مصلحت اندیشی در نگاه رهبری
مطلبی طولانی نوشته بودم که از انتشارش پشیمان شدم. دربارهی مدعیان اصولگرایی و اخلاق. اما بهتر دیدم که سخنانی از امام خامنهای دربارهی مصلحت را با اندم جستجویی در سایت ایشان یافتم که برای حقیقتجویان بهدرد بخور خواهد بود.
اگر فرصت خواندن تمام سخنان را ندارید لااقل تیترها بخوانید
جمع میان آرمانگرایی و مصلحتاندیشی اعتدال به بار میآورد
یکى از دانشجویان عزیز مطرح کردند که «شما مىگویید دانشجویان مصلحتاندیش نباشند. حالا ما آرمانگرا، پس چرا گاهى اوقات بعضى از دستگاههاى اجرایى مصلحتاندیشى مىکنند؛ این دو چگونه قابل جمع هستند؟» من این نکته را بگویم که مصلحتاندیشى بد، منفى و ضدّارزش نیست. مصلحتاندیشى یعنى دنبال مسألهاى که مصلحت است، رفتن. اینکه موضوع بدى نیست. این را بدانید که دستگاه اجرایى کشور در تعامل بسیار دشوار خود در دنیا، بر سر دوراهیهایى قرار مىگیرد که مجبور مىشود مصالحى را در نظر بگیرد؛ چون اداره کشور و کار اجرایى، کار خیلى سختى است. مثال آن، این است که وقتى کسى از پاى تلویزیون کوهنوردى را مىبیند که با زحمت و قدم به قدم جلو مىرود، با خودش مىگوید: یک ذرّه زودتر و تندتر قدم بردار تنبل! او پاى تلویزیون نشسته، در آن ارتفاع چندهزار مترى و در آن وضعیت قرار ندارد که ببیند این کار چقدر عملى است. همین مثال بر کسى که مسابقه کشتى یا فوتبال را از تلویزیون مىبیند، صدق مىکند. حتماً دیدهاید که گاهى اوقات بعضى از تماشاگران فوتبال، دائم به بازیکنها و تیمهاى مورد علاقه خود دستور مىدهند: تنبل بزن! شوت کن! به هرحال، کار اداره کشور کار سختى است و البته مصلحت، هیچ اشکالى هم ندارد؛ ما به آنها ایراد نمىگیریم. البته حواسمان هم جمع است که آنها همیشه غرق در مصلحت نشوند و بنده با توجه به مسؤولیتم به این موضوع توجّه مىکنم.
اگر شما جوانان نگاه به قلّههاى آرمانى را کنار بگذارید، برآیندِ غلطى بهوجود خواهد آمد. برآیندِ آرمانگرایى شما و چالش مسؤولان با مصلحتها، برآیند معتدل و مطلوبى خواهد شد؛ اما اگر شما هم دنبال مصلحتگرایى رفتید و گرایش مصلحتاندیشانه - یعنى صددرصد با واقعیتها کنار آمدن - وارد محیط فکرى و روحى دانشجو و جوان شد، آنوقت همه چیز بههم مىریزد و بعضى آرمانها از ریشه قطع و گم خواهد شد. دانشجویان نباید آرمانگرایى را رها کنند. توقّع من از شما عزیزان این است که پایههاى معرفتى خودتان را در همه زمینهها عمیق و مستحکم کنید. (15/ 08/ 82)
دفاع از انقلاب و تشخیص مصلحت آن کارى سهل و ممتنع است
مطلبى که همهى ما باید به آن توجه کنیم، این است که دفاع از انقلاب و تشخیص مصلحت آن، کارى است که هم آسان و هم مشکل (سهل و ممتنع) مىباشد. آسان است؛ چون فطرتهاى پاک عامهى مردم آن را تشخیص مىدهد. اگر شما به جمعیت عظیم مردم ایران نگاه کنید، خواهید دید که در همهى مسایل از اول انقلاب تا امروز، تقریباً عامهى مردم درست فکر کردهاند، درست تشخیص دادهاند و راه را خوب شناختهاند و اصولاً شبهه و وسوسه و خدشهیى در راه مستقیم آنها بهوجود نیامده و یا زود گذر بودهاست. لذا مثلاً در جنگ، عموم مردم از شهرها و روستاها و قشرهاى مختلف و زنها و خانوادهها عشایر و کارگران - مخصوصاً قشرهاى مستضعف و محروم - هر چه در وسع و توانشان بود، براى جنگ انجام دادند. پس، این بدان معناست که عامهى مردم و متن جامعه، مصلحت انقلاب را تشخیص داده و درک مىکنند.
