درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
ارشاد الارشاد
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٦/۱

امشب توفیقی حاصل شد که در نقش خانواده یکی از دوستان(!)، در مراسم اختتامیه‌ی طرح اوقات فراغت فرزندان کارکنان وزارت ارشاد شرکت کنیم. این دوست و هم‌کلاسی ما به دلیل سمت‌شان، (معاون مدیرکل) نمی‌توانستند بی‌کلاس‌بازی درآورند. و ما برعکس ایشان هیچ معذور و محذوری نداشتیم.

محلی برای نماز پیش‌بینی نشده بود و نمازخوان‌ها، پشت درهای بسته‌ی مسجد به نماز می‌ایستادند. دیر رسیدیم و سهم میوه‌مان را خورده بودند. شام‌شان هم ساندویچ هایدا بود. با آنکه حضار بر اساس دعوت‌نامه و ژتون آمده بودند، فضای کافی برای تمام افراد نبود و بسیاری جلوی مبادی ورودی ایستاده بودند.

بعد از فیتیله‌ای‌ها، که چند بار ارشادی‌ها را ارشاد کردند که به جای ارشاد مردم، فرزندان خود را ارشاد کنید، نوبت به علیرضا افتخاری بود که به عنوان سورپرایز برنامه، برای حاضران لب‌خوانی کند. اما شانس‌ش خوش نبود و نوار قطع شد! آهنگ نیلوفرانه را که سال‌ها پیش خوانده بود، مجبور شد بی‌آهنگ بخواند. یادش رفته بود که ریتم و لحن آهنگ چه بوده است. خارج می‌خواند در حد تیمْ‌ملی!

میان ِ برنامه‌های سوت، جیغ و کف حضار با آهنگ‌های تند و نورپردازی با رنگ‌های تند و جیغ، آدم را به یاد کنسرت‌ها و مراسمات {....} می‌انداخت و این‌ها با حضور جناب وزیر معنای دیگری می‌یافت.

پاچه‌خواری برگزارکنندگان نیز جالب بود. آقای هاشمی، مجری برنامه که صدای گرم‌ش شبکه‌ی دو را حرارت می‌دهد، وزیر را صفاری هرندی، وزیر ارشاد و فرهنگی اسلامی معرفی کرد و خیر مقدم‌ش گفت. بعد از او هم تابلویی با عنوان «آقای وزیر متشکریم» از طرف بچه‌ها به روی سن آورده شد و از حضار خواستند وزیر را به مدت ده ثانیه تشویق کنند!

فکر می‌کنم تمام این برنامه‌ها یک‌طرف، و برنامه‌ی تقلید صدا یک طرف بود. میهمان برنامه با صدای محسن چاوشی شروع کرد و آهنگ «خیانت» را خواند. (توی پرانتز توضیح دهم که آهنگ‌ش غیرمجاز است و از دلایل ممنوعیت پخش فیلم سنتوری، همین صدا بود.) دوست داشتم چهره‌ی صفار هرندی را می‌دیدم، زمانی که حضار در سالن -که کارمندان وزارت ارشاد بودند و خانواده‌هاشان- آهنگ را با صدای بلند می‌خوانند!

این نشان می‌دهد که چقدر سیاست‌های ارشاد توانسته است در سطح عموم جامعه اثرگذار باشد. به قول فیتیله‌ای‌ها «کاش به جای ارشاد مردم، ارشادی‌ها خودشان را ارشاد می‌کردند!»

نظرات ()



وقاحت
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۳۱

علی‌رغم اعتراضات شدید نسبت به سخنان مشایی، روز گذشته عکس‌العمل‌های تازه‌ای را از دولت‌یان آن شاهد بودیم.

مشایی با تأکید بر این‌که سخنان‌ش برگرفته از آموزه‌های دینی است، مخالفان را به مناظره طلبید و به عنوان خادم خودخوانده‌ی ملت، هرگونه استعفا را رد کرد. احمدی‌نژاد هم که پیش از این استراتژی سکوت را برگزیده بود، روز گذشته مخالفت با مشایی را موج سیاسی خواند و بر سنت معمول‌ش بر حمایت‌ش از مشایی تأکید کرد. جوانفکر، مشاور رئیس‌جمهور نیز با رد مسأله‌ی استعفا یا برکناری مشایی، او را فردی انقلابی و ارزشی خواند و گفتار او را در حد تذکر دانست. جوانفکر نیز همچون احمدی‌نژاد، انتقادات را سازماندهی شده و دستمایه‌ی اغراض سیاسی مخالفان و هوچی‌گران خواند و اعلام داشت که دولت به این جوسازی‌ها و غوغاگری‌ها وقعی نمی‌نهد.

از سوی دیگر ورود مراجع، علما و ورود تشکیلاتی جامعه‌ی روحانیت مبارز به صف مخالفان سخنان جنجالی معاون احمدی‌نژاد در ابراز دوستی به «ملت صهیونیست»، باعث شده است که کفه‌ی ترازوی افکار عمومی به نفع مخالفان احمدی‌نژاد سنگین‌تر شود و تصمیم‌گیری در هر صورت برای احمدی‌نژاد به باخت تبدیل شود. برکناری مشایی نیز دیگر نمی‌تواند جایگاه فروریخته‌ی او را ترمیم کند. چرا که دفاع و تعلل وی در برخورد با پدر ِعروس‌ش باعث شده است که اعتراضات به جای قائل سخن، به مافوق او بگردد و خواستار برخوردی شوند که تقاضای‌شان توفیقی نیافته است.

از سوی دیگر، ادامه‌ی روند دفاع از مشایی نیز به طریق اولی باعث از دست رفتن جایگاه و مقبولیت دولت احمدی‌نژاد در میان جریانات اصولگرا و ارزش‌مدار خواهد شد و این فکر را تقویت خواهد کرد که میان اندیشه‌های اصولگرایی و اندیشه‌های دولت نهم تعارض‌های جدی وجود دارد.

کاش رئیس جمهور محترم به این گفته‌ی آیت الله مکارم توجه کنند که گفته‌اند: «انصاف ایجاب می‌کند تعصب‌های جناحی را کنار بگذاریم و به سرنوشت و منافع کشور و نظام بیندیشیم و بر اندیشه امام(ره) در این زمینه استوار باشیم.»

نظرات ()



برق‌نامه‌ی وارده به یک برنامه‌ی تلویزیونی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۳۱

یکی از دوستان‌م که در صدا وسیما کار می‌کند، هرشب میهمان خانه‌ی گرم و صمیمی ماست و ایمیل‌های برنامه را با لب‌تاپ‌م چک می‌کند. هر از چندی هم بخشی از نامه‌ها یا پیامک‌ها را برای‌مان تعریف می‌کند. داستان‌هایی داراماتیک‌تر و هیجان‌انگیزتر از فیلم‌های هندی و هالیوودی!

با اجازه‌اش یکی از برق‌نامه‌های رسیده (ایمیل سابق) را منتشر می‌کنم. جالب‌انگیز بود. هرچند حدیث آخرش جعلی است، اما امانت‌داری شد.

ــــــــــــــــــــــــ ๑۩۞۩๑ ــــــــــــــــــــــــ

با سلام و تشکر ویژه از برنامه خوبتان؛
من دختری هستم 22 ساله؛

گاهی اوقات بعضی از خواستگاران عقلشان در چشمانشان است یعنی نگاه به مال دختر می‌کنند و به خواستگاری او می‌روند و فکر می‌کنند که مال دختر برای آنان خوش‌بختی می‌یاره. در صورتی که این طور نیست.

ما خانواده‌ای هستیم که یک خانه‌ای داریم که به خاطر شرایط کاری پدرم درجایی نسبتاً پایین‌شهر است. ولی بعضی‌ها همین که می‌بینند ما آنجا زندگی می‌کنیم، فکر می‌کنند مناسب حال آنان نیستم. در صورتی که من خانواده خوبی دارم، دارای تحصیلات عالی و تا حدی به بعضی از هنرها وارد هستم و پدرم این تمکن را دارد که اگر داماد خانه نداشت یکی از خانه‌هایش را به او بدهد تا در آن زندگی کند.

می‌خواستم این سخن پیامبر را بیان کنید که پیامبر فرمودند:
«با زن به خاطر چهار خصلت ازدواج می‌شود: به خاطر مالش، به خاطر زیبایی‌اش، به خاطر دینش و  به خاطر اصل و نسب خانوادگی. تو به خاطر دینش ازدواج کن.»

ــــــــــــــــــــــــ ๑۩۞۩๑ ــــــــــــــــــــــــ

آقایان مجردی که باخواندن این مطلب از لب و لوچه‌شان آویزان شده و این‌جا صف کشیده‌اند، باید به عرض‌تان برسانم:

اولاً بنده آدرس این دختر خانم را ندارم.
ثانیاً اگر داشتم، مگر خودم چلاغ‌م که این مورد مناسب را ول کنم و خودم دنبال مورد مناسب در خیابان‌ها حیران و سرگردان بمانم؟
ثالثاً اگر خیلی علاقه دارید با برنامه‌ی غیرمذکور تماس بگیرند تا بتوانند آدرس این خانواده‌ی خوب را به دست آورند و دختری را از ترشیدگی برهانند و خانه‌ای هم جهت مسکنت خود و خانواده تهیه کنند.
رابعاً از دست‌ش ندهید. در دوران گرانی زمین و خانه، از این بهتر چه می‌خواهید؟

نظرات ()



تبریک به مناسبت وبلاگ دکتر ابراهیم فیاض
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۳٠

از طریق وبلاگ دکتر آشنا، مطلع شدم که جمعی از دانش‌جویان، وبلاگ دکتر ابراهیم فیاض را به راه انداخته‌اند تا نوشتارهای ایشان (به خصوص سرمقاله‌های پگاه حوزه) را جمع‌آوری کنند.

