درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
چیزی شبیه معجزه، با عشق ممکن می‌شود
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/٢٩


1. به حمد الهی توانستیم با کمک دوستان ویژه‌نامه‌ای درباره‌ی جنگ سی و سه روزه‌ی جزب الله و رژیم صهیونیستی تهیه کنیم. به خواندن مطالب‌اش می‌ارزد.

2. از برادر بزرگوارم علی اللهیاری که در طراحی سایت امت اسلامی و طراحی بخش ویژه نامه‌اش سنگ‌تمام گذاشت، باید ویژه تشکر کنم. اما چه کنم که از دستم برنمی‌آید آن‌چه شایسته‌ی آن است، تقدیمش کنم. خدا باید جزای‌ش را بدهد.

3. نباید پیروزی حزب‌الله را کم دانست. چرا که اسطوره‌گی و افسانه‌ای بودن قدرت ارتش‌های مکانیزه‌ی دنیا را به سخره گرفت و نشان داد که معنویت اسلامی، در کنار عمل و مقاومت پایدار، چنان قدرتی دارد که می‌تواند جهان آینده را بسازد.... و خواهد ساخت.
نظرات ()



پخمگان فرهنگی / نوشتاری از محمد نوری زاد
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/٢٤

متن زیر را سال پیش محمد نوری‌زاد کارگردان و نویسنده‌ی متعهد کشورمان در نقد صدا و سیما بیان داشت. آن‌چه بر سر وحید یامین‌پور آوردند باعث شد که به فکر بیفتم که دوباره پرونده‌ی نقد صداوسیما را باز کنیم. پرونده‌ای که هرکس بازش کرده است از ترکش‌هایش در امان نمانده است. نشریه سوره نیز به دلیل همین پرونده‌گشایی سرش بر دار رفت. ولی هنوز از حلقوم بریده‌ی سوره آیات قرآن شنیده می‌شود.

 ****

می خواهم با شما راجع به واژه ای صحبت کنم که در حوزه فرهنگ با آن بسیار مواجهیم. پخمگان فرهنگی.

در حوزه فرهنگ پخمگان فرصت‌سوزي مي‌كنند. پخمگي خصلت متداولی است كه تنها در حوزه فرهنگ نيست بلكه در ساير حوزه‌ها هم مي‌توان از آن سراغ گرفت مثل پخمگان اقتصادي، سياسي، هنري و... .

شناسايي پخمگان فرهنگي دشوار نيست. مثلاً در حوزه پخمگان اقتصادي، داستان ارز که مرتب دست به دست مي‌شد. ارز دولتي، غيردولتي، يك وجهي،  با واسطه، بي‌واسطه و... پشت هر كدام از آنها يك بغل مطالعه است، اما چون ذاتش پخمگي است، صورتك مطالعه و تحقيق به صورت مي‌بيند. عين همين امر در حوزه بنزين و  فرش و صنايع  دستي و... مي‌بينيم.

در حوزه فرهنگ، پخمگان براي خود عوالمي دارند. آنقدر از صورتك نجابت و فهم درستي بهره مي‌برند كه مگر با دقت در اجزاء رنگ‌آميزي شده صورتك‌شان بتوان به ذات آن پي برد.

اولاً چيزي كه پخمگان فرهنگي مي‌تراشند يك دشمن بد هيبت و مزاحم و خنجر به دست است. اين دشمن كاركردهايي دارد.

1. ا ولين بهره پخمگان از اين غول بد هيبت شكستن كاسه كوزه‌ها بر سر اوست.
با ظهور ابتدايي‌ترين بي‌لياقتي‌ها، به راحتي اين مجسمه را پيش مي‌كشند و او را ناسزا مي‌گويند و آبرويش را مي‌برند.

حتي اين پخمگان در آمريكا نيز هستند كه هر وقت نياز شد او را علم كنند و بهره ببرند.

2. دوم استفاده از وجاهت‌هايي چون انقلاب و امام و بيت‌المال و مردم و آبروي نظام و اين واژه‌هاست. همين كه آثار در هم شكستگي و قمر در عقربي اوضاع كارشان ظاهر مي‌شود، مخاطبان پرسشگر خود را به حزب القابي چون امام امت، مقام رهبري، بيت‌المال مسلمين و... منكوب مي‌كنند.

 پخمگان فرهنگي نه تنها به پخمگي خود معتقد نيستند بلكه خود را نادرترين پديده هستي و كار كشته سمتي كه پذيرفته‌‌اند.

آنها به كارهاي دم دستي راضي نيستند و  در تلاشند به منصبات بالاتر دست بزنند. به محض قرار گرفتن در يك منصب بالاتر، برجستگان و نخبگان آن حوزه را پايين مي‌كشند و دوستان خود را بر سر كار مي‌گمارند.

آنان اصلاً توان تحمل كسي را كه حتي يك انگشت از آنها قدبلندتر باشد ندارند. بخشي از علت بركناري‌ها، همين علت اساسي است.

