آقای خاتمی! آیا واقعاً افتخار دارد؟

پنج سال پیش بود که خبری ناگهانی دنیا را تکان داد. برخورد هواپیماهای مسافربری با برج‌های دوقلوی تجارت جهانی و کشته شدن ۳۰۰۰ نفر در این حادثه و سخن‌رانی غرّای بوش برای مبارزه‌ی جدی با تروریسم.

از آن روز به بعد دامنه‌ی تروریسم گسترش یافت. آمریکا گفته بود که آنان که با ما نیستند، علیه ما هستند. بعدها مخالفان سیاست‌های آمریکایی، محور شرارت شدند و آمریکا منجی بشر. نمی‌دانم آیا تاریخ سفاک‌تر و خون‌خوارتر از مسئولین آمریکا به خود دیده است؟ یزید با همه‌ی شرارت‌اش در یک روز ۷۲ نفر را به شهادت رساند. اما آمریکا روزهاست که بیش از این تعداد را در عراق و افغانستان به کام مرگ می‌فرستد. و چگونه این می‌تواند مبارزه با تروریسم باشد؟

بمب‌های نامتعارف در جنگ علیه مردم بی‌دفاع عراق، افغانستان و اخیراً در لبنان (که با حمایت تسلیحاتی آمریکا صورت گرفته است)، حکایت از یک واقعیت دارد که آمریکا در برابر جهانیان موضعی خصمانه داشته  دارد. و این منحصر به امروز نیست. کشتار یک‌صد هزار نفری در یک روز اولین بار در جهان با بمب‌های آمریکا و به دست این شیطان بزرگ صورت گرفت و صدها هزار نفر دیگر هم بعدها به خاطر عوارض همین بمب‌ها جان خود را از دست دادند و یا معلول و بیمار شدند. ویتنام، بالکان و ... هنوز سال‌هاست که طعم بمب‌های آمریکایی را از یاد نبرده‌اند.

با همه‌ی این وجود، نمی‌توان چیزی علیه ترویست‌ها نگفت. اگر منظور از تروریسم چیزی شبیه القاعده باشد، قطعاً محکوم است. القاعده‌ای که روزگاری نمایندگی منافع آمریکا در افغانستان علیه شوروی را داشت و باز هم باید گفت که دست آمریکا در این جریان در کار بوده و هست.

نمی‌دانم با همه‌ی این‌ها و صدها جنایت دیگر ضدبشری آمریکا، چه لفظی بهتر از شیطان بزرگ می‌تواند لایق سیاست‌مداران آمریکایی باشد.

آقای خاتمی! آیا افتخاری دارد که از آمریکا به عنوان شیطان بزرگ یاد نکرده‌اید؟ و نمی‌دانم چگونه خود را هنوز فرزند امام می‌دانید و این‌گونه از ادبیات امام تبری می‌جوئید؟

تکمله: رهاورد تلخ 11 سپتامبر : بیش از 180 هزار کشته و 5/4 میلیون آواره در جهان

 

تا اطلاع ثانوی همه با هم کیهان!

روزنامه‌ی شرق و ماه‌نامه‌ی نامه توقیف و حافظ لغو امتیاز شد.

هيئت نظارت بر مطبوعات نشريات نامه و شرق را توقيف و نشريه حافظ را لغو امتياز كرد. هيئت نظارت بر مطبوعات صبح امروز روزنامه شرق را به دليل چاپ يك كاريكاتور در شماره 16 شهريور ماه و همچنين عدم توجه به نظر اين هيئت در مورد تعیین مديرمسئول جدید، اين روزنامه را توقيف كرد.

در كاريكاتور مورد اشاره با عنوان بازي از نوع ديگر كه توسط بصير عنايتي كشيده شده است صفحه شطرنجي با دو مهره اسب روبه‌روي هم ديده مي‌شود كه يكي از اين دو مهره گوش‌هاي درازتري دارد، عصباني و بر افروخته است و چيزي شبيه به يك هاله‌ی نور دور سر او ديده مي‌شود. هيئت نظارت بر مطبوعات اين كاريكاتور را توهين به يكي از مقامات عالي‌رتبه نظام دانسته است.

خاطر نشان می‌شود هيأت نظارت برمطبوعات در جلسه پنجاه و هشتم خود اعلام كرده بود كه این هیات  پس از سه بار بررسی پرونده روزنامه شرق، با توجه به:
1. صدور بيش از 70 اخطار و تذكر
۲. انتشار مطالب الحادي در اين روزنامه
۳. انتشار مطالب تفرقه‌آميز مشتمل بر توهين به شخصيت‌‏هاي ديني، سياسي و ملي
۴. انتشار مطالب مغاير با مصوبات شوراي عالي امنيت ملي
مقرركرد به اين روزنامه مدت يك ماه مهلت داده شود تا نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه پس از تصويب هيات نظارت بر مطبوعات دقت بيشتري در انتشار مطالب داشته باشد، اقدام كند.

با گذشت یک‌ماه از فرصت داده شده به روزنامه‌ی شرق این روزنامه حاضر به معرفی مدیرمسئول نشد و نمی‌توان این امر را صرفاً به یک امر تصادفی و معمولی قلمداد کرد. نمی‌توانم بپذیرم که در این مملکت، حتی یک نفر حاضر نیست مسئولیت این روزنامه را بپذیرد. به نظرم این تعلل اندکی مشکوک است!!!

تعطیلی روزنامه‌ها به عنوان یکی از محورهای رعایت‌نشدن موازین حقوق بشر قلمداد می‌شود و هرباره چماق می‌شود و بر سر این نظام کوبیده می‌شود. هرچند ما به این کارها خو گرفته‌ایم، اما نمی‌دانم چرا این اقایان روزنامه‌ی شرق خود را به قانون ملتزم نمی‌دانند وبعد هم این‌گونه ادعای فرهنگ‌دوستی می‌کنند؟

هرچند مشتری هرروزه‌‌ی روزنامه‌ی شرق بوده‌ام، امّا فعلاً تا اطلاع ثانوی کیهان می‌خوانیم!