آن‌چنان که این وبلاگ نیز گفته است، دکتر ابراهیم فیاض هم در حوزه و هم در دانشگاه درس خوانده است. دروس حوزوی را در قم تا خارج و کارشناسی جامعه شناسی و ارشد مردم شناسی را در دانشگاه تهران تمام کرده است. دوره‌ی دکترا را در رشته‌ی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) گذراند و در سال ١٣٨١ با نوشتن رساله‌ای در زمینه «تولید و تبادل معنی» فارغ‌التحصیل شد.

کثرت، تنوع و عمق مطالعات دکتر فیاض مثال‌زدنی و نوآوری‌های او در زمینه مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی خواندنی است. عمیق تحلیل می‌کند و زوایای جالبی را پیشِ‌روی مخاطب می‌آورد.نویسنده‌های آلمانی را دوست دارد و مکاتب فلسفی در آلمان را همیشه مثال می‌آورد.

این وبلاگ توسط مؤسسه مطالعات دین، فرهنگ و ارتباطات جهت نشر افکار دکتر ابراهیم فیاض راه‌اندازی شده است.

حاشیه: در معرفی دکتر فیاض در وبلاگ نوشته‌اند: «زبانی سرخ دارد و سری سبز»! نمی‌دانم ادامه‌اش را هم حتماً می‌خواهند بنویسند که سر سبزش را زبان سرخ بر باد داده است یا می‌دهد!!! انتقادات‌ش صریح است و از سر دل‌سوزی.

نظرات ()



«پرواز پرویز» از نگاه روزنامه‌ها
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٩

روز گذشته، پرویز مشرف از ریاست جمهوری پاکستان کناره گرفت و با بالگرد از کاخ ریاست جمهوری خارج شد. همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، این خبر در صفحه‌ی اول اکثر روزنامه‌های کشور چاپ شد. بد نیست مروری بر تیترها داشته باشیم.

تیتر «مشرف رفت» با بسامد سه، بالاترین تکرار را داشت و رتبه‌ی دوم مشترکاً به «خداحافظی مشرف با قدرت» و «مشرف استعفا کرد» و «مشرف: خداحافظ پاکستان» اختصاص می‌یابد که هرکدام دوبار تکرار شده‌اند.

اما من می‌خواهم جایزه‌ی بهترین تیتر را به روزنامه‌ی اسرار بدهم که تیتر متفاوتی برگزیده بود: «خداحافظ دیکتاتور غربگرا»

 

  • اعتماد: چرا مشرف رفت؟
  • اعتماد ملی: پایان مشرف
  • کیهان: پاکستان پس از مشرف در گزارش تحلیلی کیهان
  • اطلاعات: کناره‌گیری پرویز مشرف از ریاست جمهوری پاکستان
  • همشهری: .... و سرانجام مشرف رفت
  • ایران: مشرف استعفا کرد
  • خراسان: پرویز مشرف استعفا کرد
  • حیات نو: مشرف استعفا داد *
  • دنیای اقتصاد: پرویز مشرف رفتنی شد
  • کارگزاران: خداحافظ ژنرال
  • اسرار: خداحافظ دیکتاتور غربگرا
  • حزب الله: مشرف رفت
  • سرمایه: مشرف رفت
  • جام جم: مشرف رفت
  • صدای عدالت: مشرف: خداحافظ پاکستان
  • پول: پرویز مشرف: خداحافظ پاکستان
  • جهان صنعت: آمریکا به مشرف پناهندگی نمی‌دهد
  • جمهوری اسلامی: خداحافظی نظامیان با قدرت در پاکستان
  • آفتاب یزد: خداحافظی مشرف با قدرت
  • عصر اقتصاد: خداحافظی مشرف با قدرت
  • آرمان: پرویز مشرف با قدرت خداحافظی کرد
  • ابرار: پرویز مشرف از قدرت کناره‌گیری کرد
  • سیاست روز: «مشرف» از ریاست کنار کشید
  • فرهنگ آشتی: مشرف خانه‌نشین شد

 

* استعفا با فعل کردن به کار می‌رود و نه دادن! (ابوالحسن نجفی- غلط ننویسیم- صفحه‌ی بیست و سه)

نظرات ()



شبی با مشائی!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢۸

عکس فوق، یکی از شب‌های سرد زمستانی هشتاد و سه است. محل‌ش هم جلوی شهرداری است. اولین باری است که علیه عملکرد مشائی تجمع برگزار شد. در این تجمع، دانشجویان عضو جنبش عدالت‌خواه، خواستار توجه مسئولین شهرداری به وضعیت کارتن‌خواب‌ها شدند. و شب را روی کارتن خوابیدند تا اعتراض خود را به بی‌عدالتی نشان دهند. هرچند مخاطب اصلی این حرف‌ها شهردار (احمدی‌نژاد) بود، اما وی حاضر به پاسخ‌گویی و حضور در میان دانش‌جویان نشد. مشائی معاون فرهنگی و اجتماعی وی حاضر شد. اما با فرافکنی، مرگ چهل نفر از کارتن‌خواب‌ها را بزرگ‌نمایی رسانه‌ها خواند و افرادی را که در شب‌های سرد زمستانی، فوت کرده بودند، معتا و لاابالی خواند. دانشجویان بارها سخنان رحیم مشائى را به اعتراض قطع کردند. اما تمام این تجمع، پاسخ روشنی را در پی نداشت.

یک ماه بعد، جمعی از دانش‌جویان جنبش عدالت‌خواه، گزارش فعالیت‌های‌شان را خدمت رهبری عرضه کردند. ایشان حرکت خیابان‌خوابی اخیر دانش‌جویان به عنوان حرکتی جالب و زیبا نام بردند و فرمودند:

«خیلی خوب بود. من از نگاه کردن اینها و خواندن این موارد واقعاً لذت بردم و از بودن جریان‌هایی مثل شما خدا را شکر می‌کنم. شما بدانید که مملکت مال شماست. مال این تفکر است. البته عده‌ای هیاهو و کارهایی می‌کنند. اما الباطل جوله / فاما الزبد فیذهب الجفا... اینها کف روی آب است و آنچه که می‌ماند همین جریان است.

البته به شرط اینکه کار کنید به شرط اینکه کار کنید. در مورد نقد حاکمان من اعتقادی ندارم که دانشجویان با عصبانیت نقد کنند و یا گروهی و جمعیتی را به اسم انتقاد راه بیاندازند و با پرخاش مسئولان را نقد کنند. نه از این جهت که آنان را قابل نقد نمی‌دانم. بلکه من کارهای خودم را هم در معرض نقد می‌دانم چه برسد به مسئولین. ولی عقیده ندارم که همه کارهای‌مان را معطوف به این‌گونه حرکات کنیم. چون چند سالی است که معتقدم فضای کشور غبار آلود است و فتنه وجود دارد. لذا شما باید خیلی شفاف عمل کنید. کارهای مهمتری وجود دارد، از جمله همین کارهایی که نوشته بودید.

امروز وظیفه شما تقویت بنیه علمی، عملی واعتقادی، به روز کردن انگیزه‌ها و اینکه انگیزه‌ها را از کمون باطن به عمل در آوردن است. جلسه با آقای شاهرودی خیلی خوب است. با مسئولین ملاقات کنید با رئیس جمهور فعلی، با رئیس جمهور آینده، با وزرا و ... حرف بزنید و نقد کنید. حرف منطقی خاصیت‌ش این است که حتماً اثر می‌کند حتی بر آدم مغرض، ولی آدم مغرض چون غرض دارد، بر خلاف آن حرکت می‌کند.

من شما را دوست دارم و برایتان دعا می‌کنم.»

 

لینک‌های مرتبط:
ما هم کارتن‌خواب شدیم
امام خامنه‌ای: کارتن‌خوابی دانش‌جویان کار جالبی بود

گزارش تصویری:  یک | دو | سه

 

چند خبر:

آیت الله مکارم شیرازی: چه لزومی دارد فردی در کنار رئیس جمهور باشد که بیش از دو سوم مردم با او مخالف‌ند؟

مشاور مشائی: از کسانی که شایعه‌ی استعفای مشائی را مطرح کرده‌اند شکایت می‌کنیم!

