درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
عذر تقصیر به پیشگاه شما
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۱٠/٢٤

باید یک پوزش درست و حسابی بخواهم نسبت به مخاطبان این وبلاگ. چند مدتی چنان از به روز کردن آن دست برداشته‌ام که گویی اصلاً بی‌خیال‌ش شده ام.

خودم هم شرمنده و ناراحتم از این وضعیت وبلاگ. اما حق دهید به کسی که نه اینترنت پیوسته‌ای دارد و نه حتی دیگر رایانه‌ای دارد تا در فرصت مبسوط به فکر نوشتن وبلاگ باشد.

این صاحب وبلاگ عذر تقصر می‌خواهد که این روزها چنان وقت‌ش را امور پراکنده و متمرکز پر کرده است که وبلاگ‌نویسی‌ش -که روزی تنها کارش بود- را تحت تأثیر قرار داده است.

این روزها دل و کارم را وقف فلسطین کرده‌ام و زمان‌م وقف آن‌ها ست. راست هم می‌گوئید که چرا از فلسطین ننوشته‌ام. من هم خود شرمنده‌ام. از تذکارهای شما هم بر این امر متشکرم. اما واقعاً از نوشتن‌ش درمانده‌ام. خب شما بفرمائید که در برابر این نسل‌کشی واضح چه باید بگویم؟

نظرات ()



نقد غیرمنصفانه و توجیه نامعقول آفت رفتارهای مصلحانه است
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۱٠/۸

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی:
حفظ باطن انقلاب از ظاهر آن مشکل‌تر است

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان این که حفظ باطن انقلاب از ظاهر آن مشکل‌تر است، اظهار کرد: وظیفه جنبش دانشجویی پی‌گیری تحقق مردم‌سالاری و اسلامی شدن تمام ارکان و اجزای نظام اسلامی است.

محمدصالح مفتاح در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به بیانات اخیر مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران، نظامی بی‌بدیل در تاریخ بشریت و از ثمرات شجره‌ طیبه‌ انقلاب اسلامی است؛ هرچند این شیوه حکومت، برگرفته از حکومت انبیاء الهی و امامان معصوم است، اما متناسب با دوران ما در قالب نوینی عرضه شده است که در آن علاوه بر محتوای اسلامی، شکلی روزآمد در نظر گرفته شده است.

این فعال دانشجویی ادامه داد: بر اساس این‌ که ما ترکیب نظام اسلامی را ترکیبی اضافی بدانیم و یا وصفی، می‌توان ظواهر و بواطن آن را تعریف کرد و شناخت. اگر این ترکیب را اضافی بدانیم، به معنی تعلق نظام به اسلام است و اگر وصفی بدانیم منظور آن خواهد بود که نظامی که اسلامی است؛ البته این اقرب به مقصود است.

وی خاطرنشان کرد: بر همین اساس، این نظام باید در تمام سطوح این وصف را داشته باشد و چه در شکل و چه در محتوا آن را دنبال کند. قانون اساسی این موضوع را به خوبی پی گرفته است و پیش‌بینی شورای نگهبان و مجلس خبرگان در کنار ولایت فقیه این جریان مشروعیت الهی را در کنار مردم‌سالاری در قالب پارلمان و ریاست‌جمهوری پیش‌بینی کرده است.

مفتاح با بیان این که حفظ باطن انقلاب از ظاهر آن مشکل‌تر است، گفت: در نظام اسلامی، زمینه‌ نفاق و ریا بیشتر است؛ چرا که دسترسی به باطن سخت‌تر است و تغییرات در آن به کندی صورت می‌پذیرد؛ از این رو نیازمند توجه بیشتر و تدقیق عمیق‌تری خواهیم بود.

وی ادامه داد: همان‌گونه که مقام معظم رهبری نیز بیان داشته‌اند، باطن نظام اسلامی عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزش‌ها، سعى براى ایجاد برادرى و برابرى، اخلاق و ایستادگى در مقابل نفوذ دشمن است. باید این موارد با سنجه‌های دقیق هر روز مورد بررسی قرار گیرد و ببینیم تا چه اندازه از این آرمان‌ها دور یا به آن نزدیک شده‌ایم.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی خاطرنشان کرد: انقلاب و نظام اسلامی و دستیابی به آرمان‌های آن، نیاز به انسان‌های مذهبی دارد تا در برابر وسایس شیطانی عقب نروند و بتوانند برای بسط کلمه‌ الله در زمین بکوشند. اگر این امر میسر نشد، تمام تلاش‌هایی که برای حفظ اسلامیت نظام به کارگرفته می‌شود، بی‌ارزش خواهد شد. این امر در مقدمه و فصل اول قانون اساسی بارها تأکید شده است.

مفتاح ادامه داد: متأسفانه ما شاهد توجه به ظواهر نظام شده‌ایم و فراموش کرده‌ایم که باطن نظام را نیز باید مورد توجه قرار دهیم. اگر به نوع رفتارهای بسیاری از نهادهای متولی فرهنگ و سیاست بنگریم، این امر به شدت مشهود است و این‌که قالب‌ها بر محتواهای آن غالب شده‌اند. گاهی نیز تصور کرده‌ایم تزئین‌ کردن ما را از اصلاح بی‌نیاز می‌کند. در حالی که آن‌چه تزئین کرده‌ایم هیچ سودی به حال ما و نظام اسلامی نخواهد داشت و در مواقعی که بدان نیاز افتد، اطلاع از عدم کارایی این ارکان و اجزاء سودی نخواهد رساند.

وی ادامه داد: تعبیر دیگری که از ظاهر و باطن انقلاب اسلامی می‌توان ارائه کرد، همان چیزی است که در تفاوت ظرف و مظروف بیان می‌شود. به بیان شهید مطهری جمهوریت شکل نظام است و اسلامیت محتوای آن. بر همین اساس، جنبش دانشجویی وظیفه دارد هم تحقق مردم‌سالاری را پیگیری کند و هم اسلامی شدن تمام ارکان و اجزای نظام اسلامی را.

مفتاح در ادامه گفت: جنبش دانشجویی به دلیل عدم وابستگی به قدرت و آرمان‌خواهی و نیز روحیه‌ی جوان و پرشور خود بهتر از دیگر اقشار می‌تواند در جهت صیانت از نظام اسلامی در سطوح ظاهر و باطن تلاش کند. جنبش دانشجویی به دلیل مرجع بودن و پیشگام بودن در عرصه‌ی آرمان‌خواهی، همواره بیش از دیگر طبقات و اقشار بر اجرای این وظیفه‌ی خود تأکید داشته و آن را به انجام رسانده است. این نقش را احزاب و گروه‌های سیاسی و سیاست‌مداران و سیاست‌بازان به دلیل معطوف بودن رفتارهای‌شان به قدرت نمی‌توانند به درستی انجام دهند. آنها گاه به نقد بی‌انصافانه دست می‌زنند و گاه به توجیه نامعقول و این هردو آفت رفتارهای اصلاح‌گرایانه و اصول‌طلبانه است.

وی تعقل، تهذیب، تعمیق اندیشه، شجاعت، اخلاص، اخلاق، صبر و بسیاری صفات دیگر را لازمه‌ جنبش دانشجویی دانست و اظهار کرد: تشکل‌های دانشجویی باید با ایجاد بستر مناسب برای جاری شدن این ویژگی‌ها در سرتاسر تشکل‌شان تلاش کنند که این امر نیازمند برنامه‌ریزی و ارزیابی مداوم در جهت نیل به این اهداف و آرمان‌هاست. در این بین تشکل‌های دانشجویی باید افق‌های دید خود را گسترش و آرمان‌های واقعی اسلام را ملاک عمل قرار دهند. این‌که شاهدیم برخی تشکل‌های دانشجویی بیش از آنکه معطوف به اصلاح جامعه تلاش کنند، به تخریب و تقابل با یکدیگر می‌پردازند، ناشی از کوتاه‌بینی و نداشتن آرمان و اعتقاد به راهی است که به نام آن وارد عرصه‌ی تشکل دانشجویی شده‌اند.

مفتاح در پایان تصریح کرد: تشکل‌های دانشجویی و فعالیت‌های آنها باید به بستری برای تقویت بنیه‌های اجتماعی و فهم اعضا بدل شود تا بتوانند نیروهای کارآمدی را برای مناصب و مشاغل مختلف تربیت کنند. البته باید مواظب بود که این امر باعث جهت‌گیری اهداف تشکل به سمت سکوی پرش شدن افراد نشود که همان آفت ریا و نفاق را در تشکل‌های دانشجویی گسترش خواهد داد.

