۱. جدا باید ایمان آورد که این مملکت را امام زمان اداره می‌کند. واقعا مملکتی که این‌قدر بی‌حساب و کتاب است -که هر وبلاگی را فقط به دلیل وجود کلمات ممنوعه در قاموس خود به تیغ سانسور گرفتار می‌کنند- نباید بتواند شب‌اش را به روز و روزاش به شب برساند! چگونه است که این مملکت سال‌ها دوام آورده است مگر به مدد مستقیم نیروهای ماورایی! راستی کسی پاسخ‌گویی نمی‌کند؟

۲. من از کلمات ممنوعه‌ی مذکور کمتر بهره برده و می‌برم. اما آیا نباید جایی را هم برای بررسی‌های علمی و دینی و ... در مورد مسائل جنسی قرار داد. اشتباه نکنید! آموزش جنسی را به سبک غرب هرگز پیشنهاد نکرده و نمی‌کنم. اما لااقل بپذیریم که حدیث است که لا حیاء فی الدین.

۳. سال اول استادی داشتیم که مبانی جامعه‌شناسی می‌گفت. معروف بود به این‌که به مسائل جنسی زیاد می‌پردازد. (باور کنید درس خارج هم خوانده بود و اکنون هم در نشریات حوزه می‌نویسد و با هاشمی هم مخالف است و... !) وقتی مسائل را از این نگاه بررسی می‌کرد همه‌مان سرخ می‌شدیم. یکی کلاس را به نشانه اعتراض ترک می‌کرد و یکی به استاد تذکر می‌داد و دیگری اعتراض می‌کرد. استاد همیشه می‌خندید و می‌گفت: «اولش همه‌تان این‌جوری هستید!» و به ادامه صحبت‌اش می‌پرداخت.
استاد فقه‌مان نیز هیچ همیشه در ابتدای مبحث کتاب النکاح می‌گفت: «من باب لا حیاء فی الدین...» و درس با جزئیات می‌فرمودند.

۴. بعدها فهمیدم که نپرداختن صحیح به این موضوع چه هزینه‌هایی را داشته است و آن استاد چرا این موضوع را مطرح می‌کرد. چرا ما امروز نمی‌توانیم موضوع زنان خیابانی را چندان درک کنیم؟ اشکال کجاست؟ چرا ما همیشه این موضوع را به دیگرانی واگذار کرده‌ایم که هیچ فهمی از دین ندارند و لائیک و لامذهب‌اند و اگر کسی سخنی از موضوع ممنوعه بر زبان آورد زبان می‌گزیم و طرد و نفی‌اش می‌کنیم؟ راستی این همه حدیث در مورد مسائل میان زن و مرد را چگونه می‌توان فیلتر کرد؟

۵. تابوشکنی و هنجار شکنی را نمی‌پذیرم. اما آیا نمی‌توان در جایی با مبانی این مسائل را مطرح کرد؟ آیا صرف وجود این الفاظ نشان از مخالفت فرد با دین و خدا دارد؟ نمی‌دانم برخی آقایان چگونه زندگی می‌کنند. اما به نظر من سکس هم جزئی از زندگی است.

خدا کند با این همه کلمات ناجور ما را هم مورد عنایت قرار ندهند.