درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
اين دو برادر مجاهد!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۳۱

مناجات شهید دکتر مصطفی چمران بر سر مزار شهید دکتر علی شریعتی را هروقت بخوانی باز هم می‌فهمی که این دو برادر چقدر با هم نزدیک بوده‌اند و چه قلوب به هم آمیخته‌ای داشته‌اند. بگذار دیگرانی باشند و شریعتی را به نام شهید نخوانند. اما مگر همانی نیست که بر عالم شاهد است و تا ابد زنده و در نزد خدایش روزی می‌خورد؟ مگر امروز فریادهای شریعتی بر سرزورمداران عالم هم‌چنان به گوش نمی‌رسد؟ شریعتی زنده است. همان‌گونه که ابوذر در طول تارخ زنده ماند و نسل امروز ما را این علی‌ها و ابوذرها به فریاد عدالت‌خواهی زنده کرده‌اند.

یاد این دو شهید گرامی باد!

****

مرثیه شهید دکتر مصطفی چمران بر سر مزار شهید دکتر علی شریعتی

ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!...خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.

می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.

ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشین شدم.

ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.

ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود...

ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.

ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم....

ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.

راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!

ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد ... .

‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.

ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره... «شهید» کرد...

****

در همین موضوع:
امام خامنه‌ای: شريعتي «آنتی تز» جریان روشنفكری ضد اسلامی بود.
تقی‌دژاکام: باور کنید این‌ها را شریعتی گفته است!
سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز حاوی مطالب ارزش‌مندی در این‌باره است.

نظرات ()



لطفا پاسخ بدهيد! + پاسخ برادر فخری + پاسخ برادر نجمی (ویراست چهارم)
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۳۱

چندی پیش درباره‌ی شیعه‌نیوز و شبکه‌ی سلام و اندیشه‌ی انقلاب‌ستیز و امام ستیزشان مطالبی را نوشته بودم که مورد اعتراض برخی از دوستان واقع شد. و البته موارد تائید بسیاری نیز به دستم رسید.

چندی پیش شریعتمداری از شبکه ماهواره ای سلام که با حمایت دولت انگلیس بر پا شده یاد کرد و گفت: ماموریت شبکه سلام ترویج تز "جدایی دین از سیاست" یعنی همان "اسلام امریکایی" است . این شبکه ماهواره‌ای که مسؤلان میز ایران در وزارت امور خارجه انگلیس برنامه‌های آن را تهیه می‌کنند گاهی اوقات سخنرانی برخی از فضلای روحانی را ضبط تلویزیونی کرده و از شبکه پخش می‌کند و بیننده تصور می‌کند که تمامی این روحانیان در خدمت ترویج دیدگاه انحرافی شبکه سلام هستند و حال آن‌که در بسیاری از موارد فضلای یاد شده روح‌شان هم از ماجرا خبر ندارد.

نمی‌خواستم دوباره درباره این موضوع بنویسم. اما خبری جدیدی دوباره من را وادار کرد که باز به این موضوع بپردازم. در مراسم افتتاح دفتر سایت شیعه نیوز بنا به گزارش این سایت این افراد حاضر بوده‌اند:

۱. مهندس هاشمی از مدیران شبکه ماهواره ای سلام تی وی

۲. احمد نجمی مدیر دفتر توسعه وبلاگ دینی

۳. فخری مدیر پارسی بلاگ

جمع شدن این جمع حول محور یک سایت خبری که مروج اندیشه‌های حجتیه و اسلام آمریکایی است بسیار عجیب است. هرچند پس از اعتراضات اخیر به مطالب منتشر شده در این سایت تغییراتی در جهت پوشاندن هدف این سایت انجام شده است که از آن جمله می‌توان به این عناوین اشاره داشت: حذف نام مراجع که در میان آن‌ها معارضین جمهوری اسلامی نیز به چشم می‌خورد- عدم انتشار اخبار از افراد سرشناس جبهه‌ی انقلاب‌ستیز و مواردی از این قبیل.

شبکه ماهواره‌ای سلام نیز که صراحتا خود را وابسته به بیت آیت‌الله شیرازی می‌داند و امام و انقلاب را رد می‌کند و حتی توهین‌هایی نیز روا داشته است.

ارتباط شیعه‌نیوز و شبکه‌ی سلام به جبهه‌ی اسلام آمریکایی تقریبا به یقین و تواتر رسیده است. اما سئوال این‌جاست: دفتر توسعه‌ی وبلاگ‌های دینی و پارسی‌بلاگ در این جلسه چه می‌کنند؟ حضور این برادران در این جلسه سئوالی است افزون بر سئوالاتی که پیش از این از سوی دوستان مطرح شده است.

راستی چرا دفتر توسعه‌ی وبلاگ‌های دینی پاسخی نمی‌دهد؟

****

پس‌نوشت:
۱. پاسخ برادر فخری به این پست را دقایقی پیش دریافت کردم. با تشکر از ایشان به دلیل پاسخ‌گویی ایشان متن آن را به ذیل مطلب می‌افزایم. اما به نظر می‌رسد درباره‌ی ابهامات موجود توضیحات بیشتری لازم است:

سيد محمدرضا فخري: سلام. اتفاقاً در آن جلسه افتتاحيه سخنراني توسط يکي از مسئولين انجام شد که از متن خطبه هاي نمازجمعه تهران هم انقلابي تر و حماسي تر بود. با مدير سايت شيانيوز در يک جلسه قبلي به اتفاق آقاي نجمي آشنا شده بوديم و فقط يکبار ايشان را ديده بودم. براي افتتاحيه سايت بعنوان مدير سايت پارسي بلاگ مرا دعوت کردند و به اتفاق آقاي نجمي بعنوان معاونت ارتباطات دفترتD88عه رفتيم، مثل خيلي از افتتاحيه هاي ديگه. اتفاقا اقاي رضامهدوي (حجره نت) ، بهمن هدايتي (کلاشينکف ديجيتال) و بعضي ديگر از وبلاگ نويسان از جمله آقاي کهفيان (وبلاگ اصحاب کهف که در عکس کنار من نشسته اند)هم دعوت بودند . آنجا هم متوجه شديم که مسئول يکي از نمايندگي هاي شبکه سلام هم حضور دارند. ضمناً من نه از قبل و نه حالا اطلاعات دقيقي از شبکه سلام و سياستهايش ندارم (مثل خيلي چيزهاي ديگر که بلد نيستم) و سايت شيانيوز را هم فوقش دو سه بار ديده ام. مطلب کيهان را هم نخوانده ام. همين. موفق باشيد.

۲. پاسخ برادر نجمی نیز با کمی تاخیر دریافت شد که جهت اطلاع منتشر می‌کنم، اما برخی از ابهامات هم‌چنان باقی است که امیدوارم که سخنان بنده خطا باشد و شما از آن اتهامات مبرا باشید:

جناب اقای مفتاح. سلام عليکم. بر اساس ارادت قبلی و با توجه به اينکه شما را فردی منصف در قضاوت می‌دانم ُبه مطلب شما باسخی کوتاه می‌نويسم:
۱. سايت شيعه نيوز در مرحله فعاليت قبلی خود چند اشتباه استراتژپک داشت که دوستان دلسوز تذکر دادند و با توجه به خلوص نيت مسئول ان در فعاليت جديد شاهد اصلاح آنها هستيم .
۲. بسياری از مطالب شيعه نيوز انتقاد و حمله به شيعيان به خصوص خواص و علما بوده است که را در مقابل هجمه دشمنان ساکت نشسته ايد ( دقيقا وجه اختلاف حجتيه با سايرين ) و اساسا راه اندازی این سایت یعنی فعالیت به روز شیعیان دربرابر هجمه دشمنان ه اصلا متضاد با تفکرات حجتیه است !
۳.  به حضور چند نفر ديگر در برنامه افتتاحيه اشاره نکرده ايد . چند تن از مسئولان مجمع جهانی اهل بيت و مسئول موسسه شيعه شناسی . اين افراد به اندازه سن بنده و شما با شيعيان واقعی و حجتيه ای ها اشنايی دارند و شناسنامه تک تک انها را می دانند . اگر بنا بر حجتيه بودن مسئولان اين سايت بود هیچ گاه از آنان دعوت نمی شد و هیچ گاه آنها شرکت نمی کردند. 
۴. قرار دادن لوگوی مجمع وبلاگنويسان مسلمان و سايت مبارزين هم بيانگر روحيات مدير اين سايت است . طبيعی است مطالب فوق به معنای تاييد صددر صد فعاليتهای گذشته و اينده اين سايت نمی باشد و فقط نظر خودم را بيان کردم . در بسياری از فعاليتها ،ايراداتی وجود دارد که طبيعی است . بهتر ان است که برای رفع ايرادات ،مراتب دقيق امر به معروف و نهی از منکر را طی کنيم و با تذکر از طرق مختلف به اصلاح ببردازيم . و در مرحله نهائی اقدام به افشا کنيم . البته با شناختی که از شما دارم يقين دارم قبل از بيان نظرتان به شکل علنی انها را با مسئول سايت در ميان گذاشته ايد. در بايان باز هم تکرار می کنم که چون شما را صادق در رفتار و فتار ديدم پاسختان را نوشتم .

بنده با تشکر از برادران بزرگوار، موفقیت تمام کسانی را که در راه گسترش اندیشه‌ی ناب اسلام ناب تلاش می‌کنند را از خداوند متعال خواستارم. امید آن دارم با رفع و دفع اتهامات پیش‌آمده، خداوند همه‌مان را در جهت عمل به تکالیف اسلامی‌مان موفق بدارد.
یاعلی‌مدد

نظرات ()



ماجرای یک جنبش انقلابی؛ مصاحبه با ابواسامه مسئول دفتر حماس در تهرانهفت
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۳۱

مصاحبه‌ی زیر را سال گذشته برای ویژه‌نامه‌ی نشریه‌ی وزین هفت‌قفل (درباره‌ی مقاومت) تهیه کردم. برادران سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی دست به بازنشر آن زدند و ما هم دوباره از آن‌ها گرفتیم و در این‌جا منتشر کردیم.

****

تاریخچه حماس را برای ما بیان فرمایید.
اعلام تأسیس جنبش مقاومت اسلامی حماس به سال 1980 بر می‌گردد حماس در واقع امتداد و شکل گسترده همان جنبش اسلامی است که در سال 1946 در فلسطین صورت گرفت و این جنبش به دست گروهی از فلسطینیان که به افکار و اندیشه‌ها و ایده‌های امام شهید حسن البناء (ره) ایمان داشتند، تأسیس شد.

پس از تشکیل تا هم اکنون که حماس وارد فاز سیاسی شده چه دوره‌هایی را گذرانده است؟
جنبش اسلامی حماس که به دست شیخ احمد یاسین (ره) شکل گرفت، مراحل مختلفی را پشت سر گذاشت:
مرحله اول: مرحله سازندگ یمرحله شکل‌گیرید نهادی و سازماندهی و جمع‌اوری نیروها بود که شیخ احمد یاسین و همرزمانش د راین دوره نقش اساسی را ایفا کردند.
مرحله دوم: مرحله گسترش فعالیت‌ها در زمینه پی‌ریزی‌ نهادها و ارگان‌های وابسته در سطح افراد، دانش‌آموزان ، زنان و تمامی اقشار از سال 1980 یا اواخر 1979 تا آاز انتفاضه که نمونه آن دانشگاه اسلامی غزه است که اکنون بیش از 20 هزار دانشجوی دختر و پسر در رشته‌ها و تخصص‌های مختلف مشغول تحصیل هستند. این جنبش در زمینه عمران، آبادانی و احداث مدارس ، بیمارستان‌ها، انجمن‌ها و باشگاه‌های ورزشی و غیره فعالیت گسترده‌ای داشت.
مرحله سوم: این مرحله از انتفاضه اول شروع می‌شود. در این برهه تاریخی ، جنبش به طور عملی وارد فاز ماقومت شد و اسلحه به دوش گرفت و مبارزه و مقاومت و هد علیه رژیم اشغالگر قدس را آغاز کرد. این مرحله، جنبش مقاومت اسلامی حماس بهترین رهبران، مبارزان و در رأس آنها شیخ احمد یاسین (ره) شهید دکتر الرنتیسی (ره) و بسیاری از پایه‌گذاران و موسسان خویش را تقدیم میهن کرد.
مرحله چهارم: مرحله کنونی که جنبش همچنان به مبارزه و مقاومت خود علیه دشمن صهیونیستی ادامه می‌هد در عین حال ما شاهد انتخابات مجلس قانون‌گذاری فلسطین بودیم که این جنبش توانست اکثریت آراء را به خود اختصاص بدهد و به تشکیل دولت فلسطین اقدام کند.

