نگاهي نگران به سوء مديريت حاكم بر شركت آب و فاضلاب مشهد و خراسان و تبعات آن:

 زندگي و تجربه به عالمان آموخت، مديريت موهبتي الهي و يك هنر است كه حداقل 50 درصد آن به صورت ذاتي از طرف خداوند باريتعالي داده مي شود و 30 تا 40 درصد آن در كورانها و بحرانها با تجربه كسب و حدود 10 درصد باقيمانده آن را در كتابها بايد جستجو كرد.  كه اين قبيل مديريت فرهنگ چاپلوسي را محو و فرهنگ نفس كشي را غني و فرهنگ نقد را هر چند طوفنده باشد پويا مي كند زيرا به مصداق اينكه دوست مي گويد ولي دشمن خواهد گفت عمل مي كند و معيار ارزشها برايش كردار است نه گفتار و با امكانات قليل خدمات كثير را بدون گنده گوئي ارائه مي كند و اجرش را هميشه از خالق مي خواهد نه از مخلوق، جذبش در نهايت و دفعش در حد ضرورت است و در يك كلمه غباري از مديريت مولي اميرالمومنين (ع) در ذات وجودش نشسته باشد كه متأسفانه تاكنون بدليل تنگ نظريها هر چه جلو رفته ايم مديران فداكار و دلسوز بيشتري را از دست داده ايم كه نتيجه اش سوء مديريت و مشكلات اقتصادي و بي توجهي به بيت المال و نارضايتي شده و مي شود حال نظر شما كارگزاران محترم نظام اسلامي را به ضايعاتي كه در اثر گندم نمايي و جوفروشي مديران ضعيف النفس كه به مردم و كشور تحميل مي شود به عنوان مشتي از خروار به شركت آب و فاضلاب مشهد از سال 78 به بعد جلب مي نمايم كه ريز تراشيدن قلمها و خاموش نمودن شمع بيت المال و سكه داغ و دست حضرت عقيل و …. مولا را بنگريم يا شعارهاي آن را:

1ـ خريد مثلاً دودستگاه مهپاش دست دوم به نام نو توسط مدير فاضلاب وقت آقاي شهيدي به چندين ميليون تومان كه حتي يكبار روشن و استفاده نشده و اكنون در انبار مي پوسد و كسي هم به آن اهميت نداد.

2ـ خريد دودستگاه واترجت توسط همين مدير بدون مناقصه كه به محض استفاده از اولين دستگاه دچار خسارت و نقص فني گرديد ضمن اينكه با گرانترين قيمت و ميليونها تومان خريداري شده و متاسفانه به دليل سوء مديريت شركت در قرارداد واترجت هم بعد از امضاء خريدار يك تصبره به ضرر شركت آب و فاضلاب اضافه شده كه اختلاف تايپي كاملاً مشهود است.

3ـ قراردادهاي حفظ و نگهداري و بهره برداري فاضلاب در سنوات قبل توسط اشخاصي همچون آقاي محمدحسين خلقي منعقد مي گرديده كه جنبه صوري داشته و رقمي را بابت امضاء قرارداد چند ميليوني مي گرفته اند و تائيد صورت وضعيت ماهيانه و تنظيم آنرا را امور فاضلاب به طور روتين انجام مي داده است بدون اينكه در حفظ و نگهداري خطوط فاضلاب توجهي شده باشد و دليلش هم اينكه وقتي شركت دژگستر پيمان پنج ساله با شركت آب و فاضلاب منعقد نمود در ابتداي امر ميليون ها تومان فقط هزينه پاكسازي و بهسازي خطوط فاضلاب را از شركت دريافت نمود كه فيلمهايش در شركت مورد بحث بايد موجود باشد. كه اگر امور بهره برداري فاضلاب با پيمان كار قبلي‌اش به وظيفه خود عمل مي‌كردند ميليونها تومان هزينه مجدد به شركت                    تحميل نمي‌شد.

4ـ واگذاري پيمان اجراي خطوط آب و فاضلاب فقط به نورچشمان بدون نظارت كافي به طوري كه ناظران مقيم ديپلم و اصلاً اينكاره نبوده اند و ناظران عالي هم حق بازديد از پروژه از آنها سلب شده بود به طوري كه فقط حق داشتند رقم ريالي صورت وضعيتها را با چهار عمل اصلي كنترل نمايند زيرا نورچشماني چون طوس آراها متعلق به آقاي معتمدي برادر مدير امور منطقه چهار آب كه بازنشسته مخابرات بود به آقاي مقدم شركت آبادبام كه از همشهريان و بستگان مديرعامل و اخراجي نيروي هوايي و يكتا از دوستان و همشهريان و احتمالاً بستگان مديرعامل تحت شركت جاده سازان بود كه قلم به دليل عدم زيرسازي انشعابهاي فاضلاب امامت بعد از مدت كوتاهي كليه انشعابها فروكش و نشست كرد كه همين آقاي يكتا با اخذ اعتبار مجدد از شركت آب و فاضلاب نواقص و خسارتهاي وارده از سوي خودش به شركت را جبران نمود (به شركت              دژگستر و ناظران مقيم و عالي وقت مراجعه شود تا حقيقت نمايان گردد كه چه بر سر پروژه ها آمده است.

مثلاً پيمان لوله 800 و 900 و 1000 و 1200 و عمق متوسط 5/7 متر با 50 درصد آسفالت متري براي شركتهاي غيرخودي 420000 ريال ولي شركتهاي خودي چون آبادبام و پل برج و اقليم كار و …. كه از دوستان و بستگان مدير اجرايي آب و فاضلاب و مديرعامل بوده اند مسير خاكي را بدون اسفالت متري 650000 ريال و 700000 ريال قرارداد بسته اند كه با مراجعه به شبكه هاي آب و فاضلاب و منهولها و انشعابهاي فاضلاب مشخص خواهد شد چه برسر طرحها آمده است به سرناظر سروآب و شركت دژگستر مراجعه شود. حتي در دوساله اخير هم نوچه هاي شركت همچون خانم بزرگزاد و آقاي گل مسئول دفتر تضمين كيفيت و همكارش به تبعيت از بزرگان شوهر و برادر شوهر تحت شركت فارياب سناباد و برادر خود را پيمانكار آب و فاضلاب نموده اند و از موقعيت خود سوء استفاده و ناظران را تحت فشار قرار مي دهند.

