درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
عقل با انقلاب‌اسلامی در هم تنیده‌است
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/٢۸

مقدمه:
در جواب مطلب قبلی دوست گرامی جناب آقای مهدی کمان‌گير مطالبی را مکتوب کردند. با تشکر از ايشان بخشی از آن‌را پاسخ خواهم داد.

 

۱. عقلانیت از در دیرباز در نگاه شیعیان نقش اساسی داشته است. از پذیرش عقلانی دین تا پذیرش مبتنی بر عقل احکام الهی و اجرای عقلانی آن‌ها. (تقلید نیز اگر در جای خود باشد نشان از عقلانیت عامل دارد.) شیعیان معتقد بودنده‌اند که خیر و شر بی‌آنکه فعل خداوند به آن معنا دهد، عقلاً و به تنهایی می‌تواند شناسایی شود. که چه فعلی خیر و کدام شر است. اما در مقابل اشاعره بدین معنا اذعان داشتند که خیر و شر بودن افعال بستگی به خداوند دارد. هرچه آن خسرو کند شیرین بود... در اندیشه‌ی سیاسی اهل سنت این مفهوم به شکل تبعیت بی‌قید و شرط از حاکم مسلمان متجلی است.  در ادله‌ی اربعه‌ی شیعیان در استنباط احکام یکی عقل است. که در کنار کتاب و سنت و اجماع حجیت دارد. و این نشان از تمایز این عقل با نقل دارد. عقلی است مستقل. البته به نظر بنده، هنوز جای بسیار وجد دارد تا ما بتوانیم به درستی این را درک کنیم که حجیت عقل نیز همان اندازه است که نقل. فقه پویا در اندیشه‌ی امام (ره) مبنای عقلانی بدین معنا دارد.

۲. از مهم‌ترین مسائلی که می‌خواستم در متن‌ام بدان توجه کنم، ضرورت تفکیک میان افراد و افکار آن‌هاست. دلیلی وجود ندارد که فرد طالحی نتواند سخن راست بگوید و چه بسا انسان صالح که سخن‌اش شر باشد. در نتیجه آن‌که اگر به درستی یک سخن ایمان آوردیم، دیگر چه لزومی دارد که ببینیم که آن را چه کسی گفته است و یا این‌که خود او ملتزم به سخن خود است یا نه. ریزش و رویش همیشه با یک جریان همراه است و این به تنهایی دلیلی بر حقانیت یا استکباریت یک جریان ندارد. چه آقایان اصول‌گرا و چه دیگران مصون از خطا نیستند؛ و از این رو نقدپذیر هستند.

۳. اگر امروز افرادی دم از اصول‌گرایی و انقلاب‌اسلامی می‌زنند محک باید به میان آید تا آن‌چه صحیح است، تمیز داده شود. هرکس ممکن است در هنگام سخن، چیزی بگوید. اما آن‌چه می‌توان بر رد یا تأیید آن سخن ارائه کرد که بتواند مقبول طرفین افتد، سخنی است که با همان مبنا و با همان ریشه‌ها باشد. تفاوت نقد درون گفتمانی با سایر نقادی‌ها همین اشتراکِ مبناست؛ یعنی اشتراک در اهداف انقلاب و اندیشه‌های امام (ره) به عنوان ایدئولوگ انقلاب. آدمی امکان خطا دارد. گاه منشأ این خطا اندیشه است و گاه منشأش در عمل اوست. محک نقد درون گفتمانی، برای آن‌جایی است که دو طرف بحث بر یک مبنا اشتراک دارند و بر سر غیر مشترکات بحث و فحص می‌کنند.

۴. معنای «ادبیات انقلاب تنها به درد جنبش و انقلاب می‌خورد. برای شکستن خوب است نه ساختن.» را نمی‌فهمم. یعنی اعتقاد به این دارید که ما باید با یک ارزش‌هایی انقلاب و با ارزش‌های دیگری حکومت کنیم؟ آن‌چنان که اشاره کردم جمهوری اسلامی، نهادی برآمده‌ی از انقلاب و با همان ارزش‌هاست. اگر انقلاب و ادبیات‌اش غیر عقلانی است، از این رو جمهوری اسلامی هم غیر عقلانی است. لازم است بر این معنا کمی مداقه کنیم. عنصر عقلانیت، جزء لاینفک اندیشه‌ی اسلامی ماست و اندیشه‌ی انقلابی که مبتنی بر عقل نباشد، اسلامی نخواهد بود.

۵. انقلاب غیر از مفهوم غربی‌اش معنای دینی دارد. این‌که در اندیشه‌ی غربی هم انقلاب آمده است دلیل بر آن نیست که مبنای انقلاب مدرن باشد. انقلاب تغییری سریع است؛ سریع و بنیادین. آن‌چه به انقلاب معنا و ارزش می‌دهد، محتوای آن است. صرف تغییر هیچ ارزشی ندارد، اگر به سمت غایت مطلوب نباشد. (رجوع کنید به: مطهری. مرتضی – پیرامون انقلاب اسلامی – ماهیت و عوامل انقلاب اسلامی) البته این سخن نافی تأثیر ایدئولوژی‌های چپ بر انقلاب اسلامی‌مان نیست.