آیا ورود به صحنه‌ی سیاسی از توانایی‌های جهادی و مقاومت حماس -که اصولا برای همین منظور تشکیل شده- کم نکرده است؟ آیا این یک دوگانگی نیست که ما در یک دولت سیاسی به تعامل با کشورهای دیگر می‌پردازیم و از سویی دیگر همزمان بحث جهاد را هم پیگیری کنیم؟
هیچ تناقص و پارادوکسی میان فعالیت‌های مبارزاتی و سایسی وجود ندارد حماس به عنوان یک جنبش اسلامی طیفی فراگیر و گسترده‌ای دارد و با نیت آزادسازی سرزمین مقدس فلسطین از لوث اشغالگران به فعالیت می‌پردازد و در راستای تشکیل دولت سالامی فلسطین بر رو یآوارهای رژیم اشعالگر قدس تلاس می‌کند که ان شاءالله این مسئله محقق خواهد شد. لذا این امر ایجاب می‌کند که حماس در تمامی زمینه‌ها سیاسی ف نظامی ، تسلیحاتی و دعوتگری ، و چه زمینه اقتصادی و اجتماعی یا دگیر زمینه‌ها . مقاومت در جنبش حماس یک برنامه راهبردی به حساب می‌اید و جنبش حماس هرگز ا زاین ایده و آرمان ، دست نخواهد کشید باید دانست که در وقوع رخدادهای عرصه فلسطین گاهی مقاومت شدت گرفته، و گاهی نیز حالت آرامی به خود می‌گیرد اما در عین حال ادامه دارد و این بستگی به شرایط خاص خود دارد. در حقیقت ، ورود ما به عرصه تشکیل دولت و سیاست به منظور تقویت برنامه‌های مقاومت و به عنوان یک راهکار صورت گرفته است. هدف ما از تشکیل دولت این بوده است که مبارزان را ثابت قدم کنیم و به آنها قوت قلب بخشیم و به آنها انرژی و اراده بدهیم.

به عقیده برخی ورود به عرصه سیاسی و پذیرفتن مرز فعل یکه اکنون وجود دارد، به نوعی به رسمیت شناختن اسراییل است. نظرتان در این باره چیست؟ نظرتان در مورد صحبت آقای احمدی‌نژاد که بحث نابودی اسراییل را دوباره مطرح کردند چیست؟
سیاست بخش اساسی فعالیت های حماس به شمار می‌آید. مقاومت به نوبه خودش یک جایگاه سیاسی دارد حماس یک جنبش انقلابی است و در راستای اهداف سیاسی فعالیت می‌کند که برجسته‌ترین آن تشکیل دولت اسلامی فلسطینی است. نباید این گونه تلقی شود که ورود به عرصه سیاسی زمینه‌های به رسمیت شناختن اسرایل را فراهم نمود. چنین چیزی نیست و چنین نخواهد شد که ما در عرصه سیاست روزی اسراییل را به رسمیت بشناسیم. آنچه در عرصه فلسطین رخ می‌دهد، تحولات سیاسی است و رنگ و بوی سیاس یدارد. تمامی گروه‌های مبارز فلسطینی شکل سیاسی دارند و اهداف مبارزاتی آنها در راستای شکل دهی به یک سری اهداف سیاسی است. مسئله اینجاست که برخی سیاست را از منظر تن دادن به خواسته‌ها و به رسمیت شناختن اسراییل نگاه می‌کنند و با دشمن توافق نامه‌هایی را امضا می‌کنند. اما ما در حماس برداشتی که از سیاست داریم می‌خواهیم از سیاست به عنوان وسیله‌ای برای تغییر وضعیت موجود استفاده کنیم. ما با تمام توافق‌نامه‌ها که با دشمن صهیونیستی به امضاء رسیده مخالفت می‌کنیم و آنها را در می‌کنیم. همان توافق‌نامه‌هایی که حقوق ملت و اصول آرمانی ملت فلسطین را نادیده انگاشته است. دولتی که حماس تشکیل داده، هرگز رژیم غاصب صهیونیستی را به رسمیت نخواهد شناخت. به همین دلیل است که این دولت از 7 ماه بیش در محاصره ظالمانه آمریکا و اسراییل و بخری کشورهای عربی قرار گرفته و بی‌شک هدف از این محاصره گرسنه نگه داشتن ملت فلسطین است. آنها می‌خواهند از رهگذر این محاصره ، ملت فلسطین را به زانو در آورند و از این طریق از دولت فلسطین باج بگیرند.
اما در مورد اظهارات آقای احمدی‌نژاد ما هم همین ایده و همین افکار را داریم و از همین رویکرد که افکار ایشان حمایت می‌کنیم و تأکید می‌کنیم که رژیم صهیونیستی یک رژیم غاصب است و باید ریشه کن شود. اسراییل عامل تمامی ناآرامی‌ها و بی‌ثباتی‌ها در منطقه به حساب می‌آید و یک عده سرطانی به شمار می‌اید تا زمانی که اسراییل از منطقه برچیده نشود، آرامش و ثباتی در کار نخواهد بود.

انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری گذاشت بر مقاومت و جهاد در فلسطین گذاشت؟
بی‌شک پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در 1979 تأثیر شگرفی در اوج‌گیری مبارهز در فلسطین داشت. به طوری که این انقلاب یک حماسه در فلسطین ایجاد کرد و به مسأله فلسطین رویکرد اسلامی بخشید و آن را به سوی اسلام، جهد و مقاومت سوق داد در حالی که قبلا یک سری جنبش‌ها و نهضت‌های بی‌دین، لائیک و مارکسیستی بر اندیشه‌ها، ایده‌ها و افکار جوانان فلسطینی سیطره داشتند. باید اضافه کنم که افکار و اندیشه‌های حضتر امام (ره) نقش عظیمی در پیریزی فکری جنبش اسلامی فلسطین داشت و این افکار و آراء حکم یک سری اصول آرمانی جنبش اسلام یداشت. از جمله این افکار که حضرت امام به آنها پرداختند تبیین این مسأله بود که اسراییل کی غده سرطانی است و باید ریشه کن شود و بر لزوم آزاد سازی قدس اشغالی و همچنین بازگشت آوراگان فلسطینی به سرزمین خودشان تأکید داشتند.

تأثیر نام‌گذاری آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز قدس از سوی امام (ره) بر حل مسأله فلسطین چیست؟ روز قدس امسال را چگونه می‌بینید؟ چه ویژگی‌هایی روز قدس امسال را از سال‌های دیگر متمایز می‌کند؟
روز جهانی قدس امسال ویژگی‌هایی دارد که خلاصه آن را می‌توان در این محورها گنجاند:
1ـ پیروزی شکوهمند نیروهای مبارز حزب‌الله لبنان و شکست مذبوحانه رژیم اشغالگر قدس که بی‌شک این پیروزی یک پیروزی عظیم به حساب می‌آید و در عرصه راهبردی و استراتژیک جنبش آزادی فلسطین تأثیرگذار خواهد بود.
2ـ دستیابی حماس به بدنه قدرت از طریق انتخابات پاک و شفاف و به عهده گرفتن زمام رهبری ملت فلسطین و تشکیل دولت حماس که حامی و پشتیبان مقاومت در فلسطین است.
3ـ تقویت و اوج گرفتن جایگاه جمهوری اسلامی ایران در تمامی گستره‌ها که ایران را به عنوان پیشگام در رویارویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه مطرح کرده است.
4ـ روز جهانی قدس در حالی فرا می‌رسد که پروژه آمریکا در منطقه به شکست انجامیده و این زاییده مقاومت عراق و افغانستان علاوه بر تداوم مقاومت فلسطین و لبنان علیه اسراییل است.
5ـ اوج گرفتن بیداری اسلامی در تمام یعرصه‌ها و در بین تمامی ملت‌های مسلمان از مراکش گرفته تا اندونزی و هر روز شاهد تظاهرات ملت‌ها هستیم که مخالفت خود را با آمریکا و اسراییل اعلام می‌دارند و از رهگذر این مخالفت محبت و دوستی خود را نسبت به اسلام و مقاومت اعلام می‌دارند. اما بزرگداشت روز جهانی قدس امسال یک ویژگی منحصر به فرد خواهد داشت و این نشانگر نزدیکی انقراض رژیم اشغالگر قدس است و آزادسازی قدس روز به روز نزدیک‌تر می‌شود.

با این وجود، آینده خاورمیانه را چگونه می‌بینید؟ آینده امت اسلامی به چه شکل خواهد بود؟
ما همواره خوش بین هستیم که آینده از آن اسلام و مبارزان است و این خوش بینی از ایمان ما، دین و قرآن ما نشأت گرفته است . باطل آمریکایی و صهیونیستی علیرغم آن همه استکبار و زورگویی، آینده خوشی ندارد رو به انقراض و زوال و نیستی است. اسلام و حق، امروز رو به پیشرفت نهاده و مقاومت علیه پروژه صهیونیستی هر روز شدت می‌یابد. بدون شک منطقه به طور کلی شاهد تحولات عظیمی به نفع اسلام و مسلمین است.

نظرات ()



مراسم سوگواری شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/٢٧


نظرات ()



اين عکس را به خاطر بسپار!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/٢٠



دستان به هم تنیده‌ی مقاومت

  • خبرگزاری فارس در اقدامی کم‌نظیر به جای حاج سعید قاسمی نام سردار باقرزاده را درج کرده است که این از خبرگزاری وابسته به .... خیلی بعید است!
    تکمیلی: تصحیح شد
نظرات ()



نه آيت‌الله العظمی گفته‌ام و نه توهين می‌کنم!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۱٩

 امروز توانستم بعد از جلسه اخلاق آیت الله مهدوی کنی را ببینیم و از ایشان راجع به سخنان اخیر آقای منتظری سئوال کردم. با همان اخلاق خوش و لبخند همیشگی گفت: نمی‌خواهم به ایشان جواب دهم. آن‌چه هم که در کتاب آمده است به دلیل سئوالات مرکز اسناد بوده است و الا من چندان علاقه‌ای به آن نداشته‌ام.

با خنده و شوخی ادامه داد: آقای منتظری پیر شده‌اند که استعفای ۷-۸ سال پیش‌شان را فراموش کرده‌اند. البته بعدا برخی به ما گفتند که ایشان استعفایش را پس گرفته است. به ما که رسما چیزی نگفتند.

آیت الله مهدوی کنی از احترام خود به آقای منتظری گفت و البته گفت که من ایشان را آیت الله العظمی هم نمی‌گفتم. اما احترامش را همیشه حفظ کرده‌ام: نه به ایشان آیت الله العظمی گفته‌ام و نه به ایشان توهین کرده‌ام.

در مورد ریاست مادام‌العمر آقای منتظری هم گفت که از همان ابتدای انقلاب همه ایشان را جانشین امام می‌دانستیم و به همین دلیل ایشان را مادام‌العمر به این سمت منصوب کردیم. آن‌چه در اساس‌نامه آمده است این است که ریاست عالیه نظارتی استصوابی دارد که این نظارت در زمان حصر ایشان مقدور نبود. به همین دلیل رهبری حکمی به نام بنده زدند تا امور را سامان بدهم.

ادامه دادند: آقای منتظری ولایت فقیه را قبول ندارد. خوب ما که قبول داریم! مقام معظم رهبری در حکمی که داده‌اند تا زمانی که اساس‌نامه اصلاح شود بنده به این مسئولیت گماشتند و این حکم از جایگاه ولایت فقیه بوده است و نه به عنوان یکی از اعضای هیئت امنا! خوب ایشان ولایت فقیه را قبول ندارند که دیگر بحثی نمی‌ماند.

آخر صحبت‌ها بود که به ایشان پیشنهاد دادم که در چاپ‌های بعدی کتاب استعفای آقای منتظری را هم ضمیمه کنند که قرار شد که اگر امکانش فراهم شد چنین کنند.