 منبع: ایسنا

نظرات ()



وحدت حوزه و دانشگاه شعار زده است
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٩/٢٥

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی با بیان اینکه وحدت حوزه و دانشگاه می‌تواند در عرصه‌های تولید علم و جنبش نرم‌افزاری به یاری بیاید، گفت:حوزه و دانشگاه به مثابه دو بال، باید زمینه‌ی رشد و توسعه و دست‌یابی به جامعه‌ای دین‌دار، اخلاق‌محور و عادلانه فراهم آورند. دست‌یابی به چنین جامعه‌ای بدون همکاری بین حوزه و دانشگاه تقریباً غیرممکن است.

محمدصالح مفتاح، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به سالروز وحدت حوزه و دانشگاه اشاره و اظهار کرد: از آن جا که ظهور دانشگاه و مظاهر تجدد در کشورهمزمان با سنت‌ستیزی شد، این گریز از سنت نتیجه‌ای برای از دست رفتن تمام تجربیات و سنت‌های علمی و فرهنگی شد. از سوی دیگر نبود وحدت در کشورمنجر به دوری دانشگاه از دین و رفتارهای دین‌ورزانه و همچنین دوری حوزه‌های علمی از فهم درست مسائل و شرایط زمانه می‌شود. در این صورت نه دانشگاه را از دین گریزی است و نه حوزه را از درک زمانه. به همین دلیل همواره نیاز به همکاری و همیاری این دو نهاد علمی احساس می‌شود.

این فعال دانشجویی با بیان اینکه شهید آیت‌الله مفتح با درک درست حوزه و دانشگاه در جایگاه‌های شاگردی و استادی، توانست ضرورت این وحدت را درک کند، افزود:البته این وحدت و فهم ما از آن، در طول زمان‌ تغییر کرده است. ما تنها یک فهم از وحدت نداریم. گاهی مراد از وحدت، وحدت معرفتی است و گاهی وحدت ایدئولوژیک، گاهی وحدت ساختاری و گاه وحدت مبتنی بر تقسیم کار است.

وی ادامه داد: بر اساس همین فهم‌های متفاوت، آثار مختلفی در این باره قابل مشاهده است. از ایجاد نهادهای بینابینی همچون دانشگاه امام صادق(ع) یا مؤسسه‌ی امام خمینی تا برگزاری جلسات و نشست‌های دوستانه میان دانشجویان و طلاب، از تدریس حوزویان در دانشگاه‌ها تا تحصیل طلاب در علوم دانشگاهی و بالعکس ایجاد شده است. همه‌ این رفتارها به نوعی بازتاب‌دهنده‌ی نیاز جامعه‌ی امروز علمی ما به وحدت است.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی اصلاح نظام‌ها و شیوه‌ها را از جمله آثار وحدت حوزه و دانشگاه عنوان و خاطرنشان کرد: به عنوان مثال شیوه‌ی مناسب برای تحصیل و نظام آموزشی در حوزه‌های علمیه، از انتخاب درس و استاد تا نظام سنجش و تا شیوه‌ی مباحثه می‌تواند به عنوان جایگزین‌هایی برای شیوه‌ی مدرک‌محور دانشگاه مد نظر قرار بگیرد.

مفتاح ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه را برای همگان روشن خواند و گفت: همه بر این مدعا پای می‌فشرند که باید میان حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها ارتباط باشد. البته بروز این نیاز با بروز انقلاب اسلامی بیشتر احساس شده است؛ چراکه نیازهای جامعه تنها از یک سنخ نیست. حکومت اسلامی را گریزی از اسلامی شدن در ابعاد مختلف نیست و از این رو نیاز به اسلام‌شناس در همه‌ی زمینه‌های علمی و عملی و مدیریتی نظام احساس می‌شود و اداره کردن جامعه بدون یاری گرفتن از دانشگاه‌ها میسر نیست.

وی در ادامه تاکید کرد: حوزه و دانشگاه به مثابه دو بال، باید زمینه‌ی رشد و توسعه و دست‌یابی به جامعه‌ای دین‌دار، اخلاق‌محور و عادلانه فراهم آورند. دست‌یابی به چنین جامعه‌ای بدون همکاری بین حوزه ودانشگاه تقریباً غیر ممکن است.

این فعال دانشجویی ادامه داد: تجربه‌ی تاریخی ما نشان داده است که با برقراری ارتباط و همیاری میان این دو نهاد علمی در کشور، خیرات و برکات بسیاری برای کشور حادث می‌شود. نمونه‌ی بارز این وحدت، در جریان انقلاب اسلامی دیده می‌شود. درک متقابل حوزویان و دانشگاهیان و ارتباط مستمر روشنفکران این دو نهاد، باعث شد که انقلاب با اتکاء به این دو قشر به پیروزی برسد و نقش بی‌بدیل این دو نهاد در تاریخ مضبوط شود.

وی افزود: البته وحدت حوزه و دانشگاه در پیروزی انقلاب اسلامی، یک تجربه‌ی حداقلی است. تجربه‌ای که صرفاً در آن درک متقابل و ایدئولوژی مشترک حاکم بوده است. امروز نیز این وحدت می‌تواند در عرصه‌های تولید علم و جنبش نرم‌افزاری به یاری بیاید و در ساری و جاری شدن اخلاق و ایمان در علم یاریگر فرهیختگان و نخبگان دانشگاهی و حوزوی شود.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی در بیان موانع پیش روی وحدت بین حوزه و دانشگاه گفت: راه وحدت، راهی یک‌طرفه نیست. یک طرف این معادله نمی‌تواند صرفاً تولید کننده‌ی فهم و معرفت و دیگری فقط مصرف‌کننده باشد. نمی‌تواند یکی استیلای بر دیگری داشته باشد و نام این را وحدت بگذاریم. ما نیز به گفت‌وگوی دو طرفه نیاز داریم. نمی‌توان فقط از وحدت حرف زد و در کلیات بمانیم. ما باید در وحدت عملی بکوشیم.

مفتاح ادامه داد: مانع دیگر، بدبینی و عدم درک متقابل میان این دو نهاد است. تا زمانی که حوزویان، دانشجویان را دور از دین تصور کنند و دانشگاهیان، حوزویان را درک نکنند و زبانی برای مفاهمه نباشد، نمی‌توان به وحدت امید داشت.متاسفانه شاهدیم که موضوع وحدت حوزه و دانشگاه شعار زده و از عمل فاصله گرفته است. ما هر سال شعار می‌دهیم که به دنبال وحدت هستیم، اما در جهت تحقق آن کاری نمی‌کنیم.

این فعال دانشجویی در ادامه تاکید کرد:این آسیب‌ها و موانع باعث نمی‌شود که رشد و تعامل حوزه و دانشگاه را نادیده بگیریم. در طول این سال‌ها در این زمینه‌ها پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم. فهم مشترک و درک متقابلی که امروز وجود دارد از گذشته بیشتر است. حضور روحانیون در دانشگاه‌ها در اصلاح نگاه‌های منفی بسیار مؤثر بوده است.

مفتاح با بیان اینکه امروز برای تولید علم دینی نیازمند تعامل حوزه و دانشگاه هستیم، گفت: اگر معتقد باشیم که امروز یکی از مهمترین نیازهای جامعه‌ی ما، جنبش نرم‌افزاری است، خود به خود این ضرورت را درک خواهیم کرد که باید فرهیختگان و روشنفکران حوزه و دانشگاه به یاری یکدیگر برای ایجاد و استحکام وحدت بکوشند؛ این وحدت نه تنها فقط در فهم و درک متقابل، که در داد و ستد علمی نهفته است.

وی در پایان اظهار کرد:امروز نیاز داریم تا اخلاق را در علم جاری کنیم. فهم ایمانی و گوهر اسلام ناب را با علم درآمیزیم و در راه اعتلای «کلمة‌الله» در جهان بکوشیم؛ الگوی زندگی پیشرفته و عادلانه را به جهانیان عرضه کنیم تا نمونه‌ی یک کشور پیشرفته‌ی مسلمان را به جهان عرضه کنیم.

