درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
مبانی حقوق از دیدگاه اسلام
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٤/۱٩

مدتی بود که به دلیل وضعیت انتخابات از موضوع اصلی خود که پاسخ‌گویی مسئولان به مردم است دور بوده‌ام. اما اکنون تصمیم بر این گرفته‌ام تا در مطالبی که به صورت مداوم خواهم نوشت، درباره مبانی پاسخ‌گویی و نیز عدالت اجتماعی –به عنوان عامل مشروعیت حکومت دینی- سخن بگویم. ان شاء الله

مبانی حقوق از دیدگاه اسلام

مفهوم حق یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در مقدمه مباحث حقوقی و سیاسی است. و تا تعریف صحیحی از آن به دست نیاید، نمی‌توان سایر مفاهیم دیگر را تعبیر و رابطه‌ای میانشان برقرار کرد. (به خصوص در مسائل اجتماعی) اگر به عنوان مثال، عدالت را در نظر بیاوریم؛ در تعریف عدالت گفته‌شده‌است: «اعطاء کل ذیحق حقه» و در تعبیر علی(ع) «العدل وضع الامور مواضعها». که در عبارت اخیر مواضع را می‌توان همان صاحبان حق دانست. با این مقدمه ابتدا نگاهی به لغت حق و پس از آن به رابطه‌ی حق با سایر مسائل خواهیم پرداخت. ان شاء الله

لغت شناسان، حق را به معنای ثبوت، وجود و تحقق می‌دانند. و اصولاً تحقق و حقوق هر دو از یک ریشه‌اند. از ریشه‌ی حق. این معنا را در قرآن می‌توان در تقابل حق و باطل یا حق و ضلال جستجو کرد. که خداوند وجود مطلق و حق، و ما سوی‌الله غیر موجود که ثبوتی ندارند و غیرحق و باطل. «ذلک بان الله هو الحق و ان تدعون من دونه هو الباطل» (حج-62) و این بدان سبب است که خداوند حق است و آنچه به جای او می‌خوانند، باطل است.

و از این تعبیر الهی می توان بر مفهوم فقر ذاتی در وجود انسان و خلق‌الله و غنای‌بالذات در وجود الهی اشاره کرد که: «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی» که در این آیه فقر و ناداری مخصوص انسان‌ها و غنی را مخصوص خداوند دانسته است. و در هر دو آیه فوق‌الذکر استفاده از ضمیر فصل یا ضمیر شأن «هو» برای مخصوص و محدود دانستن صفت برای موصوفش به کار رفته‌است. بدین معنی که فقر فقط مخصوص آفریدگان و غنی فقط مخصوص خداوند است.

اما در تعبیر اصطلاحی، که البته متفاوت با معنی لغوی است، چنین گفته‌اند که: «حق یک علاقه میان بشر و خلوقات است و بر اساس آن، بشر در این عالم صاحب حقوقی برای خود می‌گردد.» (شهید مطهری-بیست گفتار-مبانی اولیه‌ی حقوق از نظر اسلام-نقل به مضمون)

این تعبیر با تعریف فقها برای حق که «ثبوت شیءٍ لشیء» است، چندان سازگاری ندارد. و البته مخالف است. زیرا در این صورت هرجا که هر چیزی اعتبارشود، حق اعتبار خواهدشد. چون ثبوت مانند وجود، مفهوم عامی است که عارض بر همه ماهیات می‌شود و به اختلاف آن‌ها متکثر می‌گردد.

بدین صورت می‌توان مفهوم حق را تعریف کرد که «حق به عنوان امتیاز و نصیب بالقوه‌ای است که برای شخص در نظر گرفته شده و بر اساس آن، صاحب حق اجازه و اختیار ایجاد چیزی را دارد یا آثاری از عمل او رفع شده و یا اولویتی برای او در قبال دیگران در نظر گرفته‌شده‌است و به موجب اعتبار این حق برای او، ديگران موظفند این شئون را محترم بشمارند و آثار تصرف او را بپذیرند. (اندیشه سیاسی شهید مطهری- حق، عدالت و برابری از دیدگاه شهید مطهری- حسین توسلی)

ادامه دارد...

