درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
شرمنده از انسان بودنم!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/۳۱

این مطالب را در بیمارستان می‌نویسم. یک حادثه‌ای این‌جا رخ داد که قلبم را می‌فشارد و نمی‌توانم ساکت بمانم. مادری نوزاد شیرخواره‌اش خود را به خاطر نداشتن خرج عمل در بیمارستان رها کرد و رفت. کودکی که کمتر یک‌سال دارد و به علت عارضه‌ی قلبی قلبی‌اش عمل شده است. خرج عمل دوازده میلیون تومان شده است.

خانم پرستاری که این را تعریف می‌کرد، در انتهای حرفش گفت این‌هایی که پول ندارند چرا می‌آیند بچه‌شان را عمل می‌کنند؟

نمی‌دونستم چی باید جواب بدهم.

آقای دکتر هم فردای بعد از عمل به خارج از کشور رفته‌اند تا اندکی را در آن‌جا بگذرانند. فکر می‌کنم در ایران نمی‌توان به راحتی روزی سی میلیون تومان درآمد را خرج کرد.
سرم را پائین انداختم. شرمنده شدم، از انسان بودنم!

نظرات ()



منیت، انسانیت دیالکتیک جنگ
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/۳۱

امید عزیز درباره‌ی جنگ نوشته بود و چون جنگ یکی از دغدغه‌های من نیز بوده است، لازم دیدم تا اندکی در این‌باره بنویسم. و البته نکاتی نیز که جلال نوشته بود، در خور توجه بود. اما لازم دیدم که آن موارد که به جنگ مشروعیت می‌دهد را تکمیل کنم.
ضمن آن‌که آن بخش از نوشتار که درباره‌ی رسانه‌ها بود چندان بی‌ربط هم نبود. و البته نشان از این داشت که امید عزیز سالی و ماهی می‌گذرد و یک‌بار روزنامه کیهان و جمهوری اسلامی را ورق نمی‌زند؛ آن روز هم که می‌خواند جمعه است!

1- آن‌چه در نوشتار بودید، مدعایی بی‌دلیل بود.کاش گفته بودید که چرا از جنگ بدتان می‌آید و چرا جنگ نمی‌تواند مقدس باشد.

2-  که صرف ادعا چیزی ندیدم. در جامعه ی امروز ما، اگر کسی بگوید که من جنگ‌طلب‌م خودکشی سیاسی برای‌ش محسوب شود و جامعه‌ی جهانی و سازمان‌های بین‌المللی تکفیرش کنند که از فرمان کدخدای ده‌کده‌ی جهانی تمرد کرده است و مرتد را سزایی جز مرگ نیست، اما چه کنم که نمی‌توانم حقیقت را پنهان کنم. من در دل آرزوی جنگ دارم و پیامبر اعظم فرمود که «آن‌کس که بمیرد و جهاد نکرده و در دل آرزوی جهاد نداشته باشد، بر شعبه‌ای از نفاق مرده است.» و ترس از این نفاق است که مرا بر بیان دلایل‌م مشتاق‌تر کرده است.

3- جنگ چندان که برای ما مسلمانان مورد توجه بوده است در هیچ دین و آئینی بدین پایه مهم نبوده است و چنین سابقه‌ی تاب‌ناکی در تاریخ سراغ نمی‌توان گرفت. نه از آن رو که جنگ‌های زیادی کرده باشیم (که شاید هم چنین باشد) بلکه بدین جهت که اسلام مبانی جهادی روشنی دارد و در تاریخ نمونه‌هایش در همه‌ی موارد دیده می‌شود.

4- در تاریخ اسلام و تشیع، در زمان پیامبر و ائمه‌ی معصومین با انواع متفاوتی از جهاد مواجه‌یم و بدان پایه که اسلام را دین جنگ و جهاد نامیده‌اند. فارغ از غرض‌ورزی‌ها در این نام‌گذاری، رجوع به تاریخ اسلام ما را به اعتراف وامی‌دارد که جهاد یکی از اجزای اصلی اندیشه‌ی اسلامی است. پیامبر نیز در طول مدت سیزده سالی که اجازه‌ی جهاد رسید، بیش از هشتاد جنگ را انجام داده‌اند. و علی علیه‌السلام نیز در مدتی که خلافت را در دست داشتند، بارها و بارها با مسلمان وغیر آن‌ها، جنگ کردند. با توجه به آن‌چه ذکر شد، لازم است که هرکس که ادعای اسلام و تشیع را دارد، ارتباط و نظر خود را درباره‌ی این موضوع اساسی، با محک و معیار سنجش کند تا صحیح و سقیم روشن شوند.

5- وقتی که با مخالفان جنگ هم‌سخن می‌شویم، به سختی حاضرند تا وارد مصادیق شوند و همیشه از مفهومی مطلق و انتزاعی به نام جنگ سخن می‌گویند. اما آن‌چه منظور نظر من است، جنگ در مقام تحقق است و در مقام تعریف و انتزاع سخن نمی‌گویم. آن‌چه ما با آن مواجه‌یم، مقام تحقق است و نه تعریف. لااقل می‌توان اعتراف کرد که جنگ همواره دو سو و رو دارد و این تاریکی و بدی یک سوی جنگ است و شاید به نگاهی و سویی دیگر که بنگریم به این معنا برسیم که «ما رأیت الا جمیلاً». مگر عاشورا نمود خشونت‌بارترین جنگ تاریخ بشری نبوده است؟ آیا می‌توان امام حسین (ع) را بر اساس طاغوتی بودن جنگ،

6- زمانی که ریشه‌ی جنگ را نخوت و خودپرستی ذکر می‌کنیم، احتمالاً این را فرض گرفته‌ایم که آغازگر جنگ فرد یا جمعی خودستاست. در این صورت است که با یک استدلال بدیهی مواجه خواهیم شد: دفاع در مقابل تجاوز امری لازم و بل واجب است. و بر همین استدلال قاعدین در زمانه‌ی جنگ شایسته‌ی توبیخ و تنبیه و سرزنش خواهند بود. مگر جز این است که انظلام اگر بدتر از ظلم نباشد، کم از آن نیست.

7- اما می‌توان اندکی جنگ در مفهوم بالا را گسترد. مرزهای طاغوت را گسترش داد. مرزهای اعتباری را درنوردید و مرزهای حقیقی را مورد توجه قرار داد. حق و باطل، حقیقی‌ترین تعریف است که می‌تواند مرز طاغوت را بازنماید. هرگاه طاغوت رخ نماید، وظیفه‌ی دفاع از حق بر ما واجب می شود.

8- جنگ در اسلام موضوعیت ندارد، هم‌چنانی که زمین هم موضوعیت ندارد. آن‌چه مهم است، اسلام است و حقیقت و انسانیت. جنگ برای جنگ و جنگ برای کشورگشایی در اسلام ناب جایی ندارد. اما خداوند مسلمین را به دفاع از مرزهای اعتقادی و انسانی فرا می‌خواند.

9- ناسیونالیسم راه را به گرد و غبار می‌آلاید و شناخت مصادیق حق و مسئولیت‌مان را سخت می‌کند. از آن رو که توجه ما را به مصادیق در یک مرز جغرافیایی محدود می کند. مگر چه تفاوتی است میان من که یک ایرانی ام با یک افغانی و یا یک آمریکایی و یا یک اروپایی؟ آیا اگر به افغان‌ستان یا عراق یا لبنان تجاوز شود، دیگر لازم به دفاع نیست و مگر نه این است که «انما المؤمنون اخوة» و مگر جز این است که آنانی که با ما هم‌مسلک نیستند نیز از نوع ما بشرند و شایسته‌ی هدایت الهی و خلیفة‌اللهی و از این مورد توجه و تکریم. هدف اسلام در جنگ با سایر انسان‌ها بر مبنای همین ارزش و کرامت انسانی است. و جزئی است از قاعده‌ی لطف و نشانه‌ای بر این که خداوند انسان را رها نکرده است، نه در تکوین و نه در تشریع. هدف هدایت است و بازگشت به مسیر حق. برای همه و در همه جا!

10- جنگ به عنوان یکی از مصادیق سختی، جنبه‌ی دیگری هم دارد. در سختی‌هاست که روح انسان ساخته می‌شود و رشد مادی و معنوی انسان به چندین برابر معمول می‌رسد. رسیدن به بسیاری کرامات و بزرگی‌ها جز در سایه‌ی سختی و ریاضت میسور نیست. سنت الهی ابتلا و آزمایش از همین رو باعث رشد انسان‌های الهی و نیز سقوط و هبوط انسان‌های حیوانی می‌شود. حضرت روح‌الله همواره بیان می‌داشتند که جنگ برای ما یک نعمت است. و همه می‌دانیم که امام به‌دنبال جنگ نبود...

11- جهاد ابتدایی نیز که به اجماع میان تمام علماء در زمان حضور امام معصوم واجب عینی است، ( و برخی دیگر ازجمله امام خمینی (ره) در زمان حکومت ولی‌فقیه نیز با اذن وی واجب می‌دانند،) نوع دیگری از جنگ در اسلام است. حتماً مستحضرید که در این نوع از جنگ مسلمین خود ابتداً جنگ را آغاز می‌کنند و مبنای آن هم مانع بودن حکومت دشمن در برابر رسیدن پیام حق به گوش مردم است.

12- با تغییر لفظ نمی‌توان خود را از یک معنا و مفهوم مبرا کرد. در جعل یک معنا، لازم است وضعیت خود را با تعاریف و مرز آنان مشخص کنید. «تعریف باید مانع باشد.» جلال عزیز با آن که خود را از جنگ‌طلبی مبرا دانسته، خود را مدافع نوعی نبرد معرفی کرده که مقدس هم می تواند باشد. ضمن آن‌که در آن نوشتار، موارد مشروعیت نبرد ذکر نشده است، غیر آن را هم از تعریف خارج نکرده است. و این بدترین نوع تعریف است! نه جامع است و نه مانع! (جلال‌جان! اگر شما هم با من هم‌عقیده‌ای، چرا شترسواری دولا، دولا؟ بگو من هم جنگ‌طلب‌م و خلاص!!!!)

13- در پایان ذکر این نکته هم ضروری است که جنگ در اندیشه‌ی اسلامی آخرین راه‌کار است و جایی کاربرد دارد که راه دیگری نباشد. و اگر راه اصلاح و نصیحت هم‌چنان باز باشد، فقه اسلامی هرگز اجازه‌ی تعدی نخواهد داد. جنگ در اسلام هرگز نافی آثار بد و ناگوار جنگ نیست و سیره‌ی بزرگان‌مان هم بر این بوده است تا همواره آثار ناپسند جنگ را کمتر کنند. همه می‌دانیم و عقیده داریم که ظلم به مظلوم، امری‌ست مذموم و تجاوز به حقوق غیر کاری‌ست منافی اخلاق حسنه و از این‌رو قبیح. این کا ما نوعی جنگ را تجویز می‌کنیم به معنای مخالفت با صلح نیست، اصلاح و اصلاح اگر به کار آید، لازم و بل واجب است و تعدی خلاف.