پخمگان فرهنگي حرف‌ها و نقدها را مي‌شنوند و مطالعه می كنند و خسارت‌ها را مي‌بينند، اما سرآخر كار خود را مي‌كنند. تا دلتان بخواهد پرونده‌هاي مختلف پژوهشي پيش روي شما مي‌گمارند. خدا نكند بگوييد آقا مجموعه تحت مديريت شما اين ضايعات اساسي را دارد، تعلق جوانان ما به فرهنگ آبا و اجدادي ‌شان رو به اضمحلال است، عشق به ايران در محدوده مسابقات ورزشي و به خصوص فوتبال محدود شده است، فرهنگ تزوير و ريا و چاپلوسي بيداد مي‌كند، تظاهر به مذهب به صورت يك بيماري مسري در حوزه‌هاي مختلف در آمده است، مصرف زياد و به باد دادن ثروت‌ها امري بديهي است همه را كه بگوييد، آنها پا به وجدان پاسخگويي مي‌گذارند و دشمن فرضي را لعن مي‌‌كنند و انگشت به جاي دور مي‌برند به گونه‌اي كه شما به عنوان منتقد فرهنگي چيزي بدهكار مي‌شويد.

عوالم ديگر پخمگي آن است كه هر چيزي را ببينید كه من مي‌بينم و چيزي را بپسندید كه من مي‌پسندم. آنها هر چه ندارند ارتباطات خوبي دارند، به همه جا سرك مي‌كشند، سينه‌چاك فرهنگ‌اند. اما كارهايشان سينه فرهنگ را مي‌درد. به شدت افسوس بي‌فرهنگي ما را مي‌خورند اما هميشه طلبكارند و از تك و تا نمي‌افتند. دانشي اندك دارند اما به هيچ متخصصي مجال سربرآوردن نمي‌دهند. مگر آنان‌كه سر به اطاعت و انقياد آ‌نان درآورند. اينان هميشه در اطراف مسوولين پرسه مي‌زنند و از نفوذ آنان ارتزاق مي‌كنند.

به سينما كه مي‌‌روند، سينماي ديني و اسلامي در ‌شان انقلاب مي‌طلبند، اما به محض اينكه از آنها سوال كني يك نمونه بگو، درجا قفل مي‌كنند و مي‌گويند شان من خواستن است.

در تلويزيون كاركرد متفاوتی اختيار مي‌كنند.  زن‌هاي بي‌حجاب و بدحجاب خودمان را فقط پاي صندوق‌هاي رأي و در راهپيمايي‌هاي پيش از ا نقلاب قبول دارند و لاغير.

لاي كتاب‌ها را وا مي‌‌كنند تا اسمشان در صف مطالعه‌كنندگان باشد. تحمل مخالف براي آنان مثل تحمل ‌آوار است. البته شعارش را مي‌دهند تا از كاروان به راه افتاده عقب نمانند.

در حوزه روزنامه‌ها، با شتاب از ميدان روزنامه‌هاي آن طرفي مي‌گذرند تا از الطاف روزنامه‌هاي اين طرفي بهره‌مند شود. پخمگان فرهنگي در بستن روزنامه‌هاي موفق مهارت دارند، بهانه‌اش را طوري جور مي‌كنند، مثلاً كاري كه روزنامه‌هاي خودشان كه مرتب بر هيچ چنبر زده‌اند ندارند، به روزنامه‌هاي خودشان نمي‌گويند، خودت را بالا بكش به روزنامه‌هاي ديگر مي‌گويند يا پايين بيا یا درت را گل مي‌گيريم.

به موسيقي كه مي‌رسي از كنار آن رد مي‌شود، چون تكليف موسيقي را ديگران بايد مشخص كنند و صلاح در اين است كه صبوري پيشه كنند.

براي يافتن پخمگان فرهنگي، به ميان مسوولين نرويد، بلكه در لابلاي چرخ دنده‌ها و پيچ و مهره‌ها، در جستجوي «واشرها» باشيد. اين پخمگان، واشرهاي چفت بست فرهنگ ما هستند، اگر باشند و دستي به تركيبشان نخورد، راه همين است كه مي‌رويم و اگر آنان را برداريم، چفت و بست‌ها از انسجام خارج مي‌شود و لختي و آشفتگي حاكم مي‌شود. علت اين است كه مديريت اين پخمگان جزيي از شاكله مديريتي ما شده است.

صريح‌تر بگويم اين جماعت با تب تندي كه دارند، همه چيز را آن‌گونه مي‌خواهند كه مي‌بينند.

به رييس‌جمهور خبر مي‌هند كه مثلاً در بانك پارسيان يك كوه پول بالا كشيده شده است، آن‌چنان قوي اين خبر را آب و تاب مي‌دهند كه رييس‌جمهور با برگ برنده در اجتماع مردم به غارتگران نهيب مي‌زند كه اگر ظرف 10 روز كوه پول را برنگردانيد خودم مفتصحتان مي‌كنم و بعد هم مدت زيادي مي‌گذرد اما خبري از تهديد رييس‌جمهوري نمي‌شود.

