امروز توانستم بعد از جلسه اخلاق آیت الله مهدوی کنی را ببینیم و از ایشان راجع به سخنان اخیر آقای منتظری سئوال کردم. با همان اخلاق خوش و لبخند همیشگی گفت: نمی‌خواهم به ایشان جواب دهم. آن‌چه هم که در کتاب آمده است به دلیل سئوالات مرکز اسناد بوده است و الا من چندان علاقه‌ای به آن نداشته‌ام.

با خنده و شوخی ادامه داد: آقای منتظری پیر شده‌اند که استعفای ۷-۸ سال پیش‌شان را فراموش کرده‌اند. البته بعدا برخی به ما گفتند که ایشان استعفایش را پس گرفته است. به ما که رسما چیزی نگفتند.

آیت الله مهدوی کنی از احترام خود به آقای منتظری گفت و البته گفت که من ایشان را آیت الله العظمی هم نمی‌گفتم. اما احترامش را همیشه حفظ کرده‌ام: نه به ایشان آیت الله العظمی گفته‌ام و نه به ایشان توهین کرده‌ام.

در مورد ریاست مادام‌العمر آقای منتظری هم گفت که از همان ابتدای انقلاب همه ایشان را جانشین امام می‌دانستیم و به همین دلیل ایشان را مادام‌العمر به این سمت منصوب کردیم. آن‌چه در اساس‌نامه آمده است این است که ریاست عالیه نظارتی استصوابی دارد که این نظارت در زمان حصر ایشان مقدور نبود. به همین دلیل رهبری حکمی به نام بنده زدند تا امور را سامان بدهم.

ادامه دادند: آقای منتظری ولایت فقیه را قبول ندارد. خوب ما که قبول داریم! مقام معظم رهبری در حکمی که داده‌اند تا زمانی که اساس‌نامه اصلاح شود بنده به این مسئولیت گماشتند و این حکم از جایگاه ولایت فقیه بوده است و نه به عنوان یکی از اعضای هیئت امنا! خوب ایشان ولایت فقیه را قبول ندارند که دیگر بحثی نمی‌ماند.

آخر صحبت‌ها بود که به ایشان پیشنهاد دادم که در چاپ‌های بعدی کتاب استعفای آقای منتظری را هم ضمیمه کنند که قرار شد که اگر امکانش فراهم شد چنین کنند.