5ـ واگذاري پيمان اصلاح و توسعه شبكه آب به همسر مسئول و ناظر پروژه به نام شركت تكنولوژي گهرتوس (خانم زارعي) در منطقه چهار كه اين آقاي مسئول پروژه و ناظر به نام آقاي عندليبي با اتومبيل و حقوق و كاغذ و كامپيوتر و حتي كارگر جرثقيل اداره ضمن اينكه در خدمت همسرش بود در آن هم نظارت مي كرد و دهها ميليون تومان از بيت المال را با پشتيباني مديرش نوش جان نمود كه با مراجعه به صورت وضعيت ها و بهره مندي از كليه آيتمهايي كه به هيچ پيمانكار داده نشده بهتر مي توان آگاه شد و يا شركت رهدوست بدبخت آنقدر تحت فشار در منطقه چهار قرار گرفت كه پيمانش را به صورت دست دوم به رئيس اتفاقات ناحيه 8 از منطقه چهار (آقاي قلي نيا) واگذار و ايشان نيز به تبعيت از كارشناس مسئولش در منطقه چهار يعني آقاي عندليبي در ساعت اداري و با همان امكانات پيمانكار دست دوم شركت رهدوست شد و آقاي موسوي حسيني كه مدير شبكه مشهد و رئيس چهار منطقه بود از وجود برادر و دبير بازنشسته اش كه از الفباي آب آشنايي نداشت به عنوان پيمانكار خدمات جانبي و نصب كنتور به نام موسوي حسيني استفاده و خودش صورت وضعيت هاي صوري و غيرواقعي برادرش را امضاء تا آنها نيز از اين اعتبارات كه بي صاحب اندوخته اي برده باشند كه هنوز هم بعد از گذشت چندين سال اين آقاي پيمانكار حضور دارد ولي اكنون به صورت دست دوم از شركت آريان كاوان (خلقي) و شخص آقاي موسوي حسيني مدير شبكه مشهد هم هنوز چند روز از بازنشستگي اش نگذشته و مهر بازنشستگي اش خشك نشده بود با كارنامه صفر خدمتي اش به صورت محدود و صوري توسط معاون بهره برداري قبلي شركت و مديرعامل جديد آقاي فخرائي پيمانكار ناحيه 9 اتفاقات تحت عنوان شركت ديزاوند و ماهيانه دهها ميليون تومان شده است كه بد نيست از ناظر آن در اين زمينه سئوال شود كه چه بر سر اتفاقات و بيت المال آمده است كه حتي خواهر خانم آقاي فخرائي هم در اين ناحيه احتمالاً براي حفظ منافع طرفين استخدام شده است.

6ـ آقاي جمشيدي معاون سابق مشتركين شركت مشهد كه متاسفانه به مديرعاملي شركت آب و فاضلاب شهرهاي مركزي استان رضوي انتقال يافت در اولين گام معاونت شركت مشهد دامادش آقاي بقايي و تعدادي ديگر اعوان و انصارش را به پيمانكاري نصب اشتراك درآورد كه حديث اين قبيل بستگان را بايد از پيمانكاران زحمت كش و بي‌كس و كار كه موازي با اين آقايان فعاليت داشته اند و ناظران نصب سئوال كرد تا حقايق روشن تر شود و داماد ديگرش آقاي زارعي را هم اضافه و در شهرستانها پيمانكار نموده يا بكارگيري شخصي به نام آقاي محمديان براي نصب انشعاب كه قبلاً در بهره برداري منطقه يك فقط در يك صورت وضعيت دوازده ميليوني زير نظر آقاي فخرايي معاون بهره برداري وقت نه ميليون تومان اضافه منظور نموده بود كه توسط ناظران وقت به دوميليون تومان تقليل يافت كه صورت وضعيت آن موجود است و عليرغم تذكراتي مبني بر ناصالح بودن پيمانكار داده شد توجه ننموده و همچنان از وجود اين پيمانكار به صورت دست دوم در شركت آريا كاوان استفاده ميشود.

7ـ سوء استفاده مالي و نقص فني منبع آب تصفيه خانه شماره دو با رقم قابل توجه ارزي و ريالي و تشكيل پرونده براي شاكيان كه از پرسنل شركت بوده اند و مسكوت ماندن پرونده در دايره مركزي.

8ـ فروش قريب به يك ميليارد تومان ماشين آلات سبك و سنگين شركت به پيمانكاران بدون تشريفات مناقصه و بدون تعديل نيرو و اكنون بكارگيري همان ماشين آلات با كرايه‌هاي گزاف براي امور اجرائي شركت.

9ـ بكارگيري كارگران اتفاقات شركت توسط شركتهاي پيمانكار آب و فاضلاب در شيفت استراحت و دستمزد يا پيمانهاي دست دوم ناچيز و رهاشدن اتفاقات به دليل خستگي مفرط كارگران در شيفت استراحت و ناتواني آنها در مهار نمودن اتفاقات در ساعت كاري شركت و پايين بودن كيفيت كار كه نتيجه اش اتفاقات مكرر مي باشد بنا به اظهار پيمانكاران آسفالت و ناظران وقت كه حتي در يك نقطه بيش از سي مورد حفاري اشاره شده است كه اسناد و مدارك آنها بابت حفاريها و آسفالتهاي متعدد در مالي موجود است كه صرف نظر از اين هزينه هاي زايد گزاف و مكرر و هرز شدن آب تخريب واحدهاي تجاري و مسكوني هم مزيد بر علت و پرداخت خسارتهاي ميليوني مي شود كه مي توان به واحد خسارت براي اطلاعات بيشتر مراجعه نمود.