آنها تا دلتان بخواهد از خانواده شهيد  و امت شهيدپرور حرف مي‌زنند و تا بگويي به پير به پيغمبر، دين خدا اينقدر تاريك و بي‌ارزش و كم مشتري نيست و خداي متعال، پيامبر خود را فرمان داده تا براي مردمان آغوش بگشايد و عموم مردمان را به زيبايي‌هاي دين خدا فرا بخواند، آنها در پاسخ، به نكات كوچك و باريك تاريخ اشاره مي‌كنند كه مگر پيامبر در فلان حادثه چنين نكرد و امير مؤمنان آنطور نگفت. خلاصه از دين  خدا آن را مي‌پسندند كه با مذاق خودشان جور باشد.

اغلب عبوس و ترش رویند. از پراكنده شدن مردمان ترسي ندارند. اينكه رفته رفته طرفداران نظام به دلايل گوناگون از دست بروند و يا بي‌تفاوت باشند و يا حتي در صف مخالفان قرار بگيرند برايشان اهميتي ندارد.

آنها تعريف متفاوتي از مردم دارند. باورشان اين است كه مردم الي‌الابد پاي در ركاب انقلاب دارند و نارضايتي مردم ربطي به هدر دادن فرصت‌ها و بيكاري و ضايعات و اعتياد و بي‌لياقتي‌ها ندارد.

فرياد مردم مظلوم را فقط هنگام ا‌نتخابات مي‌شنوند و به محض پايان انتخابات، مردم به سر كار و زندگي خود برمي‌گردند و آنها نيز به سرزندگي خودشان.

ضريب هوشي آنان پايين است اما هرطور شده يك مدرك براي خودشان دست و پا مي‌كنند و هميشه چند طرح بي‌سرانجام در آستين دارند تا كسي نگويد بهره‌اي از هوش ندارند.

پخمگان فرهنگي به وادي قانون كه مي‌رسند مورمورشان مي‌شود. يادآوري تبصره‌هاي قانوني بر تنشان كهير مي‌نشاند و روي كاغذ تمامي چفت و بست‌ها را رعايت مي‌كنند تا روزي روزگاري بررسي‌ها موجب يافتن نقطه ضعف‌هايشان نشود.

اگر ركود و سرشكستگي و ضايعه و ندانم‌كاري در هر كجا ديديد حتم بدانيد فراكسيوني از پخمگان فرهنگي در آن حوزه فعاليت مي‌كنند، بدون اينكه مطرح باشند.

اينها همان كساني هستند كه وزير و رييس‌جمهور اگر بگويد كاري بشود، مي‌گويند رهايش كن، ما بايد بگوييم يك كار بشود يا نه.

ديگران را  محكومم نكنيم. شايد يكي از همان پخمگان، خود ما باشيم چون آنها همه جا هستند. از مدير تا دانشجو تا وزير.

نظرات ()



من مواصفات ولی أمر المسلمین آیة الله العظمى الإمام القائد الخامنئی(دام ظله)
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/٢٢

با عرض پوزش از دوستان که مطلب این‌بار عربی است. متن بخشی از سخنرانی سید حسن نصرالله در ماه محرم است. در این سخنرانی ایشان اوصاف و ویژگی‌های ولی فقیه را بیان داشته‌اند و امام خمینی (رحمه الله علیه) و امام خامنه‌ای (دام ظله) را تنها انسان‌هایی که در زمان ما واجد این وصف بوده‌اند بیان داشته‌اند.

اگر کسی بتواند به فارسی برگرداند مفید است تا ارتباط اندیشه‌ی حزب‌الله تبنان با اندیشه‌ی ولایت فقیه برای‌مان روشن‌تر گردد.

 

من مواصفات ولی أمر المسلمین آیة الله العظمى الإمام القائد الخامنئی(دام ظله)

حجة الإسلام و المسلمین السید حسن نصرالله (حفظة الله)

عندما یضع الله النبی أو الامام المعصوم ولیاً لأمر الناس لأنه المعصوم، فمواصفات العلم والزهد والحکمة والشجاعة والأبوة تتجسد فی قمتها بالامام المعصوم، وعندما یغیب الامام المعصوم علینا أن نفتش عن هذه المواصفات نفسها فی الشخص الذی یتحلى بها أکثر من غیره. یعنی أن یکون فقیهاً وعادلاً، ولیس فقط أن یکون مجتنباً الحرام، زاهداً فی الدنیا شجاعاً خبیراً حکیماً واعیاً ومدبراً، على امتداد الزمن، وطیلة تاریخنا، کان یوجد فقهاء من هذا النوع، لم یخلُ زمن من فقیه من هذا النوع، یحمل الأمانة ویحافظ علیها بحسب ظروف المرحلة التی هو فیها، إلى أن أذَّن الله سبحانه وتعالى، فی خط الفقهاء والمرجعیات لعظیم هذا العصر، الامام الخمینی(قدس سره) بأن یصنع هذا الانتصار التاریخی المدوّی، وکان أن برزت شخصیة الامام الخمینی رحمه الله، وملأت العیون والعقول والقلوب لدرجة أن أحدنا کان یتصور أنه لم یمر فی تاریخنا فقهاء عظام من هذا النوع، بلى، لقد مرَّ فی تاریخنا فقهاء عظام جداً، لکن ظروفهم وأوضاعهم کانت مختلفة..