منبع: ایسنا

نظرات ()



جریان‌شناسی وحدت حوزه و دانشگاه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٩/٢٤

آیت‌الله عمید زنجانی:
رئیس دانشگاه تهران روحانی نیست!

وحدت حوزه و دانشگاه، کلیشه‌ای شده است که تا وارد در بحثش نشویم، نامعلومی مفهومش نمایان نمی‌شود. هرکسی از ظن خود، معنایی از این اصطلاح برگرفته است و تأکیدش بر وحدت، ناظر بر همان درک است. برخی از این رویکردها عبارتند از: وحدت معرفتى، وحدت ایدئولوژیک، وحدت ساختارى و وحدت مبتنى بر تقسیم کار. این رویکردها را می‌توان در اندیشه‌ی مدیران و عالمان مشاهده کرد.


شهید آیت‌الله دکتر مفتح
اولین بار این وحدت حوزه و دانشگاه، در سال ١٣۴٠، در مقاله‌ای با عنوان «وحدت مسجد و دانشگاه» به قلم آیت‌الله دکتر مفتح مطرح شد. ویژگی مهم شهید مفتح که او را نماد وحدت گرداند، این بود که هم در حوزه و هم در دانشگاه، شاگردی و استادی را تجربه کرده بود و به اقتضائات هر دو نهاد علمی آگاهی داشت.
اما با پیروی انقلاب اسلامی و نیاز به نیروهای کارآمد و متعهد و نیز تئوری‌هایی برای اداره‌ی کشور زمینه‌های دیگری نیز برای روشن شد. دکتر مفتح در سال ١٣۵٨ اقدام به تشکیل سمینار وحدت حوزه و دانشگاه در دانشکده الهیات نمود که این اولین سمیناری بود که تحت این عنوان برگزار می‌شد. اما عمر ایشان کوتاه بود و نتوانستند شکوفایی و گسترش این شعار و هدف را ببینند. چرا که ساعت ۹ صبح روز سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۵۸ در حیاط خلوت دانشکده الهیات دانشگاه تهران با شلیک چند گلوله از سوی ضاربین بشدت زخمی شد و معالجات در بیمارستان اثری نبخشید و حدود ساعت ۲ بعد از ظهر همان روز به شهادت رسید.

آیت الله مهدوی کنی:
آیت الله مهدوی کنی با تأسیس دانشگاه اسلامی، وحدت کاملی (را چه در ساختار و چه در دروس، چه در اساتید و چه در دانشجویان) میان حوزه و دانشگاه پی‌گرفته‌اند. ایشان در کتاب خاطراتشان از نمونه‌ی مدارس اسلامی سخن به میان می‌آورد و می‌گوید: «قبل از انقلاب تعدادی مدرسه‌ی اسلامی ساخته شده بود. هدف بنیانگذاران مدارس این بود که مسلمانانی که قدرت مالی دارند و می‌توانند فرزندانشان را در یک مدرسه‌ی خوب تربیت کنند به آنجا بروند؛ از جمله مدارس تعلیمات اسلامی […]  سپس مدرسه‌ی علوی و مدارس اقماری آن در سطح بالاتر ]...[ بنیان‌گذاری شد. همین مدرسه بود که پس از پیروزی انقلاب، بسیاری از وزرای ما از آنجا بیرون آمدند و از فارغ‌التحصیلان همان مدرسه بودند.»
ایشان در بیان سابقه‌ی این طرح را از پیش از انقلاب ذکر می‌کند و می‌گوید: «قبل از انقلاب با دوستانی که در انقلاب بودند، مانند مرحوم شهید مطهری، مرحوم شهید باهنر و شهید بهشتی به فکر تأسیس یک دانشگاه اسلامی بودیم. تأسیس چنین دانشگاه اسلامی ضروری به نظر می‌رسید، اساسنامه‌ی آن هم قبل از انقلاب تدوین شده بود؛ منتها رژیم پهلوی اجازه نمی‌داد که ما دانشگاه تأسیس کنیم. چون می‌دیدیم که بچه‌هایی که به دانشگاه‌ها می‌روند، از آنجا که محیط اکثر دانشگاه‌ها اسلامی نبود، بسیاری از آنها منحرف می‌شدند. لذا فکر می‌کردیم اگر دانشگاهی درست کنیم که اسلامی باشد کار اساسی انجام داده‌ایم.»
اما در زمان اجرای طرح، اینکه ورودی‌های این مؤسسه‌ی علمی از کجا باشد، محل اختلاف بوده است. گروهی اعتقاد داشتند که «از میان طلّابی که در حوزه‌های علمیه یک دوره‌ی تحصیلاتی را طی کرده‌اند، گروهی را گزینش کنیم و علوم جدید را به آنها آموزش بدهیم.» اما نظر غالب این شد که «ما متقاضیانی از فارغ‌التحصیلان دبیرستان‌ها را در مقطع دیپلم انتخاب کنیم و خودمان از اول آنها را آموزش دهیم و تربیت کنیم.» آیت الله مهدوی‌کنی خود را طرفدار این نظر می‌خواند.
اما در بُعد هدف، تصمیم بر این بوده است که کسی را انتخاب شود که از مسائل و علوم روز بهره داشته باشد و مسائل اسلامی را بداند و بتواند با آشنایی با زبان و اقتصاد روز در دانشگاه‌ها تدریس کند یا تبلیغ کند.» برای نیل به این هدف «در رشته‌ها بیشتر جنبه‌های معارف اسلامی را غلبه داده شد و لذا دانشکده‌های این دانشگاه همه پیشوند معارف اسلامی دارند.»

آیت الله عمید زنجانی:
عباسعلی عمید زنجانی در دروس حوزوی اجتهاد دارد و در سال ١٣۶۶ دکترای خود را در رشته فقه و حقوق اسلامی از وزارت علوم اخذ نمود و در سال ١٣٧٣ به مقام استادی نائل آمد. ایشان با روی کار آمدن دولت نهم در دیماه ١٣٨۴ به سمت ریاست دانشگاه تهران منصوب گردید.
آیت الله عمید زنجانی با تردید در معانی مختلفی که از وحدت بیان شده است، آن را تابع شرایط زمان و مکان می‌دادند و می‌گوید: «در شرایط فعلی منظور از شعار وحدت حوزه و دانشگاه هم سویی در اهداف است. آنچه را که از این شعار می‌فهمیم و امیدواریم که تحقق پیدا کند، اهداف آموزشی است. یکی از هدف‌های حوزه اداره کردن نیازهای جامعه به نحو احسن در بخش‌های مربوط به دین است و دانشگاه هم از لحاظ علم، صنعت، رفاه و آسایش تامین‌کننده‌ی نیازهای جامعه است.»
اما عمیدزنجانی از کسانی است که وحدت ساختاری را نمی‌پذیرد و بیان می‌کند که اقتضائات این دو ساختار متفاوت است و نمی‌توان یکی را بر دیگری رجحان داد: «با اینکه من روحانی هستم، اما رئیس دانشگاه تهران روحانی نیست. در آنجا فقط یک معلم و استاد است. من به اینکه یک عضو کوچکی از روحانیت بزرگ اسلام و تشیع هستم افتخار می کنم اما رئیس دانشگاه تهران یک معلمی است که سابقه پنجاه سال معلمی و ٢٧ سال سابقه در دانشگاه تهران دارد. در حقیقت آن چیزی که علت انتخاب من به عنوان رئیس دانشگاه تهران بود روحانی بودنم نبود بلکه بنده استاد تمام با ۴۵ جلد تالیفات و ٩٠ مقاله علمی و پژوهشی هستم. در حقیقت دانشگاه و حوزه هریک برای خود معیارهایی دارند.»
وی درباره‌ی فعالیت‌های خود در دانشگاه تهران می‌گوید: «آنچه که ما در دانشگاه تهران در جهت وحدت حوزه و دانشگاه انجام دادیم بیشتر علمی است تا گفتاری، یعنی به جای اینکه شعار دهیم و یا یک سلسله مسائلی را مطرح کنیم، عملاً سعی می‌کنیم که سمت‌گیری اساتید به سوی دانش همراه با معنویت، ایمان و تعهد باشد. سعی ما این است که حرکت دانشجویی نیز به این سمت و سو قرار گیرد.»
رئیس دانشگاه تهران دولت منشاء وحدت حوزه و دانشگاه را ساختار حکومت می‌داند: «همان پیچیدگی‌هایی که در مورد اسلامیت و جمهوریت وجود دارد و آنها را با هم قرین ساخته است، حوزه و دانشگاه را هم به هم نزدیک می‌کند. ترکیب اسلامیت و جمهوریت یک ترکیب انضمامی نیست؛ بلکه تمام مظاهر جمهوریت، اسلامیت و تمام مظاهر اسلامی نیز در این نظام مبتنی بر جمهوریت و آرای مردم است.»