اما از طرف دیگر، به نظر مىرسد تشخیص مصلحت انقلاب و دفاع از آن مشکل است؛ چون بعضى از خواص و بعضى از کسانى که ادعا مىکنند مسایل کشور یا مسایل سیاسى را مىشناسند، گاهى اشتباه مىکنند و غلط مىفهمند و کج تشخیص مىدهند و بد عمل مىکنند. کسانىکه ادعا مىکردند مسایل سیاسى ایران را مثلاً از چهل سال پیش آگاهند، گاهى در مسایلِ واضحِ امروز، درمىمانند. چیزى را که مردم بروشنى مىفهمند، بعضى از این افرادِ به اصطلاح صاحبنظر و فهیم، تشخیص نمىدهند! معلوم مىشود چنین فهمى مشکلاتى دارد و خیلى هم آسان نیست. (22/ 06/ 68)
شرط شکست دشمنی همچون اسرائیل در نظر گرفتن مصلحت امت و مصلحت کشور است
لبنان و حزباللَّه قهرمان نشان دادند که با ایستادگى و با همت والا مىتوان در مقابل اسرائیل ایستاد و اسرائیل را شکست داد. چیزى که به مخیّلهى بعضى از سیاستمداران کشورهاى اسلامى هم خطور نمىکرد، اما اتفاق افتاد؛ واقع شد؛ اسرائیل در سایهى ایستادگى، مقاومت، توکل به خداى متعال و استفاده از همهى ظرفیت و نیروى حزباللَّه و مردم لبنان شکست خورد. این یک نسخهى عمومى و متعلق به همهى دنیاى اسلام است؛ هیچ تفاوت نمىکند. شرطش این است که ماها که مسئولان کشورهاى اسلامى هستیم، منافع، خواستها و هوىهاى شخصى خودمان را در قضیه دخالت ندهیم و مصلحت امت و مصلحت کشور را در نظر بگیریم اگر این شرط رعایت شود، این نتیجه قطعى و حتمى است. (02/ 08/ 85)

مصلحتها نباید به اصول و ارزشها خدشه وارد کند
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ویژگیهای کشور از جمله تحرک و پویایی جامعه و حرکت جهش وار برای جبران عقب ماندگیها و همچنین اصول و ارزشهای دینی مورد اعتقاد مردم افزودند: در چنین جامعه ای، نهادی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام که بر قوانین و مسائل کشور و چارچوبها اِشراف دارد باید در مواقع لزوم، با ظرافت و دقت، مصلحت ها را به گونه ای تشخیص دهد که به اصول و ارزشها خدشه وارد نشود و همچنین موانع خودساخته در مسیر حرکت پرشتاب جامعه به وجود نیاید.