۶. بسیجی طبق تعریف من، یک سری افراد که در سازمان خاصی دسته‌بندی شده و آموزش‌دیده‌اند، نیست. بسیج یک اندیشه و تفکر است. می‌تواند در دست فرد خارج از این ساختار نیز باشد. بسیج فقط ساختاری نظامی نیست. ما تفکر بسیجی داریم. «اگر در کشوری نوای تفکر بسیجی طنین‌انداز شد، چشم طمع دشمنان از آن مملکت برید‌ه می‌شود.» امام خمینی (ره) . ضمن آن‌که اگر یک یا چند نفر به نام بسیج مرتکب خطا شده و می‌شوند، این تنافری با حقانیت اندیشه و تفکر بسیجی ندارد. حساب افراد را از تفکرات‌شان باید جدا دانست. ارتباط بسیجی و نظام، بر این اساس اطاعت بی‌چون و چرا از دولت نیست. بسیجی بر مبنای مشترک‌اش (که انقلاب و اندیشه‌ی اسلام ناب است) با دولت همکاری می‌کند. اما در جایی که این تناسب نباشد، وظیفه‌اش نقد و امر به معروف است. این واجب شرعی بر هر انسانی است.

۷. اصول‌گرایی از جنس محافظه‌کاری نیست؛ از نوع انقلاب اسلامی و اصلاح‌طلبی است؛ و زائیده‌ی اندیشه‌ی اسلام ناب. محافظه‌کاری مبتنی بر حفظ وضع موجود است. اما اصول‌گرایی حرکتی است برای رسیدن به وضع مطلوب که اگر چنین نباشد، افساد است.
«و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون. الا انهم هم المفسدون و لکن و لایشعرون»  (قرآن‌کریم. سوره‌بقره)

۸. زمانی که ما به این معتقد شدیم که جامع‌ترین نگاه به اسلام در عصر حاضر نگاهی بوده است که امام خمینی (ره) تحت عنوان اسلام ناب مطرح کرده است، استناد به سخنان ایشان و امام خامنه‌ای بر همین مبنا توجیه می‌شود که ایشان بهترین بیان را دارند. ضمن آن‌که این سخنان تأیید سخن ما در برابر آنانی است که اندیشه‌ی ذوبِ جاهلانه در ولایت را مطرح می‌کنند و حجیت عقل را رد می‌کنند.

۹. دوست عزیزی در تحلیل جالبی می‌گفت: «در کشور ما نخبگان تأثیر چندانی ندارند، چرا که آن‌ها می‌خواهند بهشت و آمال مردم را جهت دهند؛ اما مردم ما خود حکومت آرمانی علوی و نبوی در ذهن دارند. همه‌کس و همه‌چیز را با آن می‌سنجند. اگر بر آن منطبق شد، می‌پذیرند و الا رد می‌کنند. در سوم تیر نیز چنین شد.»

۱۰. آقایان اصول‌گرا مدعی پیروی از خط امام و اندیشه‌ی انقلاب اسلامی‌اند. ما هم در اندیشه‌ی انقلاب اسلامی با ایشان مشترکیم. بهتر آن است که با همین مشترکات بر سر معارضات و اختلافات بحث کنیم تا ضمن حفظ سلامت مداوم جریان اصول‌گرایی، راه برای ادامه‌ی این مسیر (در صورت خطای مجریان و مدعیان) مسدود نگردد.

 

 

بی‌ربط:
»
دو شب پيش در جريان برگزاری جشن ميلاد پيامبر (صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلم) و امام صادق (عليه‌السلام) بسيار خوش‌حال شدم. چرا که سه تن از وزرا را زيارت کردم. بی‌هيچ ترتيب و آداب. وزير ارشاد، وزير علوم و وزير اقتصاد. اتفاقا در ميان مردم هم بودند و اگر نبود خواهش‌های صاحب‌مجلس همان‌جا می‌ماندند! نماينده‌گان مجلس هم چند تايی بودند. ولی کسی نمی‌شناختشان. کاش همه‌ی مسئولان چنين بودند.

تصاوير مراسم به روايت فارس
وزير علوم را حتی خبرنگار فارس هم نديده‌است!

نظرات ()



نقادی انقلابی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/٢٦

۱. فصل ممیزه‌ی تشیع با سایر فرق اسلامی، در عقلانیت و پذیرش آن به عنوان یکی از منابع معرفت دینی است. به خلاف سایر فرق و مذاهب، شیعیان معتقدند که عقل آدمی می‌تواند فارغ از قول و یا فعل الهی یا معصومین، پی به خیر یا شر بودن عملی ببرد. این اصل را در کلام اسلامی حسن و قبح ذاتی (عقلی) می‌گویند.

۲. امر به معروف و نهی از منکر، یکی از فروع دینی ماست که همچون نماز و روزه و جهاد بر همگان، واجب است. اوج این امر و نهی در جایی است که اثرش بزرگ‌تر است، یعنی نسبت به دولت. لا یصلح الحکم و لا الحدود الا بامام عادل «احکام و حدود الهی جز با حاکم عادل اصلاح نمی‌شوند.»
برای توجه به اندیشه‌ی ‌مسلمانان سلف بدین امر، نقل می‌کنند که روزی خلیفه، بر بالای منبر گفت که اگر من خطا کنم، چه می‌کنید؟ یکی از مسلمانان جواب داد: «به خدا قسم! تو را با همین شمشیر کج راست می‌کنیم.»

۳. انقلاب اسلامی، در کشور ما نوع جدیدی از حاکمیت را رقم زد که در آن پس از سال‌ها بار دیگر حاکمیتی قدرت می‌یافت که مشروعیت‌اش را به دین و خداوند نسبت می‌داد. این در حالی بود که در غرب، تبلیغی از آخرالزمان ارائه می‌شد که در آن لیبرال دموکراسی به عنوان آخرین حد از کمال بشری مطرح می‌شده است و الگویی همگانی برای نوع بشر ارائه می‌کرده است. انقلاب سفید شاه و مردم در ایران برای اجرای همان سیاست‌ها و برنامه‌های غربی در ایران جریان داشت که موفقیتی حاصل نکرد. چرا؟

۴. مردم ایران از دیرباز معتقد به مذهب شیعی بوده‌اند و همواره الگویی خاص از حاکمیت الهی و تصویری از حکومت آرمانی‌شان را در ذهن نگه داشته‌اند. این الگو باعث شده است تا در طول مدت زمان طولانی نتوانند حاکمیتی را که بر مبنای این الگو عمل نمی‌کند را تحمل کنند. جامعه‌ی آرمانی ما جامعه‌ی نبوی و علوی بوده است.