نظرات ()



مصلحت‌اندیشی چیز بدی هم نیست!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۱٩

مصلحت اندیشی در نگاه رهبری

مطلبی طولانی نوشته بودم که از انتشارش پشیمان شدم. درباره‌ی مدعیان اصول‌گرایی و اخلاق. اما بهتر دیدم که سخنانی از امام خامنه‌ای درباره‌ی مصلحت را با اندم جستجویی در سایت ایشان یافتم که برای حقیقت‌جویان به‌درد بخور خواهد بود.

 

اگر فرصت خواندن تمام سخنان را ندارید لااقل تیترها بخوانید

 

 جمع میان آرمان‌گرایی و مصلحت‌اندیشی اعتدال به بار می‌آورد

یکى از دانشجویان عزیز مطرح کردند که «شما مى‏گویید دانشجویان مصلحت‏اندیش نباشند. حالا ما آرمانگرا، پس چرا گاهى اوقات بعضى از دستگاههاى اجرایى مصلحت‏اندیشى مى‏کنند؛ این دو چگونه قابل جمع هستند؟» من این نکته را بگویم که مصلحت‏اندیشى بد، منفى و ضدّارزش نیست. مصلحت‏اندیشى یعنى دنبال مسأله‏اى که مصلحت است، رفتن. این‏که موضوع بدى نیست. این را بدانید که دستگاه اجرایى کشور در تعامل بسیار دشوار خود در دنیا، بر سر دوراهیهایى قرار مى‏گیرد که مجبور مى‏شود مصالحى را در نظر بگیرد؛ چون اداره کشور و کار اجرایى، کار خیلى سختى است. مثال آن، این است که وقتى کسى از پاى تلویزیون کوهنوردى را مى‏بیند که با زحمت و قدم به قدم جلو مى‏رود، با خودش مى‏گوید: یک ذرّه زودتر و تندتر قدم بردار تنبل! او پاى تلویزیون نشسته، در آن ارتفاع چندهزار مترى و در آن وضعیت قرار ندارد که ببیند این کار چقدر عملى است. همین مثال بر کسى که مسابقه کشتى یا فوتبال را از تلویزیون مى‏بیند، صدق مى‏کند. حتماً دیده‏اید که گاهى اوقات بعضى از تماشاگران فوتبال، دائم به بازیکنها و تیمهاى مورد علاقه خود دستور مى‏دهند: تنبل بزن! شوت کن! به هرحال، کار اداره کشور کار سختى است و البته مصلحت، هیچ اشکالى هم ندارد؛ ما به آنها ایراد نمى‏گیریم. البته حواسمان هم جمع است که آنها همیشه غرق در مصلحت نشوند و بنده با توجه به مسؤولیتم به این موضوع توجّه مى‏کنم.
اگر شما جوانان نگاه به قلّه‏هاى آرمانى را کنار بگذارید، برآیندِ غلطى به‏وجود خواهد آمد. برآیندِ آرمانگرایى شما و چالش مسؤولان با مصلحتها، برآیند معتدل و مطلوبى خواهد شد؛ اما اگر شما هم دنبال مصلحت‏گرایى رفتید و گرایش مصلحت‏اندیشانه - یعنى صددرصد با واقعیتها کنار آمدن - وارد محیط فکرى و روحى دانشجو و جوان شد، آن‏وقت همه چیز به‏هم مى‏ریزد و بعضى آرمانها از ریشه قطع و گم خواهد شد. دانشجویان نباید آرمان‏گرایى را رها کنند. توقّع من از شما عزیزان این است که پایه‏هاى معرفتى خودتان را در همه زمینه‏ها عمیق و مستحکم کنید. (15/ 08/ 82)

 

دفاع از انقلاب و تشخیص مصلحت آن کارى سهل و ممتنع است

مطلبى که همه‏ى ما باید به آن توجه کنیم، این است که دفاع از انقلاب و تشخیص مصلحت آن، کارى است که هم آسان و هم مشکل (سهل و ممتنع) مى‏باشد. آسان است؛ چون فطرتهاى پاک عامه‏ى مردم آن را تشخیص مى‏دهد. اگر شما به جمعیت عظیم مردم ایران نگاه کنید، خواهید دید که در همه‏ى مسایل از اول انقلاب تا امروز، تقریباً عامه‏ى مردم درست فکر کرده‏اند، درست تشخیص داده‏اند و راه را خوب شناخته‏اند و اصولاً شبهه و وسوسه و خدشه‏یى در راه مستقیم آنها به‏وجود نیامده و یا زود گذر بوده‏است. لذا مثلاً در جنگ، عموم مردم از شهرها و روستاها و قشرهاى مختلف و زنها و خانواده‏ها عشایر و کارگران - مخصوصاً قشرهاى مستضعف و محروم - هر چه در وسع و توانشان بود، براى جنگ انجام دادند. پس، این بدان معناست که عامه‏ى مردم و متن جامعه، مصلحت انقلاب را تشخیص داده و درک مى‏کنند.

اما از طرف دیگر، به نظر مى‏رسد تشخیص مصلحت انقلاب و دفاع از آن مشکل است؛ چون بعضى از خواص و بعضى از کسانى که ادعا مى‏کنند مسایل کشور یا مسایل سیاسى را مى‏شناسند، گاهى اشتباه مى‏کنند و غلط مى‏فهمند و کج تشخیص مى‏دهند و بد عمل مى‏کنند. کسانى‏که ادعا مى‏کردند مسایل سیاسى ایران را مثلاً از چهل سال پیش آگاهند، گاهى در مسایلِ واضحِ امروز، درمى‏مانند. چیزى را که مردم بروشنى مى‏فهمند، بعضى از این افرادِ به اصطلاح صاحب‏نظر و فهیم، تشخیص نمى‏دهند! معلوم مى‏شود چنین فهمى مشکلاتى دارد و خیلى هم آسان نیست. (22/ 06/ 68)

 

شرط شکست دشمنی هم‌چون اسرائیل در نظر گرفتن مصلحت امت و مصلحت کشور است
لبنان و حزب‏اللَّه قهرمان نشان دادند که با ایستادگى و با همت والا مى‏توان در مقابل اسرائیل ایستاد و اسرائیل را شکست داد. چیزى که به مخیّله‏ى بعضى از سیاستمداران کشورهاى اسلامى هم خطور نمى‏کرد، اما اتفاق افتاد؛ واقع شد؛ اسرائیل در سایه‏ى ایستادگى، مقاومت، توکل به خداى متعال و استفاده از همه‏ى ظرفیت و نیروى حزب‏اللَّه و مردم لبنان شکست خورد. این یک نسخه‏ى عمومى و متعلق به همه‏ى دنیاى اسلام است؛ هیچ تفاوت نمى‏کند. شرطش این است که ماها که مسئولان کشورهاى اسلامى هستیم، منافع، خواستها و هوى‏هاى شخصى خودمان را در قضیه دخالت ندهیم و مصلحت امت و مصلحت کشور را در نظر بگیریم اگر این شرط رعایت شود، این نتیجه قطعى و حتمى است. (02/ 08/ 85)

 

مصلحت‌ها نباید به اصول و ارزش‌ها خدشه وارد کند

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ویژگیهای کشور از جمله تحرک و پویایی جامعه و حرکت جهش وار برای جبران عقب ماندگیها و همچنین اصول و ارزشهای دینی مورد اعتقاد مردم افزودند: در چنین جامعه ای، نهادی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام که بر قوانین و مسائل کشور و چارچوبها اِشراف دارد باید در مواقع لزوم، با ظرافت و دقت، مصلحت ها را به گونه ای تشخیص دهد که به اصول و ارزشها خدشه وارد نشود و همچنین موانع خودساخته در مسیر حرکت پرشتاب جامعه به وجود نیاید.
حضرت آیت الله خامنه ای، تشخیص مصلحت و فهم صحیح اهمّ و مهمّ و ترجیح اهمّ را وظیفه ای بسیار سنگین و مهم برای مجمع و نشان دهنده جایگاه والای این نهاد دانستند و تصریح کردند: برهمین اساس ترکیب مجمع تشخیص مصلحت نظام مجموعه ای از نخبگان با گرایش های مختلف و پایبند به نظام اسلامی، و مسئولان سه قوه است که مجمع را مظهر انسجام و اتحاد نظام قرار داده است. (21/ 12/ 85)

 

عزت،‌ حکمت و مصلحت را یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین المللی جمهوری اسلامی ایران

مقام معظم رهبری عزت،‌ حکمت و مصلحت را یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین المللی جمهوری اسلامی ایران توصیف کردند و در تبیین این اصول فرمودند: ما بر اساس اعتقاد و ایمان به توحید که خاصیت و شاخصه تفکر اسلامی است و نیز بر مبنای دل بستن به خدا و محبت و خدمت به بندگان او برای خود عزت قائل هستیم و ابرقدرتی، تکبر،‌‌ استکبار و فخرفروشی را در روابط بین المللی رد می کنیم. ملت ما از ذخایر فراوان فرهنگی برخوردار است و پرونده بسیار درخشانی در علم و سیاست جهانی و صحنه های گوناگون دیگر دارد. اما ما قصد فخرفروشی نداریم و ارتباطاتمان را براساس روابط و علایق انسانی،‌ عزت اسلامی و توحیدی و سربلندی ملت ایران بنا می نهیم.

اگر بخواهیم به اصل مطلب برسیم، باید عرض کنیم که امروز دیپلماسى ما از جهاتى، حتّى از دیپلماسى در دوران جنگ - که خیلى پیچیده و سخت بود - سخت‏تر، ظریفتر و ابتکارطلب‏تر است. اگر بخواهیم اصول سیاست خارجى را که بر پایه‏ى عزت و حکمت و مصلحت استوار است، بر اوضاع و شرایط پیچیده‏ى امروز دنیا و وضع خاص خودمان تطبیق کنیم، بلاشک فراست، ابتکار عمل، پُرکارى، دقت و پایبندى شدید به اصول و آرمانها، جزو وظایف عمومى دستگاه دیپلماسى ماست.

 

مراد از مصلحت

و اما مصلحت. مراد، مصلحت شخص من و شما نیست، که اگر ما این اقدام را کردیم، ممکن است برایمان گران تمام بشود. نه، گران هم که تمام بشود، مگر ما که هستیم؟ اگر کارى به مصلحت کشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نیست، گو مباش؛ چه اهمیتى دارد؟ مصلحت، یعنى مصلحت انقلاب، و این مصلحت همه‏جانبه است؛ یعنى از رفتار شخصى ما - بخصوص شما - شروع مى‏شود. (18/ 04/ 70)

 

وظیفه دولت: عمل بر اساس عزت- حکمت- مصلحت

دولت هم البته آنچه را که لازمه حکمت و اعتزاز این ملّت است، در این زمینه عمل مى‏کند و باید عمل کند. آنچه را که مصلحت ملت است، همراه با عزّتى که مناسب این ملت است، باید با توجّه و دقّت دنبال کند و هیچ گونه عجله‏اى به خرج ندهد.