نظرات ()



پیشکسوتان انقلاب جدید
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٤/۱۱

سفرنامه انتخاباتی-شیراز-دور دوم انتخابات ریاست جمهوری

قرار بود که فردايش دوشنبه امتحانات پایان ترم آغاز شود. اما از آنجا که انتخابات به دور دوم کشیده شده، بچه ها به دنبال تعویق امتحانات بودند. تا آنکه ظهر اعلام شد که امتحانات به مدت  یک هفته به تأخیر افتاده است.

هنوز همه دوستان مطلع نشده بودند که شنیدم ایلنا خبرش را منتشر کرده است، با این مضمون که دانشگاه امام صادق(ع) با اینکه اکثریت دانشجویان مخالف بوده اند، امتحانات را به تعویق انداخته است. البته من خودم با تعویق امتحانات مخالف بودم. اما جزء اقلیت بودم. بالاخره اینکه با عقب افتادن امتحانات آماده سفر شدم.

هنوز مردد بودم که کجا بروم که حسین آمد. و گفت که با روح الله و حمید و علی قصد سفر به شیراز را دارند. (نتیجه انتخابات در استان فارس خیلی ناجور بود. کروبی اول. هاشمی دوم. قالیباف سوم. احمدی نژاد چهارم)

روح الله ابتدا در ستاد مرکزی لاریجانی بود . من هم در دور اول حامی قالیباف بودم. حمید و حسین و علی هم از همان ابتدا حامی احمدی نژاد بودند. و حالا دور دوم انتخابات همه حامی احمدی نژاد بودیم.

عصر راه افتادیم. خرج سفر هم با خودمان بود. پول گرفتن از ستاد پیشکش. حسن هم قرار بود فردا با هواپیما بیاید. (بابا مایه دار!) و ما هم برای کم کردن هزینه با اتوبوس معمولی رفتیم. به سختی راه عادت داشتیم. علی اصالتاً شیرازی است. من هم که شیرازی. حسین هم فسایی(شهری در استان فارس) حمید و روح الله هم قمی.

حدود 15 ساعت در راه بودیم. نزدیک به ظهر رسیدیم. ناهار منزل ما بودند. بابای ما هم که طرفدار هاشمی. بچه ها خودشون رو آماده بحث می کردند. می خواستند هرجور شده بابای ما رو راضی کنند که به هاشمی رأی ندهد. ولی قرار شد بحث رو بذارن برای بعد از ناهار تا اگر قرار شد بیرون بیافتند گرسنه نمانند.

قبل از اینکه به خانه ما بیایند، رفتیم ستاد مرکزی. شیراز خیابان فخرآباد. که در یکی از مناطق بافت قدیم شهر قرار دارد. اینقدر ستاد کوچک بود که نزدیک بود از آن رد شویم.

راننده تاکسی که ما را رساند می گفت که نتوانسته دور اول رأی بدهد. چون دیر رسیده. ساعت ۱۲ می خواسته رأی بدهد. گفتیم: که به چه کسی می خواستی رأی بدی؟ گفت هاشمی گفتیم: همان بهتر که نرسیدی! گفت: چی فرمودین؟ گفتیم: هیچی. گفت: آهان!

وقتی برایش از ساده زیستی احمدی نژاد گفتیم کلی ذوق کرد. گفت از این به بعد در ماشینم برایش تبلیغ خواهم کرد. کلی خواهش کرد که یک عکس از احمدی نژاد می خواهم. تازه فهمیدیم که هیچ چیزی برای تبلیغ نداریم. حمید از داخل جیبش یک عکس پیدا کرد. تاشده. و کمی کثیف. ولی چشمان راننده برقی زد و آن را روی داشبورد گذاشت. البته به این راحتی هم نبود. می گفت مسافر قبلی که ادعا می کرده از تهران اومده در مورد او گفته که از وقتی که احمدی نژاد اومده، وضع شهر تهران خرابتر شده است. و از شوایع هم می گفت که می گن خلاصی زن زندان اوین و رئیس اونجا بوده. البته تاریخ این ریاست، همزمان تاریخ استانداری اردبیل بود. بگذریم...

ستاد مرکزی ساختمانی دو طبقه بود و بسیار کوچک. به حدی که جا برای افراد حتی به صورت ایستاده هم نبود. تمام کارها بر دوش آقای آقاجان بود. بعد فهمیدم شغل آزاد داره. چند بوتیک در چند جا. رئیس ستاد استان دکتر خادمی (از اساتید دانشگاه شیراز) بود. سال گذشته از طریق NGOای که تأسیس کرده بود، با ایشان آشنا شده بودم. انجمن بانا یا به عبارتی: انجمن گفتمان اندیشه اسلامی.