۵. انقلاب اسلامی، جنبش و حرکتی با درون‌مایه‌ای از مبانی فلسفی و اعتقادی تشیع رخ داده است. ظهور و بروز این امر در سطح شعارها و اعتقادات، قابل ردیابی و پی‌گیری است. شعارهای اصلی انقلاب از جمله «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و «برابری، برادری، حکومت عدل علی» از آن نمونه‌اند.

۶. انقلاب اسلامی گفتمانی است که درون آن ارزش‌های الهی از جمله عدالت و آزادی و حقوق انسانی نهفته است. این ارزش‌ها همان‌هایی است که مسلمانان را در سراسر دنیا به حرکت واداشته است و آن‌ها را به حمایت از جمهوری اسلامی کشانده است؛ چرا که این آرمان‌ها گمشده‌های مردم جهان است که امروز در قالبی حرکتی مردمی و الهی متجلی شده است.

۷. جمهوری اسلامی، نهاد و ساختاری‌ست زاده‌ی این انقلاب. و بر مبنای همان مبانی و آرمان‌ها. دارای قانونی اساسی که در آن آرمان‌ها جامه‌ی کلمات به تن کرده است.

۸. انقلابی پیروز شده است. جنبشی به نهاد مبدل گشته است. انقلابیون سابق، امروز به جایگاه حاکمیت رسیده‌اند. ما نیز امروز داعیه‌دار همان انقلاب‌ایم و همان آرمان‌ها. رابطه‌ی ما با آن انقلاب چیست؟ امروز جای‌گاه یک بسیجی در حکومت جای‌گاه فریاد است و نقد؟ و یا جای‌گاه سکوت، توجیه و تطهیر؟ آیا اگر امروز عملی در کشور از سوی دولت، عمل می‌شود، لزوماً مبتنی بر آرمان‌های انقلاب است یا خیر؟ جایگاه ما چیست؟

۹. بسیج نهادی است مردمی که بر اساس اندیشه‌های اسلام ناب - که تجلی‌اش را در اندیشه، گفتار و عمل امام خمینی (ره) بود - شکل گرفته است. و امروز امام خامنه‌ای همان ادبیات و اندیشه را در کشور دنبال می‌کنند. وظیفه‌ی بسیجی نیز ادامه‌ی همان اندیشه و راه‌کار اساسی امام در ساخت و ساحت سیاسی اجتماع است.

۱۰. چند سال پیش از رهبری سئوال شد که شما جایگاه دانش‌جویان را چه می‌دانید؟ فرمودند: «آرمان‌خواهی» پرسیدند که این آرمان‌خواهی چگونه با مصلحت‌اندیشی حاکمان جمع می‌شود؟ فرمودند: «وظیفه‌ی شما آرمان‌خواهی است و وظیفه‌ی مسئولان مصلحت اندیشی. برآیند این دو است که باعث می‌شود که آرمان‌ها در مصلحت‌اندیشی‌ها گم و به مزبله‌ی تاریخ سپرده نشود.» (نقل به مضمون) جایی دیگر در پاسخ دانشجویی درباره‌ی عدالت‌خواهی فرمودند: « بنده معتقد به این نیستم که دانش‌جویان باید سکوت کنند و هیچ حرفی نزنند؛»

۱۱. سال ۸۳ را رهبری به نام «پاسخ‌گویی سران سه قوه» نام نهادند. این یعنی آن‌که مسئولان در نظام اسلامی ملزم به پاسخ‌گویی‌اند. « هرکس به هر اندازه که حوزه اختیارات اوست، باید پاسخگو باشد.» (امام خامنه‌ای. ۲۲/۲/۸۲) و از سوی دیگر برای دنبال کردن این هدف نیاز به آن است که گروهی دیگر با این دغدغه به دنبال پاسخ‌خواهی بروند. «یک غرض عمده از طرح این شعار در سال ۸۳ این بود که روح پرسش‌گری در ذهن ملت ایران زنده شود و مسؤولان احساس کنند که در مقابل مردم باید پاسخ‌گو باشند.» (امام خامنه‌ای . پیام نوروزی ۱۳۸۴)

۱۲. جریان اصول‌گرایی که امروز در کشور ما به قدرت رسیده است، امر ذاتاً جدیدی نیست. چرا که دولت‌های گذشته نیز هر کدام ادعای پیروی از خط امام و رهبری را داشته‌اند و به زبان نیز آورده‌اند. جای‌گزینی مصادیق به جای مفاهیم همان دردی را در پی خواهد داشت که سال‌ها اهل تسنن با آن مواجه بوده است. یعنی درد توجیه و پاک‌جلوه‌دادن حاکمان و این دور از عقلانیت و مبانی تشیع است. باید امروز ما بتوانیم افراد را از جریانات جدا کرده تا اگر روزی یکی از این افراد نتوانست کار را به درستی پیش ببرد یا در کارش مرتکب خطا شد کل جریان و افرادش زیر سئوال نروند و دیگری بتواند آن را ادامه دهد. از سوی دیگر نقد مستمر خود ضامن سلامت یک جریان خواهد بود. امروز ما باید حساب جریان اصول‌گرایی را از مصادیق‌اش جدا کنیم، تا در آینده نیز بتوانیم باز خود و اندیشه‌مان را به جامعه‌ی خود و نیز تمام دنیا عرضه کنیم.

