به مناسبت روز جهانی مطبوعات، مناظره‌ی عطریانفر و محبیان با موضع مطبوعات و حاکمیت در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام برگزار شد. مجری‌گری‌ش را هم مراد عنادی بر عهده داشت که البته از کار خودش خیلی راضی نبود که نتوانست این دو را به جان هم بیاندازد. در ابتدای جلسه عطریانفر گفت که بعد از بیست و نه سال، دوباره به این دانشگاه آمده است و خاطرات گذشته برایش تداعی می‌شود.

سکوت عطریانفر را که دیدم، احساس کردم که غریبی می‌کند. بعد از جلسه رفتم پیشش و گفتم: زیاد احساس غریبی نکن که اینجا شهروند خوان‌ها بیش‌تر از رسالت‌خوان‌ها هستند!
اون هم گفت که نباید هم احساس غریبی بکنم و خودم هم می‌دانم که چنین است و چنان نیست!

یه چیز دیگر هم خواستم بگویم که دیدم همان حرف قبلی به اندازه‌ی کافی محبیان را عصبانی کرده است. خواستم بگویم که هر چند همه‌ی کسانی که اینجا می‌بینی حداقل یک مطلب را در رسالت نوشته‌اند، اما هیچ‌کدام‌شان رسالت نمی‌خوانند. خودم را هم به عنوان نمونه بگویم که اولین نوشته‌ام را در روزنامه ی رسالت منتظر کردم. در همان سال اول دانشجویی مطلبی را نوشته بودم که یکی از دوستان روزنامه‌ی رسالت گرفت و منتشرش کرد.

یادش بخیر. اولین پولی بود که از نوشتن گرفتم. واسه‌ی اون مطلب ده هزار تومان گرفتم که خرج شیرینی شد که دوستان به زور بازو از من گرفتند.
یادش بخیر!