حضرت آیت الله خامنه ای، تشخیص مصلحت و فهم صحیح اهمّ و مهمّ و ترجیح اهمّ را وظیفه ای بسیار سنگین و مهم برای مجمع و نشان دهنده جایگاه والای این نهاد دانستند و تصریح کردند: برهمین اساس ترکیب مجمع تشخیص مصلحت نظام مجموعه ای از نخبگان با گرایش های مختلف و پایبند به نظام اسلامی، و مسئولان سه قوه است که مجمع را مظهر انسجام و اتحاد نظام قرار داده است. (21/ 12/ 85)
عزت، حکمت و مصلحت را یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین المللی جمهوری اسلامی ایران
مقام معظم رهبری عزت، حکمت و مصلحت را یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین المللی جمهوری اسلامی ایران توصیف کردند و در تبیین این اصول فرمودند: ما بر اساس اعتقاد و ایمان به توحید که خاصیت و شاخصه تفکر اسلامی است و نیز بر مبنای دل بستن به خدا و محبت و خدمت به بندگان او برای خود عزت قائل هستیم و ابرقدرتی، تکبر، استکبار و فخرفروشی را در روابط بین المللی رد می کنیم. ملت ما از ذخایر فراوان فرهنگی برخوردار است و پرونده بسیار درخشانی در علم و سیاست جهانی و صحنه های گوناگون دیگر دارد. اما ما قصد فخرفروشی نداریم و ارتباطاتمان را براساس روابط و علایق انسانی، عزت اسلامی و توحیدی و سربلندی ملت ایران بنا می نهیم.
اگر بخواهیم به اصل مطلب برسیم، باید عرض کنیم که امروز دیپلماسى ما از جهاتى، حتّى از دیپلماسى در دوران جنگ - که خیلى پیچیده و سخت بود - سختتر، ظریفتر و ابتکارطلبتر است. اگر بخواهیم اصول سیاست خارجى را که بر پایهى عزت و حکمت و مصلحت استوار است، بر اوضاع و شرایط پیچیدهى امروز دنیا و وضع خاص خودمان تطبیق کنیم، بلاشک فراست، ابتکار عمل، پُرکارى، دقت و پایبندى شدید به اصول و آرمانها، جزو وظایف عمومى دستگاه دیپلماسى ماست.
مراد از مصلحت
و اما مصلحت. مراد، مصلحت شخص من و شما نیست، که اگر ما این اقدام را کردیم، ممکن است برایمان گران تمام بشود. نه، گران هم که تمام بشود، مگر ما که هستیم؟ اگر کارى به مصلحت کشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نیست، گو مباش؛ چه اهمیتى دارد؟ مصلحت، یعنى مصلحت انقلاب، و این مصلحت همهجانبه است؛ یعنى از رفتار شخصى ما - بخصوص شما - شروع مىشود. (18/ 04/ 70)
وظیفه دولت: عمل بر اساس عزت- حکمت- مصلحت
دولت هم البته آنچه را که لازمه حکمت و اعتزاز این ملّت است، در این زمینه عمل مىکند و باید عمل کند. آنچه را که مصلحت ملت است، همراه با عزّتى که مناسب این ملت است، باید با توجّه و دقّت دنبال کند و هیچ گونه عجلهاى به خرج ندهد.
جوانان هم قدری مصلحت اندیشی کنند
قدرى هم جوانها عادت کنند به فروخوردن سخن خود؛ این هم یک تمرین است. در چالشهاى عظیم زندگى، خیلى اوقات هست که انسان حرفى دارد و دلش مىخواهد آن را بگوید؛ اما به هر دلیلى حرف را فرو مىخورد؛ این در مواقعى یک مصلحت بزرگ است؛ به این هم عادت کنید، بد نیست. در جاى خود انشاءاللَّه مجالهایى خواهد بود و خواهید گفت آنچه را که فکر مىکنید باید گفت. (24/ 07/ 84)
