يادم می‌آيد ترم اول دانش‌گاه که بودم سه وزير امورخارجه به تهران آمدند و قراردادی را نوشتند. ما هم همان روز جلوی کاخ سعدآبد محل مذاکرات اعتراض کرديم که اين بحث‌ها نتيجه‌ای ندارد. سه سال انرژی هسته‌ای مان معلق بود و بعد هم هيچ! همان زمان در خواب‌گاه دانش‌کده صنعت هواپيمايی در جمع ۱۰۰ نفر از دانش‌جويان سخن‌رانی کردم. همه‌جا داد زدم. راه‌پيمايی کرديم. حالا آمده‌ايم در منزل اول. منزل اول هم که نه کمی عقب‌تر از صفر!
گفته بودم از تهديد به جنگ و تحريم نبايد ترسيد. چرا که کار آن‌ها همين است. اين‌ها به نظر من و بسياری ديگر از نتايج افول تمدنی غرب است. و اين آخرين قدرت غرب در مواجهه‌ی با اسلام و نظام اسلامی ماست. «خواب وقت سحر گران می‌گردد...»
يادی از آن‌روزها: کميته دانشجويی دفاع از استقلال ايران

 دوست عزيزی مطلبی را درباره‌ی نقد حمله به سفارت‌خانه‌های غربی نوشته بود. من هم همان‌جا جواب کوتاهی دادم. بخوانيد. آقای محمد هدايت هم مطلبی در اين‌باره نوشته‌اند.

 نکته‌ای که در آن‌جا نوشته‌ام و به نظرم امروز هم جای بحث دارد بررسی مفاد اين پيام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران است. در پيام رهبری صراحتا اشغالگران عراق را کفار حربی ناميده‌اند. و قانون اساسی ارتباط با کفار حربی را ممنوع می داند.