۱۳. نقد درون گفتمانی امروز بهترین راه‌کاری است که دولت، مجلس، قوه‌ی قضائیه و تمام نظام را از خطر انحراف نجات دهد. امروز ما نیاز به نقادانی محکم و معتقد به مبانی داریم تا با اعتقاد به مبانی مشترک و با همان ادبیات انقلابی دست به نقد دولت و حاکمان دولتی بزنند. این نیازی است ضروری که اگر انجام نشود، هیچ کس را ملامت نکنیم، جز خود را.


مطلب فوق را به بهانه‌ی بحث با محمد جواد روح نوشتم؛ هرچند اين نوشته در وبلاگم بايد زودتر از اينها می‌آمد. تاخير از آن رو بود که در حال برگزاری جشنواره‌ی وبلاگ نويسی با موضوع پيامبر اعظم (صلی الله عليه و آله و سلم) بودم. پوزش می‌طلبم.

ميلاد نبی مبارک.

نظرات ()



الحمدلله
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/٢٢

فوری
رييس جمهور: ايران به چرخه‌ي توليد سوخت هسته‌يي دست يافت.

تقدیم برای عرض تبریک

نمی‌توان شادی خود را از اين موفقيت پنهان کرد.
راديو در حال پخش سرود‌های مسرت‌آور است و ما در هاله‌ای غرور ملی آکنده.
با آرزوی موفقيت‌های گسترده‌تر در تمام عرصه‌ها.

هنوز هيچی نشده سه تا اس‌ام‌اس تبريک آمده. باباجان تازه اعلام شده.
بگذاريد دو دقيقه بگذره!

نظرات ()



جامعه‌ی مدني، جامعه‌ی رانندگان و قصابان!!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/٢٢

مخالفین و مخالفین مذاکره: ابراهيم نبوي، روزآنلاين
فعلا جز همه مقامات رسمی که طرفدار مذاکره با آمریکا هستند، اما هیچ کدام شان صراحتا نمی گویند که طرفدار مذاکره با آمریکا هستند، فقط گروهی از نیروهای راستگرا باقی مانده اند که آنها شدیدا مخالف مذاکره با آمریکا هستند، ولی همه شان می دانند که مذاکره با آمریکا لازم است. حسین شریعتمداری گفت: «چرا از بازی باخت باخت با آمریکا خارج نمی شویم؟» در همین راستا گروهی از دانشجویان که قیافه‌شان شبیه بسیجی‌ها و رفتارشان شبیه قصاب‌ها و حرف‌زدن‌شان شبیه راننده اتوبوس‌ها بود، به مذاکره با آمریکا اعتراض کردند.


آقای ابراهيم نبوی (عليه‌ما‌عليه)
سلام عليکم

از شرع و قانون برای‌تان نمی‌گويم. چرا که اميدی به اثرش ندارم. از اخلاق برای‌تان می‌نويسم. شايد که اندکی در کارتان تامل کنيد.

اول‌بار نيست که از سوی شما به من و امثال من توهين می‌شود. به خصوص از سوی بنگاه دروغ‌پراکنی روزآنلاين.

بگذاريد با سئوالی آغاز کنم که خود بارها بدان پاسخ داده‌ايد: «طنز چه هدفی دارد؟ آيا برای لب‌خند نشاندن بر لب انسان‌ها مجاز به هر کاری هستيم؟» پاسخ‌اش پيش خودتان باشد؛ فکر نمی‌کنم به اين قائل باشيد که هنر طنز را بی‌هدف و بی‌جهت بايد به کار برد. (لااقل در کارهای‌تان جهت‌داشتن مشهود است.) شما چگونه به خود اجازه می‌دهيد ازچيزی که درباره‌اش علمی نداريد اين‌گونه بنويسيد؟

«و لا تقف ما ليس لک به علم: از چيزی که درباره‌اش علم نداری پيروی نکن. قرآن»

(با کمال احترام به اقشار زحمت‌کش اعم از قصاب و راننده‌گان اتوبوس) چه نسبتی ميان رفتار، چهره و سخن ما با اين افراد و اقشار فوق‌الذکر وجود دارد؟ من در وبلاگ خودم وبلاگ‌های ۱۰ نفر از حاضران را آورده‌ام. ادبيات کدام‌شان به آن‌چه شما گفته‌ايد، شباهت دارد؟ تا کنون چند تايش را ديده‌ايد و خوانده‌ايد؟

و آيا واقعا لازم است تا برای رساندن يک مفهوم از چنين تعابيری استفاده شود؟ اين تعابير تا چه ميزان در بيان مقصود کارگر می‌افتد؟ (تا کنون چيزی به نام ادبيات متعهد به گوش‌تان خورده است؟)

واقعا اگر يک اعتراض مدنی به ديد شما اين‌گونه جلوه‌گر است پس وای به حال جامعه‌ای که مدنی باشد! جامعه‌ی مدنی‌تان متشکل از رانندگان و قصابان است!! اگر خواندن سرود «آمريکا آمريکا مرگ به نيرنگ تو...» يعنی ادبيات راننده‌ی اتوبوسی افتخاری ست برای‌مان که بدين ادبيات موصوفيم.

رسالت قلم فراتر از آن است که برای خوش‌آمد اربابان زر و زور و تزوير به خدمت گرفته شود. شما نيز چنين کنيد.