 

بازتاب سخنان مشائی:

اصرار بر قول باطل

داستان اسفندیار روئین‌تن

مشایی در اسارت سخنان بی تامل

عمر مسئولیت مشایی به پایان رسیده

بسیج دانشکده خبر: مشایی باید برکنار شود

احمدخاتمی:ملتی به نام اسرائیل را نمی‌شناسیم

 تجمع دانشجویان در مقابل سازمان میراث فرهنگی (عکس)

 مقام معظم رهبری: ملت اسرائیل، اراذل و اوباش، غاصب و بی هویت هستند

با صدور بیانیه ای در مجلس 200 نماینده مجلس اظهارات مشایی را محکوم کردند

استقبال رسانه‌های صهیونیستی از اظهارات معاون رئیس جمهور

گلایه از رئیس جمهور و تاسف از عدم برخورد با مشایی

یحیی‌زاده:مشایی بایداز مردم عذرخواهی می‌کرد

کوهکن: اظهارات مشایی قابل پذیرش نیست

دوران مدارا ؟ ! (یادداشت روز)

دوستی ! (گفت و شنود)

چشم اسفندیار

مشایی را عزل کنید

مشایی باید محاکمه شود

باهنر: مشایی باید استعفا بدهد

نامه سرگشاده دانشجویان به رییس‌جمهور

دانشجویان: کار به بند میم  وصیت‌امام  نرسد

قاضی‌پور: مشایی اول اسرائیل را معرفی کند

این آقایان دارند افکار امام را به موزه‌ها می‌‌برند

نامه بسیج دانشگاه امام صادق به رییس ‌جمهور

مردم اسرائیل آتش‌ بیار دولت رژیم صهیونیستی هستند

 فرزندان روح‌الله در مقابل افکار و خیالات موهوم می‌ایستند

نظر مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری در قبال اسرائیل

بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی در نقد اظهارات اخیر آقای مشایی

ملت ایران با یهودیانی که رژیم صهیونیستی را تایید کرده اند دوست نیست

نظرات ()



از خلق پنهان تا به کی؟!*
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٧

۱. تشیع در طول تاریخ به دو عنصر عدل و عقل شناخته می‌شدند و در مقابل، دشمنان‌شان به ظاهربینی و جبرگرایی. این دو عنصر، همواره تشیع را در نقطه‌ای خاص و بسیار بالاتر از دیگر مکاتب می‌نشانده است. بر همین اساس است که ارکان دیگر اندیشه‌ی اسلامی در مکتب ناجیه‌ی تشیع، با همین تعابیر معرفی و سازماندهی شده‌اند.اصل امامت و ولایت نیز در ارتباط مستقیم با عدالت و عقلانیت است.

۲. در روایاتی که درباره‌ی وجود ارجمند مهدی موعود گفته‌اند، کامل شدن عقل بشر و برقراری عدالت به عنوان دو ثمره‌ی اصلی ظهور منجی بشریت نام برده شده‌اند. به تبع این دو عنصر -که یکی ملکه‌ای درونی است و دیگر بیرویی- سعادت افراد در بستر جامعه‌ی انسانی با رهبری امام معصوم علیه‌السلام فراهم می‌آید.

۳. جمله‌ی مشهوری در افواه عموم گفته می‌شود که «منتظر مصلح، خود باید صالح باشد». این جمله نشان‌گر یک موضوع مهم در بحث انتظار است و آن سنخیت جامعه‌ی منتظر با آرمان‌های امام موعود است. یعنی اگر بدانیم که هدف از انزال کتب و ارسال رسل، برقراری قسط و عدل است، پس جامعه‌ای که خود را منتظر برای چنین امری می‌داند، باید مُسانخ با همین آرمان‌ها باشد.

۴. گسترش بی‌عدالتی و رفتارهای غیرعقلانی به زعم متحجران و ساده‌لوحان، موجب تسریع در امر ظهور است. اما با مقدمات فوق، واضح است اگر جامعه‌ای منتظر باشد، نمی‌تواند از احکام مهدوی و اسلامی خالی باشد. هرچه فاصله‌ی جامعه‌ی ما با آرمان‌شهر مهدوی بیش‌تر باشد، فاصله‌ی میان زمانه‌ی ما و دوران  حاکمیت امام مهدی طولانی‌تر می‌شود.

۵. گسترش ظلم و بی‌داد همه مربوط به دوران غیبت موعود است و پیش از ظهور باید دنیایی مستعد و آماده‌ی پذیرش مهدی علیه‌السلام ساخته شود. راستی ما در کجای این تمدن عظیم قرار داریم و وظیفه‌مان چیست؟

۶. کلامی از آیت الله جوادی آملی درباره‌ی جشن‌های نیمه‌ی شعبان:
«قرآن کریم بزرگداشت و گرامیداشت آیات خدا را از نشانه های تقوای قلوب و صفات متقیان میداند:«و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب» و وجود گرامی امام معصوم از برترین آیات، نشانه ها و شعائر آن ذوات قدسی الهی است و تکریم و بزرگداشت در ایام میلاد یا شهادت، مصداق تعظیم شعائر خدای سبحان است؛ اما در بزرگداشت ائمه هدایت به ویژه امام عصر کاری شایسته انجام است که در پرتو آن، کشور امام زمان تا ظهور حضرتش به قدر امکان از خطرها مصون بماند.
برخی از اعمال که در این اعیاد شریف صورت می پذیرد، مانند تهیه کیک های بزرگ، چراغانی های زیبا و شادباش گفتن، در برخی موارد کاملا بی ارتباط به میلاد شریف عصاره هستی است، به گونه ای که در چین کمونیست، ژاپن یا سایر ممالک الحادی و در عیدهای موهوم و بی اساسی که هیچ بهره ای از حقیقت ندارند، این اعمال انجام می شود، در حالی که باید این جشنهای بزرگ و ایام خجسته را به برنامه ها و اعمالی زینت داد که با مولود آن عید پیوند داشته باشند و چون از دستاوردهای ظهور حضرت بقیه الله الاعظم بلوغ عقول انسان ها و کشف گنجینه های فهم بشر است، در چنین روزهایی خجسته سزاست به اموری پرداخته شود که رشد و تکامل فهم و عقل انسانها و منتظران آن حضرت را تامین می کند. آنجا که تلاش برای فهم و رشد عقل صورت می گیرد، شایسته بزرگداشت عید میلاد حجة بن الحسن و جایگاه اهل انتظار است.»

---------------------------------------
* عنوان مطلب برگرفته است از شعری از استاد علامه محمدرضا حکیمی

نظرات ()



حاشیه‌ی پیام رهبر انقلاب به نشست جنبش عدالت‌خواه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٦

وقتی متن پیام رهبری به نشست جنبش عدالت‌خواهی دیدم، یک لحظه فکر کردم که عجب لحن تندی دارد. نکند رهبری از جنبش عدالت‌خواه بدی دیده یا شنیده باشند. هم‌زمان هم شایعه‌پردازی برخی از مسئولان (به خصوص یکی از مسئولان بسیج دانش‌جویی) پخش شد. مثلاً گفته شد که جنبش عدالت‌خواه علیه رهبری فعالیت‌هایی کرده است!!!!

نامه‌ی رهبری در چنین فضایی می‌توانست تأئیدی باشد بر شایعات مخالفان این تشکل. اما با نشر نامه‌ی درخواست پیام برای نشست پانزدهم، معلوم شد هنوز رهبر فرزانه‌ی انقلاب، جنبش عدالت‌خواه را «فرزندان عزیز» خود می‌داند. چنان که پیش از این هم آنان را با همین عنوان خطاب کرده است.

به گزارش سایت عدالت‌خواهی (ارگان جنبش عدالت‌خواه دانش‌جویی) متن نامه درخواست جنبش عدالت‌خواه از مقام معظم رهبری به شرح زیر است:

محضر مقام معظم رهبری
حضرت آیت الله خامنه‌ای
سلام علیکم

اینک با گذشت چند سال از احیای گفتمان عدالت‌خواهی با توجه به فراز و نشیب‌های مختلف، نقاط قوت و ضعف، موفقیت‌ها و ناکامی‌ها ضرورت دارد تا یک بار دیگر مسائل مبتلا به جریانات عدالت‌خواه، متناسب با شرایط پیچیده و حساس کشور و چالش‌های جدید عدالت‌خواهی؛ بازخوانی شود تا عدالت همچنان اصلی‌ترین شاخص حرکت مسؤولان و گفتمان اصلی کشور باشد.

پانزدهمین نشست سراسری تشکل‌های مرتبط با جنبش عدالت‌خواه دانشجویی -به عنوان بخشی از جریان عظیم عدالت‌خواهی- فرصتی است تا به بازخوانی اولویت‌های مجموعه‌های عدالت‌خواه دانشجویی، مهمترین آسیب‌های پیش‌روی و مهمترین ملزومات عدالت‌خواهی در شرایط فعلی کشور پرداخته شود. پیام حضرت‌عالی به عنوان سکان‌دار حرکت عدالت‌خواهی می‌تواند بهترین راهگشای این مجموعه‌ها باشد.

لذا تقاضا دارد در صورت صلاحدید، فرزندان دانشجوی خود در جنبش عدالت‌خواه دانشجویی را از رهنمودهای خود در این زمینه بهره‌مند فرمایید.

امید است با بهره‌برداری هر چه بهتر از رهنمودهای حضرتعالی و تلاش مستمر جریانات عدالت‌خواه زمینه تحقق بیش از پیش آرمان‌های انقلاب اسلامی و تعالی نظام مقدس جمهوری اسلامی فراهم شود.

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به این نامه، پیامی خطاب به پانزدهمین نشست سراسری تشکل های مرتبط با جنبش عدالتخواه دانشجویی صادر فرمودند.

این پیام روز 24 مردادماه توسط حجت‌الاسلام و المسلمین محمدیان نماینده مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در پانزدهمین نشست سراسری تشکلهای مرتبط قرائت شد:

 

بسم الله الرحمن الرحیم
جوانان عزیز

پرچم عدالت‌خواهی را همواره پیامبران الهی و پیروان راستین آنان بر دوش کشیده‌اند. امروز و همیشه مجاهدت در زیر این پرچم، صادقانه‌ترین نشانه‌ی پیروی از رسولان الهی است.

