این نامه را عیناً برای سردبیر روزآنلاین هم ارسال کرده ام.

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای سردبیر!
شما را مخاطب کلامم قرار می‌دهم و امیدوارم آن‌قدر به آزادی بیان و تکثر آراء معتقد باشید که این مطلب را هم در روزنامه‌تان منتشر کنید.(که امیدی هم به آن ندارم.) آن‌چنان مطالب وبلاگم را تحریف کرده‌اید که نمی‌دانم چگونه جرأت کرده، منبع را ذکر کرده‌اید.

آقای سردبیر!
شما را مخاطب کلامم قرار می‌دهم، چرا که شاید شما بی‌اطلاع و سهواً آن مطلب دروغ را منتشر کرده باشید. نویسنده مطلب، مطمئناً با اطلاع و عمد دست به چنین عمل خلاف شرع، قانون و منطق زده است.

آقای سردبیر!
اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.

آقای سردبیر!
نوشته‌اید: « آنها برای مقابله با پلیس به گاز اشک آور مجهز بوده‌اند، و در مقابل اقدامات پلیس و استفاده از گاز اشک‌آور برای ممانعت از ورود به سفارت، مهاجمان نیز از گاز اشک آور استفاده کرده‌اند.» اما جز دروغ چیزی در این متن نیست. هرگز چنین نبوده است و من نیز چنین ننوشته‌ام. اتفاقاً سخن من دقیقاً ضد آن بوده است و فقط از اشک و خفگی‌ام نوشته‌ام و از سیگار کشیدن برای فرار از اشک!

آقای سردبیر!
نوشته‌‌اید: «یکی از مهاجمان شهادت داده که دوستانش، شب پیش از حمله به سفارت دانمارک، به "هماهنگی" با نگهبانان سفارت برای تهاجم روز بعد پرداخته‌اند» چرا دروغ می‌گوئید؟ من چنین چیزی نگفته‌ام. بلکه گفته‌ام که صحبت‌هایی انجام داده‌اند و مراد از آن هم اجازه برای کشیدن پرچم دانمارک روی زمین بوده است. که اجازه هم نمی‌دهند و آن‌ها مجبور می‌شوند که آن را در جای دیگر بکشند.

آقای سردبیر!
اگر دو بخش فوق را هم صحیح بدانید، به تناقض خواهید رسید، چرا که نمی‌توان برای تهاجم هم هماهنگی کرد و هم به نیروی انتظامی حمله کرد. با کدام عقل سلیم به این نتایج از مطلب من رسیده‌اید؟

آقای سردبیر!
چگونه به خود اجازه می‌دهيد آن‌چه را که خود هم آن را نمی‌دانم و از آن مطمئن نيستم را به من منتسب کنيد. من درباره حضور سردار طلايی نوشته‌ام که «قول ضعيف» و آن عبارت بوده است از يک نفر که از يک نفر ديگر اين را شنيده است و احتمالا او هم از ديگری... اما شما اين را به عنوان شهادت من بر حضور سردار گرفته‌ايد.

آقای سردبیر!
از انتقادات «دوستان» نوشته بودید. اما ننوشته بودید که علت آن این بود که آن‌ها می‌گفتند که این کار هم مثل بقیه‌ی کارها بی‌اثر و ناهماهنگ با سایر مخالفت‌ها ست. این هم از آن‌جایی ناشی می‌شد که آن‌ها از برنامه اطلاعی نداشتند.

آقای سردبیر!
آیا اعتراض به کاری که از سوی کنوانسیون‌ها و قوانین بین‌المللی هم جرم است و قابل تعقیب گناه است؟ در حالی که سکوت و همراهی سازمان‌های بین‌المللی را در این مدت همه دیده‌ایم؟ (طبق نص صریح کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، مصوبه 26 دسامبر 1966 و لازم الاجرا بر اساس قطعنامه 2200 A مصوب 23 مارس 1976، (که به امضای کشورهای عضو از جمله کشورهای اروپایی و امریکا رسیده) عمل نشریه دانمارکی جرم تلقی شده و نقض قوانین بین‌المللی محسوب می شود. بند دوم ماده بیستم این کنوانسیون به وضوح می‌گوید: "هرگونه ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت گردد، به موجب قانون ممنوع می باشد)

آقای سردبیر!
بگذارید دردی را با شما بگویم. مدتی بود با خودم فکر می‌کردم چرا فحاشی‌ها به من و اعتقاداتم کم شده است! دو روز پیش همین را به یکی از دوستان گفتم. من و امثال من (وبلاگ‌نویسان مذهبی و حزب‌اللهی) قربانی نوعی حملات سازمان یافته‌ایم. روزی نیست که این پیام های توهین‌آمیز متوقف شوند. مدتی است که در وبلاگ‌های مخالفان پیام نمی‌گذارم. چون می‌دانم که هر پیام من صدها کامنت غیر منطقی و صرفاً فحش به دنبال دارد. به دنبال وبلاگی با مخاطب خاص هستم. از آن رو لازم نمی‌بینم که درباره علت و علل بگویم. اما کارتان کسانی را به وبلاگم کشانده است که از منطق هیچ نمی‌دانند.

آقای سردبیر!
شما برای چه کسانی می‌نویسید؟ کافی است کامنت افرادی که از طریق سایت‌تان به وبلاگم آمده‌اند را مشاهده کنید تا بدانید چه می‌گویم. اگر می‌خواهید علاقه‌شان را بیشتر جذب کنید، سایت پرنوگرافی از خانواده‌شان بزنید. بیشتر خوشحال خواهند شد.

آقای سردبیر!
پیش از این گاه مطالب‌تان توجه‌ام را جلب می‌کرد. فکر می‌کردم منصف‌اید. اما از یک گفتمان و پارادایم دیگر. اما اکنون که به ماهیت دروغ و اکاذیب‌تان پی برده‌ام، دیگر فریب‌تان نخواهم خورد. چرا که در تنها مطلبی که از من نقل کرده‌اید این‌چنین سخن به دروغ رانده‌اید. کمی هم انصاف در کم دروغ گفتن چیز خوبی است.

نویسنده وبلاگ پاسخگویی سران سه قوه