نظرات ()



ان حزب‌الله هم الغالبون
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/۳٠

نخست: در صورت شکست رژیم صهیونیستی تمام دوستان وبلاگ‌نویس و غیر آن میهمان من خواهند بود. جزئیات‌‌ش باشد برای زمان اعلام خبر پیروزی!

دوم: رژیم صهیونیستی با آن‌که اخبار کشته‌های خود را از دسترس و نگاه جهانیان دور داشته است، اما این نکته را نشان می‌دهد که اعلام این خبر تا اندازه‌ای برای آنان رعب‌آور است و می‌تواند بیانگر شکست این رژیم سفاک در برابر قدرت فرزندان روح‌الله باشد. و الا لزومی به این همه سانسور نبود.
البته نکته‌ی دیگری هم هست: آن‌چنانی که مرگ برای صهیونیست‌ها ایجاد رعب و ترس می‌کند، برای مسلمانان چندان هم سخت و ناخوشایند نیست. کسی که به خدا اعتقاد دارد مرگ برای‌اش نابودی نیست، بلکه خلود و جاودانگی است. از این روست که در راه هدف‌اش از بذل جان هم دریغی ندارد. عملیات استشهادی (با این نگاه) اوج شجاعت و حماسه است.

سوم: از دیو و دد ملول‌م و انسان‌م آرزوست!

چهارم:

ما فصل سپیده از کتاب سحریم
در وادی نور هم‌رکاب سحریم
هر شب چو شفق به خون خود می‌غلطیم
هر صبح دوباره آفتاب سحریم

شاعر: محمدرضا محمدی نیکو

پنجم: حضرت روح‌الله:

راستی اگر بسیج جهانی اسلام تشکیل شده بود کسی جرأت این همه جسارت به فرزندان معنوی رسول‌الله را داشت؟

ششم: متن کامل پیام تلویزیونی حجت الاسلام سید حسن نصرالله

در اولين سخنان خود در اين روزها و پس از عمليات "وعده‌ صادق" دوست دارم تنها چند كلمه سخن بگويم. سخني با مردم لبنان، سخني با مقاومان و مبارزان، سخني با صهيونيست‌ها و سخني با حاكمان عرب. اما براي جامعه جهاني سخني ندارم زيرا من نيز مانند امت خويش حتي يك روز هم به چيزي به نام جامعه جهاني ايمان نداشتم. ...

هفتم: ما منتظر اذن ولایت هستیم...

هشتم: حضرت روح‌الله: تجربه‌ای که ما از دنیا در این سال‌های طولانی داریم این است که مسلمان‌ها – ولو این‌که یک عده کمی باشند- وقتی در مقابل خصم خودشان مقاومت کنند، اگرچه خصم آنان ابرقدرت هم باشند، پیروزند. شما لبنان را ملاحظه کردید که همه‌ی ابرقدرت‌ها در آن‌جا جمع شده بودند. اما وقتی یک عده‌ی کم در مقابل‌شان ایستاد، آن‌ها شکست خوردند... امروز همه‌ی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها دست به دست یکدیگر دادند که نگذارند فلسطینی‌های مسلمان به هدفشان برسند... چرا که پیروزی انان پیروزی اسلام است و آن‌ها می‌ترسند همان‌طوری که اسسلام در ایران پیروز شد، و همه‌ی بساط آنان را برهم زد و منافع‌شان را از بین برد، همین‌طور اگز در لبنان و فلسطین اسلام به پیروزی برسد، همه‌ی بساطشان را در هم بپیچد.لذا همه‌ی شیاطین مجتمع‌اند که نگذارند اسلام رشد کند و ما باید این معنا را در نظر داشته باشیم که با تمام قوا و تا آخرین نفرمان مهیا شویم و در راه خدا جهاد کنیم... خصوصاً در این شرایطی که فرزندان واقعی فلسطین اسلامی و لبنان – حزب الله-  و مسلمانان انقلابی سرزمین‌های غصب شده و لبنان با نثار خون وجان خود، فریاد یاللمسلمین سرمی‌دهند، با تمام قدرت مادی و معنوی، در مقابل آن‌همه سفاکی‌ها و ددمنشی‌ها مقاومت و پایمردی کنیم و به یاری آنان بشتابیم و سازش‌کاران را شناسایی و به مردم معرفی کنیم.
من امیدوارم که موفق باشید و مطمئن باشید که موفق می‌شوید. جمهوری اسلامی ایران هم در کنار شما و در کنار همه‌ی مسلمانان، بلکه در کنار همه‌ی مستضعفان جهان خواهد بود.

در دیدار اعضای شورای مرکزی حزب‌الله لبنان
صحیفه‌ی امام – جلد 20 – صفحات 485 و 486

الا ان حزب‌الله هم الغالبون

نظرات ()



وبلاگ‌های يک خانواده!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/٢٩

خانم فاطمه رجبی مدتی است که به خاطر یادداشت‌هایش دوباره آماج حمله قرار گرفته‌اند. این برای کسانی که خانم رجبی را پیش از این نیز می‌شناخته‌اند اندکی جالب است. به همین مناسبت خواستم وبلاگ قدیمی ایشان را معرفی کنم تا دوستان با برخی از نوشته‌های سابق ایشان هم آشنا شوند. آخرین مطالب‌شان نقدی است بر نامه‌ای برای فردا که خاتمی نوشته بوده است.

 آقاي‌ خاتمي‌!

 پيرامون‌ «نامه‌اي‌ براي‌ فردا» و يا «نامه‌اي‌ براي‌ جوانان‌» سخن‌ به‌ درازا نمي‌برم‌ كه‌ «چرا همواره‌ از جوانان‌ مي‌گوييد و با جوانان‌ به‌ درد دل‌ مي‌نشينيد؟» و نيز در اين‌ عرصه‌ وارد نمي‌شوم‌ كه‌ «پيامد اين‌ تكرار و مكررات،‌ در واقعيات‌ زندگي‌ گروه‌ آينده‌ساز چه‌ بوده‌ و يا خواهد بود؟»

 اما مي‌خواهم‌ بدانم‌ چرا مخاطبين‌ شما پيوسته‌ از طيف‌ جوانان‌ مرفه‌ و بي‌دغدغه‌اي‌ هستند كه‌ «غرب‌ با كليت‌ خود، آرزويشان‌ است‌، و آزادي‌خواهي‌ و شادي‌طلبي‌شان‌ از سر بي‌دردي‌ است‌ و بي‌هويتي‌. نه‌ گذشته‌اي‌ پشت‌ سر دارند و نه‌ آينده‌اي‌ فراتر از آزادي‌ فردي‌، آن‌ هم‌ در محدوده‌ اميال‌ و غرايز مادي‌ پيش‌ روي‌. كتمان‌ نمي‌كنم‌ كه‌ در ميان‌ آنها تني‌ چند از خوش‌ بينان‌ حاضرند كه‌ به‌ اميد شنيدن‌ پاسخي‌ مسؤوليت‌ پذيرانه‌ از سوي‌ رييس‌ جمهور، براي‌ هزاران‌ پرسش‌ خود حضور دارند. (ادامه)

وبلاگ فرزند این خانواده هم جالب است. صادق الهام دانش‌جوی کارشناسی ارشد الهیات است. دیر به دیر می‌نویسد و مطالب قبلی‌اش بهتر است.

آیا دکتر الهام هم وبلاگ خواهد نوشت؟؟؟!!!

-----------------------------

این روزها آخرین اخبار را توسط اس‌ام‌اس از حامد دریافت می‌کنم. بسیار زیبا و ارزشمند است. ساعت یک بامداد هم این سخن زیبا را برایم فرستاد. تشکر فراوان دارم.

سید حسن نصر الله:
ما مرگ را برای مرگ نمی‌خواهیم. مرگ برای ما زندگی است. مرگ برای ما هم‌چون سلاحی است که آن را جز در برابر سینه دشمن به کار نمی‌بریم.

نظرات ()



نگاه متفاوت به آخرالزمان!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/٢٩

مطلب محمدمسیح مرا واداشت تا مطلبی را که مدتی پیش نوشته بودم و در آن نوعی نگاه خاص به ظهور و علائم آن وجود داشت را نشان دهم. لازم به ذکراست که این انتشار به معنای تأیید این نظر نمی‌باشد. تمام این نظر مبتنی بر روایاتی است که امکان نوشتن و ذکر منبع فراهم نبود. صاحب این نظرات در دولت کنونی مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

------------------------------------------------

۱. بیش از نیمی از احادیثی که درباره‌ی امام مهدی آمده است، درباره‌ی علائم ظهور است. و این نشان از اهمیت این نشانه‌ها دارد. نگاه ما به علائم ظهور یک نگاه استراتژیک است. در این نگاه احادیث به صورت یک مجموعه دیده می‌شود که (فارغ از بحث سندیت و دلالت) نشان دهنده‌ی یک شکل کلی و سیر جریانات تاریخی است.

۲. سیر همیشگی تاریخ، تقابل دو جریان حزب‌الله و حزب‌الشیطان است. و می‌توان امتداد آن را در تمام طول تاریخ مشاهده کرد. این دو جریان در تمام طول تاریخ به صورت پیوسته قابل دنبال کردن و مشاهده هستند. هدف اصلی حزب‌الله برقراری حکومت جهانی اسلام (در معنای عام و به معنای دین الهی) و تکامل بشریت است و در مقابل حزب‌الشیطان در برابر این جریان دست به عکس‌العمل می‌زند. بر این اساس، تمام اعمال این جریان شوم، انفعالی در برابر فعل جریان حق است.

۳. جریانی که در طول تاریخ حزب‌الله را نمایندگی کرده است، پیامبران بوده‌اند و مخالفان‌شان حزب‌الشیطان. اما این دو، جریان‌هایی منقطع نیستند که ارتباطی با هم ندارند. بلکه تمام این‌ها علاوه بر روابط عرضی و خطی، ارتباط طولی نیز در میان آن‌ها دیده می‌شود. در رأس حزب‌الشیطان، خود شیطان قرار دارد و در برخی موارد به شکل‌های مختلف نیز خود را ظاهر کرده است. حتی به شکل انسان نیز مجسم شده است؛ از جمله در جریان سوزاندن حضرت ابراهیم (ع)، شیطان چگونگی ساخت منجنیق را برای پرتاب ابراهیم (ع) به درون آتش را آموزش داد؛ و در جریان توطئه برای قتل پیامبر اعظم (ص) شیطان خود را به شکل انسانی مجسم کرد تا طرح قتل پیامبر را به سران قبائل القاء کند. این‌ها نمونه‌هایی است از مواردی که شیطان خود رأساً این اعمال را انجام یا القاء کرده است.