مجلس باید مصلحت مردم را تضمین کند
مجلس شورای اسلامی نقطه ی امید نظام و مظهر اقتدار و اختیار ملت است. جایگاه مقدسی است که همیشه و درهمه احوال، می تواند و می باید رای و اراده ی ملت مسلمان و انقلابی را به کرسی بنشاند و مصلحت مردم را در شکل مقررات لازم الاتباع در بافت و رفتار نظام و حکومت، تضمین کند، خانه ی مردم و ملجاء دولت مردمی و مظهر ارزش های اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و به تعبیر امام حکیم و فقید مان، عصاره ی فضائل ملت است، در این مجلس، دور شدن از فضائل و پایبند شدن به اغراض شخصی و گروهی و آلوده شدن به هوا های سیاسی و نفسانی از هر کس که باشد مردود و محکوم است، در این مجلس، رأی باید تابع معرفت، و بحث باید دور از تنازع و جدال باشد. در هر موضعگیری و هر سخنی باید رضای خدا و مصلحت انقلاب و خواست و نیاز مردم در نظر گرفته شود، همواره در این مجلس، معدود افرادی بوده اند که از این تکالیف غفلت ورزیده و راه، کج کرده اند و شاید امروز نیز باشند، لیکن اکثریت قاطع نمایندگان محترم که بحمدالله در همه ی دوره ها و امروز، در راه راست اسلام و انقلاب حرکت می کرده اند و می کنند، باید پاس نعمت بزرگ جمهوری اسلامی را بدارند و در اعمال و آراء گفتار خود، خدا را حاضر و ناظر بدانند و مصلحت انقلاب و کشور را با هیچ چیز دیگر معاوضه ننمایند، البته مجلس همواره باید به وظایف قانونی خود عمل و از حق قانونی خود استفاده کند اما هم نمایندگان محترم و هم مردم رشید ما قادرند تفاوت میان عمل به تکلیف قانونی و عمل بر طبق غرض شخصی و سیاسی را درک کنند. (18/ 10/ 68)
مصلحتاندیشی و حقیقتگرایی همزمان در رفتار امیرالمومنین
امیرالمؤمنین در تصمیمگیریها و در عمل خویش، ملاحظهى خود را، ملاحظهى من را، ملاحظه راحتى و ملاحظهى خواستهاى نفسانى را اصلاً مداخله نداد. بعد از رحلت خاتمالانبیاء هم همینطور بود. در آن دوران بیستوپنج سال، آنطورى که مصلحت امت اسلام اقتضاء و ایجاب مىکرد، عمل کرد؛ از مصلحت تخطى نکرد و منیت نشان نداد. بعد از آنکه امیرالمؤمنین به خلافت رسید، آن کسانى که حق را با خودشان مىدانستند و در سر سوداى خلافت داشتند، دیدید که چه کردند؟ دیدید که چه جنگها و خونریزیهایى به راه انداختند؟ على در آن بیستوپنج سال از این کارها نکرد؛ با اینکه خود را حق مىدانست. این، کلمات و زندگى امیرالمؤمنین است. او حقى را براى خود قائل بود؛ اما مصلحت بزرگ اسلام را در این مىدید که سکوت کند، تسلیم باشد و با جریان معمول جامعه پیش برود. آن وقتى هم که به خلافت رسید، باز دوستان نزدیک، دوستان دور و دشمنان ظاهرساز او را نصیحت کردند که عجله نکن، فلانى را عزل نکن، فلانى را نصب نکن، این حرف را نزن، این تقسیمِ اینگونه را انجام نده، این پول و این مستمرى را قطع نکن. آن بزرگوار، به همهى اینها با چشم بىاعتنایى نگریست؛ آنچه را که حق مىدانست، عمل کرد؛ این یک صفت از صفات امیرالمؤمنین است. (29/ 10/ 70)
