یادم میآید حدود هشت یا نه سال پیش، اوایل دورهی خاتمی بود که پیام دوم خرداد ورد زبانها بود و درک این پیام به خصوص برای مدیران امری بود اجتنابناپذیر. یا آنکه باید با مدیریت خود خداحافظی میکردند. و چه بسیار انسانهای خوب و مدیران قوی با همین استدلال که پیام دوم خرداد را درک نکردهاند، از کار کنار گذاشته شدند این بود تا هشت سال پس از آن دوره، پیام سوم خرداد، شد همانی که پیام دوم خرداد بود و برای بعضیها ابزاری شد برای انگ به دیگران... حالا هم برای بعضیها پیام بیست و چهارم آذر چنین شده است.
جالب هم این است که کسی حاضر نیست این پیامها را با هم بشنود و با هم تحلیل کند. یؤمنون ببعض و تکفرون ببعض؟
فارغ از همهی این دعواها، آیا این پیامها تفاوتی هم با هم دارد؟؟!! آیا جز آنچه سیاستمداران و سیاستبازان حرفهای از یک حادثه عبرت و پیام میگیرند، مردم چه میگویند و چه میخواهند برای گروههای سیاسی ما جایگاهی هم دارد؟