گزارشی از آن روی سکه

خبر کوتاهی از دیدار سه ساعته‌ی دانشجویان دانشجویان امام صادق علیه السلام از سوی خبرگزاری فارس با عنوان دیدار احمدی‌نژاد با جمعی از دانشجویان، منتشر شد و این همه‌ی داستان نبود. بعد از آن نیز خبری تکمیلی منتشر شد و در آن بخشی از سخنان احمدی‌نژاد در این دیدار منتشر شد که آن هم همه‌اش نبود!

داستان از این قرار بود که پس از دیدار نخست رئیس جمهور با دانشجویان، بسیج دانشجویی از احمدی نژاد خواسته بود تا بار دیگر و این‌بار با اطلاع قبلی برای شرکت در یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ در دانشگاه حاضر شود. در همین راستا نیز کارگروهی برای بررسی برخی از موضوعات جنجالی تشکیل شده بود و به مطالعه درباره‌ی موضوعات اهتمام کرده بودند. در دیدار اول فعالان دانشجویی قرار شفاهی برای حضور در جلسه‌ی پرسش و پاسخ در تاریخ 27 خرداد (سالگرد برگزاری دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم) گذاشته شده بود. اما بی‌برنامگی‌ها باعث شد که تیم حفاظت ریاست جمهوری برنامه‌ی دیدار دانشجویی را کنسل و برنامه‌ی حضور جمعی از دانشجویان در پاستور تنظیم و اعلام شود.

تعداد 300 نفر از دانشجویانی که برای حضور ثبت نام کرده بودند، میهمان رئیس جمهور شدند. سئوالات شفاهی نیز از چند روز قبل جمع‌بندی و هماهنگ (!) شده بود.

اما آنچه در این جلسه رخ داد، اعتماد بسیاری از افراد را به دولت متزلزل کرد. «فرافکنی»ها و «نمی‌گذارند»ها به حدی بود که انتقاد حامیان احمدی‌نژاد را هم برانگیخته بود. یکی از حامیان احمدی‌نژاد که سئوال اقتصادی از رئیس جمهور پرسیده بود، 30 درصد جواب را مغالطه 50 درصد را توهین به شعور مخاطب ارزیابی می‌کرد. اما در حوزه‌ی فرهنگ، وضع از این هم بغرنج‌تر بود. رئیس جمهور از پاسخ به سئوالات در حوزه‌ی فرهنگ طفره رفته و به وضوح از پذیرفتن مسئولیت خطاهای فرهنگی دولت استنکاف ورزیده بود. این فرافکنی به حدی بود که رئیس جمهور اشکالات مربوط به حوزه‌ی فرهنگ را به رهبری منتسب کرده و بدینوسیله از خود سلب اتهام کرده بود!

این شیوه‌ی برخورد (آن هم در جلسه‌ای که قرار بود به عنوان یک محفل دوستانه و صمیمانه و دیالوگی باشد و حتی رسانه‌ها نیز از انتشار آن ممنوع بودند) به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد. در تریبون آزادی که بسیج پس از این برنامه برگزار کرده بود، انتقادات جدی به برگزار کنندگان وارد آمد و بحث‌های چالش‌برانگیزی پیش آمد. از شیوه‌ی برگزاری مراسم گرفته تا نوع برخورد رئیس جمهور مورد نقد و ارزیابی قرار گرفت.

البته حامیان دولت نیز با تأکید بر یاری دولت، وظیفه‌ی دانشگاه و دانشجویان امام صادق علیه‌السلام را در حوزه‌ی تئوریک مهم می‌خواندند و نیاز دولت در این حوزه را با توانایی‌های بالقوه‌ی این مجموعه هم‌راستا می‌دیدند. برخی نیز از تشکیل «سازمان رزم»ی سخن گفتند که به عنوان بازوی اجرایی دولت و پیشمرگ او در برخورد با مافیا عمل کند!

اما همه‌ی اینها در یک نکته مشترک بودند. نبود تجربه‌ی کافی برای حضور در جایگاه‌های مدیریتی نظام و نداشتن برنامه و خلاءهای تئوریک جدی است، اما دولت در بسیاری از حوزه‌ها (به خصوص در عرصه‌ی فرهنگ) به حداقل‌های سهل‌الوصول هم دست نیافته است و باید تلاش بیشتری صورت پذیرد.