قانون اگر براساس مصلحت نباشد اعتبار ندارد
نویسندگان قانون اساسى و اصل 44، هم هوشمند بودند، هم منصف؛ به نظر بنده. ما با بیشتر اینها از نزدیک کار کرده بودیم. در محصول کار هم که همین اصل 44، اصل 43 و اینهاست، کاملاً پیداست که اینها هم مردمان هوشمندى بودند، هم مردمان باانصافى بودند. اینها آن چیزى را که از نظرشان به شکل کلى درست هم هست، خط میانهى بین اقتصاد سرمایهدارى و اقتصاد سوسیالیسم شناخته بودند و این را در قالب آن سه محور اصلى مالکیت، در اصل 44 ریختند. مالکیتهاى اختصاصى دولتى، مالکیت تعاونى، و مالکیت بخش خصوصى؛ اینها را تقسیمبندى کردند. بعد، در ذیلش براى این، دو سه تا شرط قرار دادند. یکى از شرطها این است که این تقسیمبندى با این مصادیق - که مصادیق را ذکر کردم - باید موجب رشد و توسعهى اقتصاد بشود؛ باید مایهى زیان نباشد. یعنى اگر یک روزى مسئولان کشور تشخیص دادند که این تقسیمبندى، مایهى زیان است؛ موجب رشد اقتصادى نیست، این قانون دیگر در آن روز، بدین شکل اعتبار ندارد و به شکلى که منطبق بر مصلحت باشد، انطباق دارد. این، هوشمندى و انصاف آنها را مىرساند. (30/ 11/ 85)
همراهی دولت و مجلس به عنوان یک نگاه مصلحتاندیشانهی اساسی
البته ارتباطات مجلس و دولت خوب است و من مىدانم که ارتباطات مجلس و دولت چهطور است. الحمدللَّه جهتگیرىهاى کلى، جهتگیرىهاى یکسانى است؛ اگرچه اختلاف سلائقى وجود دارد. در موارد اختلاف سلیقه، بالاخره هر طرف بایستى یک مقدارى کوتاه بیاید تا بتوانند مسائل را جمع کنند. این را به عنوان یک نگاه مصلحتاندیشانهى اساسى من عرض مىکنم: با دولت بایستى همراهى بشود. دولت در ادارهى کشور و در مدیریت کشور، جهتگیرى درستى دارد. در همهى برنامهها، دولتها ممکن است با مجالس، با بعضى از نخبگان یا با بعضى از افراد دیگر اختلافنظرهایى داشته باشند؛ در این اختلافنظرها هم هیچ کس نمىتواند ادعا کند که قطعاً و در همه جا، حق با این طرف است یا با آن طرف؛ ممکن است گاهى حق با این طرف باشد، گاهى هم حق با آن طرف دیگر باشد. اما این نباید موجب بشود که دولت اصولگراى معتقد به مبانى انقلاب و بشدت در حال تحرک و خدمت و زحمتکشى، تضعیف بشود؛ این را توجه داشته باشید. (08/ 03/ 86)
براساس مصلحت حتی عقبنشینی هم میکنیم
ببینید این تبلیغ، با نوع تبلیغى که ما در گذشته قبل از اقامه حکومت حق و حکومت الهى مىکردیم، چقدر متفاوت است. آن روز کافى بود ما همین موضوعى را که مىخواهیم تبلیغ کنیم، درست بلد باشیم؛ آن گاه یک مبلّغ خوب مىشدیم. امروز اگر جهان، یا لااقل جامعه خود را درست نشناسیم، هر چه هم که آن موضوع را خوب بلد باشیم، نمىتوانیم یک مبلّغ خوب باشیم. باید بفهمیم این حرفى که ما مىزنیم، به کجا ارتباط پیدا مىکند؛ چه جناحى را در سطح جهان - نه در سطح کشور - تقویت مىکند، چه جناحى را تضعیف مىکند. مثل یک جبهه نبرد. یک وقت یک نفر انسان، با دشمنى مواجه مىشود و مىخواهد از خودش دفاع کند. این، یک طور دفاع است. یک وقت هم انسان در مجموع یک جبهه چند کیلومترى در سنگرى قرار گرفته است و مىخواهد دفاع کند. این دفاع، طور دیگر است. یک وقت باید به مصلحت جلو رفت، یک وقت هم باید به مصلحت عقب آمد. (13/ 02/ 76)