آنچه در کنار همه‌ی الزامات این حرکت، ضروری و حیاتی است، آن است که اولا مراقبت شود کسانی با انگیزه‌های دیگر، این شعار حق را ابزار نکنند. و ثانیا به نام عدالت‌طلبی، حرکتی غیرمنصفانه از سر جهل یا غفلت انجام نگیرد. صبر و بصیرت را برای شما و دیگر تشکل‌های عزیز دانشجویی از خداوند متعال مسألت می‌کنم.

سیدعلی خامنه‌ای
22 مرداد 1387

نظرات ()



آشپزباشی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٦


این عکس تزئینی است.

 تا چند روز پیش، به زور مرا از لب‌تاپ جدا می‌کردند. بالاخره اینترنت مفت و پرسرعتی است و باید غنیمت شمرده شود. اما از وقتی که لب‌تاپ در اتاق دو تا و گاهی -سه تا- شده است، من تنها کسی هستم که این توانایی و اراده را دارم که برخیزم و غذا بپزم! البته دلیل دیگرش هم این است که فقط من بلدم غذاهای خوب بپزم!

الآن مشاهده می‌کنید که اعضای اتاق ما، تعداد انگشتان‌شان از حد معمول کمتر است. چرا که غذای خوش‌مزه‌ای بود و انگشتان‌شان را هم با آن خورده‌اند.

ماکارونی درست می‌کنم در حدّ «تیم‌ْملی*»!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* تیمْ‌ملی: واحد اندازه‌گیری است که برای نشان دادن شدت و اهمیت یک امر کیفی به کار می‌رود. این لغت در لسان‌مان به شدت جاری و روان است! البته از این اندازه مهم‌تر را «تیمبرلند» هم می‌گوئیم که از نظر شدت یک درجه بالاتر است.

نظرات ()



حلقه رندان جهان
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٥

وین سوخته را محرم اسرار نهان باش    
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش

زان باده که در میکده عشق فروشند
ما را دوسه ساغر بده و گو رمضان باش

در خرقه چو آتش زدی این عارف سالک
جهدی کن و سر حلقه رندان جهان باش

دلدار که گفتا به توام دل نگران است
گو می‌رسم اینک بسلامت نگران باش

خون شد دلم از حسرت آن لعل روان‌بخش
ای درج محبت به همان مهر و نشان باش

تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش

حافظ که هوس می‌کندش جام جهان‌بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش

حافظ

نظرات ()



انقلاب فرهنگی عربی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٥

امشب با دکتر ادریس هانی، رهبر شیعیان مغرب درباره‌ی فکر دینی و موضوع علم دینی صحبت می‌کردم. وی که نویسنده، استاد دانشگاه رباط و مدیر دانشگاه دارالحکمه رباط مغرب نیز هست، پس از این‌که تاریخی از اسلام‌گرایی در جهان عرب گفت، اشاره کرد که اکنون دنیای عرب و نخبگان عرب چشم‌شان به ایران و اندیشه‌های ایرانی است. او از عمق اندیشه‌ی دینی در ایران گفت و از تأثیر اندیشمندان ایرانی بر رواج اندیشه‌ی اسلام‌گرایی.

بیشتر اندیشمندان معاصر ایرانی را به دقت می‌شناخت و نحله‌های فکری در ایران را به خوبی تشخیص می‌داد. از سروش و مصطفی ملکیان گرفته تا شریعتی و مطهری و علامه طباطبائی. حتی در سخنان‌ش به نام کتب‌شان هم اشاره می‌کرد. وقتی نام مطهری بود، از «مسئله‌ی حجاب»ش گفت و «عدل الهی» و «نهضت‌های اسلامی صدساله‌ی اخیر» و ...

اما یک جمله‌اش اعصاب‌م را نابود کرد. وقتی از او درباره‌ی تأثیر انقلاب اسلامی در جهان عرب پرسیدم، گفت «اگر شما آثار اندیشمندانی چون مطهری را به درستی ترجمه و در اختیار عرب‌ها می‌گذاشتید، در جهان عرب انقلابی می‌شد؛ شبیه آنچه در ایران رخ داد.»

گله‌اش از ابعاد مختلف بود: هم از عدم ترجمه‌ی آثار ناراحت بود و هم از بدی ترجمه‌شده‌ها (چه از حیث ادبیات و چه از جهت انتخاب کتب و موضوعات) و هم از توزیع نامناسب آنها. راست هم می‌گفت.د لم خیلی سوخت.

یکی از دوستان می‌گفت: «خوش‌حال‌م که مسئولین فرهنگی ما، کارشان اثر ندارد. والا باید از ترس رسوخ اندیشه‌های منحط‌شان از ایران هجرت می‌کردیم.»

این جمله‌ی آخری بی‌ربط بود. همین!

نظرات ()



دنبال خودت نگرد
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٤

نه این‌که خودم به اختیار شنیده باشم‌ش، نه! هم‌اتاقی‌م عاشق آهنگ‌های سیاوش قمیشی است. من هم که لب‌تاپ بیماره و صدا نداره، ازش خواستم آهنگی بگذارد و اون هم این آهنگ رو گذاشت: «دنبال خودت نگرد».

همه‌ش دارم بیت اول‌ش رو با خودم زمزمه می‌کنم:
«لای برگای کتابا، دنبال خودت نگرد | تو غبارا، تو سرابا، دنبال خودت نگرد...»

 

دنبال خودت نگرد

لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد
تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد

گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ
زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد

باورش کن من تازه رو خود خود توئه
اون غریبه که عذاب لحظه‌هات شده توئه

صورتت برات نقابه خودتو نشون بده
اون که تن میده به هر نقابی که مُده توئه

یغما گلروئی

نظرات ()



نگذارید عدالت را ذبح کنند
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢۳

چند روزی است که اخبار ناگوار پشت سر هم می‌آیند. نه می‌توان سکوت کرد و سر را در گریبان برد و نگفت و نه می‌شود بیایی برای هرکدام‌شان داد بزنی. گاهی این وبلاگ هم می‌شود جایی برای غر زدن‌های‌م. البته گاهی هم با فریاد می‌خواهم حرفی بزنم که نمی‌دانم به چه کسانی برمی‌خورد و چه بازخوردهایی خواهد داشت.

داستان طلبه‌ی سیرجانی هم چنان به فضاحت و مسخرگی دارد پیش می‌رود که جای سکوت و خفه‌خون گرفتن، باید داد بزنیم و یقه‌گیری کنیم و عدالت را مطالبه کنیم. اما انگاری که در هم شدن داستان مشائی، کردان و الف چنان بر همه‌چیز سایه افکنده است که کسی یادش نمی‌آید که برای روحانی عدالت‌خواه سیرجانی هم باید مویه کند.

البته باید مویه بر او نیست. گریه‌ای به حال انقلاب که چنین مثله‌اش می‌کنند. شاهانی که هرکدام قدرتی دارند و ترس از این دارند که مبادا دیگری بیاید و مردم نیز به او اقبال داشته باشند. می‌ترسند که مبادا این طلبه هم سودای قدرت داشته باشد و بیاید جای‌شان را تنگ کند!

یک ماه پیش که با دادستان ویژه روحانیت فارس و یکی دیگر از مسئولین پرونده دیدار داشتیم، قول دادند که دادگاه‌ش علنی باشد. اما نشد. اذعان داشتند که هیچ چیزی جز پیاده‌روی در پرونده‌اش نیست. گفتند که هیچ چیز منفی‌یی در زندگی و سلوک‌ش نیافته‌اند الا فریاد بلند کردن به عدالت. اما در مقابل‌ش می‌گفتند که مگر الکی است که هرکس خواست بیاید و راه برود!!!

از در محاجه در آمدند. بحث کردم باهاشان. مسئولان دادستانی ویژه می‌گفتند مگر جهانشاهی مجتهد است که خودش استدلال کند و راه بیفتد؟ ایشان مقلند و باید از مرجع تقلید حکم داشته باشند! پاسخ دادم که من که بی‌سوادم در فقه می‌فهمم که این حکم‌شناسی نیست که در صلاحیت مرجع باشد. موضوع شناسی، تکلیف هر مکلف است و این از آن موارد است.