۴. فراماسونری از شکل‌های اخیر حزب‌الشیطان است. ساختاری عجیب و مرموز دارد و رأس آن، برای ما چندان مشخص نیست. اما به احتمال قوی، مجموعه‌ی فراماسونری، ترکیبی است از انسان‌ها و اجنه و در رأس‌اش یک جن قرار دارد و آن خود شیطان است. درباره‌ی فراماسونری بسیار گفته و نوشته شده است. اما اکثر آن‌ها متکی به حدس و گمان است، از این روست که بسیاری از اعمال آن از دسترس و دید ما دور و ناشناخته مانده‌اند. از کارهای فراماسونری، می‌توان اشاره کرد که تمام کسانی که تا کنون جایزه‌ی نوبل را دریافت داشته‌اند، عضو این انجمن بوده‌اند.

۵. آن‌چه درروایات به عنوان نشانه‌های قطعی بیان شده‌اند، تماماً به وقوع پیوسته‌اند و از این‌رو بعید نیست که بتوان با ایجاد آمادگی در خود و جامعه‌ی خود، کاری کرد تا امام زود‌تر ظهور کند. سایر نشانه‌های ظهور نیز در عصر ما قابل مشاهده و تحلیل‌ند. برخی از نشانه‌ها و بررسی و نظر ما درباره‌شان:
- خروج سفيانی: نام‌های خاص درروایات آخرالزمان به صورت نشانه و رمز هستند. سفیانی هم نامی خاص است و در نگاه ما سفیانی، همان صهیونی یا صهیونیزم است که می‌توان براساس تحولات معاصر سیر حرکت‌ش را با روایات تطبیق داد. مرکز اصلی سفیانی را در شام نوشته‌اند و شام در زمان گذشته به تمام منطقه‌ی سوریه، فلسطین و لبنان می‌گفته‌اند و این‌جا منظور همان اسرائیل است. حرکت سفیانی، از خراسان (افغانستان) آغاز و به عراق و کوفه و پس از آن به سمت شام (سوریه) حرکت و لشگرکشی می‌کند.
- خروج يمانی: مدتی است که در یمن شیعیان قیام کرده‌اند و کشتار آن‌ها نیز بسیار عجیب بوده است. قیامی از سوی آنان رخ داده است. چندان خبری در این سوی مرز نداریم. اما همین را می‌دانیم که جرم اصلی‌شان جاسوسی به نفع جمهوری اسلامی ایران بوده است.
- پديدار شدن پرچم های سياه: رنگ سیاه از همان زمان ائمه نشانه‌ی تشیع بوده است. استفاده‌ی عباسیان از این رنگ نیز در جهت فریب مردم بوده است تا آنان را محب اهل‌بیت نشان دهد. (در سال ۸۳، این استاد پیش‌بینی کرده بود که در ماه محرم سال بعد، یعنی ۸۴ در مسیر پرونده‌ی انرژی هسته‌ای ایران اتفاقی می‌افتد که باعث خواهد شد که مردم به همراه پرچم‌های سیاه عزا راه‌پیمایی کنند. و چنین هم شد. در روایات آمده است که این افراد حق‌شان را طلب می‌کنند ولی به آن‌ها نمی‌دهند و آنان پرچم‌های سیاه را زمین نمی‌گذارند و تا ظهور حضرت آماده‌ی جهاد می‌مانند.
- پر شدن زمين از ظلم و جور: احتیاج به توضیح اضافی ندارد.
- صیحه‌ی آسمانی: در جمعه‌ای که مصادف با بیست و سوم ماه رمضان است، صیحه‌ای آسمانی شنیده خواهد شد که اهل حق را به سوی خدا می خواند و عصر همان روز شیطان یاران خود را می‌طلبد. اصل این صیحه، برای همه که سنخیتی با عالم ملکوت ندارند، قابل شنیدن نیست. اما انسان‌های ملکوتی این ندا را می‌شنوند. پیام امم به مناسبت روز قدس، دقیقاً تمام مضامین این صیحه‌ی آسمانی را در خود دارد. و نشان از این دارد که این صیحه نواخته شده است و همه‌ی مردم دنیا هم آن را شنیده‌اند و حزب‌الشیطان هم در مقابل‌ش اعلام مواضع کرده است.
- حاکم حجاز: نام‌اش را عبدالله ذکر کرده‌اند و چهار سال بیش‌تر حکومت نمی‌کند و پس از در مدت سه سال، ده‌ها نفر حکومت می‌کنند. حاکم کنونی عربستان هم عبدالله است و سن بالایی دارد. در عربستان بیش از سی نفر مدعی ولایت‌عهدی‌اند.
- قیام سیدی از قم که حکومت اسلامی تشکیل می‌دهد، از نشانه‌های آخر‌الزمان است.
- سید خراسانی: که حکومت را در دست می‌گیرد و در دست راست‌ش نشانه‌ای است. رهبری کنونی ایران، در خراسان بزرگ شده است و دست راست‌ش هم نشانی دارد. (دست راست ایشان در عملیاتی تروریستی، معلول شده است)

۶. با این تفاصیل به دست می‌اید که ظهور منجی نزدیک است. در روایات آمده است که هنگامی که پرچم‌های سیاه نمایان شد، شیعیان خود را آماده نبرد کنند و خود را محافظت کنند و خود را به کشتن ندهند که ظهور نزدیک است. الیس الصبح بقریب؟؟!!

--------------------------------

  • برادر عزیزم حسن روزی طلب، هم بلاگر شد. هرچند پیش از این هم دور از این فضا نبود. در سایت‌های خبری و تحلیلی زیادی کارکرده است. کار جدی در شریف‌نیوز و خدمت از کارهای موفق‌اش بوده است. سایت جدیدشان هم در راه است. آخرین چیزی هم که از او دیده بودم سردبیر ویژه‌نامه‌ای بود که در مورد سوم تیر تهیه کرده بود و انصافاً چیزی از سال‌نامه‌ی شرق کم نداشت. (البته با توجه به سطح امکانات!) این ویژه‌نامه صدو پانزده صفحه‌ای را نشریه پرتو سخن منتشر کرد. در هر صورت تبریک می‌گویم که حسن هم بالاخره وبلاگ‌نویس شد.
  • یک نظر خیلی مهم از سوی یکی از بینندگان وبلاگ!:
    اسراييل به زودی تکليف اين حشرات حزب الله ( بخوانيد حزب الزباله) رو روشن ميکنه. شما آشغال‌های بی جربزه که فقط بلدين تويه خيابونهای تهران عربده بکشين و جلوی مردم بيچاره وحشت زده شو اجرا کنين حالا ميخواين اعزام هم بشين !! من جای شماها بودم به اون رييس فاطی کماندو رجايی ميگفتم که فقط يک تنه لش بيمصرف تروريست هستين که جگر اين کارا رو ندارين فقط براتون يه برنامه متعه بذاره حالشو ببرين! خاک تويه اون سرتون کنن که لياقت منفجر شدن هم ندارين! درد و بلای اسراييل بخوره تو فرق کله خاليتون!!!!!
  • نشست ادبي هنر متعهد
    هنرمتعهد / هنرمند اسلامي / چرخه توليد تا توزيع فرهنگي
    باحضور: رضا اميرخاني، رئيس انجمن قلم ايران
    يكشنبه: 1/5/1385       ساعت 16:30
    شیراز / چهارراه حافظيه / تالار حافظ
    كانون فرهنگي رهپويان وصال - شيراز | اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان فارس
  • سید حسن نصرالله: ما مرگ را برای مرگ نمی‌خواهیم، مرگ برای ما زندگی است. مرگ برای ما همچون سلاحی است که آن را جز در برابر سینه‌ی دشمن به کار نمی‌بریم.
نظرات ()



و ما ادریک ما 598!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/٢۸
دیروز سالگرد پذیرش قطع‌نامه پانصد و نود و هشت بود و اکنون هچده سال گذشته است.

بخش‌هایی از پیام حضرت امام (ره) در پذیرش قطع‌نامه 598

ما تصميم گرفته ايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايى را که بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود کنيم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلى اللّه عليه و آله و سلم - را در جهان استکبار ترويج نماييم.
و دير يا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود.
ما با تمام وجود از گسترش باجخواهى و مصونيت کارگزاران امريکايى ، حتى اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد، جلوگيرى مى کنيم.

انشاءاللّه ما نخواهيم گذاشت از کعبه و حج، اين منبر بزرگى که بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعکس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با امريکا و شوروى و کفر و شرک نواخته شود.
و از خدا مى خواهيم که اين قدرت را به ما ارزانى دارد که نه تنها از کعبه مسلمين، که از کليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ امريکا و شوروى را به صدا درآوريم.
مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتى از اين برزخ بى انتهايى که انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفريده است احساس غرور و آزادى کنند، و آواى آزادى و آزادگى را در حيات و سرنوشت خويش سر دهند و بر زخمهاى خود مرهم گذارند، که دوران بنبست و نا اميدى و تنفس در منطقه کفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است.
و اميدوارم همه مسلمانان شکوفه هاى آزادى و نسيم عطر بهارى و طراوت گلهاى محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده خويش را نظاره کنند.

همه بايد از مرداب و باتلاق و سکوت و سکونى که کارگزاران سياست امريکا و شوروى بر آن تخم مرگ و اسارت پاشيده اند به درآييم و به سوى دريايى که زمزم از آن جوشيده است روانه شويم، و پرده کعبه و حرم خدا را که به دست نامحرمان نجس امريکا و امريکازاده ها آلوده شده است با اشک چشم خويش شستشو دهيم.

مسلمانان تمامى کشورهاى جهان، از آنجا که شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجى شده ايد، بايد بر وحشت از مرگ غلبه کنيد، و از وجود جوانان پرشور و شهادت‌طلبى که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نماييد.

به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشيد، بلکه به فکر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد، که عزت و حيات در سايه مبارزه است.
و اولين گام در مبارزه اراده است.
و پس از آن، تصميم بر اينکه سيادت کفر و شرک جهانى، خصوصا امريکا را بر خود حرام کنيد.
ما در مکه باشيم يا نباشيم دل و روحمان با ابراهيم و در مکه است.
دروازه هاى مدينةالرسول را به روى ما ببندند يا بگشايند، رشته محبتمان با پيامبر هرگز پاره و سست نمى شود.
به سوى کعبه نماز مى گزاريم و به سوى کعبه مى ميريم.
و خدا را سپاس مى گزاريم که در ميثاقمان باخداى کعبه پايدار مانده ايم و پايه هاى برائت از مشرکين را با خون هزاران هزار شهيد از عزيزانمان بنيان نهاده ايم.
و منتظر هم نمانده ايم که حاکمان بى شخصيت بعض کشورهاى اسلامى و غير اسلامى از حرکت ما پشتيبانى کنند.
ما مظلومين هميشه تاريخ، محرومان و پابرهنگانيم.
ما غير از خدا کسى را نداريم.
و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داريم.
جمهورى اسلامى ايران از مسلمانان آزاده جهان که علىرغم اختناق سياسى حاکم بر آنها با ترتيب کنفرانسها و مصاحبه ها و سخنرانيها پرده از اسرار جنايتبار امريکا و آلسعود برداشتند و مظلوميت ما را به دنيا نشان دادند تشکر مى نمايد.
مسلمانان بايد بدانند تا زمانى که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، هميشه منافع بيگانگان بر منافع آنان مقدم مى شود، و هر روز شيطان بزرگ يا شوروى به بهانه حفظ منافع خود حادثه اى را به وجود مى آورند.
راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود? هم اکنون اگر امريکا يک کشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خويش با خاک يکسان کند، چه کسى جلوى او را خواهد گرفت? پس راهى جز مبارزه نمانده است، و بايد چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امريکا را شکست، و الزاما يکى از دو راه را انتخاب نمود: يا شهادت.
يا پيروزى.
که در مکتب ما هر دوى آنها پيروزى است.
که انشاءاللّه خداوند قدرت شکستن چهارچوب سياستهاى حاکم و ظالم جهانخواران، و نيز جسارت ايجاد داربستهايى بر محور کرامت انسانى را به همه مسلمين عطا فرمايد، و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوکت همراهى نمايد.
ملت عزيز و دلاور ايران مطمئن باشند که حادثه مکه منشا تحولات بزرگى در جهان اسلام و زمينه مناسبى براى ريشه کن شدن نظامهاى فاسد کشورهاى اسلامى و طرد روحانى‌نماها خواهد بود.
و با اينکه بيشتر از يک سال از حماسه برائت از مشرکان نگذشته است، عطر خونهاى پاک شهداى عزيز ما در تمامى جهان پيچيده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده مى کنيم.

