_ بدون بی هوشی که نمی شه که.

_ نمی شه؟ نکنيد.

_ اين پا بايد عمل بشه.

_ من زير بار بی هوشی نمی رم. همين جوری اگه می تونی عمل کن.

_ بر شيطون لعنت. لا اله الا الله. خدايا ... بابا جان...

بالاخره دکتر مجبور شد که راضی شود.

_ بی هوش کنن منو؟ بعد من زير بی هوشی شروع کنم منطقه رو توجيه کردن. کی بشنوه؟ محرم باشه؟ نباشه؟

_ خيلی درد داشت؟

_ حالا ديگه. بی درد هم نبود. بد نبود.



هفته دفاع مقدس بر پايمردانش گرامی باد.