بسم الله الرحمن الرحيم
امروز سايت جالب را معرفی می کنم:
۱- خيزش
۲- مطالبه
برای امروز بس است ان شاء الله شما هم سايت های ديگری را معرفی کنيد.
يک شعر هم از محمد علی مودب اينجا آوردم با عنوان:
اينجا تهران است 
اين جا تهران است بيصبرم، بيصبر ميغرد صدا كي آمدم اين جا؟ چقدر شكل برادرم بود
چون بقچهي نانم نبود قدم ميزنم در خيابانهاي پارك قدم ميزنم
قدم ميزنم
تمام شب را قدم ميزنم
در حسرت خواب
در اتاقي كه مردي
تمام روزهايش را دم زده است
در حسرت مرگ
حالم حالا حال شاعري است
كه دنبال قافيه ميگردد
براي سنگ قبر كودكش
نگاهم كن
همهي سوالهاي دنيا در صورت مناند
عشق؟
زندگي؟
مرگ؟
كه صداي بابا ميغرد
<ساكت باش مرگخورده!
برو دنبال نون!>
ميگريزند همهي ابرهاي دنيا
از آسمان كودكانهام
باران ميآيد
فيوز ميپرد و برق ميرود
من ميمانم با قبضهايمعوقه
و دفترچههاي خالي
كه شعر بنويسم در اين فضاي شاعرانه
<اين جا تهران است، ساعت هشت بامداد!>
تمام شب هيولاي آهني
ميجويد مرا و ميدويد
و صبح تفي بودم
انداخته بر سكوي ترمينال
تاكسي! دربست
مرا ببر تا نهايت حكايتهاي كودكيام
تا آخر دنيا
جايي كه خورشيدها شروع ميكنند
از پشت كوه آمدهام
مثل خورشيد
ميتابم بر همهي ساختمانها و پلها
ميخندم با همهي آدمها
و آدمها به من ميخندند
مردي كه شب را بر شانههايش گريستم
و صبح رفت
يا بقچهي نانم، نبود
چون...
چقدر شكل پدرم بود دربان اخموي بيمارستان
چقدر شكل خودم بود
سرطان آوارهي محمد ظاهر
چقدر...
چقدر گريستم بر شانههاي بيهودهي ديوارها
چقدر خاراندم پشت ترافيك سرم را
بايد در كدام ايستگاه پياده ميشدم؟
و از روبهرويم ميآيند
گلهگله آدمها
چقدر كله! چقدر آدم
چقدر آدم بيكله
مردند اينها، زناند اينها
روسرياند اينها، روياند اينها
سرند اينها
دست، پا، چشم، گرسنه، گرسنه
پس كو طراوت پيشانيهايي
كه سحرگاهان بوسيدند آفتابهاي دهكدهها
و روانه كردند
همان كه به خاك افتاد در بدرقهاش آب
و قليانها چه حرفها كه نزدند پشت سرش
از روبهرويم ميآيند
پاترولها و بنزها
و ميگذرند از رويم
در خيابانهاي رنگين پارك
لبانم آويزان
چون جليقهاي عتيقه
بر جالباسي پالتوهاي پوستي
زير سايهي بيدي مجنون ميايستم
و لشكري ليليهاي لب آلبالويي
رژه ميروند در برابرم
و هورا ميكشند براي سرگيجهام
نفس ميكشم
و تيره ميشود نقاشي سپيد خدا
پلكهايم را برميدارد و ميگريزد جذام
نيمكتها
با هيئت صليبيشان
رجز ميخوانند برايم
به نيمكت كشيده ميشوم
تهي از تنفس مژدههاي مهرباني
و در برابر مسيحاي آزرده
ميپژمرد خاتون معصومترين گلهاي جهان
در سكوت