آیت الله مصباح یزدی:
مؤسسه‌ی پژوهشی امام خمینی (ره) در دهه‌ی هفتاد شمسی در قم تأسیس شد. این مؤسسه از میان «طلاب» حوزه‌های علمیه، «دانشجو» می‌پذیرد. این مؤسسه را آیت الله مصباح یزدی، راه‌اندازی و مدیریت می‌کند. وی در بیان هدف وحدت حوزه و دانشگاه را نیاز کشور بیان می‌کند: «پایداری انقلاب در گرو وحدت میان حوزویون و دانشجویان است. این دو حوزه علمی در یک عامل نهفته مشترک هستند که همان ترویج تدریجی باورها و ارزش های صحیح در جامعه است و منجر به تشکیل و رواج فرهنگ صحیح و اسلامی خواهد شد.»
آیت الله مصباح یزدی دهه‌ی چهل را اوج تفکر ضد دینی و منفور جلوه دادن مظاهر مذهبی ذکر می‌کند و ترویج تفکر جدایی دین از سیاست را منجر به ایجاد دشمنی شدید میان حوزه و دانشجویان می‌داند. وی می‌گوید: «طی آن دوره دانشگاه‌ها با فراموش کردن باورهای دینی تبدیل به مرکز ترویج فرهنگ سکولار شوند و حوزه علمیه نیز با نگاهی افراطی به نهاد تفکر دینی منهای دنیا و جدا شده از اهداف اصلی خود بود.»
رئیس مؤسسه‌ی پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان این نکته که اساس تدریس در حوزه و دانشگاه ها متفاوت است، می‌گوید: «نباید وحدت حوزه و دانشگاه در حد شعار بماند و با اعتلای این فرهنگ و دستاورد انقلاب برای پایداری و وحدت انقلاب اسلامی تلاش می کنیم.»

دکتر خرمشاد:
خرمشاد، معاون وزیر علوم، وحدت حوزه و دانشگاه را استراتژی‌های اسلام سیاسی می‌نامد و بر همین اساس «نمی‌توان و نباید پدیده وحدت حوزه و دانشگاه را به یک مناسبت صرف و ساده فرو کاست، معنای این واقعیت را باید در معنای گفتمان سیاسی اسلام جست. این کلان گفتمان شامل: استقلال، آزادی، عدالت و معنویت است که چهار کالای گمشده ایرانیان در طول 150 سال اخیر بودند و همه این‌ها در راستای رشد و تعالی ایران قرار دارند.»
دکتر خرمشاد می‌گوید: «وحدت حوزه و دانشگاه، در قالب گفت و شنود مهم است نه گفت و بازگفت. کنش و واکنش هر دو لازم است و هر طرف باید برای طرف دیگر هم امکان کنش تعریف کند و هم امکان واکنش، در این وحدت باید همگرایی دوطرفه و نه توقف یکی در جای خود و دعوت از دیگری وجود داشته باشد، یعنی همدلی و وحدت دو سویه، پرهیز از تعارفات و افزودن به آشکار سخن‌گویی در جمع‌ها، پرهیز از دل به دست آوردن‌های صرف و پرداختن به گلایه‌های پنهانی و آشکار وجود داشته باشد. در بحث این وحدت لازم است تعامل دانشگاهیان دانشگاهی با حوزویان حوزوی با وساطت دانشگاهیان حوزوی و حوزویان دانشگاهی صورت گیرد.»

حسن رحیم‌پور ازغدی:
حسن رحیم‌پور در سال‌های اخیر به عنوان یک روشنفکر دیندار در میان اقشار مذهبی دانشگاهی جا باز کرده است، اما شاید کمتر باور کنند که او هیچ‌گاه در دانشگاه تحصیل نکرده است و فقط دارای اجتهاد از حوزه است. وی در بیان دلیل نامشخص بودن مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه، نگاهی تاریخی دارد و می‌گوید: «نظام‌سازی از براندازی نظام به مراتب سخت‌تر است. دو سه بار انقلاب کردن، آسان‌تر از یک بار درست حکومت کردن است. بنابراین باید از میزان موفقیت نسل دوم حوزه و دانشگاه ارزیابی واقع‌بینانه‌ای به عمل آورد و نقاط قوت و ضعف نسل دوم حوزه و دانشگاه را از زمان پس از انقلاب، به درستی مرور کرد. امروز نوبت نسل سوم حوزه و دانشگاه است که در دهه‌ای که پیش رو داریم، در نهادینه‌کردن ارزش‌های انقلابی و تکمیل پروژه وحدت، در سطوح بالاتری گام سوم را بردارند.»
اما نتیجه‌ی این وحدت چیست؟ رحیم‌پور آن را جامعه‌سازی جدید می‌داند و می‌گوید: «اگر ما بتوانیم از تجربه «جامعه‌سازی جدید» که الان درگیرش هستیم، موفق بیرون بیاییم، یک رنسانس دوباره‌ای در جهان اسلام و حتی سراسر جهان اتفاق خواهد افتاد. مسؤول اصلی این پروژه نسل سوم دانشگاه و حوزه و بخش‌هایی از حاکمیت هستند که با سرنوشت حوزه و دانشگاه سر و کار دارند.»

_____________
منتشر شده در نشریه‌ی دانشجویی صبا

نظرات ()



ایساتیس نامه یا هشدار برای اکبر 11 / بخش اول
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۸/٢٧


عکس‌ها از خودم

اگرچه در چند مورد به صورت عبوری شهر یزد را دیده بودم، اما هرگز فکر نمی‌کردم که تا این اندازه دارای اماکن و سوابق تاریخی باشد. روزهای پایانی هفته‌ی پیش را به یمن روزهای تاریخی دوم و سوم خرداد به یزد رفتیم و سیاحتی به عمل آوردیم.

یزد از جمله‌ی آن شهرهایی است که تاریخ‌ش را می‌توانی در جای‌جای شهر مشاهده کنی. برعکس شیراز که روزگاران جدید، سنت تاریخی‌اش را لکه‌دار کرده است و تمام محله‌های قدیمی‌اش به مدد ابزار و ماشین‌های شهرداری برای احداث خیابان و بولوار نابود شده و به جای‌ش خیابان و بولوار و هتل و آپارتمان روئیده است. البته هنوز جای شکر باقی‌ست که هوای شیراز و بخشی از باغات‌ش مانده‌اند تا نشانی باشند بر گلگشت مصلی و آب رکن‌آباد که اگر همین‌ها هم نبودند، چه می‌دانستیم که این‌جا روزگارانی از خوش آب و هواترین شهرهای جهان بوده است.

سنتِ ایرانی و اسلامیِ مردم یزد را در همه‌جا می‌شد مشاهده کرد. از نوع پوشش تا شیوه‌ی رفتار، منش، اخلاق و سلوک‌شان همه بر این مدعا صحه می‌گذارند که این شهر دارای مردمی خون‌گرم و شیرین‌گفتار و ساده‌دل است. مردمی که کمتر رنگ و بوی درگیری و خشونت را به خود دیده‌اند.

مردمی که توانسته‌اند سال‌ها زرتشتی و مسلمان و کلیمی‌شان در کنار یکدیگر به صلح و آشتی بنشینند و هیچ‌یک به دین دیگری تعرض نکند و همه در کنار هم باشند. شیعیان و اهل سنت این شهر نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نیستند. این را از توضیحات راهنمای‌مان دانستم. می‌گفت: همانطور که می‌دانید داشتن تک‌مناره نشانه‌ی مساجد اهل سنت است و دومناره داستن از شاخصه‌های شیعیان است. این مسجد را به این دلیل بی‌مناره ساخته‌اند تا هر دو مذهب اسلامی در کنار هم خدا را عبادت کنند و تفرقه‌ای میان‌شان نباشد.

ادامه‌ی این مطلب خاطراتی‌ست شخصی، از سفر یزد که خواندن‌ش خالی از لطف نیست...

