مخالفین و مخالفین مذاکره: ابراهيم نبوي، روزآنلاين
فعلا جز همه مقامات رسمی که طرفدار مذاکره با آمریکا هستند، اما هیچ کدام شان صراحتا نمی گویند که طرفدار مذاکره با آمریکا هستند، فقط گروهی از نیروهای راستگرا باقی مانده اند که آنها شدیدا مخالف مذاکره با آمریکا هستند، ولی همه شان می دانند که مذاکره با آمریکا لازم است. حسین شریعتمداری گفت: «چرا از بازی باخت باخت با آمریکا خارج نمی شویم؟» در همین راستا گروهی از دانشجویان که قیافه‌شان شبیه بسیجی‌ها و رفتارشان شبیه قصاب‌ها و حرف‌زدن‌شان شبیه راننده اتوبوس‌ها بود، به مذاکره با آمریکا اعتراض کردند.


آقای ابراهيم نبوی (عليه‌ما‌عليه)
سلام عليکم

از شرع و قانون برای‌تان نمی‌گويم. چرا که اميدی به اثرش ندارم. از اخلاق برای‌تان می‌نويسم. شايد که اندکی در کارتان تامل کنيد.

اول‌بار نيست که از سوی شما به من و امثال من توهين می‌شود. به خصوص از سوی بنگاه دروغ‌پراکنی روزآنلاين.

بگذاريد با سئوالی آغاز کنم که خود بارها بدان پاسخ داده‌ايد: «طنز چه هدفی دارد؟ آيا برای لب‌خند نشاندن بر لب انسان‌ها مجاز به هر کاری هستيم؟» پاسخ‌اش پيش خودتان باشد؛ فکر نمی‌کنم به اين قائل باشيد که هنر طنز را بی‌هدف و بی‌جهت بايد به کار برد. (لااقل در کارهای‌تان جهت‌داشتن مشهود است.) شما چگونه به خود اجازه می‌دهيد ازچيزی که درباره‌اش علمی نداريد اين‌گونه بنويسيد؟

«و لا تقف ما ليس لک به علم: از چيزی که درباره‌اش علم نداری پيروی نکن. قرآن»

(با کمال احترام به اقشار زحمت‌کش اعم از قصاب و راننده‌گان اتوبوس) چه نسبتی ميان رفتار، چهره و سخن ما با اين افراد و اقشار فوق‌الذکر وجود دارد؟ من در وبلاگ خودم وبلاگ‌های ۱۰ نفر از حاضران را آورده‌ام. ادبيات کدام‌شان به آن‌چه شما گفته‌ايد، شباهت دارد؟ تا کنون چند تايش را ديده‌ايد و خوانده‌ايد؟

و آيا واقعا لازم است تا برای رساندن يک مفهوم از چنين تعابيری استفاده شود؟ اين تعابير تا چه ميزان در بيان مقصود کارگر می‌افتد؟ (تا کنون چيزی به نام ادبيات متعهد به گوش‌تان خورده است؟)

واقعا اگر يک اعتراض مدنی به ديد شما اين‌گونه جلوه‌گر است پس وای به حال جامعه‌ای که مدنی باشد! جامعه‌ی مدنی‌تان متشکل از رانندگان و قصابان است!! اگر خواندن سرود «آمريکا آمريکا مرگ به نيرنگ تو...» يعنی ادبيات راننده‌ی اتوبوسی افتخاری ست برای‌مان که بدين ادبيات موصوفيم.

رسالت قلم فراتر از آن است که برای خوش‌آمد اربابان زر و زور و تزوير به خدمت گرفته شود. شما نيز چنين کنيد.

پراکنده گفتم و نوشتم. اما شما خود منظم بخوانيد. ارزش بيش‌تر اهميت‌دادن نداشت. در خانه اگر کس است، يک حرف بس است.

والسلام علی من اتبع الهدی
سلام بر پيروان مسير حق و هدايت


پی‌نوشت:
»
با تشکر از علی که از مطلب ابراهيم نبوی مطلع‌ام کرد.
» وبلاگ نقادی هم در اين باره چيزهايی نگاشته است. (او هم از همان قصاب‌ها و رانندگان اتوبوس است!) بخوانيد.
» جواب کامنت آرش: ديدن سايت روزآنلاين احتياجی به فيلترشکن ندارد. الحمدلله دوستان روزآنلايني ِما برای گذر از فيلتر هم، تدبير انديشيده‌اند. اما تدبيرشان را نمی‌گويم تا دل‌تان بسوزد. اينترنت ما چيز خاصی ندارد.

» پس‌از‌پی‌نوشت: امروز روزنامه‌ی کيهان تصويری در صفحه‌ی اول قرار داده بود. جالب بود. در زير آن عکس آدرس سايتش بود. اما فيلتر شده بود. حالا نمی‌دانم آن‌ها چگونه اين عکس را از اينترنت گرفته بودند. احتمالا از فيلترشکن استفاده کرده‌اند!! اما به کسی نگو! ()


» مطلب محمدجواد روح درباره‌ی ما بازی‌خورگان قدرت: جوابيه را در اولين فرصت می‌نويسم. (الحمد لله فضای نقد و گفت‌و‌گو در ميان وبلاگ‌نويسان بسيار خوب بوده و به رشد است. اگر بگذارند.)