 

جوانان هم قدری مصلحت اندیشی کنند

قدرى هم جوانها عادت کنند به فروخوردن سخن خود؛ این هم یک تمرین است. در چالش‏هاى عظیم زندگى، خیلى اوقات هست که انسان حرفى دارد و دلش مى‏خواهد آن را بگوید؛ اما به هر دلیلى حرف را فرو مى‏خورد؛ این در مواقعى یک مصلحت بزرگ است؛ به این هم عادت کنید، بد نیست. در جاى خود ان‏شاءاللَّه مجال‏هایى خواهد بود و خواهید گفت آنچه را که فکر مى‏کنید باید گفت. (24/ 07/ 84)

 

مجلس باید مصلحت مردم را تضمین کند

مجلس شورای اسلامی نقطه ی امید نظام و مظهر اقتدار و اختیار ملت است. جایگاه مقدسی است که همیشه و درهمه احوال، می تواند و می باید رای و اراده ی ملت مسلمان و انقلابی را به کرسی بنشاند و مصلحت مردم را در شکل مقررات لازم الاتباع در بافت و رفتار نظام و حکومت، تضمین کند، خانه ی مردم و ملجاء دولت مردمی و مظهر ارزش های اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و به تعبیر امام حکیم و فقید مان، عصاره ی فضائل ملت است، در این مجلس، دور شدن از فضائل و پایبند شدن به اغراض شخصی و گروهی و آلوده شدن به هوا های سیاسی و نفسانی از هر کس که باشد مردود و محکوم است، در این مجلس، رأی باید تابع معرفت، و بحث باید دور از تنازع و جدال باشد. در هر موضعگیری و هر سخنی باید رضای خدا و مصلحت انقلاب و خواست و نیاز مردم در نظر گرفته شود، همواره در این مجلس، معدود افرادی بوده اند که از این تکالیف غفلت ورزیده و راه، کج کرده اند و شاید امروز نیز باشند، لیکن اکثریت قاطع نمایندگان محترم که بحمدالله در همه ی دوره ها و امروز، در راه راست اسلام و انقلاب حرکت می کرده اند و می کنند، باید پاس نعمت بزرگ جمهوری اسلامی را بدارند و در اعمال و آراء گفتار خود، خدا را حاضر و ناظر بدانند و مصلحت انقلاب و کشور را با هیچ چیز دیگر معاوضه ننمایند، البته مجلس همواره باید به وظایف قانونی خود عمل و از حق قانونی خود استفاده کند اما هم نمایندگان محترم و هم مردم رشید ما قادرند تفاوت میان عمل به تکلیف قانونی و عمل بر طبق غرض شخصی و سیاسی را درک کنند. (18/ 10/ 68)

 

مصلحت‌اندیشی و حقیقت‌گرایی همزمان در رفتار امیرالمومنین

امیرالمؤمنین در تصمیم‏گیریها و در عمل خویش، ملاحظه‏ى خود را، ملاحظه‏ى من را، ملاحظه راحتى و ملاحظه‏ى خواستهاى نفسانى را اصلاً مداخله نداد. بعد از رحلت خاتم‏الانبیاء هم همین‏طور بود. در آن دوران بیست‏وپنج سال، آن‏طورى که مصلحت امت اسلام اقتضاء و ایجاب مى‏کرد، عمل کرد؛ از مصلحت تخطى نکرد و منیت نشان نداد. بعد از آن‏که امیرالمؤمنین به خلافت رسید، آن کسانى که حق را با خودشان مى‏دانستند و در سر سوداى خلافت داشتند، دیدید که چه کردند؟ دیدید که چه جنگها و خونریزیهایى به راه انداختند؟ على در آن بیست‏وپنج سال از این کارها نکرد؛ با این‏که خود را حق مى‏دانست. این، کلمات و زندگى امیرالمؤمنین است. او حقى را براى خود قائل بود؛ اما مصلحت بزرگ اسلام را در این مى‏دید که سکوت کند، تسلیم باشد و با جریان معمول جامعه پیش برود. آن وقتى هم که به خلافت رسید، باز دوستان نزدیک، دوستان دور و دشمنان ظاهرساز او را نصیحت کردند که عجله نکن، فلانى را عزل نکن، فلانى را نصب نکن، این حرف را نزن، این تقسیمِ این‏گونه را انجام نده، این پول و این مستمرى را قطع نکن. آن بزرگوار، به همه‏ى اینها با چشم بى‏اعتنایى نگریست؛ آنچه را که حق مى‏دانست، عمل کرد؛ این یک صفت از صفات امیرالمؤمنین است. (29/ 10/ 70)

 

قانون اگر براساس مصلحت نباشد اعتبار ندارد

نویسندگان قانون اساسى و اصل 44، هم هوشمند بودند، هم منصف؛ به نظر بنده. ما با بیشتر اینها از نزدیک کار کرده بودیم. در محصول کار هم که همین اصل 44، اصل 43 و اینهاست، کاملاً پیداست که اینها هم مردمان هوشمندى بودند، هم مردمان باانصافى بودند. اینها آن چیزى را که از نظرشان به شکل کلى درست هم هست، خط میانه‏ى بین اقتصاد سرمایه‏دارى و اقتصاد سوسیالیسم شناخته بودند و این را در قالب آن سه محور اصلى مالکیت، در اصل 44 ریختند. مالکیتهاى اختصاصى دولتى، مالکیت تعاونى، و مالکیت بخش خصوصى؛ اینها را تقسیم‏بندى کردند. بعد، در ذیلش براى این، دو سه تا شرط قرار دادند. یکى از شرطها این است که این تقسیم‏بندى با این مصادیق - که مصادیق را ذکر کردم - باید موجب رشد و توسعه‏ى اقتصاد بشود؛ باید مایه‏ى زیان نباشد. یعنى اگر یک روزى مسئولان کشور تشخیص دادند که این تقسیم‏بندى، مایه‏ى زیان است؛ موجب رشد اقتصادى نیست، این قانون دیگر در آن روز، بدین شکل اعتبار ندارد و به شکلى که منطبق بر مصلحت باشد، انطباق دارد. این، هوشمندى و انصاف آنها را مى‏رساند. (30/ 11/ 85)

 

همراهی دولت و مجلس به عنوان یک نگاه مصلحت‌اندیشانه‌ی اساسی

البته ارتباطات مجلس و دولت خوب است و من مى‏دانم که ارتباطات مجلس و دولت چه‏طور است. الحمدللَّه جهتگیرى‏هاى کلى، جهتگیرى‏هاى یکسانى است؛ اگرچه اختلاف سلائقى وجود دارد. در موارد اختلاف سلیقه، بالاخره هر طرف بایستى یک مقدارى کوتاه بیاید تا بتوانند مسائل را جمع کنند. این را به عنوان یک نگاه مصلحت‏اندیشانه‏ى اساسى من عرض مى‏کنم: با دولت بایستى همراهى بشود. دولت در اداره‏ى کشور و در مدیریت کشور، جهتگیرى درستى دارد. در همه‏ى برنامه‏ها، دولتها ممکن است با مجالس، با بعضى از نخبگان یا با بعضى از افراد دیگر اختلاف‏نظرهایى داشته باشند؛ در این اختلاف‏نظرها هم هیچ کس نمى‏تواند ادعا کند که قطعاً و در همه جا، حق با این طرف است یا با آن طرف؛ ممکن است گاهى حق با این طرف باشد، گاهى هم حق با آن طرف دیگر باشد. اما این نباید موجب بشود که دولت اصولگراى معتقد به مبانى انقلاب و بشدت در حال تحرک و خدمت و زحمت‏کشى، تضعیف بشود؛ این را توجه داشته باشید. (08/ 03/ 86)

 

براساس مصلحت حتی عقب‌نشینی هم می‌کنیم

ببینید این تبلیغ، با نوع تبلیغى که ما در گذشته قبل از اقامه حکومت حق و حکومت الهى مى‏کردیم، چقدر متفاوت است. آن روز کافى بود ما همین موضوعى را که مى‏خواهیم تبلیغ کنیم، درست بلد باشیم؛ آن گاه یک مبلّغ خوب مى‏شدیم. امروز اگر جهان، یا لااقل جامعه خود را درست نشناسیم، هر چه هم که آن موضوع را خوب بلد باشیم، نمى‏توانیم یک مبلّغ خوب باشیم. باید بفهمیم این حرفى که ما مى‏زنیم، به کجا ارتباط پیدا مى‏کند؛ چه جناحى را در سطح جهان - نه در سطح کشور - تقویت مى‏کند، چه جناحى را تضعیف مى‏کند. مثل یک جبهه نبرد. یک وقت یک نفر انسان، با دشمنى مواجه مى‏شود و مى‏خواهد از خودش دفاع کند. این، یک طور دفاع است. یک وقت هم انسان در مجموع یک جبهه چند کیلومترى در سنگرى قرار گرفته است و مى‏خواهد دفاع کند. این دفاع، طور دیگر است. یک وقت باید به مصلحت جلو رفت، یک وقت هم باید به مصلحت عقب آمد. (13/ 02/ 76)

 

مصلحت اندیشی سودجویانه‌ی سیاسی

باید با همان نواخت اول، حرکت ادامه پیدا مى‏کرد. وقتى که مجاهدان، در لحظه‏یى که باید بیش از همه، مخلصانه وارد عمل بشوند، با دیدِ سیاسىِ مصلحت‏اندیشانه و سودجویانه به قضایا نگاه کردند؛ این گروه خواست آن گروه را پس بزند؛ آن گروه خواست فلان قِمّه را تصرف کند، کار خراب شد. حالا هم راه همان چیزى است که در این ده، یازده سال، بلکه اگر یک مقدار از جلوتر ببینیم، در این پانزده، شانزده سالى که مبارزات شما برادران افغانى با دولتهاى جائر حاکم بر افغانستان شروع شده؛ همان‏طور که حرکت مى‏کردید، همان‏طور حرکت کنید؛ یعنى با نیت خالص براى خدا و عملى که در آن، هیچ اثر و نشانه‏یى از اهواى نفسانى نباشد. این، راه پیشرفت است. (22/ 01/ 69)

 

استقلال یعنی مصلحت کشور و مصلحت مردم نباید فداى هیچ چیز شود

این استقلالى که بحمداللَّه قوه مقنّنه ما دارد، چیز خیلى با ارزشى است. استقلال، به معناى دعوا کردن با دولت و مسؤولان اجرایى نیست؛ به معناى ضدّیت و مخالفت نیست - همه قوا باید با هم همدست و همکار باشند و به هم کمک کنند - استقلال به معناى این است که مصلحت کشور و مصلحت مردم نباید فداى هیچ چیز شود. دستگاه مقنّنه طبیعتش این است که براى جریان امور به وسیله قوه مجریّه، خطوطى را ترسیم کند؛ این کار را با دقّت و با وجدان حقیقىِ کارى انجام دهد که بحمداللَّه تاکنون این‏طور بوده است. من واقعاً شایسته مى‏دانم و وظیفه خودم مى‏دانم که از یکایک نمایندگان محترم، بخصوص از هیأت رئیسه محترم، بخصوص از شخص رئیس محترم مجلس، به‏خاطر حُسن اداره این جلسات تشکّر کنم. مجلس ما، برخلاف آنچه که انسان در بسیارى از مجالس دنیا مشاهده مى‏کند که مرکز نزاعها و کشمکشها و آشوبها و معاملات بسیار زشت و خلاف دین و شرع هستند، این‏طور نیست. این ارزش است؛ این را با همه وجود نگهدارید. (10/ 03/ 78)

 

نفهمیدن مصلحت انقلاب و ملت باعث ضربه به نظام می‌شود

وحدت کلمه را حفظ کنید. مبادا کسانى یا زبانهایى، بدون قصد و غرض سویى، فقط به علت اشتباه و به خاطر این‏که مصلحت را نمى‏فهمند و نمى‏دانند که چه بگویند، چیزهایى بگویند که مردم را دلسرد بکنند. متأسفانه گاهى در گوشه و کنار دیده مى‏شود که بعضیها مصلحت خود و مصلحت انقلاب و ملت را نمى‏فهمند. مى‏خواهند با زید بدى کنند، با نظام بدى مى‏کنند. مى‏خواهند مسؤولى را زیر سؤال ببرند، انقلاب را زیر سؤال مى‏برند. نمى‏فهمند که این کار، زیر سؤال بردن انقلاب است. مى‏خواهند یک جبهه‏بندى درست کنند، ولى نمى‏فهمند که این جبهه‏بندى، به وحدت ضربه خواهد زد. (24/ 05/ 69)

 

مجمع تشخیص مصلحت نظام یعنی وارد کردن نظرات مردم در قوانین کشور

امام، مجمع تشخیص مصلحت را درست کرد؛ یعنى آراءِ مردم که مظهرش مجلس شوراى اسلامى است، و حدود اسلامى که مظهرش شوراى نگهبان است، اگر بین آنها اختلافى پیدا شد، مجمع تشخیص مصلحت تصمیم مى‏گیرد. آن‏جایى که مصلحت کشور اقتضا کند، آن را براین مقدّم مى‏دارد. مجمع تشخیص مصلحت را هم امام درست کرد. آنچه که در مورد آزادى گفته مى‏شود، همه در شکم این حرکت عظیم و این سرخطّ مهمى است که امام براى این کشور به‏وجود آورد. حالا عدّه‏اى تازه از راه رسیده، مى‏خواهند آزادى، آزادى فکر و آزادى رأى را به امام و دستگاه امام و نظام اسلامى، تازه یاد بدهند و تلقین کنند! این خطّى بود که امام، حرکت نظام اسلامى را بر این خط قرار داد. (14/ 03/ 78)

 