پراکنده گفتم و نوشتم. اما شما خود منظم بخوانيد. ارزش بيش‌تر اهميت‌دادن نداشت. در خانه اگر کس است، يک حرف بس است.

والسلام علی من اتبع الهدی
سلام بر پيروان مسير حق و هدايت


پی‌نوشت:
»
با تشکر از علی که از مطلب ابراهيم نبوی مطلع‌ام کرد.
» وبلاگ نقادی هم در اين باره چيزهايی نگاشته است. (او هم از همان قصاب‌ها و رانندگان اتوبوس است!) بخوانيد.
» جواب کامنت آرش: ديدن سايت روزآنلاين احتياجی به فيلترشکن ندارد. الحمدلله دوستان روزآنلايني ِما برای گذر از فيلتر هم، تدبير انديشيده‌اند. اما تدبيرشان را نمی‌گويم تا دل‌تان بسوزد. اينترنت ما چيز خاصی ندارد.

» پس‌از‌پی‌نوشت: امروز روزنامه‌ی کيهان تصويری در صفحه‌ی اول قرار داده بود. جالب بود. در زير آن عکس آدرس سايتش بود. اما فيلتر شده بود. حالا نمی‌دانم آن‌ها چگونه اين عکس را از اينترنت گرفته بودند. احتمالا از فيلترشکن استفاده کرده‌اند!! اما به کسی نگو! ()


» مطلب محمدجواد روح درباره‌ی ما بازی‌خورگان قدرت: جوابيه را در اولين فرصت می‌نويسم. (الحمد لله فضای نقد و گفت‌و‌گو در ميان وبلاگ‌نويسان بسيار خوب بوده و به رشد است. اگر بگذارند.)

نظرات ()



فلان‌فلان‌شده چرا این‌قدر ظلم می‌کنی؟
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/٢٠

تجمع اعتراض آمیز دانش‌جویان عدالت‌خواه مقابل شورای عالی امنیت ملی

هرچند ساعت آغاز تجمع ساعت ۱۳ اعلام شده بود، اما ما ساعت ۱۳، تازه از دانشگاه راه افتادیم. ابتدا قرار بود که یک ماشین بگیریم تا هرکس می‌خواهد بیاید. اما نشد. با اتوبوس واحد و تاکسی خود را به مکان مورد نظر رساندیم. مدتی هم طول کشید تا مکان برگزاری تجمع را پیدا کنیم. (فکر کرده‌اید الکی است؟ نه بابا! شورای عالی امنیت ملی است!! جای خفنی است. به خصوص به خاطر قرابت مکانی (و نه عقيدتی!) به بيت رهبری) بالاخره رسیدیم.

حدود صد نفر بودیم. همین حدود هم نیروهای انتظامی و امنیتی. خبرنگاران هم خیلی زیاد بودند. شعارها هم متنوع بود؛ شعارهای «نه سازش، نه تسلیم، مهر ورزی با آمریکا» و «هم شرقی، هم غربی، جمهوری اسلامی» بارها سر داده شد. از میان نوشته‌ها نیز این برایم جالب بود: «مذاکره با ظالم این است که بگوئید فلان‌فلان‌شده چرا این‌قدر ظلم می‌کنی؟»

دوستان بلاگر در این جمع فراوان بودند: از همراهان که با هم آمده بودیم، جز این وبلاگ، چهار وبلاگ دیگر می‌شناختم: عدل، نقادی، هفت کلید و بیداری اسلامی. «ابوذر» اولین کسی بود که دیدم‌اش. ناراحت بود از این‌که چرا برخی در این میان احمدی‌نژاد را تضعیف می‌کنند. بعد هم آقا رضای صاحب «حجره» را زیارت کردم. «سال نو مبارک باد»ی گفتیم و دیگر ندیدم‌اش. «سید شهاب‌الدین واجدی» در طول مراسم، در حال عکاسی بود. کمی که دور زدم، صاحب وبلاگ «روزنامه‌ی دانش‌جویی» را دیدم. گله می‌کرد که چرا دات‌کام نمی‌‌شوم یا پرشین‌بلاگ را رها نمی‌کنم. قول دادم که در آینده‌ی نزدیک کاری کنم. «حامد طالبی» که طبق معمول در حال تهیه‌ی خبر بود. موبایل یک لحظه هم از گوشش دور نمی‌شد. «پلخمون» عزیز حضور فعال داشت. قرائت بیانیه کار همیشگی‌اش است. سخن‌گویی این چیزها را هم دارد. از اهالی سایت‌ها، امت‌نیوز، عدالت‌خانه، هفت‌قفل، مبارزین و نوسازی شناسایی (!) شدند. (مجموعا ده وبلاگ و پنج سايت!!)

○ شماره جدید «خیزش» را نیز به قیمت دویست تومان در همان مکان به فروش می‌رسید.
○ شبکه‌های مختلف، تند و تند مصاحبه می‌گرفتند. من نیز با شبکه‌ی دبی مصاحبه کردم.
○ من که در این تجمع بیش از آن‌که کار سیاسی (!) کنم، «دیده‌بوسی» و «دیدارتازه‌کنان» داشتم. به خصوص با دوستان وبلاگی. اصلاً شعار هم ندادم. بی‌کار بودم.
○ تجمع مقابل سفارت دانمارک را که گزارش کردم، مقدار متنابهی فحش نصیب وبلاگم کرد. امیدوارم زين پس چنین نباشد.