10ـ بي توجهي در كنترل اتومبيلهاي موجود شركت صرف نظر از اينكه به هر نورچشمي يكدستگاه داده شده موجب گرديده كه اولاً آقازاده آقاي هاشمي مدير امور مشتركين با اتومبيل مزدا دوكابين نو ضمن جولان براي زن و بچه مردم واژگون نمايد كه نه تنها پاسخگو نشد بلكه به معاونت مشتركين هم ارتقاء يافت. ثانياً آقاي كاوياني مسئول واحد تبليغات شركت كه براي سياحت به شمال رفته بود اتومبيل شركت را واژگون و برايش مأموريت چناران كه ارتباطي به مشهد ندارد تنظيم كرده اند كه نتيجه‌اش اجاره دهها اتومبيل اعم از تاكسي و شخصي (مقربان و وابستگان) با رقمهاي قابل توجه در شركت مي باشد كه فقط به سه نفر بسنده مي شود 1ـ مسئول مهمانسراي شركت آقاي فراهي از بستگان درجه يك و دو آقاي اكبرزاده مي باشد كه توسط وي با حقوق و مزاياي قابل توجهي با مدرك ابتدائي به نان و نوايي رسيده و عليرغم مرض صرع ضمن اينكه مديران نواحي و مناطق شركت از اتومبيل مناسب برخوردار نيستند ابتدا يكدستگاه پاترول و اكنون هم يكدستگاه وانت دوكابين مزاد نو در اختيار دارد و اتومبيل شخصي اش را كه در شركت آب و فاضلاب پس انداز نموده به اجاره شركت درآورده است و وفق اطلاعات بدست آمده كه بر سر زبانهاي پرسنل شركت مي باشد مهمانسراي مذكور محل امني شده است براي پذيرايي اقوام و خويشان و دوستان كه ظاهراً با مراجعه به اسناد و هزينه مهمانسرا ميتوان به فوق العاده و حق شيفت و اضافه‌كاريهاي گزاف اين مقرب با آقاي اكبرزاده در مهمانسرا آشنا شد. 2ـ پدرخانم آقاي نجفي مسئول حراست ابتدا سرويس شركت بوده و اكنون قرارداد بيست و چهار ساعته با آبرساني منعقد نموده كه حايز اهميت است. 3ـ آقاي صارمي مدير شبكه مشهد هم يكي از بستگانش به نام آقاي ناصري را با اتومبيل شخصي اش براي استفاده خودش با هزينه شركت استخدام نموده است.

11ـ آقاي اكبرزاده شخصي به نام آقاي بيژني را در حدود سه سال قبل از بهزيستي كه قراردادي بود در شركت آب و فاضلاب استخدام و بدليل نزديكي كه به او داشت در لواي قاري قرآن ابتدا كه بايد حداكثر بعنوان كارشناس مبتدي شروع به كار مي كرد با نام مدير اتفاقات گمارده شده ولي بدليل ضعف و ناتواني زياد كه كارگران هم حاضر به تمكين نبودند وي را به عنوان رئيس اداره انبارها منصوب نمودند كه ايشان چون در پوشش قاري قرآن با بزرگان ارتباط دوستي دارد شايد مشكل گشا باشد زيرا برخلاف مقررات صريح و روشن عصرها و بعضي از صبحها را در خدمت شركت آريا كاوان (آقاي خلقي) قرار گرفته و واسطه چندين پيمانكار بود به طوريكه پيمانكاران دست دوم را ايشان تائيد صلاحيت و تعيين مي كرد كه براي اطلاعات بيشتر مي توان به پيمانكاران دست دوم آريا كاوان و ساير پيمانكاران و پرسنل انبار مراجعه نمود كه در اصل خدمت ايشان براي آقاي خلقي بود تا شركت آب و فاضلاب مشهد!! به روايتي هم علاوه بر مزايايي كه از طرف آقاي خلقي نصيبش مي شد يكي از آپارتمانهاي آقاي خلقي هم به رايگان براي مدت يكي دوسال در اختيارش بود تا مالك آپارتمان شد و در حال حاضر علاوه بر آن زد و بندها ضمن اينكه آقاي اكبرزاده به دليل خدمات ارزنده اش !!! ارتقاء يافته و مديرعامل به اصطلاح استان شده ايشان را به مديرعامل سرسپرده و منصوب شده خودش در مشهد تحميل و بازرس ويژه گذاشته كه جلف بودن اين انسان و سبك‌سري و ناتواني ها و تجربه اندكش هيچ سنخيتي با اين سمت ندارد حتي يك كارگر هم به وي اهميت نمي دهد والا بازرس ويژه اگر تجربه و مديريت داشته باشد نبايد اين همه هرج و مرج در شركت جاري باشد ضمن اينكه موازي با ايشان يك دفتر بازرسي هم به رياست آقاي نازي وجود دارد كه چون آقاي نازي از رياست حراست عزل شد براي حفظ حرمت و احترامش بدون توجه به بار مالي در اين دفتر باشد تا لطمه اي به روحيه لطيف وي وارد نشود.

12ـ هزينه هاي گزاف و غيرقابل باور صدها ميليون توماني تبليغات كه با آن چندين چاه و چندين كيلومتر اصلاح شبكه مي توان حفر و ايجاد نمود تا اين همه نگراني براي مردم ايجاد نشود كه غير از تبليغات در مطبوعات و مصاحبه با نشريه هاي انگليسي زبان و ريخت و پاشهاي حساب ناشدني مي توان از دوجلد بولتن يك و دو به اصطلاح تلاش پنهان !!!! شركت با مرغوب ترين كاغذ گلاس با عكسهاي رنگي يادگاري انفرادي و مختلط زنانه و مردانه مديرعامل و معاونان و مديران ياد كرد كه براي بولتن جلد يك قريب به پنجاه ميليون تومان هزينه شد بدون اينكه تصوير يكي از پرسنل زحمت كش و كارگر شركت در آن باشد كه پس از اعتراض فراوان و كشيدن موضوع به روزنامه مدعي شدند پانزده ميليون هزينه شده آري فقط هزينه كاغذ، چاپ، فيلم و زينگ ولي ساير هزينه ها اعم از سفره هاي رنگين و غذاهاي سفارشي و اضافه كاريهاي شيفت فوق العاده تمام وقت با اتومبيل و استهلاك و سوخت و غيره مرتب با بولتن اگر جمع شود همان پنجاه ميليون خواهد شد كه به دليل بي توجهي مسئولين عالي ناظر استان به چنين اعمالي بولتن شماره دو عليرغم تذكرات قبلي با همان كيفيت با تغييراتي در تصوير چاپ شد كه مدعي شدند هزينه اش را از پيمانكاران گرفته اند!! زهي ساده لوحي !! كه پيمانكاران براي رضاي خدا كمك كنند بدون اينكه بياد آورند كه امام امت فرمود كارها را به مردم بگوييد ولي نه با چنين هزينه هاي سرسام آور و كارهاي گزينشي كه در كنارش مردم در فقر و فساد بغلتند و آقاي وزير نيرو هم بدون در نظر گرفتن ولخرجي هاي حضرات و اينكه يك روابط عمومي دو اطاقه را تبديل به ساختمان بزرگ اجاره اي و انبوهي پرسنل نموده اند لوح تقديري را كه رنگش از خون دل مردم است به روابط عمومي اهدا و براساس همين تحقيقات دروغ و خارج از ذهن و حقيقت در يك مقطع شركت مشهد توسط وزارت نيرو مقام اول را كسب مي كند و لوحي ديگر هديه و آقايان در سايه اين الواح با تكثير آن در تمام اتاقها دست به هرج و مرج و ريخت و پاش بيت المال مي زنند و هر چند گاه هم آقاي اكبرزاده از مديران كل استان كه هيچ سنخيتي حضورشان در آب و فاضلاب ندارد مگر در مواقع اضطراري براي بازديد طرحها و پذيرايي مفصل دعوت تا شايد نمكگير شوند كه در روز مبادا به كمكش بشتابند كه فقط بايد هاي هاي به حال مردم و ساير شركتهاي كشور گريه كرد كه آيا آنها چطورند كه اينها اول ميشوند ؟؟!! آيا آقاي وزير مي داند كه بعد از افتتاح تصفيه خانه اولنگ و پرواز به تهران چه ضايعات و خرابي در سازه هاي تصفيه خانه به وجود آمد كه منجر به بازسازي مجدد شد!! واقعاً شيطان از افتتاح اين طرحهاي ناقص و يك شبه كه موجب ارتقاء مي شود خانه نشين شده است.