صدا و سیما مصلحت ملت را فدا نکند

این صدا و سیمایى که متعلق به این ملت است - دولت هم که متعلق به ملت و با پول جیب این ملت اداره مى‏شود - نمى‏تواند بزرگترین مصلحت ملت را ندیده بگیرد و فدا کند. مثلاً در برنامه‏هاى معمولى، قصاید غرایى در مدح دولت و رئیس دولت بخوانند؛ اما در یک برنامه‏ى طنز، یا در یک برنامه‏ى سیاسى و اقتصادى، زیرآب همه چیز را بزنند! متأسفانه گاهى این چیزها دیده مى‏شود. (07/ 05/ 69)

 

امروز مصلحت ملت و مصلحت انقلاب اتحاد کلمه است

جناحهاى سیاسى این قضایا را در وسط میدان کارهاى سیاسى نیاورند که بهانه‏اى براى برانگیخته شدن در مقابل هم شود. امروز مصلحت کشور، مصلحت ملت و مصلحت انقلاب، اتّحاد کلمه و اتّحاد دلهاست
من آن‏وقت هم عرض کردم؛ ممکن است بعضى نقاط اختلاف نظرى درباره مسائل سیاسى و غیره بین اشخاص باشد - باشد - اختلاف نظر داشتن، حتّى در مسائل دینى، گاهى موجب دعوا نیست. شما به فقهاى اسلام نگاه کنید؛ یک فقیه در مسأله‏اى رأیى دارد، فقیه دیگر صددرصد رأیش مخالف اوست؛ اما پشت سر هم نماز مى‏خوانند؛ به هم اقتدا مى‏کنند؛ یکدیگر را عادل مى‏دانند. در مسائل، این‏گونه باید حرکت کرد. اگر هواى نفس نباشد، اگر خودخواهى نباشد، اگر مصلحتِ قبیله‏گرایى نباشد؛ مصلحت کشور، مصلحت نظام، آینده‏هاى بلندمدّت مورد نظر باشد، این جنجالها و این مناقشه‏ها چیزى نیست که دو گروه را، دو نفر را، دو انسان انقلابى را به جان هم بیندازد. من الان هم عرض مى‏کنم که گروههاى خودى، فاصله بین خودشان را کم کنند. گروههاى خودى، به همان معنایى که در نماز جمعه قبل معنا کردم؛ یعنى کسانى که اسلام را قبول دارند؛ حکومت اسلامى را قبول دارند؛ (09/ 07/ 78)

 

دانشجویان در برابر مصلحت‌اندیشی‌های حزبی و سیاسی آرمان‌خواهی کنند

آن چیزى که من در مورد کشور خودمان مى‏توانم به‏عنوان ویژگیهاى حرکت دانشجویى از قبل از انقلاب تا اوان انقلاب و از این‏جا به بعد عرض کنم، خصوصیاتى است که ذکر مى‏کنم:
خصوصیت اوّل، آرمانگرایى در مقابل مصلحت گرایى است؛ عشق به آرمانها و مجذوب آرمانها شدن. انسان وقتى که در محیط تلاش و کار معمولى زندگى قرار مى‏گیرد، گاهى موانع جلوِ چشم او را مى‏گیرد؛ آرمانها را دور دست و غیرقابل دستیابى به انسان نشان مى‏دهد و این خطر بزرگى است. گاهى آرمانها فراموش مى‏شوند. در محیط جوان، آرمانها محسوس، ملموس، زنده و قابل دسترسى و دستیابى است؛ لذا براى آنها تلاش مى‏شود. خودِ این تلاش، تلاش مبارکى مى‏شود  .... 
خصوصیت سوم، آزادى و رهایى از وابستگیهاى گوناگونِ حزبى و سیاسى و نژادى و امثال اینهاست. در این مجموعه حرکت دانشجویى، انسان مى‏تواند این خصوصیت را مشاهده کند که این هم یک شعبه از همان مصلحت‏گرایى است. غالباً در این‏جا از تقیّداتى که معمولاً مجموعه‏هاى گوناگون سیاسى و غیرسیاسى براى افراد خودشان فراهم مى‏کنند، خبرى نیست و جوان حوصله این قید و بندها را ندارد. لذا در گذشته پیش از انقلاب، احزابى بودند و کارهایى مى‏کردند؛ اما به دانشگاه که مى‏رسیدند، ضابطه از دستشان در مى‏رفت! ممکن بود چهار نفر عضو هم یارگیرى مى‏کردند، اما نمى‏توانستند انضباطهاى مورد نظر خودشان را - انضباطهاى حزبى خیلى شدید که در احزاب دنیا معمول بود و هست - در محیط دانشجویى به‏درستى اعمال کنند؛ زیرا دانشجو بالاخره در جایى به اجتهاد مى‏رسد. آن زمانها حزب توده، حزب فعّالى بود؛ تشکیلات خیلى وسیعى هم داشت؛ با شورویها هم مرتبط بود و اصلاً براى آنها کار مى‏کرد؛ اما به دانشگاه که مى‏رسید، مجبور بود بسیارى از حقایق حزبى را از چشم دانشجو پنهان کند! (01/ 09/ 78)

 

مجلس از حکمت و مصلحت شناسى در اجراى وظائف دشوار خود بهره بگیرد

مجلس بر حسب طبیعت خود داراى رابطه‏یى نزدیک و مهم با دولت است. تنظیم صحیح این رابطه، یکى از مهمترین کارهاى نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى است. تصویب قوانینى که دولت را موظف و قادر بر اداره‏ى صحیح امور نماید و سپس نظارت بر اجراى آن از راههاى قانونى، نخستین وظیفه‏ى مجلس است و این وظیفه مستلزم همکارى و همدلى میان مجلس با دولت و حمایت مجلس از دولت است. سلامت این رابطه باید به گونه‏یى باشد که دولت، مجلس را گره گشاى کارهاى بزرگ بشناسد و از حکمت و مصلحت شناسى آن در اجراى وظائف دشوار خود بهره بگیرد. هم در وضع کنونى که دولت خدمتگزار با ریاست یکى از یاران برجسته‏ى امام راحل و یکى از چهره‏هاى درخشان انقلاب در حال انجام وظیفه است و هم در دولت بعدى که به فضل و هدایت الهى مسؤولیت اداره‏ى اجرایى کشور بر دوش شخصیت برجسته و برگزیده‏ى دیگرى خواهد بود، همواره مجلس محترم باید همچون چشمى تیزبین و مغزى مصلحت شناس و سرانگشتى گره گشا عمل کند تا دولت و مجلس هر یک در جایگاه خود بتوانند مشکلات مردم را حل کنند و کشور را به پیش ببرند و مجلس زمینه‏ساز و آسان‏کننده‏ى خدمات و وظائف اجرایى دولت باشد.
بدیهى است که این سخن به آن معنى نیست که نمایندگان به وظائف قانونى تذکر و سؤال و استیضاح در موارد خود عمل نکنند یا در رسیدگى به تخلفات کوتاهى نمایند. نمایندگان محترم در هر حال باید صراحت و حقگویى و آزادگى خود را حفظ کنند و بالخصوص مراقب باشند که وسوسه‏هاى بعضى از شیاطین که احیاناً ممکن است در صفوف مقدس مدیران اجرایى کشور نفوذ کرده باشند آنان را از وظائف نمایندگى ملت که امانت الهى است باز ندارد. (11/ 03/ 75)

 

مصلحت اندیشی چبز بدی نیست اما دانشجویان مصلحت‌اندیشی نکنند

امام خامنه‌ای ، دانشجویان را به آرمانگرایی مستمر فراخواندند و افزودند : البته مصلحت اندیشی چبز بدی نیست ودر روند دشواراداره کشور ، گاه مسوولان مجبور می شوند مصالحی را درنظر بگیرند اما ورود گرایش مصلحت اندیشانه به محیطهای فکری و روحی جوانان و دانشجویان آرمانها را به کلی ریشه کن خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه افزودند : جوانان و دانشجویان همواره به قله های آرمانی نگاه کنند تا برآیند آرمانگرایی آنها و چالش مسوولان با مصلحتها ، به نتیجه معتدلی منجر شود. (15/ 08/ 82)

نظرات ()



با دلی آرام و قلبی شاد رفت
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۱٥

پیر
با دلی آرام و قلبی شاد رفت
پیر ما در زورقی از باد رفت

از وتر

 

۱. واقعاً امام در کجای زندگی ما حضور دارد؟ لااقل ظواهر مربوط به امام را در زندگی فردی و اجتماعی مردم ما به چه اندازه مشهود است؟ وبلاگ عکس امام به دنبال آن است تا بتواند نمونه‌هایی را از تصاویر امام در زندگی مردم جمع آوری کند. این وبلاگ را تکمیل کنید.

۲. ان شاء الله قرار است شماره‌ی بعدی آرمان‌شهر را به مناسبت سوم تیر به ویژه‌نامه‌ای در این‌باره منتشر کنیم. دوستانی که می‌توانند در این شماره یاری کنند با برادر اللهیاری یا برادر محمدمسیح مهدوی تماس بگیرند. سال گذشته نیز برادر روزی‌طلب ویژه‌نامه‌ای تهیه کرد بس مغتم که به عنوان ضمیمه‌ی هفته‌نامه ی پرتو سخن منتشر شد. باید حتماً از تجارب ایشان هم استفاده شود.

۳. چند مطلب زیبا درباره‌ی امام که خواندن‌شان بسیار ارزشمند است:

نخست: سخنان دیروز مقام معظم رهبری که الحق و الانصاف بسیار خواندنی است و شنیدنی.

دومین مطلب در وبلاگ حامد طالبی است که از کلمات قصار امام را آورده است.

سوم نکاتی از زندگی امام است که برادر محمد جواد میری است که با قلم زیبایش بازنویسی کرده است.

نظرات ()



برای مقابله با برداشت‌های نادرست از اسلام؛ سکوت جایز نیست!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۱٢

نام کتاب: «سکوت جایز نیست؛ مقابله با برداشت‌های نادرست امریکائیان از اسلام»
اثر: پاول فایندلی
مترجم: لیدا کاووسی
انتشارات: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

تصاویر کلیشه‌ای از اسلام که همه‌روزه در رسانه‌های غربی انتشار می‌یابد، آشنایی با این دین و نگاه صحیح به مسلمانان را به شدت سخت و گاه ناممکن کرده است. پاول فایندلی، نیز یکی از این آمریکائی‌ها است که به این نگاه کلیشه‌ای خو گرفته است. او در سال ۱۹۶۱ از طرف مردم منطقه‌ی ایلینوی به نمایندگی کنگره انتخاب شد. آن‌چه باعث شد که او به درک ناصحیح خود از اسلام پی ببرد، سفری است که در سال ۱۹۷۴ به یمن جنوبی داشته است. وی به نمایندگی از دولت آمریکا به یمن سفر کرده بود تا آزادی «اد فرانکلین» را که به جرم جاسوسی دستگیر شده است، از دولت آن‌جا بخواهد. آن‌چنان که در کتاب نیز بیان شده است، وی پیش از سفر به یمن به شدت ترسیده بوده است. اما زمانی که استقبال رسمی مسئولان آن کشور را در فرودگاه می‌بیند و با اقامت سه روزه در آن کشور با فرهنگ مسلمانان بیش‌تر آشنا می‌شود، مشتاق به شناخت اسلام می‌شود. وی بیست و پنج سال از عمر خود را صرف شناخت اسلام و ارتباط با مسلمانان، به خصوص مسلمانان آمریکا می‌کند. کتاب «سکوت جایز نیست»، حاصل این ارتباطات و مشاهداتی است که وی از مسلمانان دارد.

وی در این کتاب با دفاع از مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی مسلمانان در فلسطین، افغانستان و لبنان بیان می‌دارد که باید با درک وضعیت مسلمانان به آنان حق بدهیم که در برابر تجاوزات و ظلم‌هایی که بر آن‌ها می‌رود، دست به اعمال خشونت‌بار می‌زنند. و همین عقیده‌ی فایندلی باعث شده است تا لابی‌های صهیونیستی علیه وی تبلیغات زیادی به راه بیاندازند و مشکلاتی برای وی به وجود بیاورند. هم‌چنین کتاب جنجالی* او درباره‌ی لابی صهیونیستی در آمریکا بسیار بر این امر شدت بخشید و وی را تا حدی به انزوا از جامعه‌ی سیاسی کشانده است.

