سخن گفتن از فوتبال به خصوص در زمان مسابقات جهانی، هر چند سال یک‌بار دوباره اوج می‌گیرد و فکر جوانان را به خود مشغول می‌سازند. جوانانی که در جامعه جوانی همچون کشور ما، اکثریت را تشکیل می‌دهند. سئوالی برایم مطرح بوده و هست. شاید این سئوال را به پای فوتبال‌نادانی‌ام بگذارید. اما برای من به عنوان یک ناظر بیرونی این همه اهمیت قائل شدن برای دویدن و تلاش چند نفر برای تصاحب و رساندن یک توپ به دروازه، اندکی خنده‌دار است. جمله‌ای که به خنده و مزاح بارها شنیده‌ایم که «به هرکدام یک توپ بدهند تا همه به دنبال یک توپ ندوند»، برای من چندان خنده‌دار نیست.

مگر هدف از فوتبال ورزش و آماده‌کردن بدن برای اهداف اصلی نیست، پس چگونه شده است که پس از مدتی ورزش نه تنها برای آمادگی جسمانی افراد بشر به کار نمی‌آید، بلکه ابزاری کارساز برای تخدیر اذهان و پرکردن افواه از شعار و کلمات هیجانی، تبدیل شده است.

زمان فوتبال همواره جهانیان رو به سوی صحنه‌ی اصلی خبرها دارند. هرآن‌چه را که رسانه‌ها برایشان بزرگ می‌کنند به آن اهمیت می‌دهند. برای یک جوان امروزی چه اهمیتی دارد که بفهمد که سال‌های سال است همزمان با مسابقات فوتبال، کشتار فلسطینیان اوج می‌گیرد یا حکومتی سرنگون می شود. کافی است حوادث دهشتناک اخیر در فلسطین را اندکی دنبال کنیم. هم‌اکنون در فلسطین به مدت سه روز عزای عمومی است و مردم جهان نیز به زندگی خود مشغول.

ما را چه شده است؟ چگونه است که اولویت‌های ما هر روز به دست رسانه‌ها تغییر و تبدل می‌یابد؟ طبیعی است؟ همیشه در تاریخ خوانده‌ایم که خبر رسانی و تحریف خبر از ویژگی‌های قوم یهود بوده است. آیا این بار نیز این قوم رسانه‌ها را به نفع خود تغییر نداده است؟ آیا مالکیت یهودیان بر ابررسانه‌های جهان در این امر مؤثر است؟

موج فوتبال در کشور ما از سال 75 شروع شد و اندکی بعد، ایران به جام جهانی وارد شد. و موج فوتبال دوستان که روز به روز افزون‌تر می‌شد. شبکه سوم نیز اولویت خود را بر همین مبنا تعریف کرد و بر مبنای ارزش‌های جهانی، برای جوان ایرانی امروز علاقه‌ای به فوتبال ایجاد کرد. و امروز این ورزش به ظاهر سالم، بلایی شده است که بعد از هر مسابقه بر سر جامعه و سرمایه‌های مادی و معنوی‌اش خراب می‌شود. اتوبوس‌های درهم شکسته، اخلاق فراموش شده، هویتی مبهم، جوانانی سرگردان و هزاران اثر نامحسوس که روزی از ما انتقام خواهد گرفت.

جوان امروز چه می‌داند که امروز در ورای این مسابقات فوتبال در جهان چه‌ها در حال انجام است و چه می‌داند که این دو کشوری که با هم مسابقه می‌دهند چه تاریخی دارند و فرهنگ و آداب‌شان چیست. چه می‌دانند که بازی فوتبال برای هرکس سود برساند برای او که بیننده‌اش است سودی ندارد.

جوان امروز با دیدن این مسابقات تخدیر می‌شود. فضایی ذهنی و آرمان‌هایی خیالی در ذهن‌اش شکل می‌گیرد و می‌پندارد که واقعاً در فوتبال اول شدن هدف اصلی اوست. و چه می‌داند که بزرگترین تیم‌های ملی جهان و قهرمانان‌شان، در کشورهایی استعمارزده برآمده‌اند و ملت‌شان دل بدین خوش کرده‌اند که تیم‌شان اول است و نه درد گرسنگی خود و ملت‌شان را می‌فهمند و نه آرمان انسانیت را. همه‌ی آرمان او فوتبال است. برزیل مطداق بارزی برای این گونه کشورهاست.

و کسی چه می‌داند که این کشور روزگاری متمادی مستعمره‌ی رقیب امروزش بوده است و یا این‌که این تیم از کشوری فقیر و بی‌چیز آمده است که مردمان‌اش به نان شبی محتاج اند و نمی‌دانیم و نمی‌دانند...

فوتبال و جام جهانی‌اش به جنگی بدل شده است بی‌رقیب و بی‌همتا که جز استکبار کسی در آن جولان نمی‌دهد. رسانه‌ها ذهن را تخدیر می‌کنند و آن‌چه می‌خواند در ذهن مخاطب‌شان می‌کاردند. زمانه‌ی قیام علیه این نظم جهانی نرسیده است؟


امسال صدا و سیما کار ارزشمندی را آغاز کرده است و آن تهیه برنامه‌های کوتاه یک و نیم دقیقه‌ای درباره‌ی تیم‌های فوتبال است. به عنوان کسی که در برای اولین بار کاری را در صدا و سیما و با همکاری گروه ورزش شبکه سوم انجام داده است، از شما می‌خواهم درباره‌ی این برنامه‌ها و اثرات آن هرچه دیده و می‌دانید و فیدبک گرفته‌اید برایم بفرستید. اگر برای این کار هم به انجام نرسد، می‌تواند تجربه‌ای نو برایم باشد.

اگر فرصتی شد، درباره‌ی این تجربه‌ام می‌نویسم.