ستاد خیلی شلوغ بود. دو خط تلفنش هم که لحظه ای قطع نمی شدند. هیچ سازماندهی نبود. اما آقاجان از همان ابتدا خیلی ما را تحویل گرفت. طوری که خود ما خجالت کشیدیم. مرد جاافتاده ای بود. اما جوان دل و پیر عقل.

 ما را به ستاد مبلغین راهنمایی کردند.

این ستاد در حقیقت ستاد آقای روزیطلب برای مجلس بود که رأی هم آورده بود و حالا ستادش را در اختیار ستاد احمدی نژاد قرار داده بود.

قبل از ما فقط 4 نفر را سازماندهی کرده بودند. حسن هم ظهر زنگ زد که رسیده.  قرارمان شد برای عصر؛ ستاد مبلغین.

عصر برایمان جلسه توجیهی گذاشتند. و همان حرفهای تکراری: «تخریب نکنید. اصلا به آقای هاشمی نقد هم نکنید. آقای احمدی نژاد گفته من راضی نیستم کسی از طرف ستاد من به هاشمی حرفی بزند... .» چند نفر هم داوطلبانه از قم و اصفهان آمده بودند.

وسط جلسه حسن اومد. قرار بر این شد که برویم و در مکان تدارک دیده شده مستقر شویم. اول قرار بود محل اسکان رفقا دفتر شورای هماهنگی استان باشد که به دفتر حزب موتلفه تغییر پیدا کرد. بعد هم فهمیدم که اونها از همان دور اول حامی احمدی نژاد بوده اند.

بعد هم رفتیم ستاد مرکزی. قرار بود دکتر احمدی نژاد فردا بیاید و هنوز خبری از تبلیغات نبود. حسن هم یک اسپانسر پیدا کرده بود. ۵۰۰ هزار تومان. قرار شد تا تعدادی پارچه خریداری و در نقاط پرترافیک نصب کنیم. با علی رفتیم و خریدیم.

راننده ای که با ما آمده بود، خیلی با حال بود. می گفت از ستاد هاشمی پول می گیره. حتی پشت ماشینش هم نوشته بود: HASHEMI. اما می خواست که سر به تن هاشمی نباشه. همه اعضای خانواده اش هم در ستاد بودند. می گفت بهشون گفتن که اگر هاشمی رأی بیاره، هرچی بخواهند بهشون می دهند و قس علی هذا...

این نیز بگذرد...

وقتی برگشتیم تبلیغات هم آمده بود. تک رنگ و کوچک. بر طبق جیبشان.

مثل اینکه دکتر داره ناز می کنه! گفته اند به علت مسائل امنیتی سفرشان به شیراز کنسل شده است. دارند به ستاد مرکزی زنگ می زنند. تا ساعت ۹ شب که آمدن دکتر قطعی شد.

حمید و روح الله قرار بود با هواپیما بروند لامرد. کلی مایه داری بود. البته بعد تبدیل شد به سواری. لامرد گرمترین شهر فارس است.

حسین و علی هم به نورآباد می روند. با اتوبوس. نورآباد شهر لر نشینان است. کروبیان.

شب هم که شبکه دوم گفتگوی ویژه خبری بود: نوبخت نماینده هاشمی-خوش چهره نماینده احمدی نژاد. نوبخت کم آورده بود. مرتب توهین و تخریب می کرد. شب قبل هم کلهر و مرعشی. افرادی که در ستاد بودند از سخنانش راضی نبودند. و از تخریبات بیشتر. فکر می کنم اثر منفی داشت.

«از مکافات عمل غافل نشو...گندم از گندم بروید جو ز جو»

تا ساعت ۲ بامداد سه شنبه ستاد بودم. بعد هم خانه نرفتم. دیر وقت بود. شب را در دفتر حزب موتلفه خوابیدیم. بحق چیزهای نشنیده. حزب موتلفه!!

صبح ساعت ۵ رفتم خونه. دکتر هم نیامد. نماینده فرستاد.