حماسه مردم فلسطين يک پديده تصادفى نيست.
آيا دنيا تصور مى کند که اين حماسه را چه کسانى سروده اند و هم اکنون مردم فلسطين به چه آرمانى تکيه کرده اند که بى محابا و با دست خالى در برابر حملات وحشيانه صهيونيستها مقاومت مى کنند؟ آيا تنها آواى وطنگرايى است که از وجود آنان دنيايى از صلابت آفريده است? آيا از درخت سياست بازان خود فروخته است که بر دامن فلسطينيان ميوه استقامت و زيتون نور و اميد مى ريزد؟ اگر اينچنين بود، اينها که سالهاست در کنار فلسطينيان و به نام ملت فلسطين نان خورده اند! شکى نيست که اين آواى اللّهاکبر است، اين همان فرياد ملت ماست که در ايران شاه را و در بيتالمقدس غاصبين را به نوميدى کشاند.و اين تحقق همان شعار برائت است که ملت فلسطين در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ايرانى خود فرياد رساى آزادى قدس را سر داد و مرگ بر امريکا، شوروى و اسرائيل گفت، و بر همان بستر شهادتى که خون عزيزان ما بر آن ريخته شد او نيز با نثار خون و به رسم شهادت آرميد.
آرى، فلسطينى راه گم کرده خود را از راه برائت ما يافت.
و ديديم که در اين مبارزه چطور حصارهاى آهنين فروريخت، و چگونه خون بر شمشير و ايمان بر کفر و فرياد بر گلوله پيروز شد، و چطور خواب بنى اسرائيل در تصرف از نيل تا فرات آشفته گشت، و دوباره کوکب دريه فلسطين از شجره مبارکه لاشرقية ولاغربية ما برافروخت.
و امروز به همانگونه که فعاليتهاى وسيعى در سراسر جهان براى به سازش کشيدن ما با کفر و شرک در جريان است، براى خاموش کردن شعله هاى خشم ملت مسلمان فلسطين نيز به همان شکل ادامه دارد.

و حال آنکه معتقدين به اصول انقلاب اسلامى ما در سراسر جهان رو به فزونى نهاده است و ما اينها را سرمايه هاى بالقوه انقلاب خود تلقى مى کنيم و هم آنهايى که با مرکب خون طومار حمايت از ما را امضا مى کنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبيک مى گويند و به يارى خداوند کنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت.

امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهين بى درد شروع شده است.
و من دست و بازوى همه عزيزانى که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نموده اند مى بوسم، و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه هاى آزادى و کمال نثار مى کنم.
و به ملت عزيز و دلاور ايران هم عرض مى کنم: خداوند آثار و برکات معنويت شما را به جهان صادر نموده است، و قلبها و چشمان پرفروغ شما کانون حمايت از محرومان شده است و شراره کينه انقلابى تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است.
مردم ايران ثابت کرده اند که تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند، ولى تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت.
ملت شريف ايران هميشه در مقابل شديدترين حملات تمامى جهان کفر عليه اصول انقلاب خويش مقاومت کرده است که در اينجا مجال ذکر همه آنها نيست.

