یک. یکی از اموری که در میان مدیران فرهنگی جامعه‌ی ما به شدت رواج دارد، فرافکنی است. فرهنگیان به اصطلاح حزب اللهیِ جامعه‌ی ما، عموماً فقط بلدند نقد کنند و دیگران را زیر سئوال ببرند. مشابه این امر را می‌توان در آنچه وزیر ارشاد درباره‌ی جایگاه فرهنگ در دولت نهم گفت.

متن خبر: صفار هرندی در پاسخ به سؤال یکی دیگر از دانشجویان که از وزیرارشاد پرسید: «آیا فکر می‌کنید فرهنگ در دولت نهم مظلوم واقع شده است یا نه؟»، گفت: کاری که دولت نهم در مواجهه با فرهنگ کرده است نتیجه‌اش کاملا متفاوت با دولت قبلی بوده است، الان هیچ نمایشی بدون بررسی دقیق از نظر مقوله‌هایی چون بدآموزی و غیره به روی صحنه نمی‌رود تا جامعه در معرض آسیب قرار نگیرد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص مطبوعات نیز اظهار داشت: در مورد مطبوعاتی که در موضوعات اساسی ، کفرگویی به مقدسات، سخیف‌نویسی و تصاویر ناباب وارد شده‌اند، سرسوزنی مماشات صورت نگرفته است.
وی در تأیید سخنان خود گفت: در پایان سال گذشته هیات نظارت بر مطبوعات مجوز هشت نشریه را لغو کرد که این رأی قطعی و برگشت‌ناپذیر است.(ادامه...)

دو. متأسفانه مدیرِ فرهنگیِ حزب‌اللهی هم اگر نایاب نباشد، بسیار کم است. یعنی کسی که هم بتواند یا سازمان یا نهاد را مدیریت کند و هم فرهنگ و هنر را بشناسد. معمولاً اکثر مدیرانِ ما یکی از این دو توانایی را ندارند. دفاعِ شدید وزیر ارشاد از یکی از مدیرانِ کلِ این وزارت، این را نشان می‌داد. آقای وزیر می‌گفت که اگر آقای ... آدم ناموفقی باشد، می‌توان بگویم که فرد دیگری هم نمی‌تواند این مسئولیت را به انجام برساند. این در حالی است که فرد مذکور سابقه‌ی چندانی در انجام فعالیت‌های فرهنگی ندارد.
آقای وزیر نیز به این نکته واقف بود و اظهار می‌داشت که شما باید خود را برای به دست گرفتن جایگاه‌های مدیریتی در حوزه‌ی فرهنگ آماده کنید. هرچند دانشجویان حاضر در جلسه، مشاوران جوان وزیر ارشاد را در انجام وظایف و نیروسازی برای مدیریت فرهنگی ناکارآمد می‌دانستند، اما وزیر از مشاورانِ جوان‌ش به عنوان امیدان آینده‌ی مدیریت فرهنگی کشور یاد کرد و از عملکرد آنها دفاع کرد.

سه. نقد ساده‌تر از انجام کار ایجابی است. این همان چیزی است که در عملکردِ آقای وزیر هم مشهود است. صفارهرندی ابایی ندارد که بگوید بعد از پایان دوره‌ی وزارت، باز هم به حوزه ی نقد برمی‌گردم.
اما این پاسخ برای این سئوال که «نکند پس از پایان دوره‌ وزارت‌تان حسرتِ آن دوره را بخورید» بسیار تأمل برانگیز است. آیا واقعاً آقای وزیر فکر نمی‌کند که روزی آه و حسرتِ پس از مسئولیت را تجربه کند؟ آیا تمام قوای جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی در این دولت به کار گرفته شده است یا آنکه مدیریت ناکارآمدِ صفارهرندی باعثِ این‌همه مظلومیت فرهنگ شده است؟ این‌ها سئوالاتی است که پاسخ به آنها گذر زمان را  طلب می‌کند.