مصلحت اندیشی سودجویانهی سیاسی
باید با همان نواخت اول، حرکت ادامه پیدا مىکرد. وقتى که مجاهدان، در لحظهیى که باید بیش از همه، مخلصانه وارد عمل بشوند، با دیدِ سیاسىِ مصلحتاندیشانه و سودجویانه به قضایا نگاه کردند؛ این گروه خواست آن گروه را پس بزند؛ آن گروه خواست فلان قِمّه را تصرف کند، کار خراب شد. حالا هم راه همان چیزى است که در این ده، یازده سال، بلکه اگر یک مقدار از جلوتر ببینیم، در این پانزده، شانزده سالى که مبارزات شما برادران افغانى با دولتهاى جائر حاکم بر افغانستان شروع شده؛ همانطور که حرکت مىکردید، همانطور حرکت کنید؛ یعنى با نیت خالص براى خدا و عملى که در آن، هیچ اثر و نشانهیى از اهواى نفسانى نباشد. این، راه پیشرفت است. (22/ 01/ 69)
استقلال یعنی مصلحت کشور و مصلحت مردم نباید فداى هیچ چیز شود
این استقلالى که بحمداللَّه قوه مقنّنه ما دارد، چیز خیلى با ارزشى است. استقلال، به معناى دعوا کردن با دولت و مسؤولان اجرایى نیست؛ به معناى ضدّیت و مخالفت نیست - همه قوا باید با هم همدست و همکار باشند و به هم کمک کنند - استقلال به معناى این است که مصلحت کشور و مصلحت مردم نباید فداى هیچ چیز شود. دستگاه مقنّنه طبیعتش این است که براى جریان امور به وسیله قوه مجریّه، خطوطى را ترسیم کند؛ این کار را با دقّت و با وجدان حقیقىِ کارى انجام دهد که بحمداللَّه تاکنون اینطور بوده است. من واقعاً شایسته مىدانم و وظیفه خودم مىدانم که از یکایک نمایندگان محترم، بخصوص از هیأت رئیسه محترم، بخصوص از شخص رئیس محترم مجلس، بهخاطر حُسن اداره این جلسات تشکّر کنم. مجلس ما، برخلاف آنچه که انسان در بسیارى از مجالس دنیا مشاهده مىکند که مرکز نزاعها و کشمکشها و آشوبها و معاملات بسیار زشت و خلاف دین و شرع هستند، اینطور نیست. این ارزش است؛ این را با همه وجود نگهدارید. (10/ 03/ 78)
نفهمیدن مصلحت انقلاب و ملت باعث ضربه به نظام میشود
وحدت کلمه را حفظ کنید. مبادا کسانى یا زبانهایى، بدون قصد و غرض سویى، فقط به علت اشتباه و به خاطر اینکه مصلحت را نمىفهمند و نمىدانند که چه بگویند، چیزهایى بگویند که مردم را دلسرد بکنند. متأسفانه گاهى در گوشه و کنار دیده مىشود که بعضیها مصلحت خود و مصلحت انقلاب و ملت را نمىفهمند. مىخواهند با زید بدى کنند، با نظام بدى مىکنند. مىخواهند مسؤولى را زیر سؤال ببرند، انقلاب را زیر سؤال مىبرند. نمىفهمند که این کار، زیر سؤال بردن انقلاب است. مىخواهند یک جبههبندى درست کنند، ولى نمىفهمند که این جبههبندى، به وحدت ضربه خواهد زد. (24/ 05/ 69)
مجمع تشخیص مصلحت نظام یعنی وارد کردن نظرات مردم در قوانین کشور