یک. هنوز به دانشگاه نرسیده‌ام که حامد زنگ می‌زند.
- کجایی؟ تا نیم ساعت دیگه حرکته!
و باید توضیح دهم که مجبور بودم بمانم اداره تا حقوق بگیرم تا خرج سفر را تأمین کنم!!

دو. بچه‌ها جلوی مسجد تجمع کرده‌اند. بعضی دوستان فقط عادت به اردوی بسیج دارند. یکی داد می‌زند مگر قرار نیست لباس خاکی بپوشیم و بقیه می‌زنند زیر خنده!

سه. بالاخره دوستی با یزدی‌ها یک‌جا به کارمان آمد. هرکس ترکیب گروه‌مان را می‌بیند شک برش می‌دارد که چرا این‌جمع همه‌شان در قرعه‌کشی اسم‌شان درآمده است. غافل از این‌که چرا ندارد. دست غیب است که از آستین برخی مسئولین اردو برآمده است!

چهار. هرچه جیب‌هایم را می‌گردم، اثری نیست که نیست. با خودم می‌گویم باید برگردم دانش‌گاه و کاغذها را بیاورم. بعد کم‌کم فکر می‌کنم شاید اگر به گوگوله فشار بیاورم یادم بیاید که چه چیزهایی باید برای سوغاتی بیاورم و کجاها را باید ببینم. فکرِ این را می‌کنم که اگر یادم برود، دیگر مرا به اداره راه خواهند داد؟

پنج. در مسجد راه‌آهن (مسجد حر) نشسته‌ایم. اسپیلبرگِ اردو با دوربین به سراغ حلقه‌ی ما می‌آید. احترام‌مان واجب است. ناسلامتی بزرگان اردو هستیم. هرکس کاری می‌کند. ابوالفضل با دو دست، دو تسبیح برداشته و اذکار را با دو برابر سرعت معمولی پیش می‌برد. اسپیلبرگ خسته می‌شود از این‌که هنوز نتوانسته است، چهره‌ی واقعی این آدم‌ها به تصویر بکشد!

شش. با دست اشاره می‌کند به آخوندی که وارد مسجد شده است. هرکسی پیشنهادی می‌دهد. یکی می‌گوید آخوند مفتی است برویم سئوال بپرسیم که اگر در نماز بین رکعات پنج و شش در نماز دو رکعتی شک کنیم چه باید کرد؟ نمی‌دانم این جماعت چه بدی از آخوندها دیده‌اند که اگر مفت بود، برای گربه‌شان هم می‌خواهند دعا بگیریند؟

هفت. مجبورم که با یک جمع ناخواسته در یک کوپه باشم. از قرار معلوم، نبودن‌م در هفته‌ی قبل در دانش‌گاه باعث شده است که لیست کوپه‌ها بسته شود و ما هم‌سفر برخی مسئولین دانش‌گاه باشیم که شاید چندان دلِ خوشی هم از ما ندارند. یادم به افشاگری‌مان علیه‌شان می‌افتد. مدیرمسئولین، صاحب امتیاز، اعضای شورای سردبیری و اعضای تحریریه‌ی نشریه، همه در این اردو هستند و از شانس من است که تک و تنها باشد در کنار کسی باشم که علیه‌اش نوشته‌ام. خدا رحم کرد. هر دو هنوز زنده‌ایم!

هشت. از کوپه‌های دوستان سر و صدای بلندی می‌آید. هرچه آقایان سکوت می‌کنند، خبری نمی‌شود. اما شعری نیست که خوانده نشود. این‌ور آبی، اون‌ور آبی، زیرآبی، روآبی و ... . همه‌جور شعری می‌خوانند. از پشت دیوارهای کوپه هم معلوم است که چه دست‌افشانی و پایکوبی‌هایی برقرار است. این وسط فقط سر من بی‌کلاه مانده است که مجبورم به عنوان نماد شخصیت در مقابل مسئولین، سر تعظیم و ادب فرود بیاورم. اما طولی نمی‌کشد که برخی دوستان با چهره‌ی گشاده (خیلی گشاده) از توی کوپه می‌کِشندم بیرون. شانس آوردم که هنوز این‌قدر مرام دارند که برای من هم سهمیه‌ی چیپس کنار بگذارند.

نه. یکی از اون طرف واگن داد می‌زنه: «پس این نماز صبح ما کِی قضا می‌شه؟ حاج آقا دیگه را ه‌مون نمی‌ده دانش‌گاه!» و رفقاش می‌زنند زیر خنده.
ابوالفضل باز هم دست به کار می‌شود تا جماعتی را ضایع کند: آقا خنده‌ی بلند کراهت داره!
و این بار کل قطار از خنده می‌ترکند!

ده. تا نمازمان را در ایستگاه خواندیم، اتوبوس‌ها آمدند. روی اتوبوس‌ها نوشته است: دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد. خنده‌مون می‌گیره. یکی داد می‌زنه: پیش نیازِ سوار شدن به این اتوبوس پاس کردن درس طب اسلامی است.
این وسط فقط داوود می‌خنده. مدت‌هاست که طب اسلامی و سنتی رو ترکونده است!

یازده. می‌خواهیم سیستم صوتی را بیاوریم عقب اتوبوس. هیچ‌کس به‌مان اعتماد ندارد. قرار می‌شود برای جلب اعتماد، مداحی کنیم. بلندگو را که می‌دهند به‌مان، تنها چیزی که دیگر به‌گوش نمی‌رسد، مداحی است.

دوازده. سیاست جزء جدانشدنی امام صادقی‌هاست. اصول‌طلبان اصلاح‌گرا می‌خوانند:
«همراه شو عزیز، همراه شو عزیز ---- همت چاره‌ساز است»

سیزده. صبحِ دوم خرداد است. کوچه‌ی محل اسکان‌مان به نام آیت الله خاتمی است. بعداً می‌فهمیم که این‌جا هم دفتر آیت الله خاتمی بوده است که تبدیل به مهمان‌سرای دانشگاه علوم پزشکی شده است. اما فعلاً دانش‌گاه دستِ اصول‌گرایان است و آن‌ها هستند که بخشی از این امکانات را هماهنگ کرده‌اند. اما دوم خرداد در خانه‌ی خاندان خاتمی‌ها، عجب صفایی دارد!

چهارده. از همان ابتدا یک‌جوری به‌مان نگاه می‌کنند. ترجیح می‌دهیم که همان انتهای سفره را تصاحب کنیم. هرچه نباشد ما کد بالایی هستیم و نباید قاطی بچه‌مچه‌ها بشویم!

پانزده. همه‌ی دانش‌جونماها دعای سفره (مخصوصه) را می‌خوانند:
اللهم ارزقنا رزقاً حلالاً طیباً واسعاً و زوجنا من الحور العین بعدد ما احاط به علمه، العجل العجل العجل، الساعه الساعه الساعه، ادرکنی ادرکنی ادرکنی، برحمتک یا ارحم الراحمین
و حالا نوبت ماست که دعا بخوانیم:
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء!

شانزده. با یک لُر هیچ‌وقت شوخی نباید کرد. برداشته است نیم متر از سفره را با چاقو پاره کرده است. می‌گوید زیر سفره هوا بود. می‌خواست سفر را مرتب کنم!

هفده. از وقتی وارد یزد شدیم، لهجه‌ی مسئولین اردو برگشته است. همه با لهجه صحبت می‌کنند. فکر می‌کنم این هوا بر روی تارهای صوتی‌شان مؤثر واقع شده است!

هیجده. برای گرفتن اتاق مناسب جهت اسکان عجله می‌کنیم و کلید چند تا از اتاق‌ها را برمی‌داریم. بعد می‌فهمیم که بقیه هم آدم‌اند! جایی هم به آنها می‌دهیم. طفیلی این جمع‌اند!

نوزده. سریع آماده می‌شویم برای گردش در شهر. اول ما را می‌برند به مزار شهدا. آنجا قبرستان‌شان را «خلد برین» می‌گویند. از یکی معنای خلد برین را می‌پرسیم. می‌گوید احتمالاً «خُلد»ش به معنای بهشت است!
یکی داد می‌زنه: پس حتماً «برین»ش هم به معنی زهراست!
جمعیت دوباره می‌ترکد!