 صبح رفتم اینترنت. خبر خاصی نبود. به حسن زنگ زدم. چاپخانه بود. به حسین هم زنگ زدم. در نورآباد سخنرانی داشت. حمید و روح الله هم همین طور البته در لامرد.

بعد از ظهر هم رفتم مرکز شهر. تبلیغات چهره به چهره. موفق بودیم. کمتر مجبور به بحث کردن بودیم. کسی از هاشمی حمایت نمی کرد. اگر هم چیزی بود، علیه او بود؛ حتی حامیان. دور قبل در شهر شیراز معین اول شده بود.

بعد از ظهر تماس گرفتند تا برای تبلیغات به داراب بروم. شب ساعت یازده و نیم راه افتادیم.

همراهان در این سفر دو نفر طلبه بودند. یکی سال اول و دیگری سال سوم. در مسیر خواستم بحث تحجر باهاشون داشته باشم که نشد. وقتی از مطهری حرف می زدم از کتاب منطقش حرف می زد و اینکه کتابهایش خوب است ولی من نخوانده ام و...

کلاً بحث با آنها بی نتیجه بود... بگذریم.

مسیر ۵ ساعت طول کشید. صبح زود به شهر داراب رسیدیم. اول صبح تماس گرفتیم ستاد. گفت ساعت ۹ تماس بگیرید. بعد فهمیدیم که بنده خدا جائی برای پذیرایی نداشته است که دعوتمان نکرده است. بالاخره اینکه راه افتادیم که خودمان کاری کنیم. مجموعه ای روستایی به نام فسارود. حد فاصل دو شهر فسا و داراب. به هر خانه زندگینامه ای دادیم. احتیاج به حرف نبود: همه احمدی نژاد. اما حتی یک نفر هم شناخت کامل از او نداشت. یکی می گفت چون آخوند نیست. یکی دیگه می گفت: فقط هاشمی نباشه. ما هم که برای انتخاب اصلح هر کاری کردیم. یکی از روستائیان کامیون داشت. روشن نمی شد. گفت اگر هل بدهید، به احمدی نژاد رأی می دهم! و ما کامیون هل دادیم.

ساعت ۱۰ برگشتیم. دوگروه شدیم. دو نفر رفتیم زرین دشت و یک نفر فُرگ (دو بخش شهرستان داراب). من و یکی از دوستان به همراه دکتر عندلیبی رفتیم زرین دشت. آقای دکتر جوان بود. دکتر از ستاد مرکزی استان و عزل و نصب ها در ستاد گله داشت و از مدیریت بد. در راه در هر روستا توقف کوتاهی داشتیم و هر چند نفر که امکان داشت به راه راست هدایت می کردیم!

زرین دشت ستاد نداشت. البته ظهر فهمیدیم ستاد هم دارد، ولی پولی در کار نیست. عصر چهارشنبه کمی تبلیغات رسید. و البته ما هم تعدادی تراکت و پوستر از شیراز آورده بودیم.

از وقتی رسیدیم، تو خیابان بودیم. با مغازه داران صحبت می کردیم و زندگینامه پخش می کردیم. خیلی ها حامیان کروبی در دور اول بودند. می پرسیدند: احمدی نژاد هم پول می دهد؟ و ما سرمان را زیر می انداختیم! و از اشکالات نظام اقتصادی می گفتیم که چنین کاری را لازم می کند. و باید با عدالت آن  را اصلاح کرد.

از مردم شنیدیم که کسانی که ستاد برای هاشمی زده اند، برای کسب سود بوده است: هر ستاد 5 میلیون تومان و اگر کار تبلیغاتی کنند، بیشتر. به همین دلیل ستادهای هاشمی زیاد و همه بسته بودند. هیچ تبلیغاتی از احمدی نژاد نبود.

ظهر در یکی از مساجد برنامه سخنرانی گذاشتیم. من در شهر گم شدم و دوست همراهم سخنرانی را بر عهده گرفته بود. جایم خالی بوده است.