هرچند که این کتاب توانسته است به برخی از شبهات و نظرات نادرست درباره‌ی اسلام پاسخ مطلوب دهد، اما مشکلی اساسی دارد. نویسنده این کتاب نتوانسته است اسلام را از زاویه‌ی درست و عمیق ببیند. چرا که تقریباً جز در برخورد وی با احمد دیدات، (عالم اهل آفریقا که سال گذشته درگذشت) وی با عالم دینی دیگری برخورد نداشته است و سایر افراد فقط دارای تحصیلات دانش‌گاهی در علوم غیر دینی هستند.

اکثر کسانی که نویسنده با آن‌ها گفت‌وگو می‌کند، کسانی هستند که سال‌هاست که ساکن امریکا هستند و شهروندان این کشور محسوب می‌شوند. این امر باعث شده است که تأثیر مشهورات و کلیشه‌های غربی بر  نگاه این افراد سایه افکنده باشد. رد کردن بسیاری از احکام مسلم دینی هم‌چون حجاب و جهاد -که ممیزه‌های دین اسلام با سایر ادیان و مکاتب است،- از این گونه مثال‌هاست.

این‌گونه مسائل به حدی در اندیشه‌های فایندلی مؤثر بوده است که وی در «نامه‌ای دوستانه از همسایه‌ی مسلمان شما...» که به بیان‌گر نوع نگاه وی به اسلام است، نه تنها اسلام و دموکراسی را کاملاً هماهنگ ذکر کرده است، بلکه پا از این هم فراتر گذاشته است و دموکراسی را مکمل اسلام دانسته است!

راه‌کار اصلی نویسنده‌ی این کتاب برای برون رفت مسلمانان از نگاه‌های کلیشه‌ای و خلاف واقع، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی است. جالب آن است که اکثر کسانی که فایندلی از آنها در این کتاب یاد کرده است، در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۰ در آمریکا به جرج دبلیو بوش رأی داده‌اند و این نشانه‌ای بر نگاه‌های به شدت اسلامی (!!!) این گروه از افراد مسلمان است.

به نظر می‌رسد که این کتاب تنها برای کسانی جالب باشد که بخواهند تنوع تفکرات را درباره‌ی اسلام در غرب ببینند که حتی در میان مسلمانان نیز این عدم شناخت به شدت دیده می‌شود.

زمانی که به دقت در این موضوع می‌نگرم جمله‌ی کلیم صدیقی را به یاد می‌آورم که در کتاب «جنبش‌های اسلامی معاصر» آورده بود: «ما مسلمانانی که در غرب تحصیل کرده‌ایم پست‌ترین مسلمانان هستیم که اسلام را نیز آلوده کرده‌ایم» اولین بار که این جمله را خواندم چندان برایم قابل هضم نبود که درک کنم که چرا باید یک نفر خود را بدین اندازه مذمت و پس بداند و امثال خود را مردود بشمارد. اما این کتاب تا حدود زیادی روشن می‌کند که واقعاً برخی از مسلمانان به چه اندازه از اسلام واقعی دور مانده‌اند.

امروز واقعاً باید سکوت را شکست و اسلام را آن‌گونه که هست معرفی کرد. تشنگی برای شنیدن معارف وجود دارد، اما چه کنیم که کسی نمی‌تواند این پیام را آن‌گونه که باید به درستی به غربی‌ها منتقل کند. غربی‌ها در مواجهه‌ی با اسلام هریک از سویی به افراط گرویده‌اند: یا اسلام را با بنیادگرایی به سبک بن‌لادن برابر گرفته‌اند یا از اسلام نگاهی کاملاً مسیحی – لیبرالی یافته‌اند. واقعاً چگونه می‌توان اسلام را آن‌گونه که هست معرفی کرد؟ این آن سئوالی آسانی است که جوابش چندان ساده نیست؟!

به نظر می‌رسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندان توجهی به محتوای این کتاب نکرده است و بسی مایه‌ی تأسف است که در بخشی از این کتاب حتی به اندیشه‌های امام خمینی (روحی فداه) نیز توهین شده است و قطع ریشه‌های سرمایه‌داری و کمونیسم را امری مخالف اسلام دانسته است که بنیادگرایان به دنبال آن هستند. ترویج اسلام لیبرالی گناهی است مذموم که انجامش از سوی دولت اسلامی و مدعی نشر اسلام ناب امری است مذموم‌تر!!

-------------------------------------------------------------
*
کتاب جنجالی پاول فایندلی که توانسته است بیش از سیصد هزار نسخه فروش داشته باشد « آنها جرات کردند افشاگری کنند: ماجرای نفوذ لابی‌های صهیونیسم بین‌الملل در شریان‌های تصمیم‌گیری کاخ سفید» نام دارد که در ایران انتشارات سنبله در سال ۱۳۸۲ با ترجمه‌ی قاسم بابایی به بازار عرضه کرده است.

نظرات ()



سلام: شبکه ماهواره‌ای اسلام آمریکایی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۱٠

آمریکا و شیعیان بدون حکومت

طرح توطئه آمیز شکاف و تفرقه بین مسلمانان این بار به سراغ شیعیان بدون حکومت هدف گیری شده است آمریکاجامعه شیعیان رابدون حکومت می خواهد و عوامل این طرح در داخل و خارج کشور هر یک به خوبی وظیفه شان را انجام می دهند. در این بین حتی آیت ا... هم پیدا شده است که به بهانه سیاسی نخواستن دین پدیده مرید و مراد بازی راه انداخته است و جمع آنان حکومت و اقتدار آمریکا را بر خودشان می پذیرند و به امور مذهبی شخصی شان می پردازند از سوی دیگر آمریکا را برخودشان می پذیرند و به امور مذهبی شخصی شان می پردازند و از سوی دیگر آمریکا با راه اندازی شبکه ماهواره ای مختلف سعی دارد تا با تظاهر به شعائر دینی شیعیان تفرقه بین شیعیان را در امتداد تجزیه مسلمانان به اجرا درآورد و قرائت دیگری از دین این بار نه بعنوان مذهبی دیگر بلکه بعنوان قرائتی دیگر از شیعه به جهان ارائه دهد. این گروه حسب طرح تدوین شده تمام ظواهر دینی را قبول دارند و تنها تفاوت آنها با تشیع علوی این است که طبق آن ولایت آمریکا برای تمشیت امورشان پذیرفته شده است و دیگر به ظاهر هیچ فرقی با تشیع علوی ندارند عناصر این فرقه جدید هیچ سخنی علیه آمریکا و انگلیس و صهیونیست نمی زنند . چرا؟ چون دین اسلام را سیاسی نمی خواهند ولی علیه سایر ولایتها سخن می گویند و ...

غرض ما از گزارش ذیل متهم ساختن مدیران شبکه سلام به چنین توطئه ای نیست ولی بر این مهم تاکید داریم که آمریکا در صدد تفرقه بین شیعیان به بهانه قرائت های جدید از تشیع است . گزارش شبکه ماهواره ای شیعه در آمریکا را بخوانید:

در طول ماههای سال گذشته تبلیغات یک کانال ماهواره ای فارسی زبان جدید آن هم بر روی هات برد گرانقیمت نیش ماهواره بینان حرفه ای را تا بناگوششان باز کرد اما با راه اندازی کانال و شروع برنامه های "سلام" در ایالات کالیفرنیای ایالات متحده خوشحالی لس آنجلسی بین ها در صورتشان خشکید.

 

اجرای برنامه ی افطاری و سحری در کانال ماهواره آمریکایی !

دوسال پیش یک روحانی ایرانی به نام "هدایتی" در شبکه فارسی زبان آمریکایی حاضر شد و به بیان اعتقادات اختصاصی خود در مذهب شیعه پرداخت و پس از آن بارها و بارها _ تا مدتها _ این اتفاقات تکرار شد و پس از آن نیز در ماه رمضان سال ۸۴ برنامه های افطار و سحری به وقت کالیفرنیا از یک شبکه پارسی زبان همان منطقه پخش شد در همین حال مدیریت شبکه فوق پیش از آغاز برنامه های خود از بک گراندی استفاده می کرد که روی آن نوشته شده بود : شبکه "..." مسئولیتی در قبال طرح مسائل مذهبی در این برنامه ندارد! البته جو برآمده در این شبکه محصول تفکر لاییک مدیریت آن بود که در برخی موارد حتی به گروههای میلیونر مسیحی اجازه فعالیت می داد البته به گروههای مسلمان که می رسید برای ژست خود هم که شده بود عقب نشینی های تاکتیکی می کرد.

 

یک کانال ماهواره ای جدید در میان قارچ ها

با گذشت یک سال و نیم هدایتی مانند بسیاری دیگر از ایرانیان آن طرف آب تصمیم گرفت که صاحب کانال ماهواره ای اختصاصی شود که این امر که با توجه به قوانین داخلی آمریکا امر مشکلی نبود و این گونه مدتی بعد در ماهواره جهانی هات برد شبکه "سلام" بعنوان یک کانال مذهبی راه اندازی شد . همزمان با این روحانی ایرانی گروهی از میلیونرهای مسیحی نیز در هات برد شبکه ای دیگر راه اندازی کرده اند که این کانال نیز در مقام جذب معنوی ایرانی ها برآمده است. باید دانست که در طول ماههای اخیر تنها همین دو کانال به مجموعه ی ۲۲ یا ۲۳ کانال فارسی زبان مقیم آمریکا اضافه نشده اند بلکه رویش قارچ گونه ی این کانالها همواره ادامه داشته است .

کانال های دیگری نیز راه اندازی شده اند که به نظر می رسند از طرف وهابیون و سلفی ها حمایت شده و مشغول فعالیتهای تخریبی علیه شیعیان هستند همان گونه که سابقه شومن ایرانی در لندن که در پس تلویزیون اینترنتی به مقدسات مسلمانان و شیعیان توهین می کرد برای همیشه به فراموشی سپرده شده است .

 

تامین هزینه های سنگین از طریق علاقه مندان

آقای هدایتی علاقه چندانی به آشکار شدن چگونگی تامین هزینه های سنگین کانال ماهواره ای سلام ندارد . همگان می دانند که مالکان ماهواره فضایی هات برد برای اجاره هر کانال تلویزیونی ماهانه صدهزار دلار دریافت می کنند. این هزینه به اضافه هزینه های سرسام آور دیگر در مقابل کمترین تبلیغات و آگهی بازرگانی سوالات را در این زمینه بیشتر می کند.

مدیر کانال سلام در پاسخ به این کنجکاوی ها می گوید:شبکه سلام به عنوان تنها شبکه مذهبی مستقل برای تبلیغ تشیع و اسلام فعالیت می کند به لطف مخاطبان و علاقه مذهبی آنان چند ماهی است به خودکفایی رسیده است . حجت الاسلام هدایتی می گوید: این شبکه عید غدیر سال گذشته افتتاح شد و در آغاز از روی ماهواره "تل استار پنج" تنها برای پوشش آمریکا کانادا و مکزیک برنامه پخش می کرد ولی اکنون با پخش روزانه هشت ساعت برنامه انگلیسی و فارسی در تل استار پنج آمریکا و کانادا و مکزیک برد خود را به وسیله ماهواره هات برد شش ماه به اروپا و آسیا هم رسانده است.

این روحانی ایرانی در ادامه توضیح می دهد : در آغاز تاسیس بخش اعظمی از بودجه این شبکه از سوی مراکز مذهبی تامین و راه اندازی می شد ولی در حال حاضر با یاری مردم به استقال مالی رسیده است . هر چند چنین رخدادی و تامین هزینه های گزاف اداره کانال ماهواره ای از راه کمک های مردمی می تواند امری بسیار افتخار آمیز تلقی شود امانگاهی گذرا به بخش تبلیغات بسیار طولانی و مکرر و آزار دهنده کانال های مشابه لس آنجلس و ناتوانی بسیاری از مدیران این شبکه ها در تامین هزینه ها و در نتیجه ورشکستگی و تعطیلی آنها باور تامین هزینه تنها از طریق کمک های مردمی مقداری قابل تامل می نماید .

حجت الاسلام هدایتی می گوید: شبکه سلام با توجه به جو ضد دینی شبکه های ایرانی در آمریکا با برنامه ریزی وارد میدان رسانه های این کشور شده و با برنامه هایی چون قرآن و علم سخنرانی های موضوعی، بحث های التقاطی، گفتگو، پرسش و پاسخ با ارتباط زنده و اجرای نمایشنامه و برخی مستندات دینی، توانسته مخاطبان را به خود جلب کند. این شبکه در ایام فاطمیه امسال فعالیت گسترده ای داشت به اندازه ای که توانست نظر بسیاری از ایرانی های حاضر در داخل کشور و حتی شیعیان عراق را به خود جلب کند. این فعالیت تا میلاد حضرت زهرا(س) هم ادامه یافت و از برنامه ریزی مناسب این شبکه برای مخاطبانش خبر داد.
   
