یادداشتی از محمدباقر قالیباف

ديو بيرون شد، فرشته درآمد
انقلابِ بنام خدا پيروز شد
حيات ديني مجددا و با قوت بيشتر به عرصه بزرگ تمدن بشري وارد شد.
تعادل پيشين فرو ريخت و افقي نو براي زيستني متفاوت گشوده شد.
دشمنان به سرعت دريافتند كه دنيايشان به چالش عظيمي خواهد افتاد.
و انقلاب نوپاي اسلامي را به آوردگاهي به بزرگي همه ظرفيت‌هاي طرفين وارد كردند و فاز به فاز خود را و ما را آزمودند تا راه بيداري و تكوين انسان نو(طراز اسلام) را به بن‌بست بكشانند.


اما: عمق استراتژيك دفاع مقدس
كلمات گاهي فقيرتر از آن‌اند كه دريافت‌هاي وجداني- شهودي را بتوانند حمل و منتقل كنند. لذا تامل مي‌طلبد تا بتوانيم از مسير الفاظ آشنا به معاني والاتر عبور كنيم:


خواستم بگويم كه دفاع مقدس، راه خودكفايي را به ما آموخت، اما ديدم بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، محرمان و نامحرمان انقلاب اسلامي را تفكيك كرد، اما ديدم بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، دوستان و دشمنان منطقه‌اي و جهاني ما را معرفي كرد، اما ديدم كه بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، محل آزمودن آموزه‌هاي دفاعي مرسوم بود، اما ديدم بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، محل نقش‌آفريني و انسجام اقوام و اصناف ايرانيان بود، اما ديدم بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، يك جنگ بود با همه عوامل و آثار مثبت و منفي آن، اما ديدم  بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، پديدآورنده يك فرهنگ حماسي، خودباورانه، و ... پس از قرن‌‌ها تحقير و خلاء فرهنگ شايسته بود، اما ديدم بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، عرصه عشق‌بازي با خدا و  فصل گلچيني خوبان بود، اما ديدم بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، مقطعي براي تقويت و آمادگي نيروهاي انقلاب و فضاي
فرهنگي- اجتماعي كشور بود، اما ديدم بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، فرصتي براي تكوين و استحكام و آزمون نهادهاي انقلابي بود، اما ديدم  بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، مكر خدا براي شكستن ابهت ابرقدرت‌ها و قدرت‌هاي سلطه‌گر بود، اما ديدم بيش از آن بود.
خواستم بگويم كه دفاع مقدس، نمايان سازنده و مطرح‌كننده ايران انقلابي و مظلوم، و مدعيان حقوق بشر و آزادي و دموكراسي در جهان بود، اما ديدم بيش از آن بود.
دفاع مقدس، اينها همه بود، اما همه‌اش اين نبود، اصل و درون‌مايه و جوهر آن عميق‌تر و غني‌تر بود، اينها آثارش بودند.
دفاع مقدس ساحتي ديگر از زيستن و روئيدن و باليدن بود.
دفاع مقدس، رحِمي بود كه آبستن انسان نو( ناب و تعالي‌طلب) بود.
دفاع مقدس، محل تزكيه و تعليم حكمت در ميدان عمل و در دانشگاه ايثار و كمال و شهود بود.
 دفاع مقدس، كوره ذوب آدم‌ها و تكوين انسان‌هايي بر مبناي فطرت خدايي بود.
دفاع مقدس، نزديك‌شدن به عاشوراي كربلا بود و زانو  زدن در محضر امام حسين( ع) مربي بزرگ عزت و عظمت انسان و انتخاب بزرگتر او از ازل تا ابد، تا انسان‌هايي در حد اعلاي تعهد و تأحد (خداگونگي و احدي شدن) براي ايفاي نقش‌هايي سترگ در جهت رسالت عظيم اسلام و انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي بلند خميني روح‌الله تربيت شوند؛ تا تضمين كنند:

بالندگي سرآمدي و سرنوشت‌سازي هويت و حركتي‌ رهايي‌بخش و سازنده را در افقي كه رو به انتظار منتظر گشوده شده است. كه او (ارواحنالتراب مقدمه الفداء) بيش از ما بي‌تاب است و در انتظار بلوغ (صيرورت و شدن و رسيدن) همه ماست.