المهم، فی هذا الزمن أتى الامام الخمینی لنرى فیه ما دون المعصوم الذی تجتمع فیه هذه المواصفات: علم وشجاعة و إخلاص و زهد و ورع و عرفان و تدبیر، و استطعنا بحمد الله، بعد کل هذه القرون المتمادیة و المظلومیة التی لها أول و لیس لها اخر، و شاء الله سبحانه وتعالى، أن یقیم فی هذا العصر على یدی الامام الخمینی (قدس سره) دولة لآل محمد ، وهذه الدولة تزداد یوماً بعد یوم، عزة وقوة ومنعة، ثم توفی الامام (قده) وأصبح عندنا ولی أمر جدید، وبتشخیص الإمام وتسمیته، فالذی نوَّه باسم السید الخامنئی، هو الامام الخمینی (قدس سره)نفسه وتمّ اختیار السید القائد ولیاً للأمر..

أیها الأخوة والأخوات نحن وجمیع المسلمین فی العالم لدینا ولی أمر، فاذا کانت أغلبیة المسلمین لا یریدون أن یطیعوه فهذه مشکلتهم، وقبلاً الکثیر لم یطیعوا النبی ولا الإمام المعصوم، ولکن هذا لا یعنی أن الامام لیس إماماً والنبی لیس نبیاً، نحن لدینا ولی أمر هو نائب الامام المهدی(عج) و أوجب علینا طاعته و نحن خبرنا هذا الولی و القائد، فی طهارته و صفائه وورعه وفی الوقت نفسه فی شجاعته وقوته وحکمته وتدبیره ووعیه؛ فهو یتحدى امیرکا والاتحاد الأوروبی والأساطیل التی تملأ الخلیج، لقد أنعم الله علینا بولی أمر هو رجل فذّ وشخصیة استثنائیة، فلو فتَّشنا کل حوزاتنا وبلادنا الاسلامیة لما وجدنا فقیهاً من فقهاء الشیعةیجتمع فیه هذا الحشد وهذا المستوى من المواصفات الراقیة التی تجتمع فی سماحة القائد الخامنئی حفظه الله کقائد وولی أمر.ـ

إذ أردنا الاخرة، فآخرتنا مع ولی أمرنا نائب الحجة (عج)؛ وأزیدکم، إذا أردنا عزّ الدنیا وشرفها وکرامتها فلن ننالها إلاَّ مع ولیالأمر، حتى هذه المقاومة الکبیرة التی نعتنی بها والتی هی الشیء الوحید فی هذا العالم العربی الذی نرفع رأسنا به ونعتز به وبوجوده، لولا رجل اسمه روح الله الموسوی الخمینی لما کان لها وجود فی لبنان، وبعده لولا رجل اسمه علی الحسینی الخامنئی
لما استمرت المقاومة.

(السید حسن نصر الله، خطاب عاشوراء، ص61-59)

نظرات ()



چه کسی تاریخ کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس را نوشته است؟
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/٢٢

منامه، پایتخت بحرین

مثل این‌که تاریخ را در کشورهای عربی جور دیگری نوشته‌اند.

روزنامه‌ی کیهان روز دوشنبه در سرمقاله‌ای به قلم حسین شریعتمداری، به شبهاتی و استدلالاتی که بر حاکمیت بر جزایر سه‌گانه ارائه می‌شده است، جواب داده است. در بخشی از این نوشتار آمده است:

در ميان كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، همراهي بحرين با ساير كشورهاي عضو حساب جداگانه اي دارد، زيرا بحرين بخشي از خاك ايران بوده است كه در جريان يك زد و بند غيرقانوني ميان شاه معدوم و دولت هاي آمريكا و انگليس از ايران جدا شده است و امروزه اصلي ترين خواسته مردم بحرين بازگشت اين استان جدا شده از ايران به سرزمين اصلي و مادري آن، يعني ايران اسلامي است و بديهي است كه اين حق مسلم ايران و مردم استان جدا شده آن نبايد و نمي تواند ناديده گرفته شود.

وزیر خارجه‌ی بحرین به حسین شریعتمداری (به قول آن‌ها: مستشار خامنئي) اعتراض کرده است و گفته است: کی گفته ما قبلاً جزء ایران بوده‌ایم؟ اصلاً هم نبوده‌ایم!