ملت عزيز ما که مبارزان حقيقى و راستين ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دريافته اند که مبارزه با رفاه طلبى سازگار نيست، و آنها که تصور مى کنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بيگانه اند.
و آنهايى هم که تصور مى کنند سرمايه داران و مرفهان بى درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مى شوند و به مبارزان راه آزادى پيوسته و يا به آنان کمک مى کنند آب در هاون مى کوبند.
بحث مبارزه و رفاه و سرمايه ، بحث قيام و راحتطلبى ، بحث دنياخواهى و آخرتجويى دو مقوله اى است که هرگز با هم جمع نمى شوند.
و تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند.
فقرا و متدينين بى بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند.
ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتى که ممکن است خط اصولى دفاع از مستضعفين را حفظ کنيم.
مسئولين نظام ايران انقلابى بايد بدانند که عده اى از خدا بيخبر براى از بين بردن انقلاب هر کس را که بخواهد براى فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فورا او را کمونيست و التقاطى مى خوانند.
از اين اتهامات نبايد ترسيد.
بايد خدا را در نظر داشت، و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و کمک به فقرا به کار گرفت و از هيچ تهمتى نترسيد.
امريکا و استکبار در تمامى زمينه ها افرادى را براى شکست انقلاب اسلامى در آستين دارند، در حوزه ها و دانشگاهها مقدسنماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده ام.
اينان با تزويرشان از درون محتواى انقلاب و اسلام را نابود مى کنند.
اينها با قيافه اى حق به جانب و طرفدار دين و ولايت همه را بى دين معرفى مى کنند.
بايد از شر اينها به خدا پناه بريم.
و همچنين کسانى ديگر که بدون استثنا به هر چه روحانى و عالم است حمله مى کنند و اسلام آنها را اسلام امريکايى معرفى مى نمايند راهى بس خطرناک را مى پويند که خداى ناکرده به شکست اسلام ناب محمدى منتهى مى شود.
ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم کرد.
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است.
و مسلمانان در يک تشکيلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق کاخهاى سفيد و سرخ را از بين خواهند برد.
امروز خمينى آغوش و سينه خويش را براى تيرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهاى دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درک شهادت روزشمارى مى کند.
جنگ ما جنگ عقيده است، و جغرافيا و مرز نمى شناسد.
و ما بايد در جنگ اعتقادىمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم.
انشاءاللّه ملت بزرگ ايران با پشتيبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختيهاى جنگ را به شيرينى شکست دشمنان خدا در دنيا جبران مى کند.
و چه شيرينى بالاتر از اينکه ملت بزرگ ايران مثل يک صاعقه بر سر امريکا فرود آمده است.
چه شيرينى بالاتر از اينکه ملت ايران سقوط ارکان و کنگره هاى نظام ستمشاهى را نظاره کرده است و شيشه حيات امريکا را در اين کشور شکسته است.
و چه شيرينى بالاتر از اينکه مردم عزيزمان ريشه هاى نفاق و مليگرايى و التقاط را خشکانيده اند.
و انشاءاللّه شيرينى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشيد.
نه تنها کسانى که تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پيش رفته اند، بلکه آنهايى که در پشت جبهه با نگاه محبتبار و با دعاى خير خود جبهه را تقويت نموده اند از مقام عظيم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده اند.خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسين - عليه السلام! اذناب امريکا بايد بدانند که شهادت در راه خدا مسئله اى نيست که بشود با پيروزى يا شکست در صحنه هاى نبرد مقايسه شود.
مقام شهادت، خود اوج بندگى و سير و سلوک در عالم معنويت است.
نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بکشانيم که بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و يا شهرهاى ديگر آزاد شد.
تمامى اينها خيالات باطل مليگراهاست.
ما هدفمان بالاتر از آن است.
مليگراها تصور نمودند ما هدفمان پياده کردن اهداف بينالملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است.
ما مى گوييم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست.
و تا مبارزه هست، ما هستيم.
ما بر سر شهر و مملکت با کسى دعوا نداريم.
ما تصميم داريم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفيع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم.
پس اى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسيجى ام، و اى نيروهاى مردمى ، هرگز از دست دادن موضعى را با تاثر و گرفتن مکانى را با غرور و شادى بيان نکنيد که اينها در برابر هدف شما به قدرى ناچيزند که تمامى دنيا در مقايسه با آخرت.
پدران و مادران و همسران و خويشاوندان شهدا، اسرا، مفقودين، و معلولين ما توجه داشته باشند که هيچ چيزى از آنچه فرزندان آنان به دست آورده اند کم نشده است.
فرزندان شما در کنار پيامبر اکرم و ائمه اطهارند.
پيروزى و شکست براى آنها فرقى ندارد.
امروز روز هدايت نسلهاى آينده است.
کمربندهاتان را ببنديد که هيچ چيز تغيير نکرده است.
امروز روزى است که خدا اينگونه خواسته است.
و ديروز خدا آنگونه خواسته بود.
و فردا انشاءاللّه روز پيروزى جنود حق خواهد بود.
ولى خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعيم.
و ما تابع امر خداييم، و به همين دليل طالب شهادتيم.
و تنها به همين دليل است که زير بار ذلت و بندگى غيرخدا نمى رويم.
البته براى اداى تکليف همه ما موظفيم که کارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهترين وجه و با درايت و دقت انجام دهيم.
همه مى دانند که ما شروع کننده جنگ نبوده ايم.
ما براى حفظ موجوديت اسلام در جهان تنها از خود دفاع کرده ايم.
و اين ملت مظلوم ايران است که همواره مورد حمله جهانخواران بوده است، و استکبار از همه کمينگاههاى سياسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله کرده است.
انقلاب اسلامى ما تاکنون کمينگاه شيطان و دام صيادان را به ملتها نشان داده است.
جهانخواران و سرمايه داران و وابستگان آنان توقع دارند که ما شکسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره کنيم و هشدار ندهيم.
و حال آنکه اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامى ماست که در سراسر جهان صدا زنيم که اى خواب رفتگان! اى غفلتزدگان! بيدار شويد و به اطراف خود نگاه کنيد که در کنار لانه هاى گرگ منزل گرفته ايد.
برخيزيد که اينجا جاى خواب نيست! و نيز فرياد کشيم سريعا قيام کنيد که جهان ايمن از صياد نيست! امريکا و شوروى در کمين نشسته اند، و تا نابودى کاملتان از شما دست بر نخواهند داشت.
راستى اگر بسيج جهانى مسلمين تشکيل شده بود، کسى جرات اينهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوى رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله و سلم - داشت? امروز يکى از افتخارات بزرگ ملت ما اين است که در برابر بزرگترين نمايش قدرت و آرايش ناوهاى جنگى امريکا و اروپا در خليج فارس صفآرايى نمود.
و اينجانب به نظامهاى امريکايى و اروپايى اخطار مى کنم که تا دير نشده و در باتلاق مرگ فرونرفته ايد، از خليج فارس بيرون رويد.
و هميشه اينگونه نيست که هواپيماهاى مسافربرى ما توسط ناوهاى جنگى شما سرنگون شود، که ممکن است فرزندان انقلاب ناوهاى جنگى شما را به قعر آبهاى خليج فارس بفرستند.
به دولتها و حکومتهاى منطقه ، خصوصا به عربستان و کويت مى گويم که همه شما در ماجراجوييها و جناياتى که امريکا مى آفريند شريک جرم خواهيد بود.
و ما تا به حال از اينکه همه منطقه در کام آتش و خون و بى ثباتى کامل غوطه ور نشود، دست به عملى نزده ايم.
ولى حرکات جنونآميز ريگان مطمئنا حوادث غيرمنتظره و عواقب خطرناکى را بر همه تحميل مى کند.
شما اطمينان داشته باشيد که در اين برگ جديد بازنده ايد.
خودتان و کشور و مردم اسلامى را در برابر امريکا اينقدر ذليل و ناتوان نکنيد.
اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد.
بحمداللّه از برکت انقلاب اسلامى ايران دريچه هاى نور و اميد به روى همه مسلمانان جهان باز شده است، و مى رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودى را بر سر همه مستکبران فرو ريزد.
نکته مهمى که همه ما بايد به آن توجه کنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است که دشمنان ما و جهانخواران تا کى و تا کجا ما را تحمل مى کنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند.
به يقين آنان مرزى جز عدول از همه هويتها و ارزشهاى معنوى و الهىمان نمى شناسند.
به گفته قرآن کريم، هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما بر نمى دارند مگر اينکه شما را از دينتان برگردانند.
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيستها و امريکا و شوروى در تعقيبمان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مکتبى مان را لکه دار نمايند.
بعضى مغرضين ما را به اعمال سياست نفرت و کينه توزى در مجامع جهانى توصيف و مورد شماتت قرار مى دهند، و با دلسوزيهاى بيمورد و اعتراضهاى کودکانه مى گويند جمهورى اسلامى سبب دشمنيها شده است و از چشم غرب و شرق و ايادىشان افتاده است! که چه خوب است «به » اين سؤال پاسخ داده شود که ملتهاى جهان سوم و مسلمانان، و خصوصا ملت ايران، در چه زمانى نزد غربيها و شرقيها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بى اعتبار شده اند! آرى، اگر ملت ايران از همه اصول و موازين اسلامى و انقلابى خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پيامبر و ائمه معصومين - عليهم السلام - را با دستهاى خود ويران نمايد، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان يک ملت ضعيف و فقير و بى فرهنگ به رسميت بشناسند، ولى در همان حدى که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعيف، آنها ولى و قيم باشند ما جيره خوار و حافظ منافع آنها، نه يک ايران با هويت ايرانى - اسلامى ، بلکه ايرانى که شناسنامه اش را امريکا و شوروى صادر کند، ايرانى که ارابه سياست امريکا يا شوروى را بکشد و امروز همه مصيبت و عزاى امريکا و شوروى شرق و غرب در اين است که نه تنها ملت ايران از تحتالحمايگى آنان خارج شده است، که ديگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت مى کند.
کنترل و حذف سلاحهاى مخرب از جهان اگر با حقيقت و صداقت همراه بود خواسته همه ملتهاست، ولى اين نيز يک فريب قديمى است.
و اين همان چيزى است که اخيرا از گفته هاى سران امريکا و شوروى و نوشته هاى سياسيون آنها آشکار گرديده است که مراودات اخير سران شرق و غرب به خاطر مهار بيشتر جهان سوم و در حقيقت جلوگيرى از نفوذ پابرهنه ها و محرومين در جهان مالکيتهاى بى حد و مرز سرمايه داران است.
ما بايد خود را آماده کنيم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامى - انسانى با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشکيل شود، و آقايى و سرورى محرومين و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود.
مطمئن باشيد قدرتهاى شرق و غرب همان مظاهر بى محتواى دنياى مادى اند که در برابر خلود و جاودانگى دنياى ارزشهاى معنوى قابل ذکر نمى باشند.
من به صراحت اعلام مى کنم که جمهورى اسلامى ايران با تمام وجود براى احياى هويت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مى کند.
و دليلى هم ندارد که مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوى جاه طلبى و فزونطلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد.
ما بايد براى پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزى کنيم.
ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم.
و اين را بايد از اصول سياست خارجى خود بدانيم.
ما اعلام مى کنيم که جمهورى اسلامى ايران براى هميشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است.
و کشور ايران به عنوان يک دژ نظامى و آسيبناپذير نياز سربازان اسلام را تامين و آنان را به مبانى عقيدتى و تربيتى اسلام و همچنين به اصول و روشهاى مبارزه عليه نظامهاى کفر و شرک آشنا مى سازد.
و اما در مورد قبول قطعنامه که حقيقتا مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصا براى من بود، اين است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراى آن مى ديدم، ولى به واسطه حوادث و عواملى که از ذکر آن فعلا خوددارى مى کنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى کارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى کشور، که من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع کنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى دانم.
و خدا مى داند که اگر نبود انگيزه اى که همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هرگز راضى به اين عمل نمى بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود.
اما چاره چيست که همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم.
و مسلم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود.
من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهه هاى آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به نحوى در ارتباط با جنگ تلاش و کوشش نموده اند، تشکر و قدردانى مى کنم.
و همه ملت ايران را به هوشيارى و صبر و مقاومت دعوت مى کنم.
در آينده ممکن است افرادى آگاهانه يا از روى ناآگاهى در ميان مردم اين مسئله را مطرح نمايند که ثمره خونها و شهادتها و ايثارها چه شد.
اينها يقينا از عوالم غيب و از فلسفه شهادت بيخبرند و نمى دانند کسى که فقط براى رضاى خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگى نهاده است حوادث زمان به جاودانگى و بقا و جايگاه رفيع آن لطمه اى وارد نمى سازد.
و ما براى درک کامل ارزش و راه شهيدانمان فاصله طولانى را بايد بپيماييم و در گذر زمان و تاريخ انقلاب و آيندگان آن را جستجو نماييم.
مسلم خون شهيدان، انقلاب و اسلام را بيمه کرده است.
خون شهيدان براى ابد درس مقاومت به جهانيان داده است.
و خدا مى داند که راه و رسم شهادت کور شدنى نيست، و اين ملتها و آيندگان هستند که به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود.
و همين تربت پاک شهيدان است که تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود.
خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در اين قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهايى که اين گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا، اين دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن.
خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت، تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.
خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده هاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشيده ام، و در برابر عظمت و فداکارى اين ملت بزرگ احساس شرمسارى مى کنم.
و بدا به حال آنانى که در اين قافله نبودند! بدا به حال آنهايى که از کنار اين معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهى تا به حال ساکت و بى تفاوت و يا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند! آرى، ديروز روز امتحان الهى بود که گذشت.
و فردا امتحان ديگرى است که پيش مى آيد.
و همه ما نيز روز محاسبه بزرگترى را در پيش رو داريم.
آنهايى که در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلى از اداى اين تکليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور کرده اند مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زيان و ضرر بزرگى کرده اند که حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه حق خواهند کشيد.
که من مجددا به همه مردم و مسئولين عرض مى کنم که حساب اينگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند، و نگذارند اين مدعيان بى هنر امروز و قاعدين کوته نظر ديروز به صحنه ها برگردند.
من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مى کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد.
نگذاريد پيشکسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند.
اکيدا به ملت عزيز ايران سفارش مى کنم که هوشيار و مراقب باشيد، قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ايران به معناى حل مسئله جنگ نيست.
با اعلام اين تصميم، حربه تبليغات جهانخواران عليه ما کند شده است، ولى دورنماى حوادث را نمى توان به طور قطع و جدى پيشبينى نمود.
و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است، و چه بسا با بهانه جوييها به همان شيوه هاى تجاوزگرانه خود ادامه دهد.
ما بايد براى دفع تجاوز احتمالى دشمن آماده و مهيا باشيم.
و ملت ما هم نبايد فعلا مسئله را تمام شده بداند.
البته ما رسما اعلام مى کنيم که هدف ما تاکتيک جديد در ادامه جنگ نيست.
چه بسا دشمنان بخواهند با همين بهانه ها حملات خود را دنبال کنند.
نيروهاى نظامى ما هرگز نبايد از کيد و مکر دشمنان غافل بمانند.
در هر شرايطى بايد بنيه دفاعى کشور در بهترين وضعيت باشد.
مردم ما، که در طول سالهاى جنگ و مبارزه ابعاد کينه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس کرده اند، بايد خطر تهاجم جهانخواران در شيوه ها و شکلهاى مختلف را جديتر بدانند.
و فعلا چون گذشته تمامى نظاميان، اعم از ارتش و سپاه و بسيج در جبهه ها براى دفاع در برابر شيطنت استکبار و عراق به ماموريتهاى خود ادامه دهند.
در صورتى که اين مرحله از حادثه انقلاب را با همان شکل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذارديم براى بعد از آن و سازندگى کشور و سياست کل نظام و انقلاب تذکراتى دارم که در وقت مناسب خواهم گفت.
ولى در مقطع کنونى به طور جد از همه گويندگان و دست اندرکاران و مسئولين کشور و مديران رسانه ها و مطبوعات مى خواهم که خود را از معرکه ها و معرکه آفرينيها دور کنند، و مواظب باشند که ناخودآگاه آلت دست افکار و انديشه هاى تند نگردند، و با سعه صدر در کنار يکديگر مترصد اوضاع دشمنان باشند.
در اين روزها ممکن است بسيارى از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بايدها و نبايدها کنند.
هر چند اين مسئله به خودى خود يک ارزش بسيار زيباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نيست.
چه بسا آنهايى که تا ديروز در برابر اين نظام جبهه گيرى کرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حکومت جمهورى اسلامى ايران از صلح و صلحطلبى به ظاهر دم مى زدند، امروز نيز با همان هدف سخنان فريبنده ديگرى را مطرح نمايند، و جيره خواران استکبار، همانها که تا ديروز در زير نقاب دروغين صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو کرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند.
و مليگراهاى بى فرهنگ براى از بين بردن خون شهداى عزيز و نابودى عزت و افتخار مردم، تبليغات مسموم خويش را آغاز نمايند.
که انشاءاللّه ملت عزيز ما با بصيرت و هوشيارى جواب همه فتنه ها را خواهد داد.
من باز مى گويم که قبول اين مسئله براى من از زهر کشنده تر است، ولى راضى به رضاى خدايم و براى رضايت او اين جرعه را نوشيدم.
و نکته اى که تذکر آن لازم است اين است که در قبول اين قطعنامه فقط مسئولين کشور ايران به اتکاى خود تصميم گرفته اند.
و کسى و کشورى در اين امر مداخله نداشته است.
مردم عزيز و شريف ايران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش مى دانم.
و شما مى دانيد که من به شما عشق مى ورزم، و شما را مى شناسم، شما هم مرا مى شناسيد.
در شرايط کنونى آنچه موجب امر شد تکليف الهى ام بود.
شما مى دانيد که من با شما پيمان بسته بودم که تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم، اما تصميم امروز فقط براى تشخيص مصلحت بود، و تنها به اميد رحمت و رضاى او از هر آنچه گفتم گذشتم، و اگر آبرويى داشته ام با خدا معامله کرده ام.
عزيزانم، شما مى دانيد که تلاش کرده ام که راحتى خود را بر رضايت حق و راحتى شما مقدم ندارم.
خداوندا، تو مى دانى که ما سر سازش با کفر را نداريم.
خداوندا، تو مى دانى که استکبار و امريکاى جهانخوار گلهاى باغ رسالت تو را پرپر نمودند.
خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تکيه گاه ما تويى ، و ما تنهاى تنهاييم و غير از تو کسى را نمى شناسيم و غير از تو نخواسته ايم که کسى را بشناسيم.
ما را يارى کن، که تو بهترين يارى کنندگانى.
خداوندا، تلخى اين روزها را به شيرينى فرج حضرت بقيةاللّه - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - و رسيدن به خودت جبران فرما.
فرزندان انقلابى ام، اى کسانى که لحظه اى حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى گذرد.
مى دانم که به شما سخت مى گذرد، ولى مگر به پدر پير شما سخت نمى گذرد? مى دانم که شهادت شيرينتر از عسل در پيش شماست، مگر براى اين خادمتان اينگونه نيست? ولى تحمل کنيد که خدا با صابران است.
بغض و کينه انقلابى تان را در سينه ها نگه داريد، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد، و بدانيد که پيروزى از آن شماست.
و تاکيد مى کنم که گمان نکنيد که من در جريان کار جنگ و مسئولان آن نيستم.
مسئولين مورد اعتماد من مى باشند.
آنها را از اين تصميمى که گرفته اند شماتت نکنيد، که براى آنان نيز چنين پيشنهادى سخت و ناگوار بوده است.
که انشاءاللّه خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضايت خود فرمايد.
من در اينجا به جوانان عزيز کشورمان، به اين سرمايه ها و ذخيره هاى عظيم الهى و به اين گلهاى معطر و نوشکفته جهان اسلام، سفارش مى کنم که قدر و قيمت لحظات شيرين زندگى خود را بدانيد، و خودتان را براى يک مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسيدن به اهداف عالى انقلاب اسلامى آماده کنيد.
و من به همه مسئولين و دست اندرکاران سفارش مى کنم که به هر شکل ممکن وسايل ارتقاى اخلاقى و اعتقادى و علمى و هنرى جوانان را فراهم سازيد، و آنان را تا مرز رسيدن به بهترين ارزشها و نوآوريها همراهى کنيد، و روح استقلال و خودکفايى را در آنان زنده نگه داريد.
مبادا اساتيد و معلمينى که به وسيله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهيده اند، تحقير و سرزنش نمايند و خداى ناکرده از پيشرفت و استعداد خارجيها بت بتراشند و روحيه پيروى و تقليد و گدا صفتى را در ضمير جوانان تزريق نمايند.
به جاى اينکه گفته شود که ديگران کجا رفتند و ما کجا هستيم به هويت انسانى خود توجه کنند و روح توانايى و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند.
ما در شرايط جنگ و محاصره توانسته ايم آنهمه هنرآفرينى و اختراعات و پيشرفتها داشته باشيم.
انشاءاللّه در شرايط بهتر زمينه کافى براى رشد استعداد و تحقيقات را در همه امور فراهم مى سازيم.
مبارزه علمى براى جوانان زنده کردن روح جستجو و کشف واقعيتها و حقيقتهاست.
و اما مبارزه عملى آنان در بهترين صحنه هاى زندگى و جهاد و شهادت شکل گرفته است.
و نکته ديگرى که از باب نهايت ارادت و علاقه ام به جوانان عرض مى کنم اين است که در مسير ارزشها و معنويات از وجود روحانيت و علماى متعهد اسلام استفاده کنيد، و هيچگاه و تحت هيچ شرايطى خود را بى نياز از هدايت و همکارى آنان ندانيد.
روحانيون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاريخ و در سختترين شرايط همواره با دلى پر از اميد و قلبى سرشار از عشق و محبت به تعليم و تربيت و هدايت نسلها همت گماشته اند و هميشه پيشتاز و سپر بلاى مردم بوده اند، بر بالاى دار رفته اند و محروميتها چشيده اند ، زندانها رفته اند و اسارتها و تبعيدها ديده اند، و بالاتر از همه ، آماج طعنها و تهمتها بوده اند، و در شرايطى که بسيارى از روشنفکران در مبارزه با طاغوت به ياس و نااميدى رسيده بودند، روح اميد و حيات را به مردم برگرداندند و از حيثيت و اعتبار واقعى مردم دفاع نموده اند، و هم اکنون نيز در هر سنگرى از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع ديگر، در کنار مردمند، و در هر حادثه غمبار و مصيبتآفرينى شهداى بزرگوارى را تقديم نموده اند.
در هيچ کشور و انقلابى جز انقلاب بعثت و رسالت و زندگى ائمه هدى-عليهم السلام - و انقلاب اسلامى ايران سراغ نداريم که رهبران انقلاب آنقدر آماج حملات و کينه ها گردند.
و اين به خاطر صداقت و امانتدارى است که در وجود علماى متعهد اسلام متبلور است.
مسئوليتپذيرى در کشورى که با محاصره ها و مشکلات اقتصادى و سياسى و نظامى مواجه است کار مشکلى است.
البته روحانيون متعهد کشور ما بايد خودشان را براى فداکاريهاى بيشتر آماده کنند، و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود براى حفظ آبروى اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده کنند.
و جاى بسى سپاس و امتنان است که ملت رشيد و دلاور ايران قدر خادمان واقعى خود را مى شناسد، و فلسفه عشق و ارادت خود را به اين نهاد مقدس در يک کلمه خلاصه مى کند.
علما و روحانيون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقيده و هدف اسلامى ملت خيانت نکرده و نمى کنند.
البته تذکر اين نکته لازم است که در تمام نوشته ها و صحبتها هر وقت نام روحانيت را به ميان آورده ام و از آنان قدردانى نموده ام، مقصودم علماى پاک و متعهد و مبارز است، که در هر قشرى ناپاک و غيرمتعهد وجود دارد.
و روحانيون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاک ديگر بيشتر است.
و هميشه اين دسته از روحانيون مورد لعن و نفرين خدا و رسول و مردم بوده اند، و ضربات اصلى را به اين انقلاب، روحانيون وابسته و مقدسماب و دينفروش زده اند و مى زنند.
و روحانيون متعهد ما همواره از اين بى فرهنگها متنفر و گريزان بوده اند.
من به صراحت مى گويم مليگراها اگر بودند، به راحتى در مشکلات و سختيها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مى کردند، و براى اينکه خود را از فشارهاى روزمره سياسى برهانند، همه کاسه هاى صبر و مقاومت را يکجا مى شکستند و به همه ميثاقها و تعهدات ملى و ميهنى ادعايى خود پشت پا مى زدند.
کسى تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمى دانيم.
ولى هيهات که خادمان اسلام به ملت خود خيانت کنند! البته ما مطمئنيم که در همين شرايط نيز آنها که با روحانيت اصيل کينه ديرينه دارند و عقده ها و حسادتهاى خود را نمى توانند پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گيرند.
ولى در هر حال آن چيزى که در سرنوشت روحانيت واقعى نيست سازش و تسليم شدن در برابر کفر و شرک است.
که اگر بندبند استخوانهايمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستىمان را در جلوى ديدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه کفر و شرک را امضا نمى کنيم.
علما و روحانيون انشاءاللّه به همه ابعاد و جوانب مسئوليت خودآشنا هستند ولى از باب تذکر و تاکيد عرض مى کنم امروز که بسيارى از جوانان و انديشمندان در فضاى آزاد کشور اسلامى مان احساس مى کنند که مى توانند انديشه هاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامى بيان دارند، با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند.
و اگر بيراهه مى روند، با بيانى آکنده از محبت و دوستى راه راست اسلامى را نشان آنها دهيد.
و بايد به اين نکته توجه کنيد که نمى شود عواطف و احساسات معنوى و عرفانى آنان را ناديده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را يکباره به وادى ترديد و شک انداخت.
اينها که امروز اينگونه مسائل را عنوان مى کنند مسلما دلشان براى اسلام و هدايت مسلمانان مى تپد، و الا داعى ندارند که خود را با طرح اين مسائل به دردسر بيندازند.
اينها معتقدند که مواضع اسلام در موارد گوناگون همانگونه اى است که خود فکر مى کنند.
به جاى پرخاش و کنار زدن آنها با پدرى و الفت با آنان برخورد کنيد.
اگر قبول هم نکردند، مايوس نشويد.
در غيراين صورت خداىناکرده به دام ليبرالها و مليگراها و يا چپ و منافقين مى افتند، و گناه اين کمتر از التقاط نيست.
وقتى ما مى توانيم به آينده کشور و آينده سازان اميدوار شويم که به آنان در مسائل گوناگون بها دهيم، و از اشتباهات و خطاهاى کوچک آنان بگذريم، و به همه شيوه ها و اصولى که منتهى به تعليم و تربيت صحيح آنان مى شود احاطه داشته باشيم.
فرهنگ دانشگاهها و مراکز غيرحوزه اى به صورتى است که با تجربه و لمس واقعيتها بيشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى.
بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و کمکردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا ميدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسيعتر گردد.