بیست. معلوم است که معنویت بچه‌ها بسیار شدید است. هنوز نیامده، سنگ قبری پیدا کرده‌اند و دارند تشییع‌ش می‌کنند. در کنار مزار شهدای گمنام سنگ را بر زمین می‌گذارند و به جای شهدای گمنام زیارت‌ش می‌کنند!

بیست و یک. محسن هم به ما ملحق می‌شود. همه به سمت‌ش حمله می‌کنیم. خودش هم می‌ترسد. اگر هیچ‌کس هم نداند، خودمان که می‌دانیم اگر محسن نبود، اسم‌مان از قرعه‌کشی در نمی‌آمد. فریادمان بلند می‌شود: «محسن دوستت داریم... محسن دوستت داریم!»

بیست و دو. دوستان پیشنهاد می‌دهند که برای‌ش یک نامه بنویسیم. «هشدار برای (.....)»! اما قرار می‌گذاریم دیگر اسم آن بنده ی خدا را نیاوریم. می‌گویم «هشدار برای کبری 11» اما بعد یادم می‌آید که یک مشت جوان مجردِ نر، نباید اسم یه زن میون‌شون باشه. تصمیم کبری می‌گیریم: «هشدار برای اکبر 11»

ادامه دارد...

نظرات ()



این بود؟
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۸/۱٩

با پرده­‌درانِ پشتِ پرده
تا کی، تا چند استمالت؟

ای شیعه­‌ی انقلاب­‌کرده!
این بود فرشته­‌ی عدالت؟

امید مهدی نژاد

نظرات ()



ضمانت اجرای تکلیف
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۸/۱۸

گاهی اوقات انسان از اطلاعاتی که در اطراف‌ش وجود دارند و دسترسی به آن‌ها برای‌ش سهل است، به رغبت و طوع دست برمی‌دارد تا مبادا آثار آن آگاهی برای‌ش سختی آفرین شود. آگاهی مسئولیت‌زا است و جهل آسودگی.

اما گاهی انسان پس از آگاهی خود را به نادانی می‌زند تا مبادا خطایی که خود هم بر آن واقف است، مبادا که گریبان‌گیرش شود. داستان زمانی عوض می‌شود که آگاهی دیگران و فشار هم به مدد آگاهی می‌آید و آن زمان است که دیگر نمی‌شود بی‌عملی را توجیه کرد.

همه‌ی ما در انجام تکالیف و وظایف جز بعد آگاهی، انگیزه را هم نیاز داریم. گاه این انگیزه فرار از فشار و تنبیهات می‌تواند باشد. اگر ترسی و حسابی و کتابی دقیق در پیش نباشد، خیلی‌های‌مان مرزهای اخلاق را در می‌نوردیم و به سهولت بر ضعفا یورش می‌بریم و می‌دریم‌شان.

قدرت افکار عمومی در نظام‌های مردم‌سالار نقش تنبیهی را بازی می‌کند که در صورت عدول از انجام وظیفه افراد را به محکمه‌ای می‌کشاند که میلیون‌ها نفر هیئت منصفه دارد. این‌جاست که انصاف به یکی از مبادی و مبانی حکومت تبدیل می‌شود و حاکمان را به پاسخ‌گویی فرامی‌خواند.

نظام دینی علاوه بر افکار و آراء عمومی و ضمانت‌اجراهای قانونی، دارای پشتوانه‌ی دیگری هم هست و آن امر درونی تقواست. بر این مبنا اگر ملکه‌یی درونی بر رفتارهای بیرونی انسان حکومت نداشته باشد نفس اماره، انسان را به سوء امر می‌کند و از مسیر حق برکنار می‌کند. این ضمانت اجرای قوی متأسفانه در جامعه‌ی امروز ما چندان ضعیف شده است که هیچ‌کس دیگر بر سر آن نیست که نقش اخلاق را در جامعه‌ی گرگ‌رفتارمان تقویت کند. همه می‌دانند که این اخلاق روزی گریبان خودشان را هم خواهد گرفت.

نظرات ()



برخورد با عدالتخانه چرا و عکس العمل چگونه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/٢٤

انتشار خبر محکومیت مدیر مسئول سایت عدالتخانه، را باید آغاز دور تازه‌ای از محدودیت‌های رسانه‌ای و مقابله با جریان عدالت‌خواهی دانست. بازنشر سخنان رئیس جمهور و وزیر اطلاعات آن هم به نقل از یک خبرگزاری دولتی (فارس)، امروز باعث شده است که مدیر یک رسانه محکوم شود و اصحاب قدرت، دست‌شان برای تحدید افراد  عدالت‌محور و مستقل باز شود.

هرچند به نظر می‌رسد طرح مسأله‌ی موسویان در عرصه‌ی عمومی و رسانه‌ها بدون خطا و خالی از اغراض سیاسی نبوده است، اما این میان، افراد مستقل و غیروابسته‌ای چون امیر تفرشی هستند که قربانی بازی‌های سیاسی می‌شوند. این‌ها هستند که باید به زندان بیفتند و مدعیان به این ادعاها و گویندگان این افتراها، نه در مقام دفاع از سخنان خود برمی‌آیند و نه در مقام دفاع از مظلوم.

البته قوه‌ی قضائیه در جای خود نیازمند نقد و نظر جدی است، اما مطالبه‌ی اصلی در این موضوع باید دو موضوع عمده را هدف‌گیری کند:

یک. چرا کسانی که تمام این دعواها مستند به صحبت‌های آنها بود و اصولاً نشر سخنان آنها باعث این پیشامد شده است، سکوت کرده‌اند و از ادعاهای خود دفاع نمی‌کنند؟ چرا کسانی که مدعی در اختیار داشتن اسناد قطعی برای محکومیت آقای موسویان بوده‌اند، امروز لب گزیده و به گوشه‌ای خزیده‌اند؟ چرا دانشجویان برای برخی از آقایان، تنها تا زمانی محترم و خوب است که پیگیر نظر آنها در جهت‌گیری خود باشد؟

دو. چرا آقای موسویان در میان این همه نشر دهنده‌ی مطلب، تنها گریبان‌گیر این سایت شده است؟ نکته‌ی دیگر هم اینکه مگر نه این است که موسویان در بخشی از اتهامات محکوم شد، پس چگونه است که به این راحتی و سهولت می‌تواند به کسانی که موضوع او را پیگیری کرده‌اند به این راحتی برچسب می‌زنند؟

 

البته معلوم است که این حرف‌ها کمتر شنیدار دارد. این روزها موضوع مدرک وزیر کشور و موضوع صد میلیون نمایندگان مجلس نمی‌گذارد که کسی بشنود که کسی در این میانه، مظلوم است و قرار است دانشجویی به دلیل انتشار سخنان رئیس دولت و مسئول امنیت کشور، به زندان برود و شلاق بخورد.

اصلاً کسی گوش شنوایی برای شنیدن فریادهای «وا عدلا» دارد؟

 

مرتبط:

بیانیه چهار اتحادیه بزرگ دانشجویی کشور

نامه صد فعال دانشجویی برای لغو حکم مدیر عدالتخانه

مدیران چهارده سایت، بیانیه دادند

بیانیه جمعی از شاعران در حمایت از مدیر عدالتخانه

نظرات ()



لازمه صراحت، پشتوانه عمیق نظری و تئوریک است
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۱٥

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی:
مصلحت‌اندیشی دور از شان دانشجویان است
لازمه صراحت در بیان، پشتوانه عمیق نظری و تئوریک است

 

ایسنا: عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی، لازمه‌ی آرمان‌خواهی و صراحت در بیان دانشجویان و جنبش دانشجویی را داشتن پشتوانه‌ی عمیق نظری و تئوریک عنوان کرد.

محمدصالح مفتاح، داشتن روحیه‌ی معنوی، توجه به تکلیف‌ها، آرمان‌ها و دغدغه‌ی عمیق نسبت به این موارد را از دیگر ملزومات برای ثابت قدم ماندن در مسیر صراحت بیان و به دور از محافظه‌کاری عنوان کرد و به خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: جنبش دانشجویی در این صورت با فرهنگ‌سازی درست می‌تواند این صراحت بیان را در جامعه تسری بخشد و سپس در عرصه‌ی مطالبه‌گری با اتخاذ شیوه و روشی صحیح و با الگو دادن مناسب، جامعه را از محافظه‌کاری دور کند.

