بسم الله
تأخیر ما هم باز حکایتی شده است. هربار باید عذری بخواهم و قول بدهم که دفعهی آخری باشد که دیر به دیر مینویسم. اما باز همان آش و همان کاسه.
طبق تحقیقات بنده، بخش زیادی از آرشیو وبلاگها با همین عذرخواهیهاست که پر میشود. ربطی هم به نوع وبلاگ یا نویسنده ندارد. بالاخره آدم هستند و کار پیش میآید...
××××××××
چند روزی در خدمت اسلام و مسلمین به شغل شریف بازرسی در نهادهای فرهنگی مشغول شدهایم. و چشمانمان از تعجب گرد و بلکه قلمبه شده است. سیری در دانشگاه شیراز و علوم پزشکی و آزاد شیراز داشتیم و هر چیزی که بگوئید از فرهنگ دیدیم.
یکی از همین دانشگاهها، بیش از نیمی از بودجهی فرهنگیاش را صرف امر خطیر موسیقی کرده بود و میگفت که چه دستهی گلهایی را هم به جامعه تقدیم کرده است.
کانون فیلم همین دانشگاه رسماً ضدانقلاب بودند و اعتراض میکردند که چرا به ما مجوز نمیدهند تا بیرون از دانشگاه هم فیلم بدون سانسور پخش کنیم. امکاناتشان هم که خدا خیر دهد: 2 دستگاه تلویزیون، 3 دستگاه ویدئو،کامپیوتر، میکسر و ویدئو پروجکشن و ... . همهی این امکانات هم فقط برای 2 نفر آدم که خودشان گفتند که همهی کارها را دو نفری انجام میدهیم. میگفت که ما با این دولت از مبنا مشکل داریم. جالب یود که مسئول محترمشان هم دیگر اجازهی سخن به ایشان نداد و ما را به کانون بعدی هدایت کرد...
مسئول فرهنگیشان در دادن آمار هم که ماشاءالله خیلی خبره بود. میگفت سرانهی فرهنگی ما بین 4 تا 8 هزار تومان است و گاه به 15 هزار تومان هم میرسد. اما حداکثرش همان 8 هزار تومان است!!
آمار شرکت در کلاسها به مراتب از آمار بودجه و سرانه فجیعتر بود. نوشته بودند که در کلاس X یکصد و هشتاد نفر شرکت دارند. رفتیم کلاس را دیدیم. از بچهی زیر 10 سال در کلاس بود تا دانشجوی بیست و سه ساله. مجموع شرکتکنندگان 6 نفر بود. از این 6 نفر هم معلوم شد یک نفر فرزند همان مربی است. ظرفیت کلاس هم حداکثر 15 نفر. زمانی که نام خانوادگی مربی را سئوال کردیم، فهمیدیم که از اقوام مدیر هستند. فرمهایی را که در کلاس پخش کردهبودیم هم همه مثل هم پر شده بود. انگیزهی همه از شرکت در کلاسها <پرکردن اوقات آزاد و علاقه به موضوع کلاس> بود. نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش!
در گزارش اولیهشان نوشته بودند که از هر نفر برای این کلاسها چقدر گرفتهاند و خودشان به ازای هر نفر چقدر هزینه کردهاند. پیدا کنید قیمت پرتقال را!
یکی دیگر که کمی منصفتر بود، گفت که بودجهی فرهنگیمان چندین برابر شده است. (البته سایرین هم اذعان داشتند که هیچ مشکلی در امر بودجه ندارند.) اما همین مدیر میگفت که تابستان امسال هیچ برنامهای نداشتیم. این هم برای ما از عجایب بود که اینان چه میکنند.
موارد زیاد است و گزارش مبسوط. آفرین باید گفت بر این همه زحمت و تلاش دوستان در امورات فرهنگی کشور. و بر این همه نظارتهای دقیق فاتحهای را نثار کرد.
××××××××
تبریکات صمیمانهی ما برای حامد عزیز که خدا سامانش داد.
نمیدانم با این همه آراء و افکار آرمانگرایانه چگونه شد که یک دفعه با یک دوم خردادی تند ازدواج کرد. اما همهی اینها یک طرف و سروسامان گرفتن آقا حامد هم همان طرف.
تبریک! تبریک! تبریک!
نکته انحرافی: برادر محترم یه خورده جنبه داشته باش. مگه چقدر وقت است وبلاگنویس هستی که به این زودی دامن از دست دادی و همسر بلاگر گرفتهای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
××××××××
از وقتی که این فیلم (نا)برادر ارزشیمان هلالی (علیه ما علیه) منتشر شده است، یکی از بحثهای داغ مسجدمان هم شده است همین هلالی. ما هم که از مدتها پیش در مسجد به امر نقد اینگونه افراد شهرهی شهر بودهایم، شدهایم میداندار این بحثها. یکی از عشاق سینهچاک هلالی قرار شده است که برود تهران و طی ملاقات خصوصی با هلالی خبر بیاورد که این فیلم جریانش چیست.
بندهی خدا این عاشق سینهچاک از وقتی خبر را به گوشش رساندم نه خودش خواب دارد و نه میگذارد که ما خواب داشته باشیم. وقتی فیلم را دید من و منی کرد و گفت حالا از کجا معلوم این آدم هلالی باشد.
هرچه میگوئیم ای برادر مگر هلالی چقدر پیش از این علیهالسلام بود که حالا با این فیلم شما اینقدر یکه میخوری! رو ترش میکند که تو از هلالی خوشت نمیآید و میخواهی خرابش کنی!
دوستی نقل میکرد از یکی از مداحان معروف مشهد، که بعد از مراسم رسمیاش در حسینیهشان، حرم میروند و در حرم امام رضا (علیهالسلام) به امر شریف دختربازی مشغول میشوند. خوب عجیب نیست که فردا روزی هم فیلمی از او منتشر شود که ...
××××××××
انشاءالله هفتهی آینده همایشی در شیراز خواهیم داشت به مناسبت روز جوان. میهمانان این برنامه هم تا ظهر امروز هماهنگیشان انجام خواهد شد. برویم به ادامهی کار همایش برسیم. خبر تکمیلیاش باشد برای بعد.