تجمع اعتراض آمیز دانشجویان عدالتخواه مقابل شورای عالی امنیت ملی
هرچند ساعت آغاز تجمع ساعت ۱۳ اعلام شده بود، اما ما ساعت ۱۳، تازه از دانشگاه راه افتادیم. ابتدا قرار بود که یک ماشین بگیریم تا هرکس میخواهد بیاید. اما نشد. با اتوبوس واحد و تاکسی خود را به مکان مورد نظر رساندیم. مدتی هم طول کشید تا مکان برگزاری تجمع را پیدا کنیم. (فکر کردهاید الکی است؟ نه بابا! شورای عالی امنیت ملی است!! جای خفنی است. به خصوص به خاطر قرابت مکانی (و نه عقيدتی!) به بيت رهبری) بالاخره رسیدیم.
حدود صد نفر بودیم. همین حدود هم نیروهای انتظامی و امنیتی. خبرنگاران هم خیلی زیاد بودند. شعارها هم متنوع بود؛ شعارهای «نه سازش، نه تسلیم، مهر ورزی با آمریکا» و «هم شرقی، هم غربی، جمهوری اسلامی» بارها سر داده شد. از میان نوشتهها نیز این برایم جالب بود: «مذاکره با ظالم این است که بگوئید فلانفلانشده چرا اینقدر ظلم میکنی؟»
دوستان بلاگر در این جمع فراوان بودند: از همراهان که با هم آمده بودیم، جز این وبلاگ، چهار وبلاگ دیگر میشناختم: عدل، نقادی، هفت کلید و بیداری اسلامی. «ابوذر» اولین کسی بود که دیدماش. ناراحت بود از اینکه چرا برخی در این میان احمدینژاد را تضعیف میکنند. بعد هم آقا رضای صاحب «حجره» را زیارت کردم. «سال نو مبارک باد»ی گفتیم و دیگر ندیدماش. «سید شهابالدین واجدی» در طول مراسم، در حال عکاسی بود. کمی که دور زدم، صاحب وبلاگ «روزنامهی دانشجویی» را دیدم. گله میکرد که چرا داتکام نمیشوم یا پرشینبلاگ را رها نمیکنم. قول دادم که در آیندهی نزدیک کاری کنم. «حامد طالبی» که طبق معمول در حال تهیهی خبر بود. موبایل یک لحظه هم از گوشش دور نمیشد. «پلخمون» عزیز حضور فعال داشت. قرائت بیانیه کار همیشگیاش است. سخنگویی این چیزها را هم دارد. از اهالی سایتها، امتنیوز، عدالتخانه، هفتقفل، مبارزین و نوسازی شناسایی (!) شدند. (مجموعا ده وبلاگ و پنج سايت!!)
○ شماره جدید «خیزش» را نیز به قیمت دویست تومان در همان مکان به فروش میرسید.
○ شبکههای مختلف، تند و تند مصاحبه میگرفتند. من نیز با شبکهی دبی مصاحبه کردم.
○ من که در این تجمع بیش از آنکه کار سیاسی (!) کنم، «دیدهبوسی» و «دیدارتازهکنان» داشتم. به خصوص با دوستان وبلاگی. اصلاً شعار هم ندادم. بیکار بودم.
○ تجمع مقابل سفارت دانمارک را که گزارش کردم، مقدار متنابهی فحش نصیب وبلاگم کرد. امیدوارم زين پس چنین نباشد.
چرا با رابطهی با آمریکا مخالفایم؟
برخی میپرسند: «چرا شما میگوئید رابطه با آمریکا نباید صورت گیرد؟ مخالفتتان برای چیست؟ مگر نه این است که آمریکا قدرت اول جهانی است و میتواند هر کاری میخواهد انجام دهد. چرا ما خود را با او درگیر میکنیم؟»
پاسخ به این سئوال به نظرم آنقدر روشن است که احتیاجی به استدلال ندارد. احتیاجی به دیدگاههای ایدئولوژیک هم ندارد. اصلاً نگاه دینی هم لازم ندارد. با اندکی منطق، کافی است به گذشته نظر کنیم؛ آمریکا که عوض نشده است، البته اگر ما بر سر آرمانهایمان باشیم...
سیاستهای آمریکا در حمایت از شاه، در مخالفت با دولتهای مردمی، مقابله و مبارزه با خواست مردم در ایجاد حکومت اسلامی، همکاری با صدام در طول سالهای جنگ، دادن پناهندگی به شاه پس از فرار از کشور، دادن سلاح و پول به مخالفان ملّت ایران (از جمله مجاهدین خلق) ، حمله به نفتکشهای ایرانی در زمان جنگ، سرنگون کردن هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران، تحریم اقتصادی ایران، تصویب بودجه برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی (که نظامی است با پشتوانهی رأی مردم) ، مقابله با خواست ملّیمان برای استفاده از انرژی هستهای و هزاران هزار عمل غیر انسانی علیه مردم و حکومتمان نشاندهندهی خوی درنده و استکباری آمریکا ست. وقاحت را به حد اعلا رساندهاند. به صراحت میگویند ما این مقدار برای سرنگونی حکومت ایران قرار دادهایم! صریحاً میگویند که طرحهایتان را برای سرنگونی حکومت ایران بیاورید و به ما بدهید! ما هم پولش را میدهیم. ما در مذاکره میخواهیم بگوئیم که بودجه مخالفانمان را کم کنید؟؟؟ یا شاید آنکه ما هم میخواهیم سهم بگیریم؟
ما چگونه و بر چه اساسی باید این اعمال آنها را فراموش کرده و با آنان بر سر میز مذاکره حاضر شویم؟ آنچه میگویم این است که ما به دنبال عزت خود و جامعهمان هستیم. ما روزگاری به عنوان «امالقرای جهان اسلام» مطرح بودهایم؛ حالا ما را چه شده است؟ آنهایی که ما را الگوی خود قرار داده بودند، در سراسر جهان چه وضعیتی برایشان به وجود خواهد آمد؟ آیا به این مسأله اندیشیدهایم؟
میگویند مذاکره برای این است که بگوئیم ما در عراق کار ضد امنیتی نمیکنیم! اما مذاکره بیش از آنکه این نظر را رد کند، آن را تأیید میکند. میگویند اگر شما در عراق صاحب گروهک و سلاح نیستید، پس این مذاکره بر چیست؟
ما با انقلابمان نوع جدیدی از حکومت را معرفی کردیم. اما اکنون میخواهیم به قواعدی تن دهیم که به صراحت در اصولمان رد میکردهایم. ما آمریکا را شیطان بزرگ نامیدهایم. مذاکره با شیطان چه معنایی دارد؟ ما را چه شده است؟ فأین تذهبون؟
○ امام خامنهای: در هیچیک از مسائل مورد اختلاف ایران و آمریکا، با آمریکاییها مذاکره نخواهیم کرد؛ چرا که در منطق آنها مذاکره معنا و مفهوم حقیقی ندارد و فقط ابزاری برای تحمیل خواستههای خود بر طرف مقابل به شمار میآید.
○ امام خامنهای: کسانی که در شرایط تهدید به فکر مذاکره میافتند، ضعف خود را با صدای بلند اعلام میکنند.
○ گزارش ابوذر از تجمع ديروز
○ گزارش خبرگزاریها به نقل از عدالتخانه
○ گزارشهای تصويری از تجمع