معلوم نیست چرا این کشورهایی که عمرشان هنوز سه رقمی نشده است، این‌گونه برآشفته‌اند و ادعای مالکیت گستاخانه‌ای می‌کنند! اگر نبود حمایت غرب از این امر چنین گستاخی، تنها از دیوانگان برمی‌آمد.
نظرات ()



زردیسم جدی‌ست!ط
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/٢۱

زرد، رنگ نفرت یا عشق!
حتماً شما هم به وبلاگ‌هایی برخورده‌اید که در آن برای معشوق می‌نویسند و تا وارد وبلاگ‌شان می‌شوی، رنگ‌های متنوع چشمت را می‌زند. هزار افکت با اسکریپت‌های جاوا صفحه‌ی وب را به بازار شامی بدل می‌کنند که یادت می‌رود که نویسنده‌ی این وبلاگ، مطلبی را هم نوشته است. نوشته‌اش را که می‌خوانی می‌بینی که از جایی عاریت گرفته است. (شاید هم به سرقت برده است!) با خودت می‌گویی چه وبلاگ زردی!
اما تا به‌حال فکر کرده‌اید که چرا زردیسم؟ از خودتان پرسیده‌اید که من هم زرد هستم؟
زود پاسخ ندهید. شاید شما هم زرد باشید، هرچند سیاسی باشید یا فرهنگی یا علمی!

زرد چیست؟
زردی خصوصیتی است که طی آن در یک رسانه، تیراژ نقش اصلی می‌یابد و صاحب آن رسانه حاضر خواهد بود تا برای رسیدن به آن هر هزینه‌ای را بپردازد. هرچند این آفت در ابتدا فقط متوجه مطبوعات چاپی بوده است، اما امروزه می‌توان ویژگی‌ها و عناصر سازنده‌ی آن را در سایر رسانه‌ها نیز مشاهده کرد. صداوسیما هم می‌تواند زرد شود. سینما و وبلاگ و کتاب هم می‌توانند زرد باشند.

حرکت بر لبه‌ی تیغ
این‌که گفته می‌شود که مهمترین ویژگی زردها، توجه به تیراژ است بدین معنی نیست که هرکس به مخاطب و جلب رضایت او فکر می‌کند، زرد است. اصولاً نیاز به شنیده یا خوانده یا دیده شدن یکی از عناصر غیرقابل تفکیک از رسانه است. نمی‌توان مخاطب را نادیده انگاشت. اما چیزی که یک وبلاگ را زرد می‌کند، توجه افراطی به تعداد بازدیدکنندگان است و دست‌زدن به هر عملی که این را محقق کند.

آبی هم می‌تواند زرد باشد
زردها اولین بار به رنگ زردشان شناخته می‌شدند. رنگ زرد برای تمیز صفحات راهنما از صفحات رسمی به کار می‌رفته است. اما امروزه زردها دیگر زرد نیستند. مثل همه‌گان در همه‌جا وارد شده‌اند. شاید هم امروز رنگ‌شان آبی باشد یا سفید یا قرمز. اما زرد همیشه زرد است. می‌تواند یک کتاب فلسفی باشد، با شونصد صفحه یا وبلاگی باشد با مقالات علمی.

احساس تعقل!
یکی از ویژگی‌های زردها، توجه افراطی به عاطفه‌ی مخاطب است. به جای این‌که او را به شکلی منطقی ارضا کند، به دنبال اقناع احساس او می‌گردد. احساس هم می‌تواند عشق باشد و هم می‌تواند مذهبی باشد. بیان حوادث، رویدادها و خاطرات این آسیب را دارد که جای استدلال را برای مخاطب پر کند. هرچند لزوماً نمی‌توانند جایگزین هم باشند. نه استدلال جای احساس را پرمی‌کند و نه احساسات می‌تواند جایگزین عقل شود.

زردها را دوست داریم!
بارها برای خودم پیش آمده است که تصمیم گرفته‌ام یک نشریه زرد را بخوانم. تیترهای جنجالی و جذاب‌شان آدم را وسوسه می‌کند که بخواندشان. دلیلش هم خیلی ساده است: همه‌ی ما شایعات را دوست داریم. دوست داریم از اندیشه‌ی افراطی‌ها مطلع شویم. دوست داریم خبرهایی که جای دیگری گیر نمی‌آید، را بخوانیم. هرچه هم نباشد، آن‌ها به دنبال جذب امثال ما بوده‌اند. پس شاید موفق شوند! زردها دوست‌تان داریم!

زردها تابلو ندارند
فکر نکنید که زردها حتماً بالای سرشان نوشته‌اند که ما زردیم. نه اتفاقاً گاهی چنان به پوشش فرهیختگی درمی‌آیند که سخت است آن را از یک مقاله‌ی علمی تمایز دهیم. زردها فقط عاشقانه نمی‌نویسند. فقط درباره‌ی دختران فراری نمی‌نویسند. فقط حوادث را انتشار نمی‌دهند. شاید هم مطالب سیاسی بنویسند. شاید هم از علم بگویند. شاید هم مسائل فرهنگی و اجتماعی را از اساتید دانشگاه پرسش کنند. اصلاً همان که گفتم؛ زردها تابلو ندارند!