13ـ با گذشت سالهاي متمادي هنوز شركت آب و فاضلاب مشهد برداشت شبكه ننموده كه بداند چه شبكه اي را زير زمين دارد كه با هر اتفاق براي پيدا كردنش چندين نقطه حفاري و تخريب و آسفالت و هزينه و نارضايي مي شود.

14ـ متاسفانه بدليل سوء مديريت به عوض برداشت شبكه و اصلاح شبكه هاي فرسوده كه حدود يك سوم آب هدر ميشود اقدام به توسعه بي رويه شبكه و گستردگي شهر ميكنند و هر دم و هر روز هم شعار بي آبي و كم آبي و كمبود اعتبار ميلياردي و غيره راميدهند بدون توجه به اينكه از قديم گفته‌اند اسباب كار مي‌كند و استاد لاف مي‌زند.

15ـ ضعف نظارتي و مديريتي در حدي مي باشد كه قابل ذكر نيست فقط به سه مورد اشاره مي شود كه نگهداري و آبياري فضاي سبز تصفيه خانه اولنگ سال گذشته به پيمان واگذار شده است ولي بدليل بي اطلاعي موتوري شركت طبق روال قبل بمدت يكسال فضاي سبز را آبياري نموده بدون اينكه هزينه اي در خور توجه نمايد و زماني متوجه مي شوند كه پيمان در حال اتمام بوده است و در مدت عمر شركت آب و فاضلاب مشهد روغن هاي تعويضي موتوري يا به عبارتي سوخته كه از حجم بالايي برخوردار بوده معلوم نيست توسط چه كساني و به كجا فروخته شده است كه به حساب شركت آب و فاضلاب منظور نگرديده و يا اينكه اسناد خسارت اعلام شده از مناطق به اداره مركزي كه توسط پيمانكار در حين اجراي پروژه به شبكه صدمه زده اند و بايد از قرارداد پيمانكار كسر شود با دريافت مبلغ ناچيزي از پيمانكار در حوزه مالي تسليم وي و باطل نموده اند.

16ـ هر چه بگندد نمكش مي زنند واي به روزي كه بگندد نمك آقايان اكبرزاده و فخرايي مديران عامل قبلي و فعلي با اهداء اتومبيل پژو به آب و فاضلاب كشور و پرايد به ارگان ديگر و با بكارگيري آقاي شالچي كنتور نويس و مامور انتظامات نمازجمعه بعنوان مسئول دفتر خودشان و بكارگيري دخترش در شركت و ساپورت نمودن بسيج شركت از جميع جهات اعم از فوق العاده و اضافه كاري و بكارگيري شخصي بنام آقاي نجفي با معرفي آقاي امام مسئول حراست وزارت نيرو كه حتي فاقد كارت پايان خدمت مي باشد و مدعي است كه هم روحاني است و هم ارگاني و در رده بالايي در تهران بوده حاشيه امني به اصطلاح براي خودشان بوجود آورده اند كه گوش اگر گوش مسولين و ناله اگر ناله مردم است به جايي نرسد.

17ـ شركت فاضلاب توس شركتي بود كه براي دفع فاضلاب اطراف حرم توسط آقاي ديشيدي در استان قدس به مديرعاملي آقاي رضازاده كه از دوستان قديمي وي و از بازنشستگان شركت آب و فاضلاب مشهد است پايه گذاري شد و بعد شخص آقاي رضازاده كه از نيروهاي حرفه اي قبل از انقلاب مي باشد از ضعف و سوء مديريت شركت آب و فاضلاب مشهد سوء استفاده نمود بطوريكه بعد از تحويل فاضلاب حرم مطهر به شركت آب و فاضلاب بايستي شركت مذكور عملاً منحل مي گرديد ولي نه تنها منحل نشد بلكه براساس رابطه با سهامدار نمودن شركت آب و فاضلاب قسمت اعظم فعاليت هاي شركت آب و فاضلاب مشهد را تحت عنوان پيمانكار عهده دار شده و تاكنون فقط قريب به ششصد نفر نيرو سفارشي و نورچشمي را براي بكارگيري در شركت آب و فاضلاب مشهد به توصيه آقاي اكبرزاده با اعتبار شركت آب و فاضلاب مشهد بصورت قراردادي استخدام نموده كه فقط ماهيانه رقمي بيش از پانزده درصد كارمزد پرداخت حقوق به حضرات را كه اغلب خانم مي باشند از شركت آب و فاضلاب مشهد دريافت مي‌كند مضافاً به اينكه اكثر امور شركت آب و فاضلاب مشهد در اختيار شركت مذكور است و اكنون اگر كارشناسي دقيق انجام شود بايد عملاً شركت موصوف را شركت آب و فاضلاب ناميد چون تمام پيمانها را تقريباً وتو نموده آنچه بصورت مناقصه محدود انجام ميشود و آنچه هم بدون مناقصه محدود و آنچه هم حتي بدون مناقصه محدود و اعتبار طرحها را تكه تكه كرده تا مديرعامل شركت آب و فاضلاب مشهد بتواند از اختيار خودش كه تا سقف احتمالاً چهل ميليون مي باشد سوء استفاده و رأساً به وي واگذار نمايد كه رسيدگي به اين شركت سايه و پنهان دور از لطف و اهميت نخواهد بود تا روشن شود كه چه بر سر مردم بيچار مي آيد. از پيمانهاي منعقده اين شركت با شركت آب و فاضلاب مشهد مي توان به اين شرح ياد كرد:

