسلمين و عامتهم». نسبت به خدا و قرآن و پيغمبر و رهبران مسلمين و عموم مسلمان ها بايد صورت گيرد، نصح نسبت به هر يک از اين موارد معناي خاصي دارد. نصح نسبت خدا براي خدا و قصد قربت به وي است. نصح نسبت به قرآن بايد مبتني بر قرآن و کتاب خدا باشد. نصيحت به پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم و امام عليه السلام و عموم مسلمان‌ها، اعلام نظر و راي صحيح و ارائه رهنمودها به آنهاست.

به موضوع تکليف مشارکت سياسي مردم در اسلام تا آنجا اهميت داده شده است که اگر مردم در برابر جريان حاکم بي تفاوت بودند و حکومت به انحراف کشيده شد، افراد امت در درگاه خدا مسؤول و معاقب خواهند شد.

ان سيدالشهدا عليه السلام خطب اصحابه و صحاب الحر فحمدالله و اثني عليه ثم قال : «ايها الناس ان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم قال : من راي سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهدالله مخالفا لسنه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم يعمل في عبادالله بالاثم والعدوان فلم يغير عليه بفعل و لاقول کان حقا علي الله ان يدخله مدخله». سيدالشهدا عليه السلام هنگام رويارويي با لشکر حر پس از حمد و ستايش حق فرمود: اي مردم ! پيغمبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: هر کس سلطان جائري را مشاهده کند که حرام خدا را حلال مي داند و از پيمان خدا تخلف مي ورزد و با سنت فرستاده خدا مخالفت مي ورزد و در جامعه با بندگان خدا به گناه و عداوت مي پردازد، و در برابر او به مبارزه برنخيزد و يا اعتراض نکند، سزاوار است خدا او را به جزاي آن سلطان برساند.

عن خالد قال انا سمعنا النبي صلي الله عليه و آله و سلم يقول «اذا راوا الظالم فلم ياخذوا علي يديه او شک ان يعمهم الله بعقاب» خالد که شايد خالدبن وليد باشد، گفت : از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم شنيديم که مي فرمود: هر گاه مردم ستمگري را ببينند و دست او را از ستم قطع نکنند، عقاب و عذاب الهي همه آنها را فراخواهد گرفت. مشارکت سياسي تا آنجا تکليف است که انسان در راه اجراي آن تکليف جان بدهد.

پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : «ان رحي الاسلام ستدور فحيث ما دارالقرآن فدوروا به يوشک السلطان والقرآن ان يقتتلا و يتفرقا انه سيکون عليکم ملوک تحکمون لکم يحکم ولغيرکم بغيره فان اطعتموهم اضلوکم و ان عصيتموهم فتنوکم» قالوا يارسول الله فکيف بنا ان ادرکنا ذلک ؟ فقال «تکونوا کاصحاب عيسي (علي نبينا و آله و عليه السلام) نشروا بالمناشير و رفعوا علي الخشب موت في طاعه الله عزوجل خير في حيات في معصيه الله رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم». فرمود: آسياب اسلام همچنان در چرخش است ؛ پس همواره بر محور قرآن بچرخيد. بزودي در جامعه اسلامي جريان حاکم و قرآن با هم درگير مي شوند و از هم جدا مي گردند بزودي پادشاهاني بر شما مسلط مي شوند که بر شما به گونه اي حکم مي کنند و بر غير شما حکم ديگري مي رانند؛ اگر از آنها پيروي کنيد، گمراه مي شويد و اگر در برابر آنها عصيان کنيد، شما را مي کشند. عرض کردند: يا رسول الله ! اگر ما آن زمان را درک کرديم ، بايد چه کنيم ؟ رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فرمود همچون اصحاب مسيح باشيد که با اره آنها را دو نيمه کردند و بر سر دارها بر افراشته شدند مرگ را در راه فرمانبرداري خدا بهتر است از زندگي در معصيت پروردگار.قيل لرسول الله صلي الله عليه و آله و سلم اي الجهاد احب الي الله عزوجل قال کلمه حق تقال لامام جائر.از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم سوال شد کدام جهاد در درگاه خدا محبوبتر است ؟ حضرت فرمود: کلمه حقي که در برابر زمامدار ستمگر گفته شود.شما ملاحظه فرموديد که اين تکليف براي جامعه اسلامي از نوع تکليفي که نظامهاي ديني کليسايي قرون وسطايي براي مردم قائل بودند، نيست آنها مردم را در برابر حکومت مکلف مي دانستند که فقط از اوامر و فرمان هاي حکومت ، بدون چون و چرا اطاعت کنند و اين تکليف در برابر حکومت ، تکليف در برابر خدا بود، اما تکليف مشارکت سياسي براي مردم در جامعه اسلامي ، تکليف در برابر حکومت نيست ؛ بلکه تکليف در برابر خداست و اداي يک وظيفه شرعي است که به اين وسيله مردم در حکومت صاحب نقش مي شوند، نه مطيع محض و بي قيد و شرط به تعبير ديگر، اين تکليف براي مردم در حکومت حق زاست و مردمي که به طور کامل به اين تکليف عمل مي کنند، صاحب حقي مي شوند که جريان حاکم در برابر آنها مسؤول خواهد بود.