ماکیاولیسم خواهرخوانده‌ی زردیسم
برای رسیدن به هدف افزایش مخاطب، کنار زدن برخی از خط قرمزها ضروری است. باید به سرعت عمل توجه بیشتری کرد. اگر این خبر را یک روز دیرتر منتشر کنی، ارزشش را از دست می‌دهد. در زردیسم، نباید صبر کرد. اخبار غیر قابل وثوق، حتی شایعات و شنیده‌ها در رسانه‌های زرد جایگاه اساسی دارند. گاهی باید اخلاق را هم کنار گذاشت. باید تند رفت تا افراد ببینندت. دقت کافی، منافی با زردیسم است. به همین خاطر است که می‌گویند: زباله‌های روزنامه‌های رسمی، ورودی‌های زردهاست!

قهرمان‌سازی به جریان‌سازی
در هر دوره‌ای مردم به دنبال یک اسطوره هستند تا نداشته‌های خود را در او ببینند. زردها به این علاقه‌ی مردم پاسخ داده‌اند. آن‌ها به دنبال افرادی هستند که مردم دوست‌شان بدارند؛ افرادی که تبلور آمال و آرزوهای مخاطب باشد؛ بدون این‌که به دنبال ترویج فکر و اندیشه‌اش باشند. مثلاً نگاه کنید که امروز چقدر از امام یا شریعتی یا مطهری (رحمة‌الله‌علیهم) گفته می‌شود. این‌ها اسطوره‌های نسل مسلمان امروز است. انسان‌هایی انقلابی که نسلی را از یوغ ستم نجات دادند. اما چقدر از اندیشه‌های آن‌ها را ترویج می‌کنند یا بررسی کرده‌اند؟ گاهی زردها اصلاً اندیشه‌ی مشخص و ثابتی ندارند. هرچه مخاطب بپسندد، همان را ترویج می‌کنند. و این آفتی است که حتی روشن‌فکران‌مان هم به آن دچارند که هر از چند سال، بر اساس گفتمان حاکم تغییر جهت می‌دهند. شاید هم اگر روزگاری فاشیسم بیشتر گسترش یابد فاشیست شوند! یا این‌که دست به اقدامات شبه تروریستی بزنند. آن‌چه شما خواسته‌اید!

چی میل دارید؟
یکی از چیزهایی که با زردها گسترش یافت، تعاملی شدن رسانه‌ها بوده است. یعنی در جایی که مخاطب حرف اول را بزند، تولیدکننده به شدت نیاز دارد تا به مخاطب نزدیک و بلکه یکی شود. به عکس رسانه‌های سنتی که از موضعی بالاتر از مخاطب سخن می‌گفته‌اند و مخاطب را به سمت و سوی خود راه‌نمایی می‌کرده‌اند. اما در زردها این مخاطب است که تعیین می‌کند که چه چیزی را دوست دارد. ذائقه‌ی مخاطب اصل است، نه دغدغه‌های صاحبان رسانه.

روزانه‌نویسی
یکی از آفت‌هایی که به کل ژورنالیسم وارد است، این است که چون هر روز (یا در بازه‌های زمانی مشخص) باید منتشر شوند، نیاز دارند تا سوژه‌های ناب بیابند. گاهی که چنین چیزی در دسترس نباشد، مجبور می‌شوند به موضوعات زرد بپردازند. از آن جهت می‌گویم «مجبورند» که برای مخاطب نوشته‌اند و نمی‌خواهند تلاش‌شان به هدر برود. نمی‌خواهند که مخاطب‌شان را رقیب برباید. دعوای تنازع است. باید مخاطب را حفظ کرد و افزایش داد. وبلاگ‌ها نیز به این آفت دچارند. از همین‌رو ست که می‌گویند: بحران کمبود سوژه، یکی از بحران‌های وبلاگستان است.

مواظب باشیم
حالا می‌پرسید که چی؟ این‌ها برای چی بود؟ می‌خواهم بگویم: «ایها الناس! آسیب زردی خیلی جدی است. مواظب باشیم! مدتی است که نشانه‌های زردی در وبلاگ‌های جدی دوستان مشهود است. بیشتر مواظب باشیم!»

نظرات ()



سوات!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/٢٠

بر این عقیده بوده‌ام که بدنه‌ی روزنامه‌نگاران ما از نظر سواد علمی خیلی ضعیف‌اند. با آقای آقازاده (با اجازه دوستان در کافه تیتر) در این‌باره گفتگو کردم. می‌گفت که این یک امر عمومی است که در همه‌ی بخش‌های کشور حاکم است و اختصاصی به روزنامه‌نگاران ندارد. اعتقاد داشت که علت آن هم بی‌ارزش بودن علم و علم‌آموزی در جامعه‌ی ماست.