چرا با رابطه‌ی با آمریکا مخالف‌ایم؟
برخی می‌پرسند: «چرا شما می‌گوئید رابطه با آمریکا نباید صورت گیرد؟ مخالفت‌تان برای چیست؟ مگر نه این است که آمریکا قدرت اول جهانی است و می‌تواند هر کاری می‌خواهد انجام دهد. چرا ما خود را با او درگیر می‌کنیم؟»

پاسخ به این سئوال به نظرم آن‌قدر روشن است که احتیاجی به استدلال ندارد. احتیاجی به دیدگاه‌های ایدئولوژیک هم ندارد. اصلاً نگاه دینی هم لازم ندارد. با اندکی منطق، کافی است به گذشته نظر کنیم؛ آمریکا که عوض نشده است، البته اگر ما بر سر آرمان‌هایمان باشیم...

سیاست‌های آمریکا در حمایت از شاه، در مخالفت با دولت‌های مردمی، مقابله و مبارزه با خواست مردم در ایجاد حکومت اسلامی، همکاری با صدام در طول سال‌های جنگ، دادن پناهندگی به شاه پس از فرار از کشور، دادن سلاح و پول به مخالفان ملّت ایران (از جمله مجاهدین خلق) ، حمله به نفت‌کش‌های ایرانی در زمان جنگ، سرنگون کردن هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران، تحریم اقتصادی ایران، تصویب بودجه برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی (که نظامی است با پشتوانه‌ی رأی مردم) ، مقابله با خواست ملّی‌مان برای استفاده از انرژی هسته‌ای و هزاران هزار عمل غیر انسانی علیه مردم و حکومت‌مان نشان‌دهنده‌ی خوی درنده و استکباری آمریکا ست. وقاحت را به حد اعلا رسانده‌اند. به صراحت می‌گویند ما این مقدار برای سرنگونی حکومت ایران قرار داده‌ایم! صریحاً می‌گویند که طرح‌هایتان را برای سرنگونی حکومت ایران بیاورید و به ما بدهید! ما هم پولش را می‌دهیم. ما در مذاکره می‌خواهیم بگوئیم که بودجه مخالفان‌مان را کم کنید؟؟؟ یا شاید آن‌که ما هم می‌خواهیم سهم بگیریم؟

ما چگونه و بر چه اساسی باید این اعمال آن‌ها را فراموش کرده و با آنان بر سر میز مذاکره حاضر شویم؟ آن‌چه می‌گویم این است که ما به دنبال عزت خود و جامعه‌مان هستیم. ما روزگاری به عنوان «ام‌القرای جهان اسلام» مطرح بوده‌ایم؛ حالا ما را چه شده است؟ آن‌هایی که ما را الگوی خود قرار داده بودند، در سراسر جهان چه وضعیتی برایشان به وجود خواهد آمد؟ آیا به این مسأله اندیشیده‌ایم؟

می‌گویند مذاکره برای این است که بگوئیم ما در عراق کار ضد امنیتی نمی‌کنیم! اما مذاکره بیش از آن‌که این نظر را رد کند، آن را تأیید می‌کند. می‌گویند اگر شما در عراق صاحب گروهک و سلاح نیستید، پس این مذاکره بر چیست؟

ما با انقلاب‌مان نوع جدیدی از حکومت را معرفی کردیم. اما اکنون می‌خواهیم به قواعدی تن دهیم که به صراحت در اصول‌مان رد می‌کرده‌ایم. ما آمریکا را شیطان بزرگ نامیده‌ایم. مذاکره با شیطان چه معنایی دارد؟ ما را چه شده است؟ فأین تذهبون؟



○ امام خامنه‌ای: در هیچ‌یک از مسائل مورد اختلاف ایران و آمریکا، با آمریکایی‌ها مذاکره نخواهیم کرد؛ چرا که در منطق آنها مذاکره معنا و مفهوم حقیقی ندارد و فقط ابزاری برای تحمیل خواسته‌های خود بر طرف مقابل به شمار می‌آید.
○ امام خامنه‌ای: کسانی که در شرایط تهدید به فکر مذاکره می‌افتند، ضعف خود را با صدای بلند اعلام می‌کنند.


 
○  گزارش ابوذر از تجمع ديروز
○ گزارش خبرگزاری‌ها به نقل از عدالتخانه
○ گزارش‌های تصويری از تجمع

نظرات ()



سيد مرتضا آوينی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/۱٩

متن فوق زندگی‌نامه‌ای از سيد مرتضای آوينی است.
که به مناسبت شهادت‌اش در اين‌جا آورده‌ام. [ادامه...]

تصوير فوق بخشی از سررسيد تخصصی شهيد آوينی است که توسط مؤسسه‌ی فرهنگی و هنری شهيد آوينی منتشر شده است.
[شيوه‌ی خريد]


» امروز صبح محسن با نيش باز، آمده من را از خواب ناز، بيدار کرده که پاشو! امروز، روز شادی مردم است. من که فکر می‌کردم آغاز امامت امام زمان را می‌گويد چيزی نگفتم. ادامه داد: پاشو! مگه نمی‌دونی امروز، روز آغاز مذاکره با آمريکاست!

به نظر شما من حق دارم چنين آدمی را خفه‌اش کنم؟



امروز قرارمان باشد:
ساعت ۱۳ . تهران، خیابان ولی‌عصر، تقاطع جامی
دبیرخانه‌ی شورای عالی امنیت ملی

نظرات ()



جشن دوسالگی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/۱۸

دو سال گذشت، از آن روزی که این وبلاگ متولد شد. سال هشتاد و دو را رهبری به نام سال «پاسخ‌گویی سران سه قوه» نامیدند. دغدغه‌ی من در آن دوران (و البته اکنون) مسأله‌ی عدالت بوده (و هست). به دنبال رسانه‌ای بودم تا در آن بتوانم آنچه می‌خواهم بنویسم و بگویم. پاسخ‌خواهی مهمترین بخش کارم بوده است.