ظهر منزل یکی از اهالی بودیم. پسر بزرگشان دکتر دامپزشک بود. دور اول حامی معین. می گفت چون همه دانشگاهیان به او رأی داده اند، من هم به او رأی دادم. پدر خانواده حامی قالیباف. می گفت بعد از دیدن فیلم صندلی داغ تحت تأثیر قرار گرفته است. از صداقت قالیباف سخن می گفت. مادر خانواده حامی کروبی. عروس خانواده حامی هاشمی. و همه در دور دوم حامی احمدی نژاد. می گفتند که در دور اول احمدی نژاد را نمی شناخته اند. چون تبلیغاتی در شهرشان نبوده است. و حالا که احمدی نژاد آمده به او رأی خواهند داد. حتی عروس خانواده!

عصر برگشتیم داراب. دکتر برای ساماندهی به وضعیت تلبیغات همان جا ماند. وقتی رسیدیم گفتند برای یکی از شهرهای اطراف سخنران خواسته اند. همایش حامیان احمدی نژاد در جنت شهر. ساعت ۷ رسیدیم. با ۳۰ دقیقه تأخیر آغاز شد. فردی به نام دکتر احمدی هم آمده بود. ولی چون عجله داشت، سریع رفت و ما ماندیم و ۸۰ نفر آدم.

با این آیه شروع کردم: «انا ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» و هدف جامعه اسلامی که برقراری عدل است و مشروعیش وابسته به آن... بد نبود. فقط یک تپق.

شب رفتیم در یکی از مساجد مهم شهر. مردم داراب به یکی از علمای شهر و خاندانش علاقه شدید دارند. و بعد از رحلت ایشان مزارش به صورت زیارتگاه در آمده است. مسجدی که ما قرار بود در آن صحبت کنیم، مسجد فرزند این عالم بود. آیت الله نسابه (رحمت خدا بر او). این صحبت بهتر شد. تپق نزدم.

بعد از پایان مراسم به شیراز برگشتیم.

و دوستان دیگرمان:

حسین و علی: نورآباد چهار سخنرانی. و سه شنبه شب شیراز. (در تبلیغات نوشته بودند «چرا احمدی نژاد؟» بعضی فکر کرده بودند احمدی نژاد می خواهد بیاید! جمع حاضران: ۵۰۰ نفر)

حمید و روح الله: فقط می دونم موفق شده بودند.

روز آخر که رفقا برای خداحافظی رفته بودند ستاد. گریه شون گرفته بود. آقای آقاجان یک جمله گفت که تا ابد دلمان خواهد ماند:

«در این انقلاب جدید شما جوانان پیشکسوتانید.»

حاشیه:

-وقتی نظرسنجی خبرگزاری فارس منتشر شد، رفقا خوشحال رفته بودند پیش آقای آقاجان. ۳۶ درصد هاشمی ۴۸ درصد احمدی نژاد. با عصبانیت گفته بود: «به گور باباشون خندیده اند. ما که می دونیم احمدی نژاد رئیس جمهوره. فقط داریم فاصله رو زیاد می کنیم.»

-عصر چهارشنبه رفقا رفته بودند خیابان. مثلاً کارناوال. رانندشون لات بوده! خیلی بد رانندگی می کرده. گفته: «می خواهم نشان دهم حمیان دکتر فقط بچه مثبت ها نیستند!!»

بخوانيد:

»»سفرنامه يک حامی هاشمی- يزد  ۱  ۲  ۳

نظرات ()



مرفهين بی‌شعور!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٤/٩

امروز خيلی خوشحالم. بالاخره ما هم به جمع مرفهين (البته از نوع بادرد!!) پيوستيم. يک عدد نوت‌بوک توشيبا خريده‌ام.

ضمناْ آنکه ان‌شاءالله در تابستان امسال، در اردوی جهادی در منطقه زيلايی در استان کهکيلويه‌وبويرحمد خواهم بود. آن طور که شنيده‌ام، اين منطقه آنچنان محروم است که حتی روزهای اول اردو برای خودمان بايد حمام و دستشويی بسازيم.

 هدف از اين نوع از اقدامات چند چيز است:

۱- آشنايی دانشجويان با درد مردم

۲- اقدامات فرهنگی و مذهبی

۳- احساس همدردی

۴- اگر بتوانيم کمکی هم در آبادانی اينگونه مناطق داشته باشيم.

به اميد روزی که ديگر چنين جاهايی در کشور نباشند.

نظرات ()



شهادت در مظلوميت
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٤/٧

Shahid Beheshti - شهید دکتر بهشتی
امروز ۷ تيرماه است.
سالروز شهادت مظلوم انقلاب شهيد‌آيت‌الله‌دکتر بهشتی(رحمت‌الله‌عليه).

