امام است. یعنی نمونه و سرمشق مطلق همهی فضائل متعالی انسانی در ابعاد گوناگون است. بنابر این علی به عنوان نمونهی عدالت نمی تواند يک ظلم را به خاطر مصلحت بپذيرد. زيرا «مصلحت آلوده می کند حقيقت را». مصلحت علي، تحمل معاويه است؛ برای آنکه بعد پيروز شود. چرا که تحمل معاويه به عنوان رهبر سياسی جامعه مجاز است. اما به عنوان کسی که میخواهد نمونه عدالت باشد، عدالتی که شکست ندارد و يک ذره ظلم و نادرستی را تحمل نمی کند. برای اين ضعف است. برای اين ضعف است چون میخواهد «اسطورهای واقعيت يافته در تاريخ» را به عالم و به آينده نشان بدهد.
رب النوع عدالت خشک و دقيقی میباشد که حتی برای مرد نسبتاً خوبی مثل عقيل برادرش قابل تحمل نيست. و نمونهی اعلای تحمل است، در جايی که تحمل نکردن خيانت است. و مظهر اعلای همهی زيبايیها و فضائلی که همواره انسان نيازمندش بوده و نداشته و علی بدين معنی امام است.
امام انسانی است از آنگونه انسانهايی که بايد باشد، اما نيست؛ و بشر همواره میخواسته است. ولی در تاريخ يک نمونه است: علی(ع)
و علی نه تنها امام است، بلکه دارای مزيتی است که در تاريخ هيچ شخصيتی واجد آن نبوده است. و آن اينکه علی يک خانواده امام است. يعنی يک خانواده اساطيري؛ خانوادهای که در آن:
پدر علی(ع) است.
مادر فاطمه(ع) است.
پسران اين خانواده حسن(ع) و حسين (ع) اند.
و دختر اين خانواده زينب(ع) است.
درسهاي ماندگار، نگاهي نو به نهج البلاغه دکتر محسن اسماعيلي
اما در ميان همهی "درسهاي ماندگار" آن حضرت که اتفاقاْ امروز بيش از هميشه نيازمند آموختن و عمل به آن هستيم، عدالتورزي جايگاهي بس برجستهتر دارد. بيترديد بايد عدالت فردي و اجتماعي را اصليترين پيام حضرت اميرمؤمنان براي معماري زندگي آرماني بشر دانست.
واقعيت اين است که نه تنها از ديدگاه شيعيان، که از منظر همه انسانهاي حقيقتطلب، عدالت با نام علي (ع) عجين شده و بارزترين وجه شخصيت آن بزرگوار را تشکيل داده است. او در راه تحقق اين ارزش والا چنان مجاهدت کرد که سر انجام جان خود را نيز بر سر آن راه نهاد.
از نظر آن حضرت، "عدالت، پايه و قوام هستي است" و "مايه استواري ملت و زيبايي فرمانروايان است". "عدالت فضيلت حاکمان است" و "موجب پايداري حکومتها"، "اصلاح ملت تنها در سايه آن امکان پذير است" و "باعث افزايش برکتهاست".
"حفظ نظام در گرو عدالت است" ، "هيچ چيز مانند آن به آباداني کشور کمک نمیکند" و "ارزش حکومت بدون آن، از ارزش کفش کهنهاي نيز کمتر است"
"از نظر علي(ع) آن اصلي که مي تواند تعادل اجتماع را حفظ کند و همه را راضي نگه دارد، به پيکر اجتماع، سلامت و به روح اجتماعي آرامش بدهد، عدالت است. ظلم و جور و تبعيض قادر نيست حتي روح خود ستمگر و روح آن کس را که به نفع او ستمگري مي شود، راضي و آرام نگه دارد تا چه رسد به ستمديدگان و پايمال شدگان"
او حکومت را براي اجراي عدالت ميخواست و به همين دليل معتقد بود که نبايد عدالت را فداي مصلحت کرد. براي همين، وقتي که کساني به عنوان دلسوزي و نيت خير از او مي خواستند تا در برابر ظلم و تبعيض امثال معاويه موقتاْ سکوت کند، برآشفت و فرمود: "شما از من ميخواهيد که پيروزي را به قيمت تبعيض و ستمگري به دست آورم؟ از من مي خواهيد که عدالت را به پاي سياست و سيادت قرباني کنم؟ خير، سوگند به ذات خدا که تا دنيا دنياست، چنين کاري نخواهم کرد و به گرد چنين کاري نخواهم گشت. من وتبعيض؟ من و پايمال کردن عدالت؟!"
همچنين وقتي از وي خواسته ميشد تا نسبت به بذل و بخششهاي ديگران، سعه صدر نشان دهد، تاب نميآورد و نارضايتي صاحبان مال و قدرت را توجيه مناسبي براي کنار نهادن عدالت اجتماعي نميديد. آن بزرگوار در پاسخ به همين مصلحتسنجیها بود که فرمود: "اگر ظرفي باشد که همهی گروهها و همهی افراد را در خود بگنجاند و رضايت همه را به دست آورد، آن ظرف عدالت است اگر کسي با عدالت راضي نشد، ظلم او را راضي نمي کند."
البته ناگفته پيداست که تحقق چنين عدالتي در اجتماع، تنها به دست کساني امکانپذير است که در وجود خود نيز به عدالت پايبند باشند.
همچنين عدالت اجتماعي بدون عدالت فردي، رؤياي شيريني است که هيچگاه تعبير نخواهد شد. تنها کسي ميتواند مانند علي(ع) در عرصه سياست، عدالت بورزد که در زندگي شخصي نيز مانند آن بزرگوار پا را از مرز عدالت بيرون نگذاشته باشد.
صاحب منصباني که گرفتار چرب و شيرين دنيا باشند و از پس خواستههاي بیانتها و نامشروع فرزندان و نزديکان خود هم برنيايند، چگونه خواهند توانست دست به سوي محرمات دراز نکنند؟
کسي مي تواند در مقابل زيادهخواهي هاي سياسي و اقتصادي امثال عثمان و معاويه قد برافروزد که قبلاْ دختر خود را از عاريه گرفتن اموال عمومي ممنوع کرده باشد. کسي ميتواند استاندار خود را به دليل نشستن بر سر سفره رنگارنگ منع کند که قبلاْ به قرص نان جو و اندکي نمک قناعت کرده باشد، و حقيقتي نيست که بر کسي پوشيده باشد.
میلاد علی(ع) اسطوره به حقیقت پیوسته عدالت بر عدالتخواهان مبارک باد.


وبلاگ آن ۴ نفر