اینجا قتل گاه حقیقت و علم است
۱. روزنامه ها و نشریات به دنبال چه چیزی هستند؟ چه چیزی برای یک روزنامه نگار ارزش و نیاز تلقی می شود؟
۲. در عصر ما گسترش رسانه ها و رقابت میان آنها باعث گسترش و نشر علم و اطلاعات در میان عامه مردم جامعه شده است. اما این تمام ماجرای ژورنالیسم نیست. ژورنالیسم به عنوان یک روش (یا علم) با گسترش خود نگاه خاصی را بر رسانه ها تحمیل کرده است که جزء جدانشدنی از فرهنگ روزنامه نگاری در عصر ما شده است.
۳. به نظر نگارنده، ژورنالیسم روش بیان نظر و دیدگاه است به نحوی که جذابیتی برای تمام عامه مخاطبان داشته باشد. این نگاه نتیجه محور که بر اساس تأثیر و جذابیت، می تواند عامل یک سری ایرادات و اشکالات در نظام اطلاع رسانی شود. این امر می تواند به عوام زدگی در سبک و محتوا تبدیل شود.
۴. کمبود زمان در یافتن سوژه و پروراندن آن از جمله مشکلات وارد بر ژورنالیسم است. چرا که باید در زمان محدود اقدام به تولید محتوا برای مخاطب نمود، فارغ از اینکه مطلب تا چه اندازه بر حقیقت استوار است یا آنکه دقیق و پخته است.
۵. ایراد دیگر آن است که در ژورنالیسم لازم می آید تا برای افزایش جذابیت، دست به کاری بزنیم که عوام از آن خوششان می آید یا به دنبال آن هستند. تندی قلم شاید در عرصه علم و نقد علمی جایی نداشته باشد، اما در ژورنالیسم مفید بلکه لازم است. هر چند خط قرمزهایی برای تندی قلم در رسانه ها مکتوب در کشور وجود دارد، اما این منافاتی با انتقادات سطحی یا بی پروایی علمی در رسانه ها نداشته است.
۶. حزب زدگی و گسترش نگاه سیاسی یکی از همراهان همیشگی ژورنالیسم بوده است. زمانی که «من قال» جای «ما قال» را می گیرد و همه چیز بر اساس «میزان الحراره های حزبی» تنظیم می شود. این سنت سیئه ای است که از سوی مارکسیست ها پی نهاده شد.
۷. جریانات مطرح شده در مورد آقای مصباح یزدی مثال و مصداق بارز این ایراد است. پس از سوم تیر فضای نقد و جدل کمی رو به افول فته بود و لازم بود تا برخی از جریانات برای مطرح شدن دوباره یا نفی مخالفان خود دست به عملی جذاب برای عامه مردم بزنند. نقد و نفی آقای مصباح گامی بوده است برای مخالفت با دولت و نظر او درباره دولت جدید.
۸. در این مقال نمی خواهم نظر آقای مصباح را رد یا تأیید کنم؛ اما می خواهم بگویم تا کنون از آنچه که در این باره سخن گفته شده، جوابی در خور برای سخنان ایشان ندیدم. ضمن آنکه مغالطه ها نیز در این باره بسیار زیاد بوده است. مثال زیر را ببینید. حجت الاسلام کروبی: «به نظر من جمهوريت نظام قابل تشكيك نيست. چرا كه در طول اين سال ها تثبيت شده است.» (روزنامه شرق-شنبه ۱۷ دی ۱۳۸۴) و البته این یکی از جواب هاست که طی چند روز اخیر بسیار پرسروصدا در رسانه ها مطرح شد. آیا واقعاً با یک مصاحبه در روزنامه می توان به بحث و بررسی چنین موضوع مهمی پرداخت؟ به نظر من بعید است.
۹. یکی از آفات وارده بر تولید علم دینی و روشن فکری دینی را ژورنالیسم زدگی است. زمانی که لازم می آید که هر روز سوژه و نظر جدیدی را متناسب با سلیقه مخاطب عرضه کنیم. و تا این ایراد بر ژورنال هایمان وارد است، باید قید تولید علم صحیح را بزنیم.
(مراجعه کنید به «دین پژوهی معاصر؛ درنگی در گفتمان های سه گانه ی متجمد، متجدد و مجدد» علی اکبر رشاد)
بی ربط: دانشگاهمان به سیستم اینترنت بی سیم مجهز شده است و زین پس می توانم با لب تاپ خودم به اینترنت متصل شوم. برای اولین بار که با آن به اینترنت بی سیم وصل شدم بسی حال کردم. روی زمین سرد، ساعت ۱۲ و نیم در شب زمستانی، در هوای آزاد اینترنت با سرعت نسبتا بالا. حدود ۱۰۰ مگابایت فایل دانلود کردم! تجربه خوبی بود. الآن هم در يکی از کلاسهای خالی دانشگاه وبلاگ را آپديت میکنم.
يک خبر: قرار است عيد غدير تمام دانشجويان دانشگاهمان را ببرند ديدار با رهبری. کلی حال خواهيم کرد. مگر نمی دانيد که رهبری عضو هيأت امنای دانشگاه امام صادق(ع) است؟ خوب مگه چيه؟