این فعال دانشجویی ادامه داد: تا زمانی که جنبش دانشجویان و دانشجویان نتوانند به درستی وضعیت مطلوب را درک و آن را توصیف کنند، بیش از آن که به سمت جامعه مطلوب حرکت کنند سعی در توجیه چنین جامعه‌ای دارند.

وی در ادامه نبود سعه‌ی صدر در بین برخی مسوولان و عدم پذیرش خطا از سوی آنها را به عنوان مانعی در فعالیت‌های دانشجویی عنوان و خاطر نشان کرد: متاسفانه گاهی اوقات هزینه‌های فعالیت‌های دانشجویی زیاد می‌شود، اگر هزینه‌ی فعالیت دانشجویی بالا رود، خاطره‌ی آن در ذهن دانشجویان بیشتر می‌شود و تجربه‌ی ناکامی را به جای خواهد گذاشت.

مفتاح در بیان آفاتی که جنبش دانشجویی را از بیان صریح و به دور از محافظه‌کاری دور می‌کند، گفت: اگر جنبش دانشجویی به جای توجه به آرمان‌ها، رفتارهای خود را معطوف به قدرت کند و یا به سمت تقویت گروه‌ها و جریان‌های سیاسی تلاش کند و یا در جهت کسب منافع و قدرت در حاکمیت باشد، آنگاه از صداقت کناره‌گیری کرده و به سیاسی‌بازی روی می‌آورد.

این فعال دانشجویی با تاکید بر اینکه جامعه باید زمینه‌ای را برای شنیدن و استفاده کردن از نظرات جنبش دانشجویی فراهم کند، افزود: نباید فضا آن قدر بسته باشد که صدای دانشجو شنیده نشود. از سوی دیگر باید زمینه‌ای را برای بکارگیری انتقادات و مطالبات دانشجویی در سطوح مختلف فراهم کرد.

وی تاکید کرد: باید مقابله با جنبش دانشجویی و برخوردهایی که گاهی در مورد دانشجویان رخ دهد، از بین رود؛ چرا که دانشجو به عنوان قشر فرهیخته و تحصیل کرده جامعه، نماینده بخش عمده جامعه است که باید بتواند آرمان‌ها را دنبال کند. بر این اساس مطابق با فرمایش رهبر معظم انقلاب، دانشجو باید با آرمان‌خواهی، از مصلحت‌اندیشی که به دور از شان دانشجویان است، دوری کند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی، باز بودن فضا برای شنیدن سخنان دانشجویان و استفاده از نظرات آنها به همراه کاهش برخوردها با دانشجویان را از جمله وظایف مسوولان در ایجاد فضایی برای بیان صریح و به دور از محافظه‌کاری آنها برشمرد.

مفتاح، داشتن روحیه‌ی محافظه‌کارانه و توجه به قدرت به دلیل وابستگی‌ها و دغدغه‌های شخصی و مصلحت‌اندیشی برای گروه‌ها و افراد به جای توجه به مصالح نظام و مردم را از جمله آفات گریبانگیر جنبش دانشجویی خواند و گفت: در چنین شرایطی ممکن است دانشجو همچون برخی از جریانات سیاسی به دام محافظه‌کاری افتد.

وی در پایان با تاکید بر اینکه جنبش دانشجویی به عنوان قشر پیشرو در عرصه‌ی مطالبه‌گری، همواره مطالبات خود را صریح‌تر و صادقانه‌تر از گروه‌های دیگر بیان کرده است، اظهار کرد: در برآیند کلی نسبت به جامعه، جنبش دانشجویی صداقت و صراحت بیشتری در صحبت‌ها و رفتارهایش دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چندجایی اشتباه نوشته بودند که تصحیح شد.

نظرات ()



منظومه فکری
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۱٥

بهترین اندیشه اونی هست که هم خدا داشته باشه و هم خرما!

 

خدای‌ش به جای خودش- خرمای‌ش هم به جای خود. هر چیز به‌جای خویش نیکوست!

من عاشق این منظومه‌ی فکری‌ام

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصلاح شد.

نظرات ()



اندیشه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۱۳

در اندیشه‌ورزی باید محافظه‌کار بود.

نباید بی‌استدلال ِ قوی به عقیده‌ای گرایش پیداکرد و یا این‌که بی‌استدلال، از سخنی دست کشید.

نظرات ()



خوارج و جنبش عدالت‌خواه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۱٠

یک. پس از دیدار رهبری، یکی از مسئولان دانشگاه‌مان حجت الاسلام دکتر ع-ج صحبت می‌کردم. می‌گفت جنبش عدالت‌خواه یکی از مشکلات آینده‌ی جمهوری اسلامی خواهد بود. این‌ها خوارج‌ند.

بعدش هم برای تلطیف کلام گفت که البته منظورم به شما نیست. شما که آدم خوبی هستید!

بحث کشید به اتحاد اسلامی و موضوع مستضعفین در کلام امام خمینی و رهبری. با بی‌ادبی جوابی داد. خندیدم. گفتم: حاج‌آقا من هیچی نمی‌گم. خوارج مائیم یا شما که رهبری را این‌گونه تخطئه می‌کنید؟

هیچی نگفت. با عصبانیت رفت.

 

دو. داشتم بازخوردهای دیدار رهبری را مرور می‌کردم. خبرگزاری فارس را دیدم که مقاله‌ای را از من دیروز منتشر کرده بود. مبانی حقوق شهروندی را اگر خواستید دنبال کنید.

نظرات ()



ضرورت صیانت از گفتمان عدالت‌خواهی در انتخابات آینده
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۸

خاطره‌ی دیروز از یادم نمی‌رود. دیدار و دست‌بوسی رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی و بیان انتقادات و نظرات در محضر ایشان، از اتفاقات نادری است که شاید یک‌بار بیش‌تر در زندگی انسان نیفتد.

متن زیر را دیشب در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی به نمایندگی از جنبش عدالت‌خواه دانشجویی قرائت کردم:

بسم الله الرحمن الرحیم

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:
و جاهد فی الله حق جهاده و لا تاخذک فی الله لومه لائم و نعم الخلق التصبر فی الدین

انقلاب اسلامی آمده است تا در غیبت انسان کامل با تحقق زمینه‌ی حکومت معصوم، فراتر از آب و نان و رفاه و آزادی، انسان بسازد؛ انسانی تراز افق ملکوتی وحی. غنی‌ترین موهبت‌ها چون پیشرفت و امنیت و عدالت اگر در مسیر تربیت الهی انسان قرار نگیرند، ارزشی ندارند. حتی عدالت، این حیات احکام مکتب اسلام، بر خلاف سایر مکاتب، نه پایان راه که هدفی متوسط در آغاز مسیر تربیت و رشد انسان است.
جنبش عدالت‌خواه دانشجویی با عنایت به جایگاه اصیل عدالت در اسلام سالیانی ست در این مسیر دویده و در تجربه‌ی این سال‌ها، خلاءها و موانعی را با تجربه و تأمل دریافته است که غفلت از هریک ماندگاری و بسط این جریان را با ابهام مواجه می‌نماید. این موانع در چهار لایه ارائه می‌گردند:

یک. لایه دانشجویی
از مقتضیات عدالت‌طلبی دانشجویان ارائه یک نظام فکری برای تشکل‌های دانشجویی است تا در مقام پیگیری عدالت از اصول عدول نکنند. حضرت‌عالی به عنوان هادی جریان عدالت‌خواهی در مقاطع مختلف به منظور تعمیق جریان عدالت‌خواهی و صیانت از آن تذکراتی را طرح نموده‌اید. ما به فرمایشات حضرت‌عالی از جمله توجه به مصالح کلی نظام و استفاده از روش‌های درست، به مثابه تابلوهای راهنمای جاده عدالت‌خواهی نگریسته‌ایم؛ لیکن عده‌ای بنا دارند این تابلوهای راهنما را به موانع و دست‌اندازهای جاده عدالت‌خواهی تبدیل کنند که در آن صورت رکود و سکوت پسندیده‌ترین کار خواهد بود. لذاست که تبیین نظری این مفاهیم در دستور کار فعالیت‌های ما قرار گرفته و از شما به عنوان راهبر اصلی جریان عدالت طلبی تقاضا داریم با کمک به ما در این مسیر و تفسیر درست این مفاهیم باب تفسیر به رای و مصادره به مطلوب این فرمایشات را مسدود فرمائید.
لازمه دیگر پیشبرد درست عدالت‌خواهی در جریان دانش‌جویی پیوند با مردم و مطالبات حقیقی ایشان است. امروز متاثر از فضای سیاست‌زده کشور با پررنگ شدن مطالبات سیاسی مجموعه‌های دانش‌جویی و به دلیل انقطاع جنبش دانشجویی از جامعه بخش زیادی از مطالبات مردمی نظیر تورم و گرانی، فقر و ... از دایره مطالبات دانش‌جویی خارج شده است که منجر به سوء استفاده جریان‌های معاند نظام شده است.