1ـ حفاظت از چاهها چهار قرارداد 2ـ براي بهره برداري و اتفاقات 11 قرارداد 3ـ براي مهندسي توسعه و راهبري و كامپيوتري يك قرارداد 4ـ حراست براي تامين نيروي نگهباني يك قرارداد 5ـ مالي و تايپ و اپراتوري سه قرارداد 6ـ مراقبت مخازن دو قرارداد 7ـ مراقبت كنتور 6 قرارداد 8ـ مساعي دو قرارداد          9ـ مشتركين چهار قرارداد 10ـ پيمايش بررسي قبوض يك قرارداد 11ـ حفاري چاهها پنج قرارداد بمبلغ يك ميليارد و ششصد ميليون تومان 12ـ قرارداد وصول مطالبات معوقه با 5 درصد حق الزحمه

18ـ شركتي به نام آريا كاوان (آك) به مالكيت و مديريت شخصي بنام آقاي خلقي كه در شايعات خودش را وابسته به بزرگان كشور معرفي نموده در سه سال قبل مديرعامل و ساير مديران و معاونان شركت آب و فاضلاب مشهد را با هزينه خودش براي مدت يك هفته به دوبي دعوت نمود كه به اصطلاح با فعاليتهاي اين آقا آشنا شوند اما بعد از پذيرايي مفصل از حضرات براي انعقاد قرارداد ميلياردي وارد شركت مشهد شد تا هزينه‌هاي انجام شده در دوبي را با هزاران برابر از كيسه بيت المال جبران نمايد كه اين چنين هم نمود به طوريكه شركت آب و فاضلاب مشهد را اكنون به نام شركت خلقي و رضازاده مي نامند زيرا آقاي خلقي فقط در سال هشتاد و يك چهل هزار اشتراك را براي نصب در يك قلم قرارداد منعقد نمود از قرار هر اشتراكي 73000 تومان كه لوازمش از جنس پلي پيروپيلن PP ساخت خودش مي باشد كه وفق اظهار كارشناسان غير از اينكه نصب اشتراكها را توسط كارگران و شركت آب و فاضلاب به 9 تا 11 هزار تومان به بيگاري گرفته و با حداقل كيفيت نصب مي كنند و خودش رقمي حدود 25 هزار تومان را از شركت آب وفاضلاب مشهد دريافت مي كنند سود اعظمش از فروش لوازم است كه در بازار ارزان تر است در صورتيكه شركت آب و فاضلاب مركزي و جنوب در سال جاري يعني 83 ، 000/10 اشتراك را بصورت پراكنده در شهرهاي مختلف دوردست استان به شركت تلاطم نگار براي نصب پيمان واگذار نموده اند با همان لوازم و با همان كيفيت از قرار هر انشعاب 63 هزار تومان حال ببينيد كه چه بر سر بيت المال و مردم مي آورند با  احتساب نرخ تورم سال 83 و پراكندگي شهرستانها و با عنايت به مسافت راهها 63000 تومان و با نرخ تورم سال 81 و متمركز بودن در شهر مشهد 73000 تومان !!!!

البته شركت آب و فاضلاب مشهد با آقاي خلقي شركت آريا كاوان قراردادهاي ديگري هم اعم از وصول مطالبات و مشاوره وصول بدون مناقصه دارد كه مو بر اندام هر انساني راست مي شود زيرا براي وصول مطالبات شركت آب و فاضلاب كه در سال 82 قراردادي منعقد گرديده كه براي وصول مطالبات 3 درصد حق الزحمه و براي حق مشاوره وصول مطالبات هم 3 درصد!!! يعني مجموعاً 6 درصد مطالبات حق الزحمه دريافت شود در صورتي كه اخيراً شركتهاي گلارجام و دژگستر و فاضلاب توس و …. مجموعاً با 5 درصد در حال انعقاد مي باشند و شركت برق و مخابرات و غيره شنيده شده كه مطالباتشان را با يك درصد قرارداد منعقد نموده اند !!!

19ـ امكانات تخصيصي به خود و معاونان و مديران شركت اعم از پاداش هاي كلان و كامپيوتر و موبايل و اضافه كاري و وام و فوق العاده‌هاي بي حد و مرز و مأموريتهاي بي حاصل مكرر و فراوان داخل و خارج كشور و كامپيوتر لب تاب براي خود و معاونان قابل بررسي مي باشد.

20ـ قبح عمل آنقدر ريخته است كه عليرغم اينكه قبلاً توضيح داده شد بعضي از مديران بر همسران و برادران پيمانكار خود نظارت و صورت وضعيتها را امضاء مي‌كرده و مي‌كنند.

معاون مشتركين شركت (آقاي هاشمي) ابتدا فرزندش را در شركت آرياكاوان كه پيمانكار مشتركين است مشغول بكار كرد و اكنون بصورت پيمانكار دست دوم آن شركت در منطقه 4 براي نصب و خدمات جانبي مشغول بكار نموده!! حال چگونه اين آقاي معاون بر اين پيمانكار نظارت مي كند خدا عالم است؟!!

21ـ اگر ترتيبي اتخاذ شود كه ليست پيمانكاران شركت آب و فاضلاب اخذ و بعد براي دريافت حقيقت به پيمانكاران فراري كه هيچ پشتوانه اي جز خدا نداشته اند مراجعه شود مشخص خواهد شد كه شركت آب و فاضلاب مشهد براي فراري دادن پيمانكاران غيرخودي به چه اعمالي اعم از عدم پرداخت بموقع مطالباتشان و واگذاري مناطق خيلي پرترافيك و متراكم و سخت براي اجراي طرح متوسل شده اند.

22ـ با بررسي نسبتاً دقيق مشخص خواهد شد كه با خصوصي‌سازي در شركت آب و فاضلاب مشهد نه تنها تعديل نيرو نشده و نيروها چند برابر شده اند بلكه هزينه ها نسبت به سالهاي قبل چندين برابر شده و عملاً با جمع نمودن اعوان و انصار خود به خصوصي‌خوري و برده داري و بيگاري كارگران محتاج رانده و مانده از همه جا بيشتر شباهت دارد و اين درحاليست كه نيروهاي متخصص بيكار در جامعه بيداد مي كند و بجاي رضازاده ها و شالچي ها و موسوي ها و غيره كه بعد از بازنشستگي از چند كيسه مي خورند آن نيروهاي بيكار رهاشده دستگيري شوند.

