۱. موج وبلاگ‌نویسی در ایران برای بعضی‌ها خیلی خوب بوده است و به آن‌ها خوب سواری داده است. امروز دیگر بعضی‌ها نمی‌توانند به استقلال وبلاگ و وبلاگ‌نویسی از قدرت و سیاست سخن به میان آورند؛ چرا که خود وبلاگ‌شان را تریبونی برای حزب و فعالیت‌های حزبی بدل کرده‌اند و از این روست که نمی‌توانند به این ببالند که وبلاگی دارند که هرچه خواستند فارغ از مسئولیت و جایگاه‌شان در آن می‌نویسند...

۲. هرکسی بخواهد کاری در فضای مجازی انجام دهد، اولین (و البته تنها) کاری که بلد است انجام دهد، گذاشتن همایش برای وبلاگ‌نویسان است. چون تنها کاری هم که بلدند همین است. تجربه‌ی لازم را هم دارند. به هرکس می‌گوئیم که این‌کار جواب نداده است و احتمالاً جواب هم نخواهد داد، نگاهی عاقل اندر سفیه به ما می‌اندازد که یعنی تو نمی‌فهمی که کار یعنی چه! ما هم صبر می‌کنیم. فکر می‌کنند که اگر اعلام کنند که جشنواره‌ای قرار است راه بیفتد همه‌ی وبلاگ‌ها در راستای اهداف آنان خواهند نوشت و اینترنت متحول خواهد شد.

۳. راه‌انداختن سرویس‌هایی جهت بررسی وبلاگ‌ها نه از سر دلسوزی و توجه به این واقعیت بوده است که وبلاگ‌ها گسترش یافته‌اند که از سر خالی نبودن عریضه و عقب نبودن از قافله‌ی جهانی است که وبلاگ را به عنوان یک رسانه‌ی مستقل به رسمیت شناخته‌اند. همین هم چندان بد نیست.

۴. اما نداشتن سابقه و اطلاعات کافی راجع به وبلاگ‌ها و وبلاگ‌نویسی و حتی اینترنت گاهاً مشکلاتی را پدید می‌آورد که از اعتماد عمومی وبلاگ‌نویسان به آنان می‌کاهد. مثلاً پیش از این دوستی گله می‌کرد که مطلبم را به نام دیگری زده‌اند. پس از تحقیق معلوم شد که یک نفر مطلب را بدون ذکر منبع در وبلاگش قرار داده است. خبرگزاری هم بدون توجه و حتی یک جستجوی ساده در اینترنت آن را منتشر کرده است.

۵. مشکلات به این مورد خیم نمی‌شود. وقتی همه متخصص همه چیز می‌شوند و دوستان جای کارشناسان را می‌گیرند و حوزه‌ی دید خبرنگاران محدود به چند وبلاگ خاص است، مشکل بسیار حاد می‌شود. مثلاً در خبرگزاری قرآنی کسی را به عنوان وبلاگ‌نویس مذهبی دعوت می‌کنند که در وبلاگش صرفاً به مسائل سیاسی آن هم مخالف نظام می‌نویسد. یا دیگری که مطلبش را در سایت‌های ضدانقلاب (مانند گویا یا پیک‌نت و یا ...) می‌توان دید و در خبرگزاری قرآنی نیز. آن هم نه یک‌بار که بارها. دلیلش جز دوستی مسئول آن سرویس با این بلاگر چه چیز دیگری می‌تواند باشد.

۶. راستش این آدم‌هایی که در این خبرگزاری‌ها درباره‌ی وبلاگ کار می‌کنند، آن‌چنان بی‌اطلاع هستند که گاهاً خود نیز اعتراف می‌کنند که نمی‌دانیم. در یکی از خبرگزاری‌های مشهور خبرنگاری که در سرویس سیاسی ضعیف است به سرویس وبلاگ می‌رود و اتفاقاً مسئولش هم می‌شود. آن دیگری هم به جای اخراج به این‌جا نقل مکان می‌کند. دیواری از این کوتاه‌تر پیدا نمی‌شود. ما می‌خواهیم بهمان عقب ماند نگویند. موج وبلاگ‌نویسی در ایران برای بعضی‌ها خیلی خوب بوده است و به آن‌ها خوب سواری داده است. تا کی وبلاگ‌نویسان باید به بعضی‌ها سواری بدهند؟