   
   
موفق در جذب شیعیان یاعامل تفرقه در پیروان مذاهب

در کنار تعاریف و تمجیدهای آقای هدایتی از این کانال ماهواره ای ایرانی- آمریکایی(!) واکنش ها به عملکرد "سلام" تا کنون متفاوت بوده است. برخی نهادها مانند سایت نزدیک به دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به تمجید از سلام و مدیر روحانی آن پرداخته و استقبال از آن را بیش از حد و اندازه دانسته اند. به عقیده مدیران بازتاب شبکه سلام در جذب شیعیان در داخل و خارج کشورمان بسیار موفق بوده است اما برخی کارشناسان منتقد می گویند که سلام نه تنها در چذب مخاطبان عام با توحه به نوع برنامه ها موفقیتی کسب نکرده بلکه در برخی موارد به جنگ مذاهب دیگر رفته و پیروان مذاهب و ادیان الهی دیگر را رنجانده است و شاهد این مدعا را تلفن‌های محدودی معرفی می کنند که از سلام پخش می شود.

از سوی دیگر در حالی که مقامات مسئول وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در طول ماه های اخیر بارها تاکید کرده اند که فعالیت کلیه کانال های ماهواره ای خارج از کشور غیر مجاز بوده و هر گونه همکاری نهادها و اشخاص حقیقی با این شبکه ها و کانال ها جرم محسوب می شود با این حال شبکه سلام "رسما" در اصفهان و مشهد گروه های تولیدی داشته و برنامه های مورد نظر در این دو شهر ضبط و آماده شده و برای دفتر اصلی آن در آمریکا ارسال می شود.

ناگفته پیداست که فعالیت رسمی "سلام" در اصفهان و مشهد نیاز به حمایت گسترده و وسیعی دارد ضمن آن که پس از حوادث ۱۱ سپتامبر در آمریکا گمرک ها و فرودگاه های ایالات متحده و ورود و خروج کلیه اتباع و کالاهای برخی کشورهای حساس از نظر خودشان نظیر ایران به صورت جدی کنترل می شود.

در حقیقت مقامات دولت نئو محافظه کار بوش از حادثه ۱۱ سپتامبر به شدت بهر برده و به بهانه مبارزه با مظاهر تروریسم محدودیت های فراوانی را برای اتباع خاورمیانه به وجود آورده و یقینا رو کردن بسته های نوارهای سخنرانی های مذهبی نمی تواند حساسیت ماموران سخت گیر یا بهتر بگویم بهانه گیر فرودگاه های آمریکا را بر نیانگیزد.

منبع: مجله خانواده سبز - سید پارسا بابایی

نظرات ()



چند مرده حلاجی؟
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۸

تاریخ‌چه‌ی وبلاگ‌های حزب‌اللهی:
از آن سال‌ها که موج وبلاگ‌نویسی در ایران و جهان نو بود، گذشته است. دیگر کمتر کسی برایش اهمیت دارد که ما از لحاظ تعداد بلاگرها در رتبه‌ی چهارمین هستیم یا پنجم. اما همه اتفاق نظر داریم که وبلاگ در زمان ما به رسانه‌ای اثرگذار تبدیل شده است.
موج اول وبلاگ‌نویسی با آموزش‌های حسین درخشان در روزنامه‌ی حیات‌نو آغاز شد و پس از آن با آموزش‌های آنلاین وی ادامه یافت. روشن است که مخاطب این نوع آموزش‌ها قشر حزب‌اللهی جامعه نبوده‌اند و از این رو موج اول را باید موج اپوزیسیونی وبلاگ‌نویسی در ایران به حساب آورد.
هنوز سالی بر آن موج نگذشته بود که با ایجاد پرشین‌بلاگ* و فراهم‌سازی امکانات وبلاگ‌نویسی به زبان فارسی، بسیاری از جوانان حزب‌اللهی نیز به ایجاد وبلاگ روی آوردند. این وبلاگ‌ها به خصوص در زمینه‌ی دفاع مقدس فعال بودند. هرچند کم بودند، اما باعث ایجاد موج جدیدی از ورود بلاگرهای مسلمان به فضای سایبر شدند. موج بعدی وبلاگ‌نویسی از این‌جا آغاز شد.
عکس موج اول که می‌توان محدود به قشر خاصی دانست، موج دوم وبلاگ‌نویسی لزوماً ویژگی‌های صنفی یا قشری را نداشت. بسیاری از افراد در این دوره به وبلاگ‌نویسی روی آوردند. اکثر وبلاگ‌های حزب‌اللهی که امروزه به قدیمی بودن شناخته شده‌اند مربوط به آن دوره‌اند. موج جدیدی از وبلاگ‌نویسی نیز از سال گذشته آغاز شد و در آن بسیاری از بلاگرهای سیاسی و به خصوص روزنامه‌نگاران حزب‌اللهی در این دوره به فضای مجازی ورود جدی داشته‌اند.
هم‌چنان که ذکر شد، برخورد حزب‌اللهی‌ها با اینترنت چندان فعال نبوده است. –هرچند اکنون رشد این وبلاگ‌ها تا حدودی امکان برخورد فعال را بیشتر کرده است- بسیاری از بزرگان نیز پس از آن‌که از یک‌جانبه نبودن این فضا و ظرفیت‌های آن اطمینان حاصل کردند، حاضر به نوشتن در این فضا شده‌اند.

قالی‌باف و وبلاگ‌نویسی:
در پست قبلی فقط نوشته بودم که قالیباف هم بلاگر شد و همان‌طور که انتظار داشتم دو سه نفر دادشان درآمده بود که تو قالی‌بافی هستی. چند نکته را باید تذکر دهم:

نخست این‌که ترتیب این سه لینک با توجه به اهمیت‌شان نزد بنده بوده است. یعنی واقعاً برای من وبلاگ-وب‌سایت وتر مهم‌تر از وبلاگ‌نویسی قالی‌باف است.
در ثانی واقعاً مهم نیست که شهردار پایتخت وبلاگ‌های جهان، وبلاگ بنویسد؟
ثالثاً چرا یکی از شما زمانی که بلاگرشدن احمدی‌نژاد را نوشتم، کسی نگفت تو به خاطر احدی‌نژادی بودن این‌ها را نوشتی؟!!

ورود شهردار تهران به فضای وبلاگ‌نویسی اندکی تفاوت از وبلاگ‌نویسی رئیس جمهور است. قالی‌باف صاحب تجربه‌های خوبی از زمان دفاع مقدس و مدیریت‌های کلان پس از آن است و مجال کمی دارد تا سخن خود را بی‌واسطه‌ی خبرنگاران به مخاطب برساند که این امر در مورد احمدی‌نژاد وجود نداشت. (شاید همین امر سبب تداوم نوشتن‌های ایشان شود!) قالی‌باف قلم خوبی دارد. (نسبتاً) نوشتارهایش در هم‌شهری گواه بر این مدّعا ست. ضمناً در اختیار نداشتن‌ رسانه‌های شخصی (!!!) وی را در موقعیتی قرار داده است که باید خود دست به کار می‌شد. مثلاً در آخرین مطلب قالی‌باف (درباره‌ی نحوه‌ی برخورد با یک خبرنگار که با تفاصیلی در رجا آمده بود) حتی بعد از نوشتن شرح ماجرا سایت مربوطه (با پوزش از برادر روزی‌طلب) حاضر نشده است این جواب را منتشر کند! چندی پیش نیز شایعه‌ای که در نوسازی درباره‌ی میهمانی میلیاردی قالی‌باف آمده بود، شام شهرداری برای کارکنان بهشت‌زهرا از آب درآمد. ولی حاضر نشدند جوابیه دفتر قالی‌باف را منتشر کنند. اخلاق روزنامه نگاری را به دوستان توصیه می‌کنم.

قبلاً می‌خواستیم از طریق یکی از دوستان به قالیباف برسانیم که وبلاگ بنویسد. گفته بود که مگه من بی‌کارم که وبلاگ بنویسم. نمی‌دانم حالا چه شده است که یادش آمده است که وبلاگ‌نویسی هم کار خوبی است!

ضرورت مکتوب کردن و توجه به رسانه‌ها در جبهه‌ی اصول‌گرایی (از مطلق‌اش گرفته تا اصلاح‌طلبانه‌اش و هم‌چنین است نوع تحول‌خواهانه و حتی مستقل یا خلاق آن) هنوز چندان جدی گرفته نشده است. هنوز جبهه‌ی اصول‌گرایی نمی‌تواند ادعا کند که یک رسانه‌ی جدی در اختیار دارد. (حساب خرده‌رسانه‌ها و رسانه‌های التقاطی! را از بحث جدا کنید) مشکل چندان جدی است که به نظرم جا دارد که باز هم درباره‌اش فکر کنیم و آسیب‌شناسی کنیم که چرا...؟

-------------------------------------------------------


* سهم پرشین‌بلاگ را در گسترش وبلاگ‌های حزب‌اللهی نباید نادیده گرفت. البته این ناقض وضعیت سیاسی کنونی این سایت نیست. این تلاش در گسترش زبان فارسی و وبلاگ‌های ارزشی، مرهون زحمات رضا هاشمی، عطا خلیقی و بهرنگ ... بوده است.

دیروز رسماً از شورای سردبیری نشریه‌ی حیات (هفت‌قفل سابق) تودیع شدیم. فکر می‌کنم در این مدت خیلی کم‌کاری کردم. باید زودتر کنار می‌رفتم، ولی اصرار دوستان اجازه نداد.

نظرات ()



سه لينک.
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/٦

وتر: تاملاتی هر از گاه در گذار به حکومت انتظار

قالیباف هم بلاگر شد.

مشق شب: پشت این دنیای جدید انسان معصر نهفته است.

همین!

نظرات ()



تیترهایی برای تفکر انقلابی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/٥

الحمدلله نشریات الکترونیکی حزب‌اللهی هم دارند سر برمی‌آورند. آرمان‌شهر که تلاشی بود از دوستان (بالاخص محمدمسیح یاراحمدی و علی اللهیاری) خوب شروع کرد. اما معلوم نیست خود ادامه یابد. ان‌شاءالله شماره‌ی بعد زودتر درآید و چشم از نور ایشان منور گردد. الهی آمین!

نشریه تیتر را هم نگاهی انداختم. خیلی خوب بود. امیدوارم شماره‌های بعدی هم در پی آن بیایند.

آمده ایم تا مبارزه کنیم !
«مبارزه» واژه چند پهلویی است که شأن برتر آن به جهاد در راه خدا و مقابله با نفس مکاره تو در تو متوجه شده است.
و حال که دیدیم مهاجمین به ارزشها، دین و دنیا را از مردم خواهند گرفت. گفتیم به نوبه خود مبارزه ای آغاز کنیم، مبارزه ای از جنس جهاد (سایبریک) و حقیقتی به بزرگی تیتر تفکر انقلابیمان.

این اهم از  دستمان بر می آمد و حال احداثش کردیم تا در فضای متشنج فرهنگی کشور حرفی برای گفتن داشته باشیم و فریاد بر آریم بر سر آنان که خفته اند، و بلندایی شویم به استواری و عظمت کوه های سر به فلک کشیده تا ببینند ما را از آن سوی جهان و به این امر پی ببرند که هنوز فرزندانی از انقلاب هستند که به آرمان ها چنگ میزنند و این آرمان(تیتر تفکر انقلابی) را صادر کنیم به آن سوی دنیا تا بخوانند و ببینند و بیدار شوند.

امروز عصر بیداری است، بیداری اتحاد ملی و انسجام اسلامی و ما لباس رزم خویش را بر تن کردیم و دستان شما خوانندگان عزیز را به گرمی می فشاریم باشد که با کمک و همت شما لشکری عظیم شویم در برابر دشمنان اسلام و بتازیم بر این مستکبران!؛ (ان شاءالله)

و امید داشته باشیم که روزی از همین روزهای عمرمان که قریب است نماز ظهری عاشورایی در قدس و مسجد الاقصی عزیز به امامت آن سفر کرده خواهیم خواند.