23ـ براي روشن شدن حقايق چقدر زيبا و زيبنده جمهوري اسلامي خواهد بود كه دارائي و امكانات آقاي اكبرزاده با باند وارداتي اش از شهرداري اعم از روئين تن حسابدار سابق شهرداري و (معاون مالي و اداري فعلي شركت) ملايي معاون فني و توسعه آب و فاضلاب مركزي و بازرس ويژه سابق، بيژني (بازرس ويژه فعلي) از بهزيستي و رمضاني مدير اجرائي فاضلاب و شركت آبادبام و پل برج و فاضلاب توس (رضازاده) و اقليم كار و … و معاون بهره برداري قبلي و مديرعامل فعلي شركت مشهد را در سال 1378 كه آقايان به تدريج وارد شركت آب و فاضلاب مشهد شده اند بررسي تا مشخص شود كه آقايان اكنون داراي چه مستقلات و امكانات و سرمايه اي مي باشند زيرا فقط آقاي اكبرزاده كه در رأس امور قرار دارند در سال 78 مستأجر آقاي محرومي كارمند شركت آب و فاضلاب بوده است و اكنون در هاشميه و آزادشهر و دادگر و احمدآباد و ساير نقاطي كه فقط خدا مي داند چه مستقلاتي دارد!

24ـ عليرغم خصوصي سازي شركت آب و فاضلاب مشهد بررسي شود كه نسبت به سال ورود آقاي اكبرزاده به شركت آب و فاضلاب شركت مذكور چند برابر شده و چند نفر نيرو دارد؟! زيرا هرجا با مانعي برخورد نموده اند يك امور و يا يك تشكيلات اضافه نموده اند بطوري كه با احتساب نيروهاي شركت آب و فاضلاب توس فقط حدود 40% به نيروها اضافه شده است. و اضافه مي نمايد كه تعداد قابل توجهي نيرو با قرارداد موقت خلاف مقررات در شركت وجود دارد كه تاكنون با گذشت سالها دائم نشده است ولي نيروهاي نورچشمي وارداتي آقاي اكبرزاده در اسرع وقت داراي قرارداد دائم شده اند!!!

25ـ در خيلي از مناطق قاسم آباد و آب و برق متأسفانه شركت قسمتي از وصل شبكه به كلكتور اصلي در شبكه بسته اقدام به فروش انشعاب فاضلاب نموده كه با پرشدن شبكه و پس زدن در خيابان مجبور شده اند با شخصي بنام گرمابه دار كه فقط براي همين منظور قرارداد بسته اند بوسيله تانكر با رقمهاي قابل توجه تخليه و در شبكه فاضلاب دفع نمايند آيا اينها موريانه اعتبارات نيست؟! از سال 78 به بعد قابل         بررسي مي‌باشد.

26ـ پروژه هاي اجرايي توسط معاونت مهندسي و توسعه در خيلي از مناطق پيش‌بيني تراكم آينده منطقه و افزايش جمعيت و مستحدثات را نكرده و نمي كنند كه همين امر موجب خواهد شد و مي شود هرچند سال يكبار لوله هاي قبلي در زمين دفن و لوله هاي اصلاحي جديد! را بكار برند.

27ـ مجريان پروژه هاي شركت آب و فاضلاب با يكديگر هماهنگ نيستند تا چه رسد به هماهنگي با ساير ارگانهاي خدماتي سطح شهر بطوري كه مشاهده شده گاهي پروژه توسعه شبكه آب با اقطار قابل توجه در حين اجرا با انشعابهاي فاضلاب و خطوط انتقال فاضلاب برخورد نموده كه مجبور شده اند يكي از خطوط را جمع و مجدداً برنامه ريزي و اجرا نمايند آيا اين هزينه هاي قابل توجه موريانه اعتبارات نيست؟!!

28ـ عليرغم اينكه در سال 1382 شركت آب و فاضلاب مشهد از حدود 38 ميليارد تومان وفق آمار و ارقام خودش بهره مند بوده و در سال 83 به 42 ميليارد افزايش يافته ولي متأسفانه از منابع موثق شنيده شده كه 18 ميليارد تومان بدهي دارد كه براي 8 ميلياردش سالي 3 ميليارد بهره مي پردازد و هرسال هم به محض فرا رسيدن فصل بهار و تابستان فرياد وا اعتبارا و واخشكسالي و وا پانزده ميليون زائر!! و جيره بندي آب مي‌دهند آيا صحيح است كه با برخورداري از اين اعتبارات نجومي، مديريت و برنامه‌ريزي سالم اعمال نشود و مديريت را در گرفتن اعتبارات و توسعه بي‌رويه شركت و هزينه هاي بي حد و مرز و گنده گويي و نگراني مردم تلقي مي نمايند.

29ـ به قرارداد شركت آب و فاضلاب در سال 82 ـ 83 براي اداره به اصطلاح تلفن امداد 122 كه برنامه سوخته و ناموفق در تهران بوده و در مشهد الگوبرداري شده توجه شود كه اولاً مبلغ 74 ميليون تومان قرارداد در مناقصه اي بسيار محدود و خودماني با شركتي بنام ضابط توس كه متعلق به همسران آقايان حسني و اسدي از پرسنل تلفنخانه شركت آب و فاضلاب مشهد منعقد و آقايان حسني و اسدي با دريافت حقوق و مزايا و اضافه كاري و احتمالاً شيفت و اتومبيل از شركت آب و فاضلاب بر كار به اصطلاح همسران خودشان كه در محل كار حضور نداشته اند نظارت نموده و بيش از 20 نفر خانم از بستگان خودشان را در اين جايگاه جديد ايجادشده شركت استخدام نموده اند كه بعد از گذشت يكسال چون احساس كردند كه خيلي گندش درآمده براي سال 83 ـ 84 به شيوة ديگري با همان مناقصه محدود و البته با رقمي بيشتر با شركتي ديگر قرارداد منعقد نموده اند اكنون بيني و بين الله يك بازرس بيايد و از پرسنل 122 با سوگند دادن امنيت سؤال شود كه كار 122 چيست و چه كرده؟ فقط پاسخ خواهند داد كه به محض تماس مردم فقط تلفن اتفاقات به آنها داده شده!!! حال سؤال اين است كه آيا تلفن 118 مخابرات قادر نبوده است كه تلفن اتفاقات را در اختيار مشتركين بگذارد كه تلفن 122 عملاً جايگزين 118 با اعتباري كلان و چنين سوء استفاده اي شود؟! ضمن اينكه تلفن كليه اتفاقات در ظهر قبوض آب بها از قديم چاپ شده است بدون در نظر گرفتن مديران و مسئولان بهره برداري روابط عمومي اين طرح را وتو نموده البته اگر تلفن 122 بر اتفاقات و ساير امورهاي شركت مرتبط و اخبار و اطلاعات و رفع اتفاق توسط 122 رتق و فتق و به اطلاع مشترك برسد جاي تأمل مي باشد ضمن اينكه شنيده شده حتي روابط عمومي با امداد 122 هماهنگ نبوده بطوري كه در روزنامه هاي محلي قطعي آب را در مناطقي اعلام مي كرد بدون اينكه امداد 122 در جريان قطع آب و پاسخگويي به مردم باشد.

