خانه كعبه براي دومين بار گشوده شد. خانه اي كه سال ها پيش مريم قديسه را از حريم خويش رانده بود. كنون پس از 3 روز مجدداً گشوده شد و فاطمه بنت اسد به همراه فرزندي زيباتر از ماه تابان در ميان بهت همگان از آن خارج شد.

آنروز كودكي در آغوش آن زن بود كه بعدها نماد ديني شناخته مي شد كه آوازه آن تمامي جهان را فرا گرفته بود. آري او علي(ع) بود. او كه سال ها در دامن پاك نبوت رشد يافت و اولين تسليم شده به اسلام شد. آري علي(ع) آمده بود. آمده بود كه فرشتگان عرش الهي را در حسرت عشقش بسوزاند؛ آمده بود تا عشق را معنا كند؛ اصلا نه علي(ع) تجسم عيني عشق بود. علي(ع) عشق را در احد معنا كرد. همان روزي كه نداي لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار جبرائيل امين گوش لاهوتيان و ناسوتيان عالم را كر كرد؛ آري علي(ع) آمده بود تا الگوي مردانگي تاريخ لقب بگيرد، در آن روز كه ضربتش افضل اعمال جن و انس بود تا قيامت.

و بالاخره علي(ع) اسوه عدل بود و عدالت. در واقع عدالت و علي(ع) در حكم دو مفهوم متلازم بوده و هيچ افتراقي در ميانشان نبود. علي(ع) مثال اعلي و مصداق بارز عدالت است. بحث از عدالت علي(ع) در واقع سخن از يك جامعه نمونه و مدينه فاضله و حكومت صالحه ايده آل بشريت است. از منظر علي(ع) عدالت غايت خلقت بود و هدف بعثت. به راحتي و با نگاهي هر چند سطحي بنگرانه مي توان تبلور عدالت را  در رفتار، سيره، سياست ها و حكومت علي(ع) ديد. بايد عدالت علوي را روح سيار و سيالي دانست كه در تمام دستورات موضوعه و قوانين بشري و انساني ديده شده است. كلام العدل حياة علي هنوز زيباترين توصيف عدالت پس از قرن ها ست. علي(ع) نه تنها معرف عدالت كه در واقع تئوريسين و مصداق عدل و عدالت است.

ميلاد خداي عدل و انصاف، علي مرتضي(ع) بر عدالتخواهان عالم مبارك باد.

به اميد آن روزي كه عدالت علوي در سايه با شكوه مهدي صاحب الزمان(ع) باز در آفاق تجلي يابد.