یکی از مهم‌ترین دلایل پابرجایی و موفقیت نظام اسلامی‌مان، حماقت و نفهمیدن انقلاب از سوی مخالفان‌اش است. در حال جستجو به سایتی برخوردم که در آن علیه مسئولان نظام (از ابتدا تا کنون) اعلام جرم شده بود. به شکلی سطحی و بسیار مبتذل. سخنم درباره‌ی آن سایت نیست. نکته‌ی جالب سایت آن بود که آن چیزی را که به عنوان نکته‌ی مثبت می‌دانم را منفی دانسته و آن را بیان داشته است. تصویر کنار ترجمه‌اش هرچند ساده است می‌نویسم: "من هیچ احساسی در مورد ورود به ایران ندارم. این جمله را خمینی زمانی گفته است که پس از پانزده سال به ایران بازگشته است." به همین راحتی!

نتیجه‌ی ساده‌اش این است که دشمنان ما نمی‌دانند که معنای این جمله چیست. اوج عرفان و بزرگی را درک نمی‌کنند. فکر کرده‌اند که این جمله نشان از کوچکی یا خشونت می‌دهد. نمی‌دانند که فقط انسان‌های بزرگ هستند که می‌توانند به راحتی از دنیا دل بکنند.

شاید آن‌چنان هم مهم نبود که بنویسم‌اش؛ اما فکر می‌کنم این‌ها همه‌اش امکانی است که خدا فراهم کرده تا اسلام و انقلاب اسلامی عزیزمان، به فرموده‌ی امام‌مان سنگرهای کلیدی جهان را فتح کند و بانگ الله اکبر بر تمام عالم طنین افکند. و دشمنان‌مان بر طبلی تهی بکوبند و نفهند که چه شد.

▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫

شب گذشته مسعود ده‌نمکی به دانش‌گاهمان آمده بود و فیلم‌اش را پخش کرد. از خود فیلم که بگذریم، حاشیه‌اش زیبا بود. یکی از همراهان آقای ده‌نمکی، گفته‌بود که این فیلم رو جاهای دیگه هم نمایش داده‌ایم. اما شما فرق داشتید. جاهایی رو که شما می‌خندیدید، کاملاً فرق می‌کرد با جاهایی که دیگران می‌خندند!
به عقیده‌ی من آقای ده‌نمکی شجاع است، چرا که به سراغ آن چیزهایی می‌رود که نگاه رسمی با آن موافق نیست و اصولاً بایکوت است. از نظر شکلی که شاید نتوانند چندان حرفی بزنند و من هم انتظاری ندارم. اما مشکل اصلی، نداشتن نگاه جامع و اندیشه‌ی سلبی است. نفی فقر، نفی فحشا، نفی فوتبال و ... . راه چاره‌ای در این میان ندارند. در حالی که اندیشه‌ی اسلام ناب می‌تواند راه‌کار بدهد و حرکت و نیروی تازه‌ای به مردم بدهد که امروز اندیشه‌ای مغفول و بایکوت است.

▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫

نوشته‌ی علیرضا درباره‌ی فوتبال و حواشی بازی ایران و مکزیک. سعادت با ایشان یار بوده است که در فرصت جام جهانی توانسته‌اند در آن حوالی (!) باشند.