ماه رمضان گذشته، پای منبر یکی از روحانیون شهرمان بودم. مسئله‌ای را مطرح کرد که ذهنم را به شدت به هم ریخت. می‌گفت: «...یکی از عواملی که فرد عادل باید داشته باشد، اجتناب از اعمال خلاف مروئه است؛ یکی کاری خلاف شأن نکند. مثلاً اگر رسم نباشد که روحانیون سوار موتور شوند، اگر یکی سوار شد، از عدالت ساقط است و نمی‌تواند به کارهایی که عدالت در آن شرط است، شرکت جوید. مثلاً نمی‌تواند امام جماعت شود، قاضی شود و حتی شهادتش در دادگاه نیز مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد....»

برای من که تا کنون چنین مسأله‌ای نشنیده بودم، خیلی عجیب بود و عجیب‌تر از آن مثال آن روحانی موتورسوار بود. هرچه فکر کردم که چرا این شأن برای روحانیون لازم است و هرکس می‌خواهد امام جماعت یا قاضی باشد، لازم است به عرف‌های خود ساخته (حلال یا مستحب) پایبند باشد، پاسخی نیافتم.

این سئوال ماند تا هفته‌ی گذشته که استادمان، آیت الله سعدی نیز در شرح لمعه این را دوباره مطرح کرد و باز هم با مثالی مشابه! گفت: «... مثلاً اگر روحانی در خیابان بدود، عدالتش ساقط می‌شود...»

امروز فرصتی شد تا اندک جستجویی در حد بضاعت در کتب شخصی‌ام در این باره داشته باشم. جواب‌های جالبی داشت. که بخشی از آن را ذکر می‌کنم.

الف) معجم الرائد، در معنای مروءة، نخوة و کمال الرجولة را ذکر کرده است. نخوت نیز به معنای عظمت و فخر و تکبر است. اما جالب آن است که در فارسی به شأن ترجمه شده است و از این رو مثال‌ها با ذهن این‌چنین ناسازگار می‌نماید.

ب) در «الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة» در معنای عدالت (کتاب الصلاة) می‌گوید: «و العدالة وهی ملکة نفسانیة باعثة علی ملازمة التقوی التی هی القیام بالواجبات و ترک المنهیات الکبیرة مطلقاً، و الصغیرة مع الاصرار علیها، و ملازمة المروءة التی هی الاتباع محاسن العادات، و اجتناب مساوئها ... ». بخش اول کلام شهید ثانی مورد اجماع همگان است و بحثی نیست. اما بخش دوم در معنای مروءة می‌گوید: «عبارت است از پیروی از عادات نیک و اجتناب از امور ناپسند آن»

ج) امام خمینی (روحی فداه) در بیان عدالت در «تحریر الوسیله»، می‌گوید: «و الاحوط اعتبار اجتناب عن منافیات المروّة و إن کان الأقوی عدم اعتباره» یعنی بنا بر احتیاط فرد عادل نباید کار خلاف مروّة انجام دهد، اما نظر قوی‌تر آن است که چنین سخنی معتبر نیست.

د) آیت‌الله العظمی مکارم و آیت‌الله العظمی بهجت در رساله‌های توضیح المسائل خود، مروءة را شرط در عدالت ندانسته‌اند. (مسائل 1268 و 1171 رسائل‌شان). مقام معظم رهبری، آیت الله العظمی خامنه‌ای (دام ظله العالی) نیز در پاسخ به استفتائی صراحتاً بیان داشته‌اند که امر خلاف شأن «اگر مخالف شرع نباشد، ضرری به عدالت نمی‌زند.»
در نتیجه آن‌که با یک استقرای خیلی ناقص، به نظر می‌رسد که امروزه دیگر مروءة را شرط در عدالت نمی‌دانند. از این نتیجه خیلی خوشحال شدم. هرچند پیش از آن نیز به آن عمل نمی‌کردم!

ما مفتخریم که فقه ما جعفری است.
امام خمینی (روحی فداه)
--------------------

با یکی از دوستان صحبت از همین مسأله شد. گفتم که «ببین! اصل بر این است که همه‌ی افراد باید مجتهد باشند. از مهمترین‌اش هم اجتهاد در اصول دین است که نمی‌توان تقلید کرد. همچنین از فروع فقهی، باید در امر تقلید هم اجتهاد کرد. (چرا که اگر چنین نباشد، دور پیش می‌آید.) من هم در هم در به تجزی فقهی رسیده‌ام. یعنی به نظرم لازم نیست که لزوماً از یک نفر تقلید کنیم. مثلاً اگر در یک باب فقهی عالمی، افقه بود باید به وی رجوع شود و این یک امر کاملاً عقلی است. در امور اجتماعی و سیاسی که لزوماً از ولی‌فقیه تقلید می‌کنم. اما در سایر فتاوا به دیگرانی رجوع کرده‌ام. مثلاً مسأله‌ی موسیقی را هم از امام خامنه‌ای تقلید می‌کنم که شنیدن صدای زن را بدون فساد و ریبه مجاز می‌شمارند. در برخی مسائل هم خودم اجتهاد کرده‌ام و به نظرم خلاف اسلام هم حکم نداده‌ام! هرچند برای دیگران ممکن است حجیت نداشته باشد، اما چون خودم در آن مسأله به قطع رسیده‌ام، برای خودم لازم الاتباع است.(در این‌باره در کتب اصول فقه به تفصیل مذکور است.)»