30ـ شنيده مي شود كه بعضي از كارگران اتفاقات بدليل عدم نظارت بالاخص در شب انشعاب غيرمجاز آب را در قبال دريافت مبلغ ناچيزي واگذار و وصل مي نمايند كه با اعلام بيش از 17هزار انشعاب غيرمجاز توسط آقاي فخرائي مديرعامل جديد بايد پرسيد كه چگونه مي شود با حضور فعال كنتورنويسان و كارگران اتفاقات و ساير پرسنل و حراست انشعاب غيرقانوني وصل مي شود؟!

31ـ خريد لوازم و اتصالات آبرساني بايستي ابتدا در كميته فني بررسي و مورد تأييد قرار گيرد و سپس خريداري شود درصورتي كه هم بصورت صوري در كميته تصميم‌گيري مي شود و هم در حاشيه از هر جنس با هر كيفيتي خريداري مي شود بطوريكه خيلي اوقات پيمانكاران بدليل كمبود و نبود لوازم با اجازه شركت آب و فاضلاب رأساً خود با هر قيمت و كيفيت و نوعي از بازار تهيه و در پيمان منظور مي نمايند تا همين اتصالات تأييد نشده مي تواند عامل حوادث و اتفاقات آب باشد، از سوي ديگر بشدت شنيده شده كه در سال 1382 آقايان حدود دوميليارد تومان لوازم به اصطلاح غيرقابل استفاده را در انبار به مناقصه گذاشته اند و در نهايت با ترفندهاي كاملاً مشخص به يك خودي به پانصدميليون تومان واگذار و بعد از گذشت مدتي قسمتي از همان لوازم را مجدداً به چند برابر از همان آقا خريداري نموده اند كه اگر صحت داشته باشد بايد گفت وامصيبتا!!

32ـ هر دوسه سال تغيير دكوراسيون حتي سراميك كف طبقه اسكان مديرعامل در ساختمان اجاره اي قريشي و خريد ميز و صندليهاي گردان و آن چناني براي مدير و معاونان يكي از آفتهاي اعتبارات است.

33ـ وفق بعضي از اسناد و مدارك با تكميل چند فرم دريافت لوازم انشعاب براي يك انشعاب در چند آدرس موجب گرديده كه براي يك انشعاب چند دست لوازم انشعاب از انبار خارج شود كه با بررسي تعداد انشعابهاي بالاخص فاضلاب و خروجي لوازم از انبار مي توان به صحت و سقم اين ضايعه رسيد.

34ـ عليرغم اينكه انشعاب آب فاضلاب با ارقام نسبتاً نجومي به فروش مي رسد و مشتري با پرداخت حق اشتراك ديگر هيچ تعهدي را در مقابل شركت آب و فاضلاب ندارد ولي متأسفانه به كرات اتفاق افتاده و مي افتد كه بدليل عدم نظارت كافي، پيمانكار به متقاضي آب و فاضلاب مي گويد اگر مي خواهيد زودتر وصل شود حفاري كانال اتصالي به شبكه در جلوي منزل را خودت حفاري يا پر كن و يا حوضچه كنتور را خودت بساز والا تا يكماه ديگر مثلاً نوبت شما نمي شود متقاضي بخت برگشته هم عليرغم اينكه كليه هزينه ها را پرداخت نموده مجدداً مجبور است گوش به فرمان باشد و حتي شيريني هم اصطلاحاً بدهد.

35ـ اخيراً هم آقاي اكبرزاده با داشتن كارنامه اي سياه در شهرداري و عملكرد غلطش در شركت آب و فاضلاب متأسفانه با حمايت مسئولين سياسي و اجرايي استان يا آگاهانه و يا ناآگاهانه به مديرعاملي استان ارتقاء يافته و معاون سرسپرده و ضعيف بهره‌برداري شركت را به مديرعاملي شركت با عنوان تبصره 2 منصوب نموده كه ايشان هم عليرغم اينكه در بعد مديريت واقعاً ضعيف است كليه عزل و نصبها و تصميمات اجرايي را بدون مشورت و اجازه آقاي اكبرزاده انجام نمي دهد يعني در عمل فقط مهره عوض شده تا اسناد و مدارك در اختيار افراد نامحرم قرار نگيرد.

عوامل كم آبي و بي آبي

علل كمبود آب را صرفنظر از خشكسالي و نزولات آسماني كه تقريباً بهانه خوبي براي مديران ضعيف شده است در عوامل ذيل مي توان جستجو كرد كه درصورت بهره‌مندي و استفاده بهينه از اعتبارات و درآمدها بخوبي تحت مديريت صحيح مي توان بر آنها            غلبه كرد:

1ـ فقدان واحد يا اموري براي تعمير و نگهداري شبكه و شيرآلات فرسوده كه متأسفانه يوميه شاهد آبريزي زيادي در سطح شهر و شيرخانه هاي آب مي باشيم.

2ـ فرسودگي شبكه و پرت نامشهود ولي قابل توجه آب كه در سالهاي ماضي بين 23% تا 25% بوده ولي اكنون به ميمنت مديران ضعيف به 27% افزايش پيدا نموده كه لازمه اش به جاي شعار خشكسالي و بي آبي و توسعه بي رويه و بي برنامه شبكه تمركز كليه فعاليتها روي اصلاح شبكه مي باشد.

