حوادث فرانسه همواره مورد توجه جدی اکثر صاحبنظران وتحلیلگران مسائل قرار دارد، چرا که این کشور مظهر آزادیخواهی در عصر جدید بوده است و به نوعی پدر تمدن غرب محسوب میشود. بنابراین باید حوادث آن را مورد توجه جدی قرار داد.
الغرض آنکه فرانسه معمولاً آغازگر و مُبدأ بوده است. چنانکه انقلاب کبیر فرانسه مورد تقلید سایر مناطق غرب و غیر آن واقع شد. اما انقلاب دانشجویی یا جنبش 22 مارس 1968 در فرانسه برایم سئوالی بود لاینحل. تا اینکه چند اَماره یافتم که تا حدودی داستان را روشن میکند.
رهبر بیست و دو سالهی این جنبش، کوهن بندیت، یک یهودی بوده است. همین نکته کافی است تا به تدقیق دربارهی این جنبش بپردازیم. در سال 1968 دانشجویان فرانسوی دست به اعتراض و اعتصاب و درگیری با دولت زدند. آنها به دنبال آزادی روابط جنسی در میان دانشجویان و نیز برخی مطالبات کارگری بودند. این حرکتها با پشتوانهی ایدئولوژیهای چپ و کمونيسم صورت میگرفته است. دو نکتهی زیر میتواند به صورتبندی مسأله کمک کند.
پروتکل شانزده یهود:
...ما باید مواردی را وارد نظامهای آموزشی غیر یهودیان کنیم که نظم و انسجام را از نظامهای آموزشی آنان بگیرد و اوضاع درهم و برهمی به وجود آورد...
کمونیسم و یهود:
کارل مارکس، خود یک یهودی بود. بسیاری از آنچه او در نظریاتش آورده است، همان چیزهایی است که صهیونیسم برای جامعهی بشری میخواهد. از آن جمله نفی خداست. که در این صورت دیگر مقابلهی جدی در برابر دستاندازیهای صهیونیسم باقی نخواهد ماند.