گفتم که چرا این همه بازداشت؟ مگر نه این است که قانون صدور چنین قراری را قبل از محکومیت درباره‌ی موردی مجاز شمورده است که ترس از اختفا یا فرار یا از بین بردن آثار جرم داشته باشیم؟ اما آیا در این مورد هم این‌ها مطرح بوده است؟

می‌گفت که این طلبه قهرمانی نیست که شما تصور می‌کنید! گفتم که مگر ما گفته‌ایم که قهرمان است؟ حالا گیرم که حرف شما درست، اما اگر کسی قهرمان نبود باید چنین رفتاری با او بشود؟

دادستان می‌گفت ممکن بود که از موضوع پیاده روی او به سمت تهران بیگانه‌گان بهره‌برداری کنند. گفتم که مگر ما باید از ترس خودکشی کنیم؟ اولاً که پشتیبانان این روحانی عدالت‌خواه جز قلیلی از دانشجویان مذهبی نیستند و در ثانی مگر چنین امری اتفاق افتاده است؟ و ثالثاً گیرم که می‌خواسته‌اند سوء استفاده کنند. مگر به دلیل این‌که ممکن است از چیزی سوء استفاده شود، باید از حقیقت‌ش دست کشید؟

خیلی از اطلاعاتی که من داشتم، دادستان نداشت. نه از سابقه‌ی پرونده مطلع بود و نه سابقه‌ی متهم‌شان! اما با این وجود مدعی بودند که به اصول معدلت و منصفت پایبندند. می‌گفت ما که نزدیم‌ش. حتی از وی خواستیم که با ما همکاری کند. گفتیم که اگر همکاری کند، تخفیف‌ش می‌دهیم و پرونده را جمع‌ش می‌کنیم. می‌گفت که جهانشاهی یک‌دنده است و با ما کنار نمی‌آید و از حرف‌ش برنمی‌گردد. می‌گویم مگر حرف حق را از ترس باید کنار گذاشت؟

حالا دیگر وقت این صحبت‌ها گذشته است و دیگر به بحث منطقی پایبند نبوده‌اند. یک روحانی عدالت‌خواه را به دلیل نداشتن پشتوانه‌های سیاسی و حزبی، به راحتی به دو سال زندان و دو سال نفی بلد محکوم کرده‌اند. به همین راحتی مردی چنین باید پشت میله‌های زندان بماند تا مبادا خاطر آقایان و آقازادگان از فریادهای‌ش مشوش شوم. مبادا عدالت‌خواهی دامن‌شان را بگیرد. آقایان با عدالت دشمنی ندارند. البته به شرطی که عدالت هم با آنها و زندگی‌شان کاری نداشته باشد.

آی ای عدالت‌خواهان!
ای مدعیان دولت عدالت!
ای مدعیان انتظار مهدی موعود!
ای روحانیون و فقهای عظام!
کاش یکی‌تان به ندای یک طلبه‌ی سیرجانی پاسخ دهید و نگذارید عدالت را چنین پیش چشم‌مان به مسلخ ببرند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت:
شاعر خوب گفته است که:

در عصر بخوربخور نخوردن جرم است
تکلیف من و تو خون دل خوردن شد

نظرات ()



«نقد درون گفتمانی» کمتر تحمل می‌شود
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٢

هنوز چند روز از دستور رئیس جمهور مبنی بر گذشت دولت از شکایت‌های‌ش از رسانه‌ها، سایت الف با شکایت معاونت حقوقی رئیس جمهور فیلتر شد!

احمد توکلی در گفت‌وگو با فارس، گفته‌است که فیلتر شدن «الف» مرا از مبارزه در راه عدالت و آزادی مأیوس نمی کند. همچنین وی به دادستان تهران هشدار داد که پا را از گلیم قانونی فراتر نگذارد و از این کار غیرقانونی دست بردارد و این کار زشت را جبران کند.

در روزهای اخیر سایت «الف» به مدیر مسئولی دکتر احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس به بررسی مدعای وزیر تازه‌ی کشور در مورد مدرک تحصیلی‌اش پرداخت. اما معلوم شد که کسی نباید حقیقت‌یابی کند و اصولاً مگر کاغذپاره‌ها نیاز به بررسی صحت دارد؟

تعامل دولت و رسانه‌ها یکی از مشکلاتی بوده است که از ابتدای تشکیل دولت نهم مورد انتقاد بوده است. اما ادعای جدید رئیس جمهور مبنی بر گذشت و بخشش‌شان از رسانه‌ها، می‌توانست فصل تازه‌ای را در رابطه‌ی دولت و رسانه‌ها ایجاد کند که توهمی بیش نبود.

احمدی‌نژاد بارها نشان داده است که اعتمادی به رسانه‌ها ندارد. از اولین این برخوردها در انتخابات ریاست جمهوری بروز کرد که وی حاضر نشد با روزنامه‌ی شرق گفت‌وگو کند. بعد از آن نیز موج لغو امتیازهایی که در هیات نظارت بر مطبوعات رخ داد، در طول تاریخ مطبوعاتی ایران بی‌سابقه بود. به طوری که تنها در سال هشتاد و شش، تعداد نشریات لغو امتیاز شده، بیست و سه مورد بوده است.

اما در این میان نوع مواجهه‌ی دوگانه‌ی دولت با رسانه‌های اصول‌گرا و اصلاح‌طلب جالب‌توجه است. نوشته‌های تند و آتشین حتی اگر به شدت توهین‌آمیز و موهن باشند، خللی در روزنامه‌های اصلاح‌طلب ایجاد نمی‌کند. اما کمترین انتقادی که از پایگاه اصول‌گرایی و نقد درون‌گفتمانی رخ دهد، پاسخ‌های کوبنده و دندان‌شکنی را در پی خواهد داشت.

تقابل جدی دولت با منتقدان اصولگرا که با در سال جاری با لغو امتیاز روزنامه‌ی تهران امروز و توقیف همشهری عصر از نمونه‌های این شیوه‌های برخورد با رسانه‌های اصول‌گرا آغاز شده است، اکنون با دستور فیلترینگ سایت الف وارد مرحله‌ی تازه‌ای می‌شود.

شاید این نوع برخورد از آن‌جایی ناشی می‌شود که دولت مهم‌ترین گفتمان رقیب خود را برای کسب رأی در انتخابات بعد در میان اصول‌گرایان جست‌وجو می کند، نه اصلاح‌طلبان!

 

مرتبط:

دو سال پیش درباره‌ی سوم تیر و تعامل با دولت نوشته‌ام: نقد انقلابی

نظرات ()



داستان اسفندیار روئین‌تن
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٢

یکی از شاه‌کارهای احمدی‌نژاد، انتخاب اسفندیار رحیم مشائی به سمت معاونت‌ش شهرداری تهران و ریاست سازمان فرهنگی و هنری شهرداری بوده است. این موضوع بارها از سوی نیروهای دلسوز انقلاب هشدار داده شده است که حضور فردی هم‌چون مشائی در کنار احمدی‌نژاد هیچ سنخیتی با ارزش‌ها و شعارهای وی ندارد و جز هزینه‌های غیرلازم، هیچ عایدی برای دولت در پی نخواهد داشت.

در دوران شهرداری نیز، گروهی از مشاوران جوان شهرداری تهران، دلیل مخالفت خود را مسایل فرهنگی و همگرایی رحیم مشائی با انجمن حجتیه اعلام کرده بودند که بی تفاوتی احمدی نژاد به اعتراض آنان در نهایت به استعفای جمعی گروهی از مشاوران جوان احمدی نژاد انجامید.

در عین حال، دفاعیه‌های جانانه‌ی احمدی‌نژاد نشان از تأثیرپذیری جدی رئیس جمهور از رحیم مشائی دارد. در برخی از این موارد نیز موضع‌گیری‌های مشابهی را از سوی محمود احمدی‌نژاد در پی نظرات مشائی دیده‌ایم. چیزی که بر رابطه‌ی فوق‌العاده‌ی احمدی‌نژاد-مشائی صحه می‌گذارد رابطه‌ی خانوادگی این دو است که چندی است با وصلت پسر رئیس جمهور با دختر رحیم مشائی تحکیم شده است.

این‌ها نشان می‌دهد که رئیس جمهور چنان به مشائی اعتماد دارد که هیچ چیز نمی‌تواند بر تن‌روئین این اسفندیار رحیم مشائی مؤثر باشد و موقعیت او را متزلزل کند. اما هر روئین‌تنی یک نقطه‌ی ضعف دارد. و اسفندیار چشمانی دارد که جایگاه بصیرت‌ش است و این اسفندیار واقعی نیز هم‌چون آن اسفندیار اساطیری بی‌بصیرت است و در نهایت باید بر چشم‌ش تیری حواله کرد تا دولت و ملتی از دست‌ش رهایی یابند!

یادآوری برخی از سخنان و موضع‌گیری‌ها و رفتار عجیب مشائی را که در چند سال اخیر باعث اعتراضاتی شده است، خالی از فایده نیست:

 

پایان دوران اسلام‌گرایی

اسفندیار رحیم‌مشائی در سخنانی پایان دوران اسلام‌گرایی را اعلام کرد. وی در دیدار با جمعی از دانشجویان گفت: «دوره اسلامگرایی به پایان رسیده است، بشر سرعتش بالا رفته است، فهمش تیز شده و به یک حقایقی می رسد که آن را لازم نیست دیگر از دور پوسته اسلام طی کند.»

 

حضور مشائی در مراسم رقص

فیلمی از اسفندیار رحیم مشایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و معاون رئیس‌جمهوری در برخی از سایت‌های اینترنتی منتشر و با واکنش‌های متفاوتی از سوی مسئولان کشور مواجه شده است. در این فیلم رحیم مشایی در مجلسی نشان داده می شود که زنان ترک در آن مشغول رقص هستند. زمان این فیلم یک ساعت و 5 دقیقه و 26 ثانیه است . یک دقیقه و 40 ثانیه پس از آغاز مراسم در این فیلم‌ رقص زنان آغاز می‌شود و تا 13 دقیقه و 30 ثانیه، سه رقص جداگانه برگزار می‌شود که بر اساس فیلم موجود، در تمام این صحنه‌ها رحیم مشایی نیز حضور دارد.

این فیلم چندی پیش در یکی از سایت‌ها منتشر شده بود که مسئول این سایت نیز به همین دلیل چند روز در بازداشت به سر برد.

 

حجاب یک انتخاب شخصی است و آزاد است!