نظرات ()



اسلام آمریکایی هنوز هم زنده است!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۳

چندی پیش به دوستانم در مجمع وبلاگ‌نویسان مسلمان تذکر دادم تا موظب فعالیت برخی از گروه‌های اینترنتی که به نام شیعه فعالیت می‌کنند باشند. دقیقا هم ذکر کردم که منظورم سایت شیعه نیوز است.

از شایعه‌سازی‌ها تا سوق‌دادن مخاطب به لعن و نفرین مخالفان شیعه و هرگونه دعوای دیگری که مخالف با وحدت و انسجام اسلامی باشد.

مصاحبه‌ای را در این سایت با مدیر شبکه ماهواره‌ای سلام دیدم که داغی را برایم تازه کرد. تا آنجا که دانسته‌ام این شبکه عقایدی بسیار نزدیک به حجتیه دارد و در ضمن خرافه‌پراکنی نیز می‌کند.

مدتی پیش که از طریق یکی از دوستان در حال جذب توسط این انجمن بودم به دعوت یکی از اعضای این انجمن به خانه‌اش رفتم. ماهواره‌شان روشن بود و در حال پخش شبکه‌ی سلام. کلی برایم از مزایای این شبکه گفت و این‌که چقدر اسلام را بی‌پیرایه معرفی می‌کند...

کامنتی را هم که چند روز پیش در سایت شیعه نیوز در ذیل خبر گذاشتنه بودم منتشر نکرده‌اند. در آن‌جا خطر این شبکه را توضیح دادم و تشریح کردم. به نظرم می‌رسد که باید همگان از این سایت برائت بجویند.

بخوانید:
حسین شریعتمداری در قم: "شبکه ماهواره‌ای سلام" که مروج اسلام آمریکایی است

حسین شریعتمداری مدیر مسؤل روزنامه کیهان که در مراسم یادواره شهدای مدرسه علمیه حقانی قم سخن می‌گفت: بااشاره به نقش تعیین کننده‌ای که حوزه‌های علمیه در پیشبرد اهداف انقلاب برعهده داشته‌اند گفت: بدیهی است که دشمن از این نقش بنیادین غافل نیست و برای مقابله با آن دست بکار شده است و افزود یکی از ترفندهای دشمنان بیرونی ساخت جریان‌های موازی است. این جریان‌های موازی که که ظاهری حوزوی دارند و میکوشند به نمایندگی از حوزه های علمیه حرف بزنند.

وی گفت: بعنوان مثال عده‌ای تحت نام‌های جعلی فلان و جمعیت فلان بیانیه می‌دهند و می‌کوشند دیدگاهی را که با نگاه نظام اسلامی و استوانه‌های حوزه کمترین هم‌خوانی ندارند بعنوان نظیر حوزه به جامعه القا کنند .

شریعتمداری با اشاره به نمونه‌هایی از این ترفندها از شبکه ماهواره‌ای سلام که با حمایت دولت انگلیس بر پا شده یاد کرد و گفت: ماموریت شبکه سلام ترویج تز "جدایی دین از سیاست" یعنی همان "اسلام امریکایی" است. این شبکه ماهواره‌ای که مسؤلان میز ایران در وزارت امور خارجه انگلیس برنامه‌های آن را تهیه می‌کنند گاهی اوقات سخنرانی برخی از فضلای روحانی را ضبط تلویزیونی کرده و از شبکه پخش می‌کند و بیننده تصور می‌کند که تمامی این روحانیان در خدمت ترویج دیدگاه انحرافی شبکه سلام هستند و حال انکه در بسیاری از موارد فضلای یاد شده روحشان هم از ماجرا خبر ندارد.

نظرات ()



سلام بر خرم‌شهر
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۳

خونین‌شهر نماد آزادگی و مقاومت ملت ایران
شهری با ۷۰ میلیون نفر جمعیت

  • حتما ببینید: ویژه‌نامه سوم خرداد از سایت ساجد
نظرات ()



منطقه‌ی ممنوعه!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۳

۱. جدا باید ایمان آورد که این مملکت را امام زمان اداره می‌کند. واقعا مملکتی که این‌قدر بی‌حساب و کتاب است -که هر وبلاگی را فقط به دلیل وجود کلمات ممنوعه در قاموس خود به تیغ سانسور گرفتار می‌کنند- نباید بتواند شب‌اش را به روز و روزاش به شب برساند! چگونه است که این مملکت سال‌ها دوام آورده است مگر به مدد مستقیم نیروهای ماورایی! راستی کسی پاسخ‌گویی نمی‌کند؟

۲. من از کلمات ممنوعه‌ی مذکور کمتر بهره برده و می‌برم. اما آیا نباید جایی را هم برای بررسی‌های علمی و دینی و ... در مورد مسائل جنسی قرار داد. اشتباه نکنید! آموزش جنسی را به سبک غرب هرگز پیشنهاد نکرده و نمی‌کنم. اما لااقل بپذیریم که حدیث است که لا حیاء فی الدین.

۳. سال اول استادی داشتیم که مبانی جامعه‌شناسی می‌گفت. معروف بود به این‌که به مسائل جنسی زیاد می‌پردازد. (باور کنید درس خارج هم خوانده بود و اکنون هم در نشریات حوزه می‌نویسد و با هاشمی هم مخالف است و... !) وقتی مسائل را از این نگاه بررسی می‌کرد همه‌مان سرخ می‌شدیم. یکی کلاس را به نشانه اعتراض ترک می‌کرد و یکی به استاد تذکر می‌داد و دیگری اعتراض می‌کرد. استاد همیشه می‌خندید و می‌گفت: «اولش همه‌تان این‌جوری هستید!» و به ادامه صحبت‌اش می‌پرداخت.
استاد فقه‌مان نیز هیچ همیشه در ابتدای مبحث کتاب النکاح می‌گفت: «من باب لا حیاء فی الدین...» و درس با جزئیات می‌فرمودند.

۴. بعدها فهمیدم که نپرداختن صحیح به این موضوع چه هزینه‌هایی را داشته است و آن استاد چرا این موضوع را مطرح می‌کرد. چرا ما امروز نمی‌توانیم موضوع زنان خیابانی را چندان درک کنیم؟ اشکال کجاست؟ چرا ما همیشه این موضوع را به دیگرانی واگذار کرده‌ایم که هیچ فهمی از دین ندارند و لائیک و لامذهب‌اند و اگر کسی سخنی از موضوع ممنوعه بر زبان آورد زبان می‌گزیم و طرد و نفی‌اش می‌کنیم؟ راستی این همه حدیث در مورد مسائل میان زن و مرد را چگونه می‌توان فیلتر کرد؟

۵. تابوشکنی و هنجار شکنی را نمی‌پذیرم. اما آیا نمی‌توان در جایی با مبانی این مسائل را مطرح کرد؟ آیا صرف وجود این الفاظ نشان از مخالفت فرد با دین و خدا دارد؟ نمی‌دانم برخی آقایان چگونه زندگی می‌کنند. اما به نظر من سکس هم جزئی از زندگی است.

خدا کند با این همه کلمات ناجور ما را هم مورد عنایت قرار ندهند.

نظرات ()



گزارش تصويري از غرفه مجمع وبلاگ‌نويسان مسلمان
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۱

نخستين نمايش‌گاه ملي رسانه‌هاي ديجيتال به پايان رسيد و ما نرسيديم که يادداشتي در وبلاگ بنويسيم. هرچند دوستان کم و بيش مطلع شده بودند. هرچند انتقادات جدي به نمايش‌گاه وارد است، اما ترجيح مي‌دهم که بگويم که نمايش‌گاه مکان مناسبي بود تا ديداري با دوستان تازه کنيم و البته گپ و گفتگوهاي جدي نيز در اين مکان شکل گرفت. برگزاري جلسات حلقات ضدصهيونيسم ،خواهران مسلمان و ... از برکات اين گردهم‌آيي بودند.

از نکات مثبت در اين اولين نمايش‌گاه جوان بودن مسئولان از صدر تا ذيل بود که در اجراي شاداب و جوان نمايش‌گاه بسيار موثر بود.

البته بايد اذعان کرد که خبررساني چندان مناسب نبود. بسياري از افراد نمي‌دانستند که اصلا رسانه‌ي ديجيتال همان سي‌دي‌هايي است که هرروزه به کار مي‌برند، اما نه مي‌دانستند که رسانه چيست و نه اطلاع دارند که ديجيتالش کدام است. به نظرم لازم بود تا عنوان نمايش‌گاه کمي عوامانه‌تر انتخاب مي‌شد تا مردم بهتر بدانند که حوزه فعاليت نمايش‌گاه کدام است.

نکته‌ي ديگر اين‌که در بخش وبلاگ‌هاي خبري تاملات، خبرنگار مسلمان، موشک انداز، پاسداران، يادنامه و چند وبلاگ ديگر برتر شده بودند که وصف مشترک‌شان لينک‌هاي رجانيوز به آن‌ها بود. کاش کسي توضيح دهد که ديگران شرکت نکرده بودند يا منتخب نشده بودند؟!

باقي‌اش باشد براي بعد....

فعلا چند تصوير از غرفه‌ي مجمع وبلاگ‌نويسان مسلمان که در بخش فعاليت‌هاي ويژه رتبه نخست را به دست آورد.


غرفه مجمع وبلاگ‌نويسان مسلمان اين‌جوري بود.


برادر جليلي ايده‌ها و نظرات تازه مي‌دهد. احتمالا براي شماره بعد آرمان‌شهر بيشتر با ايشان همکاري کنيم.


ميهمانان ويژه‌اي داشتيم. مثلا دکتر ابواسامه ابوالمعطي رئيس دفتر حماس در تهران


برادر کوچک‌زاده نماينده مجلس ميهمان خانه‌ي محقر مجمع بود. محمدمسيح و محمدرضا حسابي مخ ايشان را به کار گرفتند.


همکاري‌هاي بين‌المللي مجمع به مدد برادران عدالت‌خانه گسترش خواهد يافت. جناب فرناندو گارسيا سفير کوبا ما را به همکاري بيشتر فراخوانده است.


بازار بحث و جدل خيلي جدي بود. اينجا موضوع بحث دموکراسي است. ابوذرمنظرالقائم، محمدمسيح مهدوي، علي کلائي، اميد محدث امين شايان و يکي که يادم نيست که کيست بحث مي‌کنند.


البته گاهي بحث‌ها خيلي جدي مي‌شد...


راديو گفتگو همزمان با در نمايشگاه حاضر بود. يکي از گفتگوهاي آن‌ها با دکتر کوشکي در حال ضبط بود. موضوع گفتگو هم احتمالا شاماندهي سايت‌هاي اينترنتي بود. حين مصاحبه يک‌دفعه دکتر پرسيد: ببينم صدا و سيما سايت خودش را ثبت کرده است؟!


اين جا هم آخر نمايشگاه است. ما اول شديم. برادر علي اللهياري دردحال نشان دادن نشان درجه‌ي يک ويژه است. برادر عيسي زارع‌پور (مسئول نمايش‌گاه) را هم به زور در ميان خود دعوت کرديم. بالاخره حاضر شد يک عکس بگيرد.

چند نکته:

۱. سايت حقيقت بخش ديگري از مکتوبات و اسناد مربوط به نشريه سوره را منتشر کرده است. در اين اسناد نامه‌هاي برادر جليلي به حجت‌الاسلام خاموشي آمده است.

۲. نمايشگاه بخور بخور از امروز در مکان نمايش‌گاه‌هاي بين‌المللي تهران شروع شد. از دستش ندهيد که خيلي خوب و مفيد و پربار است.

۳. برادر حسين ميزان هم درباره‌ي نمايش‌گاه و مسائل سياسي مطروحه در آن مطلب جالبي نوشته است. احتمالا فردا در روزنامه حزب الله منتشر خواهد شد.

۴. ما که حسابي ضايع شديم. پيش از اعلام نتايج و اهداي جوايز کليپي از نمايش‌گاه پخش شد که در آن اين‌جانب در حال انتفاد از مسئولي نمايش‌گاه بودم و پس از آن بنده جهت دريافت هديه مجمع بالاي سن رفتم. کاش گفته بودند که براي مراسم اختتاميه پخش خواهد شد تا کمي هم مدح‌شان مي‌کرديم...

نظرات ()