امام، مجمع تشخیص مصلحت را درست کرد؛ یعنى آراءِ مردم که مظهرش مجلس شوراى اسلامى است، و حدود اسلامى که مظهرش شوراى نگهبان است، اگر بین آنها اختلافى پیدا شد، مجمع تشخیص مصلحت تصمیم مىگیرد. آنجایى که مصلحت کشور اقتضا کند، آن را براین مقدّم مىدارد. مجمع تشخیص مصلحت را هم امام درست کرد. آنچه که در مورد آزادى گفته مىشود، همه در شکم این حرکت عظیم و این سرخطّ مهمى است که امام براى این کشور بهوجود آورد. حالا عدّهاى تازه از راه رسیده، مىخواهند آزادى، آزادى فکر و آزادى رأى را به امام و دستگاه امام و نظام اسلامى، تازه یاد بدهند و تلقین کنند! این خطّى بود که امام، حرکت نظام اسلامى را بر این خط قرار داد. (14/ 03/ 78)
صدا و سیما مصلحت ملت را فدا نکند
این صدا و سیمایى که متعلق به این ملت است - دولت هم که متعلق به ملت و با پول جیب این ملت اداره مىشود - نمىتواند بزرگترین مصلحت ملت را ندیده بگیرد و فدا کند. مثلاً در برنامههاى معمولى، قصاید غرایى در مدح دولت و رئیس دولت بخوانند؛ اما در یک برنامهى طنز، یا در یک برنامهى سیاسى و اقتصادى، زیرآب همه چیز را بزنند! متأسفانه گاهى این چیزها دیده مىشود. (07/ 05/ 69)
امروز مصلحت ملت و مصلحت انقلاب اتحاد کلمه است
جناحهاى سیاسى این قضایا را در وسط میدان کارهاى سیاسى نیاورند که بهانهاى براى برانگیخته شدن در مقابل هم شود. امروز مصلحت کشور، مصلحت ملت و مصلحت انقلاب، اتّحاد کلمه و اتّحاد دلهاست
من آنوقت هم عرض کردم؛ ممکن است بعضى نقاط اختلاف نظرى درباره مسائل سیاسى و غیره بین اشخاص باشد - باشد - اختلاف نظر داشتن، حتّى در مسائل دینى، گاهى موجب دعوا نیست. شما به فقهاى اسلام نگاه کنید؛ یک فقیه در مسألهاى رأیى دارد، فقیه دیگر صددرصد رأیش مخالف اوست؛ اما پشت سر هم نماز مىخوانند؛ به هم اقتدا مىکنند؛ یکدیگر را عادل مىدانند. در مسائل، اینگونه باید حرکت کرد. اگر هواى نفس نباشد، اگر خودخواهى نباشد، اگر مصلحتِ قبیلهگرایى نباشد؛ مصلحت کشور، مصلحت نظام، آیندههاى بلندمدّت مورد نظر باشد، این جنجالها و این مناقشهها چیزى نیست که دو گروه را، دو نفر را، دو انسان انقلابى را به جان هم بیندازد. من الان هم عرض مىکنم که گروههاى خودى، فاصله بین خودشان را کم کنند. گروههاى خودى، به همان معنایى که در نماز جمعه قبل معنا کردم؛ یعنى کسانى که اسلام را قبول دارند؛ حکومت اسلامى را قبول دارند؛ (09/ 07/ 78)
دانشجویان در برابر مصلحتاندیشیهای حزبی و سیاسی آرمانخواهی کنند
آن چیزى که من در مورد کشور خودمان مىتوانم بهعنوان ویژگیهاى حرکت دانشجویى از قبل از انقلاب تا اوان انقلاب و از اینجا به بعد عرض کنم، خصوصیاتى است که ذکر مىکنم:
خصوصیت اوّل، آرمانگرایى در مقابل مصلحت گرایى است؛ عشق به آرمانها و مجذوب آرمانها شدن. انسان وقتى که در محیط تلاش و کار معمولى زندگى قرار مىگیرد، گاهى موانع جلوِ چشم او را مىگیرد؛ آرمانها را دور دست و غیرقابل دستیابى به انسان نشان مىدهد و این خطر بزرگى است. گاهى آرمانها فراموش مىشوند. در محیط جوان، آرمانها محسوس، ملموس، زنده و قابل دسترسى و دستیابى است؛ لذا براى آنها تلاش مىشود. خودِ این تلاش، تلاش مبارکى مىشود ....