به همين علت تعدادی از مقالات و سخنرانی‌های ايشان را در زير آورده‌ام که اميدوارم مورد استفاده قرار گيرد.

روزهاي آخر زندگي حضرت علي
پيدايش انسان از نظر علم و قرآن
كار دسته جمعي و تعاون
آشنايي با مركز اسلامي هامبورگ
هدايت و عدالت دو بعد حركت
موسيقي از نظر اسلام
مراحل اساسي يك نهضت
مسأله قدر و احياء
نقش روحانيت در جامعه امروز
تفريح از ديدگاه اسلام

روزشمار زندگی شهيد‌بهشتی را نيز بخوانيد.


خردنامه امروز همشهری درباره شهيد بهشتی
خردنامه بهشتی

نظرات ()



محمود احمدی‌نژاد رئيس‌جمهور مکتبی ٍ ايران
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٤/٤/٤

هاشمی و احمدی نژادگمانه‌زنی‌ها تمام شد. محمود احمدی نژاد با کسب ۱۷ ميليون رأی رئيس‌جمهور ِ منتخب ملت ايران شد.

مردم او را از خود می‌دانند. چند روزی که برای تبليغات به شهرها و روستاها می‌رفتم، شور و شوق زائدالوصفی را در ميان حاميان او می ديدم که من را هم بر سر ذوق و سرور آورده بود. در چند جايی که برای سخن‌رانی رفته بودم، مردم آن‌چنان شادی می‌کردند که هيچ چيزی را نمی‌توان در توصيف آن گفت. جز يک کلمه: «عشق»

برخی سعی دارند تا رأی به او را رأی منفی به هاشمی قلمداد کنند. اما بايد گفت که اگر مردم او را از خود نمی‌ديدند به او رأی نمی‌دادند. اطمينانی که مردم به او کرده‌اند را نمی‌توان در معنای نفی قلمداد کرد که اين يک آری بزرگ است به نظام اسلامی و فرد خدمتگزار ملت «محمود احمدی‌نژاد».

والبته نشان دادند که احزاب از ميان مردم نيستند. احمدی‌نژاد از همين شکاف‌ها سربرآورد و راه جديدی گشود.

کسانی هم که خارج از مرزها انتخابات را نظاره می‌کردند، واقعاً از تحليل آن عاجز بودند. حتی نظرسنجی‌ها هم ديگر چيزی را نشان نمی‌داد. فقط بايد در ميان مردم بود و خود بفهميد که ملت چه می‌گويد و چه می‌خواهد. دوست عزيزم جناب خودم را يکی از آنها می‌دانم که نمی‌داند که در کشور چه می‌گذرد و گزارشاتش را از منابع ناصحيح تهيه می‌کند. به نظر من اينترنت نمی‌تواند در حال حاضر نشان دهنده نظر توده‌های ملت باشد. چنان که چنين هم ديديم. پيش از اين که من از قالی‌باف حمايت می‌کردم، و او رأی نياورد، اين چنين نوشت:

نويسنده: خودم
باسلام برپاسخگوی عزيز: می بينی؟ تورااز خودشان نمی دانستند. قالی باف را برای گول زدن امثال من و شما (من مخالف و تو موافق) علم کرده بودند و برنامه شان همان احمدی نژاد بود. اما چون مسئله سری بود، به تو اعتماد نکردند. آن دوست حاجی از اطلاعاتيهای خودشان است. از قرار تو امتحان خوبی پس نداده ای . به هرحال حق داری سکوت کنی زيرا رودست خوردی. توتنها نبودی خود قاليباف هم رودست خورد. به هر حال هيچ چيزی از صداقت و وفای به عهد بهتر نيست. معلوم ميشود نکات مثبتی در تو هست که کاملا جذب نشده ای. اين نکات مثبت را تقويت کن که دنيا ارزش اين فسادکاريها را ندارد. انسان به ياد بارگاه يزيدبن معاويه می افتد.
شاد باشيد

وپيش از انتخاب احمدی‌نژاد:

نويسنده: خودم
باسلام: ازراه دور شنیدم که آقای رفسنجانی کارگزاران آقای خامنه ای در مورد اجرای تقلبات را خریده است. اگر این خبرصحت داشته باشد، دیگر آقای احمدی نژاد رئیس جمهور نخواهد شد و شما باید خودرا آماده ....کنید یا هرچه زودتر به راه راست بیائید.