نکته ديگر اينکه من اکثر موفقيتهاى روحانيت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى در ارزش عملى و زهد آنان مى دانم. و امروز هم اين ارزش نه تنها نبايد به فراموشى سپرده شود، که بايد بيشتر از گذشته به آن پرداخت. هيچ چيزى به زشتى دنياگرايى روحانيت نيست. و هيچ وسيله اى هم نمى تواند بدتر از دنياگرايى ، روحانيت را آلوده کند.
چه بسا دوستان نادان يا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزيهاى بيمورد مسير زهدگرايى آنان را منحرف سازند، و گروهى نيز مغرضانه يا ناآگاهانه روحانيت را به طرفدارى از سرمايه دارى و سرمايه داران متهم نمايند.
در اين شرايط حساس و سرنوشت‌سازى که روحانيت در مصدر امور کشور است و خطر سوءاستفاده ديگران از منزلت روحانيون متصور است، بايد بشدت مواظب حرکات خود بود.
چه بسا افرادى از سازمانها و انجمنها و تشکيلات سياسى و غير آنها با ظاهرى صددرصد اسلامى بخواهند به حيثيت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند، و حتى علاوه بر تامين منافع خود، روحانيت را رو در روى يکديگر قرار دهند.
البته آن چيزى که روحانيون هرگز نبايد از آن عدول کنند و نبايد با تبليغات ديگران از ميدان به در روند حمايت از محرومين و پا برهنه هاست، چرا که هر کسى از آن عدول کند از عدالت اجتماعى اسلام عدول کرده است. ما بايد تحت هر شرايطى خود را عهده دار اين مسئوليت بزرگ بدانيم. و در تحقق آن اگر کوتاهى بنماييم، خيانت به اسلام و مسلمين کرده ايم.

