۱. نفت در ایران تاریخ عجیبی دارد. روزگاری نفت در دست اجانب بود و ملت هیچ قدرتی در تصرفش نداشت. آنها خود استخراج و خود مصرف میکردند. گذشت تا در پنجاه سال پیش قدرت ملی و مذهبی دست به دست هم داد تا نفت را از آن خود کند.
و بدینسان دورهی جدیدی در تارخ نفت کشور ما آغاز شد.
۲. دورهی دوم تاریخ نفت ما دورهی وابستگی کامل است. در این دوره (که متأسفانه تا کنون هم تقریباً ادامه یافته است) تمام صنعت استخراج و پالایش نفت در دست شرکتها بزرگ غربی و شرقی بوده است و تا حدود زیادی سودش به جیب دیگران میرفته و میرود. اما اینبار یک چیز فرق کرده است. نفت متعلق به خود ملت ایران است و این ملت میتواند دربارهاش تصمیم بگیرد. هر زمان که خواست استفادهاش کند و از آن بهره جوید و هرگاه که نخواست تصمیم دیگری دربارهاش بگیرد.
۳. امروز سوخت نیازی حیاتی برای جوامع صنعتی و توسعهیافتهی جهان است. اندک سخن دربارهی تحولی در جهان (حتی صرف یک احتمال کوچک) به یک باره قیمت نفت را دچار تحول میکند و این از اهمیتش ناشی میشود.
۴. کشورهای اسلامی، در جایی قرار گرفتهاند که منبعی از انرژی را در اختیار دارند. از این رو میتواند با برنامهریزی مناسب به ابزاری جهت تأمین خواستههای این بخش از انسانها واقع شود. به خصوص با این توجه که هیچ گربهای مفت و مجانی و برای رضای خدا موش نمیگیرد.
۵. بارها غرب استفادهی از اطلاعات و امکاناتش را برای ملت ما منوط به پذیرش خواستهای نامشروع و زورگویانهی خود کرده است. نزدیکترین نمونهاش هم همین انرژی هستهای است که با صدور قطعنامهای غیرمنطقی، از ایران خواستهاند تا دست از انرژی هستهای بردارد. هرچند این سخنان بیتوجه به تمام قوانین بینالمللی بوده است، اما ابزار فشاری شده است در دست آمریکا و اروپا برای فشار بر ما. مطمئن هستم که اگر ما این تکنولوژی را خود به دست نمیآوردیم، هیچگاه غرب به ما آن را نمیداد. چرا که صاحباختیارش است.
۶. جنگ هرروزه در لبنان شکل تازه به خود میگیرد. فشار بر مسلمانان (به خصوص شیعیان) بیشتر شده است. در خط مقدم جوانانی مؤمن به نمایندگی از کل مسلمانان با تمام استکبار (که مستجمع در دولت و اندیشهی صهیونیستی است) درحال جنگاند. و ما در این سوی مرزها ادعای حمایت از آنان را دل و زبان داریم. اما این هرگز کافی نیست...
7. لااقل کاری که میتوانیم انجام دهیم، کمک مالی است به دولت لبنان و به مبارزان مقاومت. اما جز این تولیٰ، تبریٰ هم لازم است. فقط با کمک مالی به حزب الله ما وظیفهای نداریم؟ آیا با گفتن محکوم میکنیم، مسئولیت خود را انجام دادهایم؟ نباید فشار مالی بر دشمنان وارد کنیم؟ جز تحریم (آن هم فقط به زبان) کار دیگری از ما برنمیآید؟ امروز لازم است برای اولینبار در تاریخ کشورمان خودمان برای نفتمان تصمیم بگیریم. امروز که امت اسلامی در میانهی درگیری با دشمنان خود است، و دول غربی با کمال وقاحت به جای محکوم کردن جنایات صهیونیستها در لبنان، به حق مسلم ایرانیان در دستیابی به انرژی هستهای حمله میکنند، ما هم از ابزار نفت در اینجا استفاده کنیم و از صدورش به غرب جلوگیری کنیم.
از دولت جمهوری اسلامی ایران، میخواهیم با توجه به کمکهای دول غربی به رژیم صهیونیستی (اعم از مادی و معنوی) صدور نفت خود را حداقل به مدت یک هفته قطع کند و از این ابزار برای فشار به غرب بهره جوید.

امروز: خبرنگار "موج" از لاریجانی در مورد احتمال تحریم نفتی کشورهای عربی و اسلامی در برابر جنایات اسرائیل پرسید که وی گفت: الان زمزمههایی هست که اگر جنگ لبنان ادامه پیدا کند، از ابزارهای دیگری استفاده شود، امیدواریم غیرت اسلامی به وجود بیاید، ما آماده هرگونه کمک برای پایان جنگ لبنان هستیم.
علی لاریجانی در بخش دیگری از این نشست خبری در مورد اظهارات اخیر یوشکا فیشر، وزیر خارجه سابق آلمان گفت: ما نمی خواهیم کسی در دنیا بلرزد، ما نمیخواهیم از سلاح نفت استفاده کنیم و تا محبورمان نکنند این کار را نخواهیم کرد.
دوستی میگفت: زمانی که نفت 6 دلار بود، سر سفرهی ما نبود. حالا هم که 70 دلار شده است، سر سفرهی ما نیست. میخواهم لااقل سر سفرهی دشمنان هم نباشد...