بيان سخنان اين فرد نه برای مسخره کردن که برای تنبه امثال اوست که فقط سعی دارند تا انتخابات را در هر صورت و با رأی هرکسی که بيايد، زير سئوال ببرند. در ايران ما اين مردم‌اند که تصميم می‌گيرند و آنچه که احزاب يا افراد می‌گويند، فقط نظر خودشان است؛ چنان که رهبری هم گفتند «حتی رهبر هم نمی‌تواند بگويد که کسی اصلح است» و چنان بود که کسی نتوانست بفهمد که او به چه کسی رأی داد و همه گمان‌زنی کردند.

برخی هنوز باور ندارند که احمدی‌نژاد را مردم خواسته‌اند و نبايد به رأيشان تعرض شود. حتی فکر کردند که رأی احمدی‌نژاد را هم باطل کنند.

 ولی بالاخره باور می‌کننند. ۱۲ مرداد تنفيذ حکم او از سوی رهبری‌ست. روز انتخابش را شنبه سياه می‌نامند. اما اين شنبه فقط برای آنان سياه است که سرمايه‌هايی در بورس دارند و مردم عادی چه می‌دانند که بورس چيست و سهام کدام است...

اين‌بار ملت پيروز شد و منطقه ممنوعه قدرت را تسخير کرد و مردان تکراری قدرت را کنار زد تا نشان دهد که معنای واقعی مردم‌سالاری‌دينی کدام است و گام جديدی را به سوی دولت اسلامی برداشت. مردم همچون يک قديس الهی دست بر سر و رويش می‌کشند.

او انتخاب مردم است. انتخابش بر مردم مبارک.


AP Photo/Hasan Sarbakhshian


 ديگران چه گفته‌اند: 

واشنگتن‌پست: احمدی‌نژاد به دنبال محدود کردن آزدی‌هاست

لوس‌آنجلس‌تايمز: احمدی‌نژاد بدترين گزينه برای ايران و جهان

ورلدپيس‌هرالد: احمدی‌نژاد بر شانه نظاميان ايستاده‌است

رويترز: احمدی‌نژاد با آراء فقرای متدين در ايران رئيس جمهور شد.

انگليس خواستار اقدام سريع ايران درباره برنامه هسته‌ای خود شد.

خبرگزاری فرانسه: انتخاب احمدی‌نژاد، آخرين ضربه به اصلاح‌طلبان بود.

 بی‌بی‌سی: تعجب می‌کنيم!!  العربيه: حضور چشمگير مردم در پای صندق‌ها

ابراز تأسف بريتانيا از 'نارسايی' در انتخابات رياست جمهوری ايران

آمريکا: انتخابات ايران مخدوش است!! مادر عروس

 

شما را به خدا اين را بخوانيد و بخنديد: +

«آفتاب: بر اساس اعلام رسمي وزارت کشور، در شهرهاي بزرگ، احمدي نژاد درصد بالايي از آرا را به خود اختصاص داده است. در تهران و اصفهان که تندروترين عناصر لباس شخصي در آن وجود دارد احمدي نژاد درصدر رأي دهندگان قرار دارد. پيش از اين در خبرها داشتيم که هفته پاياني قبل از 27 خرداد، قرار بود اصولگرايان از ميان چهار کانديداي منتسب به خود، بر سر يک نامزد اجماع کنند. قراين خبر مي داد که اجماع آنها بر يک نامزد انجام نشده است اما گويا جريان، از قرار ديگري بود چرا که آراي غير منتظره و بالاي احمدي نژاد در شهرهاي بزرگ به ما نشان مي دهد که نيروهاي اصولگرايان بر سر يک نامزد توافق کرده اند. بر اساس اطلاعات رسيده اصولگرايان در يک استراتژي راهبردي و هماهنگ بر اساس نظر تکليفي آيت الله مصباح که گفته بود نيروهاي تحت امرش، پنج شنبه و جمعه را روزه بگيرند و به احمدي نژاد راي دهند، بسيج شده و گزينه مشخص احمدي نژاد را براي رأي دادن انتخاب کردند.»

نظرات ()