از ابتدا باید اعتراف کنم که وبلاگ را نمی‌شناختم و جز دانشی بسیط و ساده از آن آگاهی دیگری نداشتم. با گذشت زمان، به وبلاگ و رسانه‌های مبتنی بر فضای سایبر بیشتر آگاهی یافتم. قلم را در همین فضا به دست گرفتم. جدی نوشتن‌ام را در همین فضا آغاز کردم. بی‌هیچ دوست و آشنایی که کمکم کند و تا مدت زیادی نیز ناشناس می‌نوشتم.

چند نقطه‌ی عطف در این میان برایم به وجود آمد:

یکم: استاد وحید جلیلی (سردبیر ماهنامه‌ی سوره) که به من انگیزه داد و تشویق‌ام می‌کرد. در اولین جلسه‌ای که در کارگاه نویسندگی‌اش حاضر شدم، فهمیدم که وبلاگم را دیده و خوانده است! تعجب و خجالت توأمان به سراغم آمد. چرا که وبلاگم ارزش استاد را نداشت. کلاس‌هایش را هرچند به درستی و جد درم نکردم، (از تنبلی خودم) اما انگیزه را در من زیاد کرد و به نوشتن وادار. هنوز نیز گاهی استاد از وبلاگم سراغ می‌گیرد و می‌گوید که دنبال می‌کند.
دوم: جشن‌واره وبلاگ‌نویسان دانش‌جو که ایده‌های زیاد و دوستان جدیدی به من داد.
سوم: نگارش مطلبی درباره‌ی تجمع اعتراض‌آمیز مقابل سفارت دانمارک برای اعتراض به چاپ تصاویر توهین‌آمیز به پیامبر اکرم (ص) و انتشارش در سایت‌های ..... و توهین‌هایی که به من و دیگران شد.

اوایل سعی در نوشتن نداشتم. مطالبی را که به نظرم جالب بود، در وبلاگ کپی می‌کردم. وبلاگ‌های زیادی نمی‌شناختم. اما اکنون طیفی از وبلاگ‌نویسان را در جبهه‌ی خود و جبهه‌ی مقابل‌ام می‌شناسم. تعامل دارم.

دو سال برای یک وبلاگ یک عمر است. یک کودک در مدت دو سال می‌تواند راه برود. اما برای یک وبلاگ دوسال باید یک بلوغ نسبی را ایجاد کند.

هرچند امروز دیگر آن وبلاگی که فقط به یک موضوع (عدالت و پاسخ‌خواهی) می‌پرداخت دیگر قدیمی شده است، اما این وبلاگ هنوز زنده است و می‌خواهم رسانه‌ای باشد تا دغدغه‌هایم را در معرض نقد و نظر قرار دهد.

بارها تصمیم به سفر از پرشین‌بلاگ گرفتم، اما بدجوری بهش خو گرفتم. شاید امسال ترک‌اش کنم. اما یاد و دلم در این‌جا خواهد ماند.

نظرات ()



يکی برای خنده - دو تا برای گريه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/۱٦

سه وبلاگ جالب را امروز از سايت خبرگزاری وبلاگ ديدم. معرفی‌اش خالی از لطف نيست.

برای خنده: وبلاگ اتحاديه‌ی وبلاگ‌نويسان منتقد به حکومت: با هدف خردورزی!!

اینجا فرداست
و خدایی که در این نزدیکیست;
آغاز کردیم فردا را به نام زندگی٬
به نام عشق و به نام نگاهبان پاینده ایران.
فردایی به رنگ دیروز به برای امروز و به امید فردا.
در این زمانه هجوم فرهنگ ها ما معنای روشن فردای ایرانیم و فریاد میزنیم خاموشی نسل های از دست رفته مان را.
ما هویت فردای ایرانیم٬ایران برای ما یعنی دیروز ٬ امروز ٬ فردا...
این فردای ایران ماست.
عشقت نه سرسری است که از سر به در شود
مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
با شیر اندرون شد و با جان به در کنم

برای گريه: وبلاگی برای آزادی وبلاگ‌نويس اسير: رضا لک‌زايی دانش‌جو و طلبه است. محقق و نويسنده. نام وبلاگش «بنام واجب الوجود . حکمت متعالیه» است.

ما وبلاگ نويسان مصرانه و مجدانه  از مقام معظم رهبري و رئيس جمهور محترم جناب آقاي دكتر احمدي نژاد و نمايندگان محترم ملت ايران در مجلس شوراي اسلامي خواستاريم كه علاوه بر اقدام كافي جهت تامين امنيت در استان هاي مرزي و مجازات تروريستها و پيشگيري از حوادث مشابه ، نسبت به آزادي رضا لك زايي و ديگر اسيران قتلگاه تاسوكي ، هرچه سريع تر تلاش شايسته اي صورت گيرد  ، شايد اين اقدام به موقع بتواند مرحمي باشد بر داغ 22 شهيد و به خصوص شهادت برادر زاده و داماد اين عزيز دربند .  همه دوستان و عزيزاني نيز كه خواهان پيگيري سريع تر اين فاجعه دردناك و آزادي رضا لك زايي هستند در محل نظرات  ، پیام های خود را که به منزله امضای این خواسته است  ، بگذارند . این کمترین کاری است که می توانیم انجام دهیم .