خصوصیت سوم، آزادى و رهایى از وابستگیهاى گوناگونِ حزبى و سیاسى و نژادى و امثال اینهاست. در این مجموعه حرکت دانشجویى، انسان مىتواند این خصوصیت را مشاهده کند که این هم یک شعبه از همان مصلحتگرایى است. غالباً در اینجا از تقیّداتى که معمولاً مجموعههاى گوناگون سیاسى و غیرسیاسى براى افراد خودشان فراهم مىکنند، خبرى نیست و جوان حوصله این قید و بندها را ندارد. لذا در گذشته پیش از انقلاب، احزابى بودند و کارهایى مىکردند؛ اما به دانشگاه که مىرسیدند، ضابطه از دستشان در مىرفت! ممکن بود چهار نفر عضو هم یارگیرى مىکردند، اما نمىتوانستند انضباطهاى مورد نظر خودشان را - انضباطهاى حزبى خیلى شدید که در احزاب دنیا معمول بود و هست - در محیط دانشجویى بهدرستى اعمال کنند؛ زیرا دانشجو بالاخره در جایى به اجتهاد مىرسد. آن زمانها حزب توده، حزب فعّالى بود؛ تشکیلات خیلى وسیعى هم داشت؛ با شورویها هم مرتبط بود و اصلاً براى آنها کار مىکرد؛ اما به دانشگاه که مىرسید، مجبور بود بسیارى از حقایق حزبى را از چشم دانشجو پنهان کند! (01/ 09/ 78)
مجلس از حکمت و مصلحت شناسى در اجراى وظائف دشوار خود بهره بگیرد
مجلس بر حسب طبیعت خود داراى رابطهیى نزدیک و مهم با دولت است. تنظیم صحیح این رابطه، یکى از مهمترین کارهاى نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى است. تصویب قوانینى که دولت را موظف و قادر بر ادارهى صحیح امور نماید و سپس نظارت بر اجراى آن از راههاى قانونى، نخستین وظیفهى مجلس است و این وظیفه مستلزم همکارى و همدلى میان مجلس با دولت و حمایت مجلس از دولت است. سلامت این رابطه باید به گونهیى باشد که دولت، مجلس را گره گشاى کارهاى بزرگ بشناسد و از حکمت و مصلحت شناسى آن در اجراى وظائف دشوار خود بهره بگیرد. هم در وضع کنونى که دولت خدمتگزار با ریاست یکى از یاران برجستهى امام راحل و یکى از چهرههاى درخشان انقلاب در حال انجام وظیفه است و هم در دولت بعدى که به فضل و هدایت الهى مسؤولیت ادارهى اجرایى کشور بر دوش شخصیت برجسته و برگزیدهى دیگرى خواهد بود، همواره مجلس محترم باید همچون چشمى تیزبین و مغزى مصلحت شناس و سرانگشتى گره گشا عمل کند تا دولت و مجلس هر یک در جایگاه خود بتوانند مشکلات مردم را حل کنند و کشور را به پیش ببرند و مجلس زمینهساز و آسانکنندهى خدمات و وظائف اجرایى دولت باشد.
بدیهى است که این سخن به آن معنى نیست که نمایندگان به وظائف قانونى تذکر و سؤال و استیضاح در موارد خود عمل نکنند یا در رسیدگى به تخلفات کوتاهى نمایند. نمایندگان محترم در هر حال باید صراحت و حقگویى و آزادگى خود را حفظ کنند و بالخصوص مراقب باشند که وسوسههاى بعضى از شیاطین که احیاناً ممکن است در صفوف مقدس مدیران اجرایى کشور نفوذ کرده باشند آنان را از وظائف نمایندگى ملت که امانت الهى است باز ندارد. (11/ 03/ 75)
مصلحت اندیشی چبز بدی نیست اما دانشجویان مصلحتاندیشی نکنند
امام خامنهای ، دانشجویان را به آرمانگرایی مستمر فراخواندند و افزودند : البته مصلحت اندیشی چبز بدی نیست ودر روند دشواراداره کشور ، گاه مسوولان مجبور می شوند مصالحی را درنظر بگیرند اما ورود گرایش مصلحت اندیشانه به محیطهای فکری و روحی جوانان و دانشجویان آرمانها را به کلی ریشه کن خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه افزودند : جوانان و دانشجویان همواره به قله های آرمانی نگاه کنند تا برآیند آرمانگرایی آنها و چالش مسوولان با مصلحتها ، به نتیجه معتدلی منجر شود. (15/ 08/ 82)