امام بزرگوار قدس سره الشريف در جريان پيروزي انقلاب مقدس اسلامي بر همين اساس ، شکل اجرايي حکومت اسلامي را جمهوري اسلامي پيشنهاد فرمودند، زيرا ساختار حکومتي که در آن مشارکت سياسي مردم قابل اجرا باشد، شکل جمهوري است؛ البته پس از آن که اسلاميت نظام در حوزه حاکميت ولايت و امامت مشخص شده باشد.

نظرات ()



تقويم تاريخ
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/٧

يکسال پيش در چنين روزهايی بود که ما وبلاگ نويس شديم.

مرسوم است که هرکسی سالگرد وبلاگش رو می گيره، اولين پست مطلبش رو برای يادآوری ميذاره و ميگه که ما اينجوری شروع کرديم. ولی من نمی دونم چرا اينجوری شده. دو پست اول وبلاگم رو نمی تونم ببينم!

البته می دونم چی بوده، ولی بودن خود مطلب حال ديگری دارد. ولی خوب در هر صورت ما هم به جمع يکساله ها پيوستيم! کم کم داريم زبون باز می کنيم و حرف زدن و راه رفتن رو ياد می گيريم.

دليل راه اندازی اين وبلاگ هم که مشخصه. شما هم می دانيد. اما باز هم می گم. سال گذشته سال پاسخگويی بود. رهبر انقلاب هم بر امر پاسخ خواهی تاکيد داشتند. ما هم تصميم گرفتيم که مطالبه عدالت کنيم. همين ديگه

خوب ديگه چی بايد بگم؟ آهان يادم اومد.

تبريک فراموش نشود!

نظرات ()



منزل نو مبارک!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/٥

مطالبه لباس جديد به تن کرد و به منزل نو رفت

 

نظرات ()



آيت الله مهدوی کنی: اگر هاشمی بيايد، نظرم را درباره اش خواهم گفت.
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/۳

خبر اختصاصی:

مهدوی کنیدبير جامعه روحانيت مبارز امروز در پايان جلسه اخلاق خود در دانشگاه امام صادق(ع) به سئوالات دانشجويان درباره انتخابات رياست جمهوری پاسخ گفت.

آيت الله مهدوی کنی ضمن انتقاد از برخورد تبعيض آميز شورای هماهنگی با نامزدهای مطرح در اين شورا، از عدم حضور خود در جلسه اخير اين شورا خبر داد.

وی با تاکيد مجدد بر حزب نبودن جامعه روحانيت مبارز اعلام کانديداتوری اين مجموعه را از يکی از کانديداها در آينده نزديک قطعی دانست.

هر چند رئيس دانشگاه امام صادق(ع) حاضر نشد از شخصيت مورد حمايت خود سخن بگويد و آن را سادگی ناميد، اما در پاسخ به سئوالی درباره لاريجانی وی را کانديدای مطلوبی ندانست.

وی افزود: با وجود شرايط فعلی احتمال حضور هاشمی بيش از ۹۰ درصد است و اگر حضور هاشمی قطعی شود، نظر خود را درباره او اعلام خواهم کرد.

وی با تاکيد مجدد بر غير قطعی بودن کانديداتوری لاريجانی از سوی جامعه روحانيت مبارز گفت: از نظر ما کانديداهای اصولگرا همه تقريبا در يک سطح هستند و بايد با يکديگر توافق کنند.

شايان ذکر است اين شخصيت مطرح نظام و جناح راست در پايان اين ديدار از دانشجويان خواست تا سخنان سياسی وی را منتشر نکنند!!!!!! 

نظرات ()



مطالبه و پاسخ خواهی از رهبری
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/۱

الگوی مشارکت سياسی و شيوه انتقاد از ولی فقيه

منبع: بازتاب

نظرات ()



همايش دختران زيتون
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٢/۱

تهران؛ آمادگی دختران برای عملیات استشهادی

تهران، آمادگی دختران برای عمليات استشهادی

نظرات ()