برای اشک: اولين هيئت وبلاگ‌نويسان: هيئت را هميشه نماد سنت می‌دانستم. اما اين هيئت يک چيز ديگر است. جالب آن‌که اين بار هيئت مدرن شده است. اميد موفقيت برايشان دارم.
نمايی از مکان هيئت

هیئت بلاگ متعلق به تمام وبلاگ نویسان ایران می باشد، وهر بلاگ نویس باگذاردن کامنت وانتخاب نام کاربری می تواند جزو خادمین این هیئت باشد.

نظرات ()



سفر از حق به سوی خلق
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/۱٤

» علی‌رغم شايعه‌ی درگذشت آيت الله مهدوی کنی که روز گذشته منتشر شده بود ايشان امروز با سلامتی کامل در دانش‌گاه حضور يافت و بياناتی ايراد کرد. ايشان صحبت‌شان را با اين جمله آغاز کردند: «خداوند را شاکرم که بنده را از عالم برزخ به دنيا بازگرداند...»
ادامه از مهر

» در تکمله‌ی نوشتار قبلی درباره‌ی پيام سال نوی رهبری درباره‌ی لفظ پيامبر اعظم بخشی از سرمقاله‌ی امروز روزنامه‌ی همشهری را می‌آورم.

محمدرضا زائری: شيطنت هاي هوشمندانه و برنامه ريزي شده دشمن براي ايجاد تفرقه و فاصله ميان گروه هاي مختلف اسلامي نيز به همين نكته توجه دارد. اين شايد موضوعي بود كه دقيقا مورد عنايت مقام معظم رهبري واقع شد و با فطانت و هوشياري حتي در عبارت هم لفظ پيامبر اعظم را به كار بردند كه در تعابير رايج برادران اهل سنت مانند «النبي الاعظم» و «الرسول الاعظم» متعارف است.

نظرات ()



 
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/۱۳

» سايتی برای شهدای شريف - سايتی ديگر: شاهدان شريف

» هرچند گذشته است اما گفتنش لازم و بلکه واجب است: روز جمهوری اسلامی - اين شجره‌ی طيبه‌ای که با خون هزاران شهيد آب‌ياری شده است - مبارک.

» مذاکره با آمريکا نمی‌شه ... مبارزه با آمريکا هميشه

» دوستان عزيز: بخش نظرات اين وبلاگ مجهز به امکان تاييد پيش‌ازانتشار است. پس اگر پيام‌تان پس از ارسال نمايش داده نشد ناراحت نباشيد. نيازی به دوباره‌نويسی نيست. در اولين فرصت تاييدش می‌کنم.
با عرض پوزش

نظرات ()



راديو فردا و وبلاگ پاسخ‌گويی!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/۱٢

حامد طالبی آف‌لاين گذاشته که:

سايت راديو فردا نوشت : ترافیک وبلاگ پاسخگوئی و وبلاگ دوستان و همکاران][ نویسنده آن آقای حامد طالبی، خبرنگار خبرگزاری مهر، و آقای مطلع، که همراه با سایر مهاجمین وارد سفارت تخلیه شده دانمارک شده بودند، بعد از مطلبی که سایت خبری روز آنلاین در باره آن‌ها نوشت، به شدت افزایش یافته است ....

از زمانی که مديريت روزآنلاين و راديو فردا در هم ادغام شده است ديدن اين‌گونه مطالب هيچ بعيد نيست. حسين درخشان مسئول بخش اينترنت راديو فردا و از مسئولان روزنامه اينترنتی روزآن‌لاين است.

نظرات ()



جنبش صهيونيستی ۲۲ مارس ۱۹۶۸ در فرانسه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/۱/٩

حوادث فرانسه همواره مورد توجه جدی اکثر صاحب‌نظران وتحلیل‌گران مسائل قرار دارد، چرا که این کشور مظهر آزادی‌خواهی در عصر جدید بوده است و به نوعی پدر تمدن غرب محسوب می‌شود. بنابراین باید حوادث آن را مورد توجه جدی قرار داد.
الغرض آن‌که فرانسه معمولاً آغازگر و مُبدأ بوده است. چنانکه انقلاب کبیر فرانسه مورد تقلید سایر مناطق غرب و غیر آن واقع شد. اما انقلاب دانش‌جویی یا جنبش 22 مارس 1968 در فرانسه برایم سئوالی بود لاینحل. تا این‌که چند اَماره یافتم که تا حدودی داستان را روشن می‌کند.

رهبر بیست و دو ساله‌ی این جنبش، کوهن بندیت، یک یهودی بوده است. همین نکته کافی است تا به تدقیق درباره‌ی این جنبش بپردازیم. در سال 1968 دانش‌جویان فرانسوی دست به اعتراض و اعتصاب و درگیری با دولت زدند. آن‌ها به دنبال آزادی روابط جنسی در میان دانش‌جویان و نیز برخی مطالبات کارگری بودند. این حرکت‌ها با پشتوانه‌ی ایدئولوژی‌های چپ و کمونيسم صورت می‌گرفته است. دو نکته‌‌ی زیر می‌تواند به صورت‌‌بندی مسأله کمک کند.

پروتکل شانزده یهود:
...ما باید مواردی را وارد نظام‌های آموزشی غیر یهودیان کنیم که نظم و انسجام را از نظام‌‌های آموزشی آنان بگیرد و اوضاع درهم و برهمی به وجود آورد...

کمونیسم و یهود:
کارل مارکس، خود یک یهودی بود. بسیاری از آن‌چه او در نظریاتش آورده است، همان چیزهایی است که صهیونیسم برای جامعه‌ی بشری می‌خواهد. از آن جمله نفی خداست. که در این صورت دیگر مقابله‌ی جدی در برابر دست‌اندازی‌های صهیونیسم باقی نخواهد ماند.

نظرات ()