نام حاج احمد متوسلیان، در این روزها باز برای‌ام یادآوری می‌شود و به یاد می‌آورم که روزی رفت تا لبنان بماند. و امروز رزم این فرزندان حزب‌الله در پرتو زحمات هم‌چون متوسلیان‌هاست که زندگی‌شان را در این راه نهادند. و ثمرات‌ش امروز به بارنشستن حزب‌الله است و زبونی و درگل‌ماندن صهیونیست‌ها. حاج احمدهای امروز این کشور کجایند؟؟

در پرده ‏اى از غبار

اى با نَفَسِ امام خو كرده‏
زان رایحه كسب آبرو كرده‏

سرمست ز باده كلام او
توفیق شهادت آرزو كرده‏

یك قوم تو را شهید مى‏خوانند
یك قوم تو را اسیر مى‏دانند

اما چه كنم كه ناجوانمردان‏
تصویر تو را ز خویش مى‏رانند

اى بلبل در چمن نگنجیده‏
اى یوسف در وطن نگنجیده‏

اى نور دو چشم پیر كنعانى‏
زندانىِ در وطن نگنجیده‏

اى كاكل غرق خون برآشفته‏
در بوته آزمون برآشفته‏

تو كیستى آنكه نور نوشیده‏
پیراهنى از حضور پوشیده‏

تندیسه غیرت و جوانمردى‏
بر ظلمت شام غم خروشیده‏

من كیستم؟ آنكه در وطن مانده‏
در بند حجاب خویشتن مانده‏

چشمى به در امید خشكیده‏
در حسرت بوى پیرهن مانده‏

اى زمزم كوثرى مرا دریاب‏
وى پنجه حیدرى مرا دریاب‏

دستانم هر تپش عطش دارد
وى لطف برادرى مرا دریاب‏

دریاب كه بى‏تو سخت درماندم‏
در مصر غم تو دربه‏در ماندم‏

از پیرهنت حوالتى بفرست‏
بى‏برگ عبور پشت در ماندم‏

اى جَبهه به خاكِ جِبهه‏ها سوده‏
در معركه‏ها دمى نیاسوده‏

وى اسوه استقامت و ایثار
در مصر شكنجه‏ها نفرسوده‏

اى گمشده حصار پیچیده‏
وى ماه به شام تار پیچیده‏

دستان كدام فتنه رویت را
در پرده‏اى از غبار پیچیده؟

شعر از مرحوم محمدرضا آغاسی