ساعت ۹:۳۰ بود. برف تازه بريدن گرفته بود. هوا به شدت سرد بود. هرکدام يک پتو برداشتيم و به راه افتاديم. يکي از رفقا کلي مرام گذاشت و ماشين آورد. يه بي ام و مدل 1975. و ما شديم خيابان خوابهاي ماشين دار! خدا نصيبتون نکنه توي راه دو بار خاموش شد. بالاخره ساعت ۱۰ شب رسيديم کميته امداد (کميته امداد امام خمينی سابق)

جنبش عدالتخواه دانشجويي شب گذشته را مقابل ساختمان کميته امداد استان تهران به صبح رساند. اون هم چه شب سردي!

برنامه با تلاوت قرآن آغاز شد، اما نه به شيوه جلسات رسمي هرکس چند آيه از سوره يس را تلاوت ميکرد اون هم زير چند پتو!  اين برنامه تا حدود ساعت ۱۰:۳۰ ادامه داشت. چند دقيقه بعد يکي از کارگران شهرداري هم به ما ملحق شد و کلي با بروبچ گپ زد.(گزارش صحبتاش رو هم حتما مي نويسم)

کم کم ساير رفقا هم مي رسيدند. حدود ساعت ۱۱ بود که يک اتومبيل بنز با شيشه هاي دودي از راه رسيد و خواست وارد پارکينگ بشه. چند نفر از بروبچ داشتن از ماشينی که جلوي پارکينگ پارک شده بود، پياده مي شدند. ولي ناگهان با برخورد بسيار بد و زننده بنز سواران روبرو شدند!!! و کار به دعوا و درگيري رسيد.جالب اين که بنز سواران مدعي بودند کميته امداد خانه شان است؟؟؟؟!!!!!!!! من هم که از دور نگاه می کردم(کلي بچه مثبت بودم! )

کم کم اين جو نيز فروکش کرد، ولي اين بار دوستانمان در کميته امداد دست بردار نبود و کليه چراغ ها رو خاموش کرد. اصلا هم سوء‌ نيت نداشتند. ما شروع کرديم به خواندن شعرهاي دمده شده انقلابي. جالبتر اينکه شعرها رو فراموش کرده بوديم، به مدد اين صدا و سيماي انقلابي ....

به پيشنهاد بروبچ شعر يار عدالت گر من رو خونديم:

يار عدالت گر من

        با من و همراه منی

                توي عمل نه تو نظر

                        با من و همراه مني

                                يار عدالت گر من...

بگذريم....

مدتي هم با يکي از ماموران ديگه کميته امداد بحث کرديم که کلي اطلاعات جديد به ما داد: " مسئول همه اين خيابان خوابها رئيس جمهور و دولته، بايد بريد سراغ اونا، سراغ کله گنده ها...."

بالاخره ساعت يک بامداد آقاي زهيري قائم مقام مدير کل تشريف آوردند. ما هم رفقاي در خواب مانده رو بيدار کرديم: پاشيد که يکي اومد.

آن مسئول هم بنده خدا از همه جا بي خبر بود (يا خود را به بی خبری می زد) و همه چيز رو تکذيب می کرد:

" کي گفته ما اين همه خيابان خواب داريم... کجا بوده که ما به مستمند يا محرومي کمک نکرده باشيم؟... سخنان شما در مورد زابل، عنبر آباد و بشاگرد و ساير جاها دروغ است... ما مستمري افراد را در محل به خودشان تحويل مي ديم... گزارش تلويزيون در مورد پيرزني که ۱۵ روز در راه است تا پياده به شهر بيايد و مستمري بگيرد دروغ است و... و... و ....."

بحث مهم بعدي در مورد کاخ کميته امداد در سوهانک بود، که باز هم همان روال قبلي. ولي اين بار تکذيبات کم شده و بر توجيهات افزوده شد:

" سونا و جکوزي را ما براي کارکنانمان ساخته ايم و لازم هم بوده... دانشگاهي رو هم که ساخته بوديم خيلي لازم بوده! و خيلي هم مهمه... ما که نمي تونيم مثل علي(ع) زندگي کنيم ... ماهم که جوان بوديم مثل شما از اين حرف ها ميزديم!!...و......."

سرتون رو درد نيارم تا ساعت ۴ صبح جلسه ادامه داشت. ما هم که ديگه نتونستيم بخوابيم با برخي رفقا که از دانشگاه هاي ديگه اومده بودن صحبت کرديم و کلي اختلاط کرديم...

راستي طلاب هم عدالتخواه شده اند و در حمايت از دانشجويان عدالتخواه پيام دادن. پيام طلاب قم | پيام طلاب مشهد.

دانشجويان دانشگاه های شرق کشور هم از اين حرکت حمايت کرده اند.


ساعت 6 هم به خوابگاه بر گشتيم. خيلي هوا سرد بود و من هنوز نتونسته بوده بخوابم. ساعت حدود ۷ به خوابگاه رسيدم. تازه ساعت ۱۰ هم بايد ميرفتم سر کلاس زبان فرانسه. خدا خودش به خير بگذرونه...

جلسه يادبود قربانيان خيابان خواب روز يکشنبه ساعت ۲ بعد از ظهر در مسجد هدايت تهران برقرار مي باشد و از همه سازمان هاي مرتبط با اين امر دعوت شده است. سخنران مراسم هم آقاي حسن رحيم پور ازغدي مي باشد. اميدوارم که شما هم بياين. خوشحال مي شيم.