------------------------------------------

خاطره‌ی حاج احمد آقا از امام (ره) درباره پذیرش قطع‌نامه 598

شما روحيه امام را در نظر بگيريد چه روحيه عزيزي است، وقتي در معادلات به اين نتيجه رسيدند كه بايد (قطعنامه ) را قبول كنند گفتند: من جام زهر قطعنامه را مي نوشم. من كنار امام بودم، امام مرتب مشت‌شان را مي‌زدند روي پايشان، مي‌گفتند: آ، آ. براي اينكه تلويزيون ما داشت رزمندگان را نشان مي‌داد، صحنه هاي جنگ را نشان مي‌داد؛ اما امام با آن روحيه آمده بودند (قطعنامه ) را قبول كرده بودند.

خدا مي‌داند بر خانه امام چه گذشت هيچكس جرئت نمي‌كرد خانه امام برود پيش امام برود. بعد از پذيرش قطعنامه 598 چند روز امام درست نمي‌توانستند راه بروند. همه‌اش مي‌گفتند: خدايا شكرت ما راضي هستيم به رضاي تو. شما فرزندان امام روحيه امام را بهتر از هر كس ديگر مي‌دانيد. بعد از (قطعنامه) امام ديگر سخنراني نكردند. ديگر براي سخنراني به حسينيه جماران نيامدند، تا مريض شدند و به بيمارستان رفتند. يك پسر بچه اي من دارم، كوچك است نامش علي است؛ با او خيلي مأنوس بودند. آن روزهاي آخر، اين بچه اي كه بيش از سه سالش نبود مي‌خواست خدمت امام برود. امام از اينكه ساعات آخر را می‌خواست با خداي خودش راز و نياز كند، به مادر اين بچه گفت: ما اصلا نخوابيده و همه‌اش نماز خوانده و بعد پيغام داد براي مردم، كه مردم شما شهيد داديد، شما اسير داديد، شما مجروح و معلول داديد از خدا بخواهيد كه مرا قبول كند.
نظرات ()



اعلام آمادگي جهت اعزام براي دفاع از كيان اسلام
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/٢٧
بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) در بیانیه‌ای آمادگي خود را جهت اعزام به هر نقطه از عالم براي دفاع از كيان اسلام اعلام کرد. بخشی از این پیام بدین شرح است:

«بار ديگر و عده نصرت الهي تحقق يافت جبهه حق در دنبر ديرين خويش با لشكر باطل افتخار آفريني كرد. به درك واصل شدن تعدادي از سربازان اسرائيلي و به اسارت گرفتن 2 تن از سربازان رژيم اشغال‌گر قدس توسط جنبش مقاومت اسلامي حزب الله لبنان موجي از خوشحالي را در ملت‌هاي اسلامي به راه انداخت و موجبات شادي قلب حضرت ولي عصر(عج) گرديد و تجلي آيه‌ي شريفه‌ي «فان حزب الله هم الغالبون» را در برابر چشمان نمايان گردانيد. بسيج دانشجويي امام صادق(ع) اين پيروزي را كه همانا ميوه‌ي شيرين مقاومت در منطقه‌ي خاورميانه است و تكميل كننده‌ي پيروزي مردم سرافراز فلصسطين مي‌باشد به مقاومت اسلامي، سيد حسن نصرالله و همه‌ي مجاهدين تبريك مي‌گويد.

از طرفي رژيم صهيونيستي بار ديگر پرده از چهره‌ي شيطاني خويش برداشت و خوي و‌حشي خود را بيش از پيش در ارتكاب جنايت عليه مردم، زنان و كودكان بي دفاع فلسطين و لبنان و يورش به مناطق مسكوني غير نظامي و قتل عام ملت مسلمان نمايان كرد اين در حالي است كه مجامع بين‌المللي در برابر اين جنابات و وحشيگري‌ها، زبان به كام گرفته‌اند و در سكوتي فضاحت بار و رسوا كننده به تماشاي جنايت عليه بشريت و نقض حقوق بشر و تروريسم دولتي توسط رژيمي غاصب و افسار گسيخته نشسته‌اند و نه تنها جلوي وحشيگري اين رژيم را نمي‌گيرند كه مانع تلاش‌هاي دولت‌هاي مسلمان در مجامع بين‌المللي و با قوانين مضحكي چون حق وتو مي‌گردد و در گامي فراتر و با وقاحتي تمام از اين غده‌هاي سرطاني كه هم اكنون در منطقه‌ي خاورميانه سرباز كرده است، اعلام حمايت مي‌كنند.

امروز روز اتحاد و همبستگي ملت‌هاي مسلمان و شجاعت و جسارت دولت‌هاي اسلامي است تا با شكستن مهر غفلت و سكوت ضربه‌اي كاري و نهايي را به هيمنه پوچ و توخالي استكبار كه روز به روز بر اثر بيداري ملت‌هاي ضعيف‌تر مي‌گردد وارد كند وحشيگري‌هاي امروز صهيونيسم ناشي از استيصال اين رژيم و سردرگمي در برخورد با جنبش بيداري اسلامي است و چه نزديك است نصرت اللهي و فتح نهايي.

ما دانشجويان جهان اسلام ضمن حمايت از مقاومت سرافرازانه‌ي برادرانمان در لبنان و فلسطين، خواستار قيام ملل مسلمان و اقدام جدي دولت‌ها و مجامع بين‌المللي علي الخصوص سازمان ملل متحد هستيم و آمادگي خود را در جهت دفاع و حمايت از امت و كيان اسلام در لبنان و فلسطين اعلام مي‌داريم و در روز‌هاي آينده آمادگي و انسجام خود را جهت اعزام به هر نقطه از عالم براي دفاع از كيان اسلام به نمايش خواهيم گذاشت.»
نظرات ()



 
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/٢٥

۱

هر رسانه به تناسب قدرتی که داشته است، سعی در حفظ خود و جایگاه خود در برابر یا کنار سایر رسانه‌ها داشته است و به نوعی سایرین را رقیب خود می‌دانسته است. اما رسانه‌ی جدید اینترنت در دنیا نه به عنوان آلترناتیو که تا حد زیادی هم‌کار و همراه سایر رسانه‌ها شده است.

صدا و سیمای ما که تا مدتی پیش حتی اجازه نداشته اشت تا عنوان وبلاگ را در مطالب‌اش داشته باشد، اخیراً حاضر شده است تا برای ترغیب به وبلاگ‌نویسی تبلیغ کند.*

شاید بتوان گفت که صدا و سیما قبول کرده است که وبلاگ‌نویسی لزوماً کار بدی نیست. و البته احتمال دوم که محتمل‌تر است، این است که وبلاگ خود را به سایرین تحمبل کرده است.

دیگر نمی‌توان در ایران رسانه‌ای به نام وبلاگ را نادیده گرفت؛ نباید وبلاگ را دشمن معنی کرد. برای برای استفاده‌ی صحیح از آن مدیریت کرد.

* تبلیغات مربوط به جشن‌واره وبلاگ‌نویسی پیامبر اعظم (ص) بوده است.

۲

مثل این‌که دیگر مد شده است که هرکس از دست‌اش برآمد، بیاید و یک جشن‌واره درباره‌ی وبلاگ‌نویسی بگذارد و خود را متولی آن نشان دهد. امسال (تاکنون) سه جشن‌واره‌ی وبلاگ‌نویسی با موضوع پیامبر اعظم (ص)* برنامه‌ریزی شده است.

من روز اول که برای مشورت در انجام کار صحبت می‌کردند، این کار را خیلی کافی و بهترین نمی‌دانستم. اما چه کنم که فعلاً در بندش گرفتار شده‌ام. قرار بر این بوده است که

* یکی از طرف دانش‌گاه آزاد اسلامی، یکی از طرف دانش‌گاه امام صادق (ع) و دیگری از سوی سازمان ملی جوانان برگزار می‌شود.

۳

یکی گفته بود که: لباس هاي مارك «پوما» براي بدشانس ترين تيم هاي جام حهاني اند! اگر تيم چك را كنار بگذاريم، بقيه تيم هايي كه لباس اين برند را پوشيده اند، هم در دور اول و هم در دور دوم باخته اند!

اما کسی کم‌تر خبر شد که اکثر کشورهای فقیر برای خرید لباس به پوما سفارش دادند تا ارزان‌تر برای‌شان لباس بدوزد. پوما هم سر همه را کلاه گذاشت و با لباس‌های بی‌کیفیت همه را به بازی داد. و کشورهای پول‌دارتر هم با لباس‌های مارک آدیداس‌شان، صعود کردند.

۴

مثل این‌که قرار است که روزنامه‌ی حزب‌الله بیست و پنچم تیر، یعنی امروز، منتشر شود. درباره‌ی حزب‌الله در سایت‌شان اطلاعاتی قرار دارد. هنوز از موضع دقیق‌شان بی‌اطلاعم. یکی گفته راستی‌اند. یکی دیگر هم گفته که از طیف حامیان مذهبی هاشمی‌اند. یکی می‌گوید که رقیب روزنامه‌ی شرق است؛ یکی می‌گوید نه این دو رفیق‌اند و از یک زنجیره.

البته حسین باید بیش‌تر درباره‌شان بنویسد. هرچه هم که نباشد، مدتی را با این روزنامه‌ی هنوز متولد نشده هم‌کاری کرده است.

۵

قابل توجه دوستانی که می‌خواستند یا می‌خواهند هدیه‌هایشان را ارسال کنند:

تولدم مبارک
(با یک هفته تاخیر)

جناب عزارائیل هم اظهار شادمانی کرده است از این‌که یک سال به هم نزدیک تر شده‌ایم.