دو. لایه فکری نظری

باید تاکید نمود که عدالت و معنویت گفتمان ثابت دولت دینی است. با عنایت به فضای رقابتی انتخابات در ماه‌های پیش رو این نگرانی وجود دارد که به بهانه‌هایی از جمله نقد روش‌ها و عملکرد دولت نهم، عده‌ای گفتمان عدالت‌خواهی را مورد هجمه قرار دهند و برای جایگزینی گفتمان دیگر تلاش نمایند. رویکردهایی از قبیل پرهیز از اشرافیت دولتی رابطه بی‌واسطه با مردم و توجه به محرومان در دولت نهم جزو مولفه‌های قابل تقدیری بود که باید در دولت‌های بعد نیز مدنظر قرار گیرد. همچنین به نظر میرسد خلاصه کردن گفتمان عظیم و مردمی عدالتخواهی به یک جریان سیاسی و یا یک شخص خاص و یا حتی یک دولت، جفای به این گفتمان است؛ چراکه بازه زمانی و گستره این گفتمان اصیل انقلاب محدود به یک دوره چهار یا هشت ساله نیست. البته بسنده کردن به این موارد و غفلت از گام‌های بعدی اعم از ساختارسازی و پیوند جریان عدالت‌خواهی با جنبش نرم‌افزاری از آسیب‌های پیش روی دولت‌های عدالت‌خواه است. در حال حاضر این ضرورت باقی است که شاخصه‌های سنجش‌پذیر عدالت در نگاه انقلاب اسلامی دقیق‌تر تعریف گردد تا مدعیان عدالت با کارایی و ابتنای به اصول سنجیده شوند.
همچنین به نظر می‌رسد حوزه علمیه در عرصه‌های مختلف می‌تواند یاری‌گر جریان عدالت‌خواه باشد. حوزه علمیه باید برای تبیین نظری و عملی نرم‌افزارهای اداره حکومت اسلامی به عنوان مقدمه تحقق عدالت در جمهوری اسلامی تلاش نماید.
همچنین با توجه به تاثیر انکار ناپذیر روحانیت بر فرهنگ عمومی، شایسته است تا بسط فرهنگ عدالت‌خواهی و تبدیل شدن آن به مطالبه عمومی در اولویت‌های اصلی ایشان قرار گیرد و با تلقی عده‌ای که عدالت‌خواهی در شان روحانیت نمی‌دانند مقابله شود.

سه. لایه نهادی ساختاری

از دیگر مقتضیات گسترش عدالت ساماندهی روابط به واسطه ضوابط و قوانین است که با نگارش قانون اساسی پس از پیروزی انقلاب این عرصه مهیا گردید. اما پس از گذشت سه دهه از انقلاب شماری از اصول قانون اساسی یا در مرتبه تصویب کلیات مانده است و یا این که در مقام اجرا نفی می‌شوند. اصل هشتم قانون اساسی که امر به معروف و نهی از منکر را تکلیفی دینی می‌شمارد متاسفانه از اصول مغفولی است که می‌تواند ظرفیت‌های بی‌نظیری از مشارکت سیاسی اجتماعی مردم را فعال نماید و زمینه احیای ابعاد مغفول از امر به معروف نظیر امر به معروف مسئولان از سوی مردم را فراهم نماید.
اگر چه برقراری عدالت قضایی مستلزم فساد ستیزی است، اما متاسفانه این مبارزه با فساد در دستگاه قضایی رخ نداد. بنابراین با انتخاب رئیس جدید این قوه، انتظار می‌رود تساهل با مفسدان اقتصادی خاتمه یابد و مسئول آتی دستگاه قضایی، مقابله با مفاسد اقتصادی و پاسخگویی شفاف در این رابطه را اولویت اصلی این قوه قرار دهد. این فسادستیزی باید به شیوه‌ای دنبال شود که برای مردم ملموس باشد.

چهار. لایه مردمی
مطابق تعالیم دینی مردم نقش بی‌بدیلی در مقابله با فساد و مفسد دارند. لذا باید نظارت مستمر و موثر مردم رشد یابد و نهادینه شود. از بایسته‌های بقای نظارت عمومی این است که حافظه تاریخی مردم آلوده به خاطره‌ی برخوردهای نادرست دستگاه‌های قضایی یا امنیتی با عدالت‌خواهان نگردد. زیرا این رویه، گرایش به تملق‌های مزورانه و سکوت بزدلانه را غالب می‌سازد و دغدغه منفعت فردی جایگزین مصلحت اجتماعی می‌شود.
تشکل‌های دانشجویی و عامه مردم برای عدالت‌طلبی علی رغم این‌که به تفسیر مولفه‌های نقد و نهی از منکر توسط اساتید نیازمندند به الگوهایی کاربردی نیز محتاج‌ند تا عدالت‌طلبی منزه از روش‌های غلط، مصداق عینی پیدا کند و الگویی قابل پیروی ارائه شود. سکوت شماری از روحانیت مکرم و اساتید دانشگاه در این عرصه مردم را از الگوهای کاربردی و قابل اتکا محروم می‌سازد. لذا با غفلت خواص از سویی تجربه‌های ابتر و هزینه‌زا افزایش می‌یابد.

نظرات ()



دفاع «مقدس»
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۱

«هر روز ما در جنگ برکتی داشته‌ایم که در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم. ما انقلاب‌مان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم. ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهان‌خواران کنار زدیم... ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پربار اسلامی‌مان را محکم کردیم... ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد، -جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، از همه این‌ها مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.»

امام خمینی رحمت الله علیه
منشور روحانیت – اسفند 67

_____________________
پی‌نوشت:

‌خواستم شرحی بر جملات امام بنویسم. اما دیدم که کلام‌م قاصرتر از آن است که شرح باشد بر نگاه عرفانی و والای امام.

نظرات ()



خدایا رحم کن
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۱

این مناجات از زبان مردی است که در کمالات و ارش‌های انسانی و الهی در اوج بوده است و خود را در قیاس با حق لایزال می‌نگرد و به کوچکی انسان در برابر خداوند معترف است. همه‌اش درس خداشناسی و انسان‌شناسی است... و این شب قدر، برای یادآوری قدر آن ابرمرد بزرگ است که تاریخ، نام جاودانه‌اش را تا ابد در گوش خود احساس خواهد کرد...

اللهم انی اسئلک الامان یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم

مولای یا مولای انت المولی و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی

مولای یا مولای انت المالک و انا المملوک و هل یرحم المملوک الا المالک

مولای یا مولای انت العزیز و انا الذلیل و هل یرحم الذلیل الا العزیز

مولای یا مولای انت الخالق و انا المخلوق و هل یرحم المخلوق الا الخالق

مولای یا مولای انت العظیم و انا الحقیر و هل یرحم الحقیر الا العظیم

مولای یا مولای انت القوی و انا اضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی

مولای یا مو لای انت الغنی و انا الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی

مولای یا مولای انت المعطی و انا السائل و هل یرحم السائل الا المطعی

مولای یا مولای انت الحی و انا المیت و هل یرحم المیت الا الحی

مولای یا مولای انت الباقی و انا الفانی و هل یرحم الفانی الا الباقی

مولای یا مولای انت الرازق و انا المرزوق و هل یرحم المزروق الا الرازق

مولای یا مولای انت الکبیر و انا الصغیر و هل یرحم الصغیر الا الکبیر

مولای یا مولای انت الهادی و انا الضال و هل یرحم الضال الا الهادی

مولای یا مولای انت الرحمن و انا المرحوم و هل یرحم المرحوم الا الرحمن

مولای یا مولای انت الدلیل و انا المتحیر و هل یرحم المتحیر الا الدلیل

مولای یا مولای انت الغفور و انا المذنب و هل یرحم المذنب الا الغفور

نظرات ()



مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر