
رفتن امیرخانی از لوح و پس از آن از انجمن قلم، نوید میداد که او به دنبال تکمیل کتابش است که مدتهاست مشتاقانش صف کشیدهاند. از شایعهها و خبرها تا انتشار گوشهها و حواشی نگارش این کتاب، و در مصاحبهها و پیشبینیها، نام «بی وتن» را در رسانهها زنده نگه داشته است. بعید میدانم تاکنون کتابی در ادبیات داستانی ما، اینقدر پیش از انتشار مخاطب و منتظر داشته است.
«منِ او»، «نشت نشا»، «داستان سیستان»، «ناصر ارمنی» و «ازبه» و «ارمیا» عناوین کتابهایی است که از این نویسنده تاکنون منتشر شده است. استقبال بالای مخاطب از این کتب توانسته است امید را به بهبود سیستم توزیع و مخاطبیابی در میان ادبیات متعهد دوباره زنده کند.
«بی وتن» حاصل سفر یازده ماههی نویسندهاش به آمریکاست. سفری که امیرخانی از بیان جزئیاتش طفره میرود. تنها به ذکر کلیات و بخشهای خیلی محدود در بخشهایی از «نشت نشاء» بسنده کرده است.
سه سال پیش مجموعه «قصه هشتاد و چهار» به انتخاب مصطفی مستور داستاننویس نام آشنا تدوین و گردآوری شد. او به عنوان دبیر این مجموعه کوشیده بود داستانهایی را در کنار هم قرار دهد که به راحتی با مخاطب خود ارتباط برقرار کرده و از سویی دیگر بیانگر جهانبینی و نگاه نویسندگان مذکور به مفهوم روایت و داستان باشد. در این کتاب یکی از فصول رمان «بی و تن» از رضا امیرخانی منتشر شد. اما نمیتوان با خواندن یک فصل از کتاب نمیتوان دربارهاش نظر داد. بهخصوص چون امیرخانی بارها گفته است که بازنوشتن کتاب را از ابتدا آغاز کرده است و احتمالاً آن فصل نیز دیگر چیزی نباشد که پیش از این منتشر شده بود. برای بررسی «بی وتن» باید منتظر نسخه اصلی ماند. نسخهای که عشاق سینهچاک رضا امیرخانی را مبتلای خود کرده است!
یکی از چیزهایی که پیشبینیها را دربارهی کتاب تازه را سخت میکند، ابهام در معنای عنوان این کتاب است. امیرخانی در اینباره گفته است: «مهمترین شاهرگ گردن در عربی «وتین» است. «وتن» یعنی آن رگ را زدن، قطع الوتین! اما واقعیت امر این است که این اسم هیچ ربطی به این چیزهایی که من گفتم ندارند! باید کتاب را خواند تا پی به منظور نویسنده برد.»
دربارهی مضمون و محتوا نیز میگوید: «در «بی و تن» دنبال هویت ایرانی هستم در مواجهه با تمدن غرب. من به جای این که بیایم هویت ایرانی را در خیابانهای مرکزی تهران دنبال کنم، رفتم هویت ایران را در ایالات متحده دنبال کردم تا خانه در کنار آتشفشان بنا کرده باشم. به نظر من برای شناخت هویت ایرانی باید به جایی برویم که بیشترین فشار و هجمه از آنجا نثار هویت ایرانی میشود. اگر بخواهیم هویت ایرانی را در مسجد و حسینیه پیدا کنیم، مشکل این است که معلوم نیست در مواجهه چه جوری جواب میدهد، ولی اگر رفتیم در بطن تمدن غرب و در متن مدعی این تمدن، در پایتخت تمدن غرب، دنبال هویت ایرانی گشتیم، کار سنگینتری را انجام داده ایم.»
طبق گفتهی مدیر نشر علم، ناشر این کتاب، در صورتیکه همهچیز طبق روال طبیعی خود پیش رود، رمان «بی وتن» در روز دوم نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در غرفهی این مرکز نشر توزیع خواهد شد.
در بخشی از این داستان آمده است: «ارمیا میگردد به دنبالِ یک لغتِ فارسی تا بگذارد به جای پرایوِسی! پیدا نمیکند. حریمِ خصوصی هم نیست معنای درستِ پرایوسی. سرِ آرمیتا داد میکشد: - تو دیگران را واردِ پرایوسیِ من کردهای آرمیتا! این کار قطعا درست نیست.
بهجای آرمیتا خشی جواب میدهد:
- اصلا "قطعا" یک لغتِ فارسی است که بایستی از ذهنت حذفش کنی! "قطعا" وجود ندارد... تو مشکلت زبانِ تفکر است. زبان! زبانِ مادریت را باید چنج کنی ارمیا!
- برای عوض کردنِ زبانِ مادری آدم باید مادرش را عوض کند نه زبانش را، کاری که تو کردی...»