مدتی بود که به دلیل وضعیت انتخابات از موضوع اصلی خود که پاسخ‌گویی مسئولان به مردم است دور بوده‌ام. اما اکنون تصمیم بر این گرفته‌ام تا در مطالبی که به صورت مداوم خواهم نوشت، درباره مبانی پاسخ‌گویی و نیز عدالت اجتماعی –به عنوان عامل مشروعیت حکومت دینی- سخن بگویم. ان شاء الله

مبانی حقوق از دیدگاه اسلام

مفهوم حق یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در مقدمه مباحث حقوقی و سیاسی است. و تا تعریف صحیحی از آن به دست نیاید، نمی‌توان سایر مفاهیم دیگر را تعبیر و رابطه‌ای میانشان برقرار کرد. (به خصوص در مسائل اجتماعی) اگر به عنوان مثال، عدالت را در نظر بیاوریم؛ در تعریف عدالت گفته‌شده‌است: «اعطاء کل ذیحق حقه» و در تعبیر علی(ع) «العدل وضع الامور مواضعها». که در عبارت اخیر مواضع را می‌توان همان صاحبان حق دانست. با این مقدمه ابتدا نگاهی به لغت حق و پس از آن به رابطه‌ی حق با سایر مسائل خواهیم پرداخت. ان شاء الله

لغت شناسان، حق را به معنای ثبوت، وجود و تحقق می‌دانند. و اصولاً تحقق و حقوق هر دو از یک ریشه‌اند. از ریشه‌ی حق. این معنا را در قرآن می‌توان در تقابل حق و باطل یا حق و ضلال جستجو کرد. که خداوند وجود مطلق و حق، و ما سوی‌الله غیر موجود که ثبوتی ندارند و غیرحق و باطل. «ذلک بان الله هو الحق و ان تدعون من دونه هو الباطل» (حج-62) و این بدان سبب است که خداوند حق است و آنچه به جای او می‌خوانند، باطل است.

و از این تعبیر الهی می توان بر مفهوم فقر ذاتی در وجود انسان و خلق‌الله و غنای‌بالذات در وجود الهی اشاره کرد که: «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی» که در این آیه فقر و ناداری مخصوص انسان‌ها و غنی را مخصوص خداوند دانسته است. و در هر دو آیه فوق‌الذکر استفاده از ضمیر فصل یا ضمیر شأن «هو» برای مخصوص و محدود دانستن صفت برای موصوفش به کار رفته‌است. بدین معنی که فقر فقط مخصوص آفریدگان و غنی فقط مخصوص خداوند است.

اما در تعبیر اصطلاحی، که البته متفاوت با معنی لغوی است، چنین گفته‌اند که: «حق یک علاقه میان بشر و خلوقات است و بر اساس آن، بشر در این عالم صاحب حقوقی برای خود می‌گردد.» (شهید مطهری-بیست گفتار-مبانی اولیه‌ی حقوق از نظر اسلام-نقل به مضمون)

این تعبیر با تعریف فقها برای حق که «ثبوت شیءٍ لشیء» است، چندان سازگاری ندارد. و البته مخالف است. زیرا در این صورت هرجا که هر چیزی اعتبارشود، حق اعتبار خواهدشد. چون ثبوت مانند وجود، مفهوم عامی است که عارض بر همه ماهیات می‌شود و به اختلاف آن‌ها متکثر می‌گردد.

بدین صورت می‌توان مفهوم حق را تعریف کرد که «حق به عنوان امتیاز و نصیب بالقوه‌ای است که برای شخص در نظر گرفته شده و بر اساس آن، صاحب حق اجازه و اختیار ایجاد چیزی را دارد یا آثاری از عمل او رفع شده و یا اولویتی برای او در قبال دیگران در نظر گرفته‌شده‌است و به موجب اعتبار این حق برای او، ديگران موظفند این شئون را محترم بشمارند و آثار تصرف او را بپذیرند. (اندیشه سیاسی شهید مطهری- حق، عدالت و برابری از دیدگاه شهید مطهری- حسین توسلی)

ادامه دارد...