مناظره صحیح است و نه مناضره!
غلط املایی در تیتر یک روزنامه بدجوری توی ذوق می‌زند.
این عکس صفحه‌ی اول روزنامه‌ی افسانه است.
حوزه‌ی انتشار این روزنامه جنوب کشور است.

نظرات ()



این بود عدالتی که دیشب گفتی؟
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/٢٠

با اعتقاد برای دکتر عماد افروغ:

1
 گلسنگ ز سنگ خاره بر می­آید
با ظلمت شب ستاره بر می­آید
بر جور سیاه جاهلان صبر خوش است
از صبر هزار چاره بر می­آید

2
این می­داند، بر آن فسون می­خواند
آن نادان است، کلّه می­جنباند
حرف از تمثیلِ دو لب قیچی نیست
"جور" است که اسب "جهل" را می­راند

3
(برای نشستگان بر کرسی بطر):
از دولت مردم مهذّب گفتی
از جادوی نسخه مجرّب گفتی
ای دوست! که می­بینم امروزت را
این بود عدالتی که دیشب گفتی؟

4
من می­گویم شراره­ها می­مانند
شب می­میرد، ستاره­ها می­مانند
اما، اما، اگر تو عزلت گیری
بر جای تو هیچکاره­ها می­مانند

5
گر روزیِ مرد از قضا غم بشود
حاشا که سرش پیش کسان خم بشود
این چار کلام شعر تقدیم شما
یک ذره ز رنجتان مگر کم بشود.

از ناسور- امید مهدی‌نژاد

نظرات ()



خداوند ما را برای اقدام آفریده است *
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/۱٩

۱. بنزین در (حداقل) ده سال اخیر یکی از بحران‌های اساسی پیش روی دولت‌ها بوده است. مصرف میلیون‌ها لیتر بنزین در هرروز باعث شده است که بنزین به عنوان یک کالای اساسی در سبد مصرفی هر خانواده جای داشته باشد. هربار افزایش قیمت بنزین، شوک تازه‌ای به بازار وارد می‌کند.

۲. از اشکالات ما این است که فرهنگ مصرف‌مان به سهولت تغییر نمی‌کند. عادت کرده‌ایم که در هرکاری افراط و تفریط داشته‌باشیم. پس از سال‌ها استفاده از خودرو هنوز هم الگوی مناسبی برای استفاده از آن در کشورمان شکل نگرفته است.

۳. قاچاق بنزین به کشورهای همسایه، در سال‌های اخیر باعث شده است که سوبسیدی که دولت برای سوخت هزینه کرده است به سهولت از مرزهای کشور خارج شود و یا به جیب افراد سودجو واریز شود.

۴. واردات بیش از اندازه‌ی بنزین به کشور و نیاز کاذبی که برای بنزین در کشور وجود دارد، بنزین به پاشنه‌ی آشیل دولت تبدیل کرده است. به طوری که تحریم سوخت (و به خصوص بنزین) می‌تواند کشور ما را دچار بحران شدید کند.

۵. یکی از پیش‌نیازها پیوستن به سازمان تجارت جهانی، حذف یارانه‌ها (و یا حداقل هدف‌دار بودن آن) است. ایران نیز که از سال‌های گذشته به فکر پیوستن به این سازمان بوده است، باید در این جهت گام بردارد. پیوستن نهایی به WTO مستلزم انجام این مرحله است. اکنون ایران در مرحله‌ی نظارت به سر می‌برد.

۶. اشکالی که اقتصاددانان به یارانه‌ها مطرح می‌کنند آن است که یارانه‌ها باعث می‌شوند که امری که مطلوبیت واقعی ندارد در سبد مصرفی افراد وارد شود. یا به عبارت ساده‌تر افرادی که نیازی به آن محصول ندارند از آن بهره‌مند شوند. از این‌رو می‌گویند که نباید اقتصاد را بر پایه‌ی یارانه بنا کرد.

۷. یارانه‌ی بنزین باعث شده است تا تناسب میان مطلوبیت و هزینه به هم بریزد. چرا که امروزه در صورت داشتن اتومبیل شخصی (که بالاترین مطلوبیت را دارد) کمترین هزینه را برای استفاده باید پرداخت. ولی استفاده از تاکسی که مطلوبیت کمتری دارد هزینه‌بیش‌تری را در بر دارد. این امر نظام عرضه و تقاضا و جدول مطلوبیت‌ها را دچار تشویش می‌کند.

۸. هدف‌دار نبودن یارانه‌ی بنزین اشکال دیگری است که به آن وارد است. چرا که هدف از یارانه کمک به قشر محروم است. در صورتی که در حال حاضر آن‌ها کمترین بهره را از مصرف بنزین در جامعه دارند.