در تیر ماه ۱۳۸۵اسفندیار رحیم مشایی» معاون اول رییس جمهور ایران و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در گفت و گو با روزنامه «صباح» چاپ ترکیه گفت: «استفاده از حجاب در ایران آزاد است.»

مشایی در پاسخ به سوال «الیف کورپا» خبرنگار زن روزنامه صباح، که «آیا می‌توانم روسری‌ام را بردارم»، گفته است: «بله، اینجا ایران آزاد است.»

وی اضافه کرد: در ایران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمی‌شود، این یک انتخاب کاملا شخصی است، اگر شما در ایران از روسری و حجاب استفاده نکنید هیچ مقام دولتی به شما تذکری نخواهد داد، البته شاید به شما بگویند که این کار برخلاف عرف و عادات ملی ماست و اگر استفاده کنید بهتر است، ولی باز تاکید می‌کنم که هیچ اجباری در کار نیست.

خبرنگار می‌پرسد: «ایرانی‌هایی که به قصد تفریح به ترکیه می‌آیند ، یعنی توریست‌های ایرانی در ترکیه، مشروبات الکلی استفاده می‌کنند و حجابی هم ندارند و در آب، خانم‌ها با مایو می‌روند. این شما را ناراحت نمی‌کند؟»

مشایی با خنده زیاد می‌گوید: «این مسائل شخصی‌شان هست و اگر دوست دارند می‌توانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند و هم بی‌حجاب باشند و هم با مایو بگردند! درایران بخاطر دستورات دینی استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است به همین علت ایرانی‌ها می‌توانند در خارج از ایران از این نوشیدنی‌ها استفاده کنند. این یک ترجیح شخصی است، الگوی ما در صنعت توریسم کشور ترکیه است!»

 

حضور زنان در ورزش‌گاه‌ها

یکی از پیش‌نهادات عجیب و پرسروصدای مشائی که رئیس جمهور نیز آن را تأئید کردند، حضور زنان در ورزشگاه‌ها بود. این امر نه تنها باعث اعتراض افراد مذهبی و دل‌نگران ارزش‌های اسلامی شد، کدورتی جدی را نیز در روابط احمدی‌نژاد با مراجع را باعث شد. به حدی که تجمعاتی از طلاب علیه این تصمیم انجام شد و آیت الله مکارم شیرازی نیز با اعتراض به این موضوع، نامه‌ای گلایه‌آمیز برای رئیس جمهور ارسال کرد.

اما علی‌رغم این مسائل دولت از نظر خود عقب ننشست تا آنکه مجبور شدند با دستور مقام معظم رهبری، اجرای این تصمیم متوقف کنند.

 

ملت اسرائیل را دوست دارم!

گل سرسبد بیانات حضرت مشائی در روزهای اخیر بوده است که وی سخن از دوستی با ملت اسرائیل سر داد. وی بیان کرد «برای هزارمین بار و قوی‌تر از گذشته اعلام می‌کنم که ما با همه مردم دنیا دوست هستیم، حتی مردم آمریکا و اسرائیل.» 

این در حالی است که امام خمینی و مقام معظم رهبری بارها ساکنان صهیونیست در سرزمین‌های اشغالی را نکوهش کرده و حتی رهبری «ملت اسرائیل، اراذل و اوباش، غاصب و بی هویت» افراد دانسته‌اند.

 

مرتبط:
مشی مشائی: محمدمهدوی اشرف نوشته است.

نظرات ()



تشت رسوایی‌شان از بام افتاد
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱٩

بالاخره یک رسانه‌ای پیدا شد و دنبال ماجرای یعقوب مهرنهاد، را پیگیری کرد. رادیو زمانه با تعدادی از فعالان مدنی بلوچ گفت‌وگو کرده است. این افراد تأکید کردند که در ارتباط مهرنهاد با جندالله شکی نیست و وی قرار بوده است که شاخه‌ی فرهنگی (!!!!) جندالله را راه‌اندازی کند. اما فیلم دیدارهای وی با عبدالمالک ریگی به دست وزارت اطلاعات افتاد و سبب دستگیری‌اش شد.

این گزارش در حالی نشر یافت که در روزهای اخیر هجمه‌ی شدیدی از سوی اپوزیسیون و وبلاگ‌نویسان علیه جمهوری اسلامی وارد شده است. در این فضا، جبهه‌ی رسانه‌ای ضد انقلاب، به شدت به ترویج غیرعادلانه بودن محکمه‌ی یعقوب مهرنهاد پرداختند و صدور حکم اعدام را برای وی مخالف موازین حقوق بشری نامیدند.

از سوی دیگر نهادهای به‌اصطلاح حامی حقوق بشر با انتشار بیانیه‌هایی به دفاع از مهرنهاد پرداخته و در تکمیل پازل فشار بر حکومت پرداختند.

بخش‌هایی از این گزارش در ادامه آمده است:

گفت و گو با چند فعال مدنی، درباره‌ی یعقوب مهرنهاد:
«مهرنهاد قرار بود شاخه فرهنگی جندالله را راه بیندازد»

کوهیار گودرزی: یعقوب مهرنهاد، روزنامه‌نگار و فعال مدنی سیستان و بلوچستان، صبح دوشنبه چهاردهم مرداد ماه سال ۸۷ به همراه یک تن دیگر در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

یعقوب مهرنهاد در اردیبهشت‌ماه سال ۸۶ بازداشت و در ۲۲ بهمن ماه همین سال توسط دادگاه انقلاب استان سیستان و بلوچستان به اتهام ارتباط با گروه جندالله به اعدام محکوم شده بود.

از اشکان آذر کیش، عضو ان‌جی‌اوی مددکاری امید استان در مورد اتهامات آقای مهرنهاد پرسیدم؟

ایشان دو دیدار با آقای ریگی داشت و قول داد که شاخه‌ی فرهنگی جندالله را در ایران بین زنان و جوانان راه‌اندازی کنند. آن‌چه‌ در پرونده‌شان مطرح بود این است که فقط برای آن‌ها عضوگیری بکند و روی جذب نیرو کار بکند.

ولی بعد از آن یک دیداری هم با یکی از سران حزب دموکرات بلوچستان داشت که در سوئد زندگی می‌کند و در شبکه‌های ماهواره‌ای هم صحبت می‌کند. در امارات ایشان را ملاقات کرد و از ایشان پول گرفت. این حزب، جزو حزب‌های سه چهار نفره سیاسی است، ولی فاز نظامی ندارد.

وقتی ایشان را بازداشت کردند می‌گفتند که این قضیه خیلی جدی مطرح بود. حتی خود آقای ریگی فیلم دیدارش با مهرنهاد را برای دستگاه اطلاعاتی ایران فرستاده، موقعی که فهمید ایشان با این شخص هم تماس گرفته و فکر کرده که می‌خواهد ایشان را دور بزند.

حالا این جهتش را من دقیقاً نمی‌دانم ولی طبق گفته‌ها، ایشان از ‌آقای بلیده پول گرفته، در پرونده او هم ظاهراً این قضیه آمده. اما ایشان از آقای ریگی پولی نگرفته بود.

علی رضا ابرین، فعال حقوق بشر در سیستان و بلوچستان نیز اطلاعاتی مشابه آقای آذر کیش در اختیار داشت:

یعقوب مهرنهاد،‌ آدمی بود که می‌خواست خیلی مطرح بشود. آن‌جوری که ما از پرونده او اطلاع پیدا کردیم، او دو بار با عبدالقادر ملاقات کرده بود. اعترافات، خودش است. اعترافاتی که اطلاعات هم از آن‌ها فیلمبرداری کرده و احتمالاً چند وقت دیگر هم، در جواب کسانی که به قولی اعتراض می‌کنند، از تلویزیون پخش می‌شود.

آن چیزی که خودش اعتراف کرده، از آقای بلیده هم که مسوول جبهه متحد بلوچ در سوئد است، حدود ۲۰۰ هزار دلار پول گرفته، برای این‌که شاخه فرهنگی جندالله باشند‌. بعد وسط این قضایا، ‌‌آقای مهرنهاد تصمیم می‌گیرد همه‌ی این‌ها را دور بزند، و یکی از این دو تا یا عبدالمالک، یا بلیده او را لو می‌دهند.

نظرات ()



عکس‌هایی از رئیس جمهور «خامنه‌یی»
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱٩


جمعی از پاسداران در دیدار با آیت الله خامنه‌ای در نهاد ریاست جمهوری

 


معمر قذافی - فیدل کاسترو - آیت الله خامنه‌ای

 


حضور آیت الله خامنه‌ای در هشتمین اجلاس عدم تعهد در هراره - ١٣۶۵

 


سرهنگ قذافی - آیت الله خامنه‌ای - ١٣۶٣

 


رئیس جمهور بورکینافاسو - آیت الله خامنه‌ای - ١٣۶۵

 


آیت الله سید روح‌الله خاتمی - آیت الله منتظری - آیت الله خامنه‌ای

 


آیت الله خامنه‌ای در جمع هیئت دولت - مهر ١٣۶۴

 


آیت الله خامنه‌ای (رئیس جمهور) حجت الاسلام سید محمد خاتمی (وزیر ارشاد)
اهدای جوائز به نفرات برتر سومین دوره انتخاب معرفی کتاب سال ـ بهمن ١٣۶۴

 

منبع: وبلاگ مجادله

نظرات ()



در مذمت تروریسم
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱٦

یعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهری صدر به اتهام «محاربه و فساد فی الارض» از طریق عضویت و همکاری با «گروهک تروریستی موسوم به جندالله به سرکردگی عبدالمالک ریگی» به اعدام محکوم شده بودند.

آنچه در این میان محل سئوال و بحث است، نوع واکنش سازمان‌ها موسوم به حامی حقوق بشر است که با محکوم کردن جمهوری اسلامی، تلاش خود را در حمایت از تروریسم به سرکردگی امثال «عبدالمالک ریگی» نشان داده‌اند. البته این حمایت‌ها از ریگی، برای اولین بار نیست.

پیش از این نیز VOA و روزآنلاین، با این تروریست مصاحبه کردند و نظرات او را علیه مردم و نظام اسلامی منتشر کردند. این اتفاقات دقیقاً زمانی افتاد که تروریست‌ها بیست و دو نفر از شهروندان را در حادثه‌ی تاسوکی به طرز وحشتناکی به شهادت رساندند و حتی به کودکان شیرخوار نیز رحم نکرده بودند هفت نفر را نیز به گروگان بردند.

هنوز ملت ایران این هماهنگی میان رسانه‌های غربی و تروریست‌ها را فراموش نکرده‌اند که امروز شاهدیم که اعدام یکی از افراد مرتبط با این تروریست‌ها را علیه مردم و نظام علم کرده و داد سخن داده‌اند که حقوق بشر چه می‌شود! راستی شهادت آن ده‌ها نفر نیز به اندازه‌ی این یک نفر برای فعالان و سازمان‌های حقوق بشری مهم بوده است؟

این یک اعلان عمومی و دعوت همگانی است که بیائیم و همه‌ی ما به عنوان شهروندان این جامعه‌ی اسلامی و ایرانی علیه تروریسم و رسانه و حقوق بشر بنویسیم. چند محور هم با پیشنهاد برخی دوستان مطرح می‌شود:

یک. تروریسم، حقوق بشر و رسانه چه ربطی به هم دارند؟ آیا صدور حکم اعدام برای همکاری با تروریسم، ناعادلانه است؟

دو. رفتارهای سازمان‌های حقوق بشر غربی را در قبال مسلمانان در لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان  و نیز رژیم صهیونیستی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سه. رسانه‌ها و نقش آنها در حمایت از تروریسم و گسترش آن چیست؟

 

از تمام دوستان (بالاخص حامد طالبی، سیدسجاد صاحب فصول، ابوذر منتظرقائم، علی اللهیاری، مجید بذرافکن، محمدعلی تائبی، محمدمسیح مهدوی، محمد مهدوی اشرف، صاحبان وبلاگ هواخوری و سایر کسانی که لینک‌شان در کنار این وبلاگ درج شده است) دعوت می‌شود تا نظرات خود را در این موضوع در وبلاگ نشر دهند و به بند نیز اطلاع دهند تا در این وبلاگ درج کنم.

__________________________

کسانی که تا کنون مطالبی در این باره نوشته‌اند:

رمز دشمن‌شناسی: قلم چندکاره!

آهستان: یک وبلاگ‌نویس اعدام شد!

زهرا اچ-بی: با مخالف کورکورانه با اعدام مخالفم

سردبیر خودم: ۱۹۸۴ در ایران؛ قاتل روزنامه‌نگار است، تروریست فعال مدنی

گام آخر: اگر شما میکروب‌ها را نکشید، آنها شما را خواهند کُشت

IronicIranian: در نقد آستین پر اشک وبلاگستان

بچه‌های قلم: ریگی به نام ریگی

اسماعیل‌نیوز: یعقوب میرنهاد

تأملات: هنوز هم اشتباه می‌کنیم

بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس: ایران؛ بزرگترین قربانی تروریسم و خشونت

پاسداران: ترور، اعدام، کدام بد است؟ کدام خوب؟

شهسوار دل: اعدام یعنی ...

دست‌نوشته‌های یک کج و معوج: عبدالشیطان ریگی

بچه‌های قلم: جندالشیطان و وبلاگستان

ایلیا: بازی کثیف

نگاه نو: ضرورت احترام به «حکومت قانون»

مجاهدین: لطیفه‌ای به نام حقوق بشر!

پاسخگویی سران سه قوه: تشت رسوایی‌شان از بام افتاد

نگاه نو: یعقوب مهرنهاد وبلاگ‌نویس نبوده است

آهستان: شاخه‌ی فرهنگی جندالله؛ شوخی یا جدی؟!

رصدخانه: تروریسم، از دروغ تا واقعیت

فصل آگاهی: قصابان قلم به‌دست

پژواک: رسانه‌های دل به‌هم زن

نگاه نو: جندالشیطان، نه جندالله

آسمانی‌ها: تروریست کیه؟!

تا انتها: هلاکت یک تروریست تجزیه طلب شادباش دارد

بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس: تبعیض تروریسم می‌آفریند یا ...

اسماعیل‌نیوز: یعقوب مهرنهاد، نسخه دو

نگاه نو: چرا جندالشیطان از نگا نو می‌ترسد؟

وبلاگ به‌دوش: خودمان را نکشیم!

رتوریک: مرثیه برای تمساح

نظرات ()



مصاحبه‌ی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱٥

این روزها که روزهای مصاحبه‌ی متقاضیان دانش‌گاه امام صادق علیه السلام است، خیلی‌ها می‌آیند و سراغ می‌گیرند که چه باید بکنیم و چه باید بگوئیم.

از شهرهای مختلف هم مشاوره داده‌ام. از شیراز، کرمان، یزد و تهران. الآن هم دیدم که برخی از ورودی‌های وبلاگ با جستجوی "مصاحبه دانشگاه امام صادق" آمده‌اند و این‌جا را دیده‌اند. برای اطلاع کسانی که دنبال پاسخ هستند باید بگویم که مصاحبه‌ی شفاهی سه بخش دارد:

یک. مسائل اعتقادی و احکام
دو. مسائل علمی و تخصصی
سه. اطلاعات عمومی سیاسی

البته زیاد سخت نگیرید. اطلاعات شخصی، کتاب‌هایی که خوانده‌اید و خیلی چیزهای دیگر هم در گزینش مهم است. مثلاً اخلاق و پوشش و فن بیان و ... مؤثر است.

پیشنهادم این است که خیلی سخت نگیرید. خودتان باشید. ضرر نمی‌کنید!

نظرات ()



من و پالیزدار
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱٥

خبرنویسی را در یک کلاس نیم‌ساعته یاد گرفتم. پس از آن نیز یک سخنرانی را به شیوه‌ی خبری نوشتم. و دیگر هیچ وقت هوس نکردم که خبر بنویسم!

حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم که عجب تصادفاتی در آن خبر وجود داشته است. از صاحبِ خبر گرفته تا موضوع‌ش همه تازه‌اند. سخنران آقای عباس پالیزدار، و موضوع نقدی کردن یارانه‌ها.

عباس پالیزدار که به عنوان دبیر هیئت امنا و سخنگوی خانه صنعتکاران ایران سخن می‌گفت، مخالفان نقدی شدن یارانه‌ها را به سودجویی متهم کرد و گفت که این افراد به دنبال سود و منافع شخصی‌شان هستند. همچنین وی بیان داشت که نظام کنونی پرداخت یارانه‌ها اهداف انقلاب را تأمین نمی‌کند.

وی پیش‌بینی کرد تورم ناشی از نقدی شدن یارانه‌ها در تنها به مدت شش‌ماه به طول خواهد انجامید و  دو و هفت دهم الی سه درصد تورم را باعث خواهد شد.

متن خبر به شیوه‌ی یک  |  متن خبر به شیوه‌ی دو

قبلاً هرگونه وابستگی و ارتباط این‌جانب با هرکس تکذیب و محکوم می‌شود!

نظرات ()



خیال خام
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱٥

با مدیر تازه‌کاری از نامردمی‌های مدیر قبلی می‌گفتم که چنین گفت و چنان کرد.

اول‌ش مدیر نو، همراهی کرد. بعد کم‌کم گفت که شما هم باید چنین می‌کردید، ولی چنان کردید. آخرش هم رسماً گفت که البته من هم فقط حرف می‌زنم و انتظار نداشته باشید که من هم راهی جز راه مدیر قبلی را بروم.

خواستم به‌ش بگویم که من هم غیر از این فکر نمی‌کردم. این‌جا همه‌ی مدیران‌ش فقط بلدند حرف بزنند. بنده‌ی خدا فکر می‌کند که جدی‌اش گرفته‌ام؟! چه خیال خامی!

نظرات ()



منفی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱٥

می‌خواهم به کسی جواب منفی بدهم، اما نمی‌شود!

کسی نمی‌تواند به جای بنده یک «نه» محکم بگوید؟

نظرات ()



دانش‌جوی کدبانو
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱۳

تابستان‌هایی که خواب‌گاه می‌مانم، زندگی دانش‌جویی مزه‌ی تازه‌ای برای‌م پیدا می‌کند. از همان ابتدای صبح باید فکر صبحانه باشیم و قبل از این‌که صبحانه تمام شود، باید برنامه‌ای برای ناهار ترتیب بدهیم. و همین طور روز را به امید شامِ شب طی کنیم. همیشه هم که نمی‌شود غذای آماده و سریع‌التهیه خورد. مجبوریم دست به پخت شویم و «کدبانو»یی خود را به رخ یکدیگر بکشیم.

البته در این میان بنده استثنائم. نه دست‌پخت درستی دارم و نه تنوعی در غذاهای‌م وجود دارد. املت و ماکارونی (دو وعده در هفته) و نان و پنیر و کوکو باید درست کنم. روزی یک‌بار باید خرید کنم. مرکز خرید و فروشندگان‌ش را دیگر آشنا شده‌ام. تمام مغازه‌داران اطراف دانش‌گاه را می‌شناسم. ساعت‌ها توی صف نان می‌ایستم تا شام را با نان سنگک داغ صرف کنیم.

چند روز پیش هم که برای اولین بار سبزی خریدم تا با املت بخوریم. فکرش هم خنده‌دار است که چهارتا آقای سبیل‌کلفت بنشینند دور هم و سبزی پاک کنند و غیبت کنند. ساعت‌ها هم باید برای درست کردن غذا سه‌چار ساعت بچرخیم تا بالاخره یک پلوی شفته یا سوخته حاصل شود.

از همه‌ی این‌ها گذشته، هزینه‌های کمرشکن برای زندگی دانش‌جویی در تابستان حسابی آدم را پیر می‌کند: شبی هزار و هفتصد تومان واسه‌ی خواب‌گاه، حدود سیصد تومان واسه‌ی صبحانه، دو هزار تومان خرج ناهار و هزار تومان برای شام؛ به عبارتی می‌شود روزانه 5000 تومان. یعنی در یک ماه 150000 تومان که به علاوه‌ی 100000 تومان پول ترم تابستانی می‌شود 250000 تومان. بدون احتساب هزینه‌های دیگر و هزینه‌ی ایاب و ذهاب و تفریح و ...

خشک‌شویی دانشگاه هم در تابستان تعطیل یا نیمه تعطیل است و باید لباس‌ها را خودت بشویی. حتی بوفه‌ی دانش‌جویی، انتشارات و ... هم تعطیل است و باید برای هر امر کوچکی از این سر دانشگاه به اون سر دانشگاه بروی و مایحتاج را از بیرون تهیه کنی.

با این اوضاع و احوال، معمولاً کسانی در خواب‌گاه تابستانی می‌مانند که شغلی و ممر درآمدی دارند. صبح بعض‌شان شال و کلاه می‌کنند که بروند نان در بیاورند، اما نمی‌دانند که پدرشان در خواهد آمد. و عصر با خستگی و کوفتگی می‌آیند و حالا نوبت‌شان است که غذا درست کنند. واقعاً این‌جور مواقع است که درک می‌کنم که پدر و مادر چقدر زحمت می‌کشند.

به خیلی‌ها گفته‌ام، به شما هم می‌گویم: اگر زندگی خواب‌گاهی را نچشیده باشید، عمراً مفهوم دانش‌جویی را فهمیده باشید! (البته زندگی خواب‌گاهی در تابستان یک چیز دیگر است!)

نظرات ()



اردوی وبلاگ‌نویسان مهدوی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱۳

اردوی سه روزه‌ی وبلاگ‌نویسان مهدوی (نگین زمان) در قم برگزار شد و ما نیز در این روزها میهمان بزرگ‌واران دفتر توسعه‌ی وبلاگ دینی بودیم. چند نکته قابل ذکر در این‌جا وجود دارد:

نخست: در باب دفتر توسعه‌ی وبلاگ دینی
نام دینی‌بلاگ برای من چهار سال سابقه دارد. هرچند که سه سال بیشتر از عمرش نمی‌گذرد. روز تولدشان هم رفتیم قم و در دفتر تبلیغات اسلامی در افتتاحیه‌شان شرکت کردیم. حالا که به آن روزها نگاه می‌کنم، می‌بینم که این دفتر خیلی بزرگ‌تر شده است و رشد یافته است. دست مریزاد جدی باید به برادران گفت.

دو. وبلاگ‌نویس مهدوی
نمی‌دانم با ملاک‌های آقایان بنده هم وبلاگ‌نویسان مهدوی هستم یا نه. اما خیلی از نظر محتوایی مفاد جلسات و نشست‌های این اردو خیلی مفید بود برای‌م. به خصوص در شناخت برخی فِرَق انحرافی خیلی مفید است. (به خصوص در شناخت فرقه‌ی انحرافیه‌ی ضاله‌ی مضله‌ی احسانیه و اخوان)

سه. دوستان مهدوی
از مهم‌ترین نتایج این اردو برای شخصِ این‌جانب، دوستی و آشنایی با دوستان بزرگواری بود که مشتاق دیدار برخی‌شان بوده‌ام. از نزدیک دیدن این آدم‌ها خیلی به فهم مطالب‌شان کمک می‌کند. مثلاً آقای .... یا ....!

 

بی‌ربط:
یک. حاج‌آقای‌نجمی‌درافتتاحیه‌ی‌دفترتوسعه‌ی‌وبلاگ‌دینی
قبلاً عکس‌های بیشتر از افتتاحیه‌شان داشتم که در یک فاجعه‌ی انسانی-ماشینی از دست رفت.

دو. آسیب‌شناسی‌گفتمان‌مهدویت
قبلاً نوشته بودم‌ش. دوباره با بحث مهدویت، دوباره یادش کردم.

سه. مسیحیت‌صهیونیستی
این مطلب را حدود پنج سال نوشته بودم. بی‌ربط با موضوع مهدویت نیست.

نظرات ()



بَری از هنر
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۱۳

استادمان امروز در درس «آیات الاحکام» حال خوشی داشت. کلاس‌ش فقط حاشیه بود. از سینما و تلویزیون گرفته تا تاریخ و ادبیات را نقد و بررسی کرد و علما و مترجمین را له و لورده می‌کرد و پیش می‌رفت.

یکی از این حرف‌های نیش‌دارش را هم روانه‌ی جناب شمقدری کرد و در حاشیه‌ی نقب محتوایی که بر سریال یوسف پیامبر زدند، فرموند که در زمان پخش مجموعه‌ی طوفان شن، میان هنرمندان مشهور شده بود که:

آن فیلم که از هنر بَری بود
«طوفان شن» شمقدری بود

و ادامه داد که باید شعر دیگری را هم برای این سریال بگویند که مثلاً:

آن فیلم که از هنر بَری هست
«یوسفْ نبی» سلحشوری هست

ما که ندیده‌ایم. اما این‌جوری که می‌گویند سوتی جدی در محتوای‌ش وجود دارد که برخی از مراجع از جمله آیت الله سبحانی به آن انتقاد کرده‌اند. نه به روایت تورات سازگار است و نه به روایت قرآن. قبلاً اسرائیلیات هم منبع داشت. اما انگاری که در دوارن ما، بعضی‌ها خودشان می‌توانند روایات تازه از حوادث تاریخی ارائه کنند. خدا خودش به تاریخ و پیامبران‌ش رحم کند!

نظرات ()



لینک هایی برای دیدن، خواندن و شنیدن
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٧

یک. عکس و شعار تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری مقام معظم رهبری: «حکومت اسلامی، آن حکومتی است که مردم را به فکر کردن  دعوت می کند و هدایت ذهن مردم را بر عهده می گیرد.»
دیدن این عکس به شدت پیشنهاد می شود!

دو. ویژه نامه ی روزنامه ی جام جم دیروز منتشر شد. این ویژه نامه به بررسی شخصیت و اندیشه های امام خامنه ای پرداخته است. گفتار و نوشتاری از حجج اسلام هاشمی رفسنجانی، مومن، ناطق نوری، یزدی، تسخیری، مروی، پارسانیا و ذوالعلم و نیز آقایان حداد عادل، عارف، مسجدجامعی، مجید مجیدی، افروغ، حمید سبزواری، ولایتی، قالیباف، مهدی فضائلی و ... در 114 صفحه منتشر شد. خواندن این ویژه نامه به شدت پیشنهاد می شود!

سه. این لینک یکی از سخنرانی های آیت الله خامنه ای درباره ی عدالت در سال 1360 است که در آن علیه سرمایه داری و استثمار سخن گفته اند. شنیدن این سخنان به شدت پیشنهاد می شود!

نظرات ()



کرسی احمدی‌نژاد در دانشگاه کراچی!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٧

سند تفاهم نامه همکاری‌های علمی - فرهنگی بین خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران و دانشگاه فنی مهندسی سر سید احمد خان کراچی به منظور تاسیس کرسی دکتر احمدی نژاد و اتاق ایران شناسی به امضاء رسید.

به گزارش ایرنا، این تفاهم نامه که با حضور مهندس ظل احمد نظامی ، رییس دانشگاه فنی مهندسی سرسید احمد خان کراچی و دکتر محمد مهدی توسلی وابسته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کراچی به امضا رسید ، دو طرف موافقت کردند تا مرکز علمی - فرهنگی به نام مرکز مطالعات ایران شناسی شامل کرسی دکتر احمدی نژاد و اتاق ایران شناسی را در دانشگاه فنی مهندسی سرسید احمد خان تاسیس کنند .

به گفته رییس دانشگاه سر سید، هدف از تاسیس کرسی احمدی نژاد ، تجلیل از مقام شامخ ایشان است که باعث فخر جامعه مهندسان مسلمان هستند و این ابتکار در واقع ارج نهادن به جامعه مهندسان مسلمان به خصوص در پاکستان است که یک نفر مهندس مسلمان به عنوان رییس جمهوری کشور اسلامی ایران انتخاب شده است.

نظرات ()