نظرات ()



نتیجه‌ی خوش‌اخلاقی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/٢۱
حرکت زیدان در فینال جام جهانی همه را به تعجب واداشت. در ایران هم اندکی پس از آن‌که عادل فردوسی‌پور از زیدان تعریف و تمجید کرد، به یک‌باره نگاه‌ها عوض شد و حرکت‌اش وحشیانه توصیف شد. همه شوکه شدند. از این بازیکن مسلمان چنین انتظاری نمی‌رفت.
اما هرچه در اینترنت گشتم، جایی را ندیدم که درباره‌ی او به بدی یاد کنند و همه منتظر هستند تا او جواب دهد. حتی بسیاری هم گفته‌اند که زیدان آن‌قدر بزرگ است که لازم نیست جواب دهد.
فرضیات هم درباره‌ی عمل زیدان بسیار گسترده شده است. گاردین گفته که ماتراتزی زیدان را تروریست خطاب کرده است. والبته ماتراتزی این حرف را تکذیب کرده است.
لوموند هم فرضیه‌هایی در این باره مطرح کرده است. از جمله آن‌که ماتراتزی به خانواده‌ی زیدان توهین کرده باشد.
آدیداس هم اعلام کرده است که سایتی را در حمایت از این اسطوره‌ی فوتبال راه‌اندازی می‌کند. حکایت غریبی است این فوتبال و حواشی آن. یکی می‌زند و حمایت می‌شود. یکی کتک می‌خورد ولی هیچ کس به‌اش توجه نمی‌کند.
توصیه اخلاقی: همیشه خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد باشید تا همه‌ی کارهای‌تان در نظر دیگران خوش آیند باشد.
نظرات ()



تماشاچیان جهانی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/۱٩
این جام هم به پایان رسید و این شور فروکش کرد و احتمالاً شور ظلم و زور هم کاستی خواهد گرفت. غزه هم آرامش خواهد گرفت و سیاهی‌اش می‌ماند به جهانی که سکوت پیشه کرد و نقش تماشاچی را به خوبی به جای بازی فعال ایفا کرد.

آیندگان را نمی‌دانم که چگونه به ما نگاه خواهند کرد. اما من بسیار سرزنش کرده‌ام آنانی را که اجازه دادند غده‌ای سرطانی این‌چنین سر برآورد و انسانیت را بدین سان لگد مال کند. شاید فردا فرزندان‌مان این نگاه را به ما داشته باشند که چرا سکوت کردیم...

------------------------------------------------------------

چند روز اخیر هم آن‌چنان کار داشتم که نتوانستم در این‌باره چیزی بنویسم. در نمایش‌گاه صنایع ساختمانی و آب و برق در نمایش‌گاه بین‌المللی شیراز غرفه‌داری می‌کردم. در غرفه‌ی فروش دوربین‌های نقشه برداری! واقعاً برای خودم هم جالب است که من را چه به این کارها. اما محیط نمایش‌گاه برایم چندان جالب شد؛ و مسائل فرهنگی‌اش بیش‌تر!

تقریباً در تمام غرفه‌ها برای جذب مشتری از زنان و دختران جوان چندان بهره می برند که نمی‌توان نامی جز تن‌فروشی بر آن نهاد. دخترکان نیمه عریان که عفت‌شان را می‌فروشند و حیا را از دل مردان می‌ربایند. کم مانده بود که خود را در همان‌جا بر مردان عرضه کنند.

و از سو مردی را دیدم که پس از سی سال خدمت در نظام اسلامی، برای تأمین زندگی راننده است و درآمدش که خرج اجاره‌ی خانه‌اش را هم نمی‌دهد. و لازم است اکنون در شغل دیگرش آبدارچی شرکت باشد و باز جز اندکی برای‌اش باقی نماند. واقعاً بی‌عدالتی روشنی است در قبال بازنشستگان و این سرمایه‌های انباشته از تجربه که باید در سال‌های پیری‌شان تن به ذلت و کارهای پست و دون بسپارند.

------------------------------------------------------------

یک سئوال مهم و جدی: آیا کسی خانم نسرین علوی را می‌شناسد؟ نویسنده‌ی کتاب We Are Iran است. البته جست‌وجوهای‌ام درباره‌ی وی نتیجه‌ی درستی نداد. در خارج از ایران سعی شده است تا وی را کارشناس امور وبلاگ‌ها در ایران جلو دهند. می‌خواهم بدانم سابقه‌اش در وبلاگ‌نویسی یا وبلاگ‌شناسی به چه اندازه است.
وی در یکی از مصاحبه‌هایش بنده را مورد توجه و عنایت (!) خود قرار داده‌اند!

------------------------------------------------------------

در مطلب قبل نوشته بودم که دوستم از آن‌چه برای‌اش از حجتیه گفتم تا حدودی قانع شد. اما خودش یادداشت گذاشته بود که قانع نشده است. کامنت‌اش همین‌جا می‌نویسم و اگر می‌خواست که احتمالاً نخواسته است، وبلاگ‌اش را معرفی می‌کنم:

سلام
اول نمی خواستم چيزی بنويسم اما مجبورم کردی اولا بنده که اون روز باهام بحث کردی //تقريبا قانع //نشدم بلکه //اصلا قانع// نشدم اگه سکوتی در آخر بحث کردم دليلی بر تاييد نظر تو نبوده به قول جناب مصباح یزدی/ الان بنده انجمن حجتیه ای در این زمانه نمی شناسم / بلکه این دیدگاهی که تو د اری ناشی از تندروی های بسیجی گونه است به قول استاد دلشاد تهرانی مسیر حق هم افراط در آن راه دارد صرف نپرداختن به انقلاب و بسیج و نقل دیدار در خورشید مکه تاییدی بر حرف تو نیست در ضمن تحقیقات انجام شده هم این را نمی گوید که ابطحی انجمنی است من هم برای کسی یقه پاره نمی کنم اشتباه نکنی
والسلام علی عباد الله الصالحین
نظرات ()



انجمن حجتيه وجود نداشته و ندارد!!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٥/٤/٩

انجمن حجتیه، پس از سخنان امام (ره) در رد اندیشه‌شان اعلام انحلال کرد. هرچند شکل سازمان و گروهی این مجموعه رسماً تعطیل شد، اما لایه‌هایی از این مجموعه و افکارشان هنوز در قالب‌های مشابه گذشته ادامه حیات داده و اندیشه‌شان را گسترش داده‌اند.

از راه کارهایی که این افراد دنبال کرده‌اند، انتشار کتاب، نشریه، اعزام مبلغ و ... بوده است.

چند سال پیش روحانی‌ای در یکی از شهرک‌های اطراف شیراز آمده بود و به نام آشتی با امام زمان (ع) جوانان را با اندیشه‌های حجتیه‌ای تخدیر می‌کرد. کتاب‌های منتشره‌شان را هم با تخفیف بسیار به مردم آن شهرک داده بود و ...

چند ماه پیش که سفری به جمکران داشتم. شب نیمه شعبان بود. جزوه‌هایی را با تیراژ بسیار زیاد بیش از تعداد حاضران در مسجد، تهیه شده بود و در آن باز درباره‌ی اندیشه‌های این گروه تبلیغ شده بود. بعد هم دیدم که جاهای دیگر هم همین برشور پخش شده است و مراجع عظام هم نسبت به آن عکس‌العمل نشان داده بودند. بازتاب هم گزارشی درباره‌اش نوشت.

مدتی پیش نشریه‌شان (خورشید مکه) را در دست یکی از دوستان دیدم. با عتاب و تعجب گفتم: مگر تو از این نشریه می‌خوانی؟ گفت مگر اشکالی دارد؟! با هم بسیار صحبت کردیم. تاحدودی هم متقاعد شد. و البته هنوز هم همان نشریه را می خواند!

نمایشگاه کتاب امسال بود. بنده خدایی سراغ کتاب های آیت الله ابطحی می‌گشت. اول شنیدم که به‌شان غرفه نداده‌اند. آن بنده‌ی خدا می‌گفت که روحانی‌ای آمده و برای‌شان از کتاب های او تبلیغ کرده است و من هم می‌خواهم از این کتاب بخوانم. با دوستم درهمین‌باره صحبت می‌کردم و از اندیشه‌هایش می‌گفتم. یک دفعه آقایی آمد با پیراهن بسیار سفید با یقه‌ای آخوندی و محاسن بلند و ... (تیپ کاملاً موجه) و گفت که چرا این جور حرف می‌زنید؟ شما حزب‌اللهی‌ها چرا تقوی نمی‌کنید؟ چرا بی‌خود به ایشان حجتیه‌ای می‌گوئید؟ درست است که وی در زمان شاه با شاه مبارزه نمی‌کرد و درست است که حجتیه‌ای ها وی را از خود می‌دانند و درست است که در کارهای سیاسی شرکت ندارد و درست است که ... اما شما نباید این گونه درباره‌اش حرف بزنید. هیچ‌وقت آیت الله ابطحی نگفته است که حجتیه‌ای است. شما چگونه می‌گوئید؟بعد هم گفت که ما غرفه‌مان را در اختيار کتاب‌های آيت الله ابطحی گذاشته‌ايم...

سيدی جوان و خوش‌سيما در غرفه نشسته بود و کتاب‌های آقای نعمتی و آيت‌الله ابطحی را به مردم معرفی می‌کرد. جلو رفتم گفتم ببخشيد درباره ی انجمن حجتيه کتابی نداريد؟ يک‌دفعه عصبانی شد و محکم گفت نه! گفتم جايی هم سراغ نداريد که داشته باشند. گفت نه! هيچ‌کس ندارد. اصلاْ انجمن حجتيه ساخته و پرداخته‌ی ذهن نيروهای اطلاعاتی است و خودشان هم نمی‌دانند انجمن حجتيه يعنی چه! اصلا چنين انجمنی وجود نداشته و ندارد!

محمد علی ابطحی مدتی پیش باز هم تکرار کرده بود که از پدر و اندیشه‌هایش تبری می جويد و ...

خبر ساده و کوتاه است: «پدر يك مسئول كليدي دولت خاتمي دستگير شد»

پدر يكي از مسئولان كليدي دولت خاتمي كه ادعاي ارتباط با امام زمان (عج) را دارد به دليل نقض تعهد قبلي مبني بر انجام فعاليت‌هاي تشكيلاتي، به همراه تعدادي از مريدان خود از سوي يك نهاد امنيتي دستگير شد.

به گزارش نوسازي، اين فرد كه از سال‌ها پيش مدعي ارتباط با امام زمان (عج) است و در اين خصوص كتاب‌هاي متعددي نوشته است، پيش از اين به دليل انجام فعاليت هاي تشكيلاتي مشكوك، از جانب نهادهاي امنيتي كشور مورد بازخواست گرفته و مدتي را به حالت تبعيد در كلاردشت به سر مي برد.

وي پس از آنكه در دولت خاتمي، پسرش به پست‌هاي مهم و كليدي گمارده شد از موقعيت استفاده نمود و فعاليت‌هاي قبلي خود را مجددا" از سر گرفت و در شهرهاي مختلف كشور تشكيلات عريض و طويلي به راه انداخت كه نشريه «خورشيد مكه» يكي از محصولات آن بود.

گفتني است، فرزند اين مدعي رابطه با امام زمان(عج) كه او نيز در كسوت روحانيت است، در سايت شخصي خود، مدام دولت احمدي نژاد را به دليل آنچه كه تحجر و ارتجاع و سوء استفاده از مقدسات مي‌نامد، مورد حمله و بعضا" تمسخر قرار مي دهد. (منبع نوسازی)

نظرات ()