۹. علم به محدود بودن سوخت‌های فسیلی مستلزم آن است که دست به محدود کردن استفاده از بنزین بزنیم.

و ده‌ها اشکال دیگر که بر وضعیت بنزین در کشور ما وارد بوده است!

به نظرم یکی از مهم‌ترین تصمیمات اقتصادی دولت همین سهمیه‌بندی بوده است. که آثار مفید آن برای نسل‌های آینده نیز خود را نشان خواهد داد.

البته اشکالات وارده بر نحوه‌ی اجرای این طرح باعث نمی‌شود که هیچ عاقلی اصل طرح را رد کند. این دولت دولتی است مصمم که برای اجرای حق منتظر کارهای کارشناسانه از نوع ریشه‌ای!! (که ریشه‌ها را از تن جدا کند!) نمی‌ماند. شنیده‌ام که طرح سهمیه‌بندی بنزین از زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی مطرح بوده است. اما هیچ دولتی حاضر به انجام این کار نبوده است؛ و ترس از کاهش محبوبیت‌شان نزد مردم علت عمده بوده است.

اما دولت نهم چنین کرد، چرا که این دولت اعتقاد راسخ دارد که:

خداوند ما را برای اقدام آفریده است.

------------------------------------------------------
* عنوان مطلب را از یکی از سخنرانی‌های سردار قاسمی برگرفته‌ام.

نظرات ()



خاتمی در فارس
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/۱٦
از تمام شهرهای استان فارس، برای سخن‌رانی خاتمی اتومبیل‌هایی تدارک دیده شده بود تا آن‌ها را به محل سخن‌رانی برسانند. اما حواشی مهمی نیز وجود داشت.حضور خاتمی در شیراز و سراسر استان  اعتراضاتی را نیز در پی داشت. تصویر زیر از یکی از شهرستان‌های استان فارس است.

نظرات ()



تولد دوباره
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/۱٤

بسم الله الرحمن الرحیم.

۱. هم‌زمان با برگزاری مراسمات میلاد این‌جانب در اقصی نقاط و دریافت پیام‌های متععد تبریک در این‌باره و هم‌زمان با حذف نام رژیم صهیونیستی و به رسمیت شناختن ملت فلسطین و نیز برگزاری جشن شش‌سالگی پرشین‌بلاگ بازگشتم. در این مدت بارها لازم بود تا بیایم و مطلبی را متذکر شوم تا برخی از ابهامات را پاسخ دهم. اما نشد و فعلا نباید به این مسائل دامن زد تا خداوند اسباب حل این مسئله را نیز فراهم آورد.

۲. در این مدت دو مصاحبه انجام دادم که یکی با رادیو جوان بود و دیگری با ایسنا. می‌خواستم اطلاع دهم. اما بر عهد خویش پای فشردم و ننوشتم تا زمانی که نام رژیم جعلی اسرائیل حذف و حقوق تاریخی ملت فلسطین به رسمیت شناخته شود. راستش فکر می‌کنم که مسئله فلسطین از موضوعاتی است که میان همه‌ی آزادی‌خواهان جهان و تمام انسان‌هایی که اندکی در این‌باره مطالعه داشته‌اند پذیرفته شده است. مدتی پیش بولتن‌های سازمان ملل متحد را درباره‌ی مسئله فلسطین دنبال می‌کردم. کاملا مشخص بود که نویسنده با آن‌که نخواسته است به حمایت از مظلومان فلسطینی متهم شود اما نتوانسته است بی‌توجهی رژسم صهیومنیستی را به جامعه‌ی ملل پنهان کند. به عبارت دیگر کتاب مسئله فلسطین با زبان بی‌زبانی گفته بود که «تا اسرائیل هست سازمان ملل یعنی کشک!»

۳. دکتر دینانی در مراسم تجلیل از دکتر اعوانی می‌گفت که «فیلسوف آن است که بتواند لااقل برای یک‌بار تمام اندیشه‌های قبلی‌اش را فرو بریزد و از نو بنا کند. این یعنی یک تولد دوباره!» بعد از مراسم در گعده‌ای با حضور برخی دوستان و اساتید دانش‌گاه‌مان کلی خندیدیم. نتیجه گرفتیم که آن هایی که اهل منقل و مواردی از این دست هستند فیلسوف‌ترند. چرا که دو متولد می‌شوند! (چرا که نام موسسه‌ای که درباره‌ی ترک اعتیاد کار می‌کند تولد دوباره است!)

نظرات ()



در اين سايت نخواهم نوشت
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/٤/٢


تا زمانی که
در گروه سایت‌های پرشین‌بلاگ
نام اسرائیل را از لیست کشورها حذف نکند
و تا زمانی که نام فلسطین افزوده نشود
در این سایت نخواهم نوشت!

» با تشکر از دوستانی که به بازی سوم تیر دعوت‌م کرده‌ بودند، می‌خواهم که فعلا مطلب «پیش‌کسوتان انقلاب جدید» را بخوانند.

نظرات ()