3ـ بي توجهي در خريد لوله و اتصالات داراي كيفيت كه صرفاً بايستي بدون زدوبندها با نظر كميته فني خريداري و استفاده شود كه متأسفانه يا تحت تأثير زدوبندها قرار مي‌گيرد و يا اغلب توسط پيمانكاران ضمن انجام پروژه براي جلوگيري از توقف و ركود كار بدون توجه به استانداردهاي قابل قبول خريداري مي شود.

4ـ سوء مديريت و عدم همدلي مديران با كارگران و كارشناسان كه بار اصلي بر دوش آنها مي باشد زيرا ايجاد انگيزه در كارگران و تكنسينها و كارشناسان، دلسوزي و احساس مسئوليت بيشتري را ايجاد و از بي تفاوتي خارج مي كند.

5ـ عدم برنامه ريزي صحيح و به موقع و سطحي نگري و سليقه اي عمل كردن و در بحران تصميم گرفتن.

6ـ فروش قريب به يك ميليارد تومان ماشين آلات سبك و سنگين شركت بدون مناقصه به پيمانكاران و غيره بدون تعديل نيرو درصورتي كه با يك برنامه‌ريزي صحيح مي‌توانستند با استفاده از آن ماشين‌آلات امروز شاهد سرعت بيشتر اصلاح شبكه باشند و كمر شركت را با كرايه و اجاره‌هاي سنگين همان ماشين‌آلات و انتظار و ركودخم نكنند.

7ـ عدم بكارگيري نيروهاي خوش فكر و مستقل و كاردان و بكارگيري نيروهاي ناكارآمد و بله قربان‌گو و فرصت طلب و جابجايي نامناسب نيروها بالاخص در تحولات اخير تعويض مديرعامل.

8ـ واگذاري واحد كنتورنويسي به بخش خصوصي (شركت آب و فاضلاب توس «آقاي رضازاده») كه درصورت عدم واگذاري به بخش خصوصي و توجيه كنتورنويسان و ايجاد انگيزه در آنها بهترين سفيران شركت در سطح شهر براي اطلاع رساني اتفاقات و انشعاب غيرمجاز و افزايش بنا و آبريزي مي باشند.

9ـ هزينه هاي سنگين و پرزرق و برق صدها ميليوني تبليغات بدون تأثيرگذاري بالاخص در بحران درصورتي كه با برنامه ريزي صحيح با كمتر از اين هزينه هاي سرسام آور بصورت تأثيرگذار و مستمر مي توان فرهنگ مصرفي آب را ترويج كرد.

10ـ بي توجهي در پاسخگوئي به مشتركين بالاخص در رقمهاي نجومي كه اشتباهاً در قبوض مصرفي آب به كرات ثبت و وصول مي شود موجب عدم همكاري مشتركين و نارضايي مي شود كه در اطلاع رساني و همكاري در مقاطع بي آبي و كم آبي بسيار مؤثر است.

11ـ در نصب انشعابهاي آب و فاضلاب عليرغم پايين بودن كيفيت كه بصورت پيمانكار دست دوم و سوم انجام شده و مي شود كه در هيچ كجاي كشور وجود ندارد براساس اطلاع واصله حدود دوميليارد تومان شركت ضرر داشته است.

12ـ طبق آمار موجود در شركت توليد آب سال 1382 نسبت به سال 1381 حدود 4/12درصد افزايش و مصرف آب 5/3 درصد رشد داشته ولي سوء مديريت را با خشكسالي و كم آبي توجيه و به محض فرا رسيدن فصل بهار و تابستان با شعار جيره‌بندي و غيره موجب نگراني مردم مي شوند.

13ـ بها ندادن به كارشناسان ارزشمند و دلسوز و بكارگيري نيروهاي دوست و همكار از دانشگاه جهت به اصطلاح تأييد نهايي طرحها با هزينه هاي قابل توجه نيروهاي ناكارآمد خودي عامل دلسردي و بي تفاوتي كارشناسان مي شوند.

14ـ اتفاقات مستمر اساسي و جزئي در سطح شهر و بي توجهي در مهار به موقع آن بدليل اينكه اولاً توضيح امكانات در مناطق عادلانه نيست ثانياً كارگران در شيفت استراحت كه بايد براي خدمت به مردم تجديد قوا نمايند اكثراً در خدمت پيمانكاران خودي و بي اطلاع از آب با حداقل دستمزد قرار مي گيرند و در نهايت در ساعات كاري موظف خود بنية مانور ندارند.

15ـ رفع اتفاقات بصورت سطحي و غيرفني و نظارت نشده موجب مي شود كه در يك نقطه حتي بيش از سي بار اتفاق بدهد كه مي توان از پيمانكاران آسفالت تحقيق نمود.

16ـ رينگ نبودن شبكه و اختلاط شبكه‌هاي ضعيف و قطور موجب مي‌شود كه در پشت شبكه‌هاي ضعيف، آب انباشت و موجب اتفاق شود ولي انتقال آب مورد نياز         انجام نشود.

17ـ فقدان شيرهاي الكترونيكي تأثير بسزايي در كنترل آب دارد كه حتي اگر قسمتي از هزينه هاي چنين شيرهايي را دولت تقبل نمايد ضرر نكرده زيرا هزينه اش از حفر چاه و سد كمتر است.

18ـ عدم برنامه ريزي براي تفكيك آب شرب و غيرقابل شرب موجب مي شود آب گرانبهاي تصفيه شده صرف امور عمومي شود كه هزينه اش از تفكيك شبكه در درازمدت بيشتر است.

خدايا ما را لحظه اي به خودمان وا مگذار و به ما توفيق ذكر و تسبيح و شكرگذاري عنايت و تقوايي عطا فرما كه درصورت ناتواني در اداره امور آنرا به كاردانان واقعي كه همانا خدمتگذاران و دلسوزان بحق نظام مقدس جمهوري اسلامي و امت فداكار مي‌باشند واگذار نماييم تا در آتش لعن و نفرين حال و آيندگان نسوزيم.

 
با آرزوي توفيق خدمت و سلامتي براي يكايك خدمتگذاران بحق اسلام و مسلمين
 

جمعي از كارگران و كارشناسان و تكنسين هاي شركت آب و فاضلاب مشهد

فرستنده:rbahar2002@yahoo.com


مطالب مندرج در اين نامه مورد تاييد يا رد مسئولان وبلاگ نميباشد و فقط جهت اطلاع رسانی در وبلاگ درج شده است.