
إِن تَجْتَنِبُواْ کَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُم مُّدْخَلاً کَرِیمًا (سوره نساء: ٣١)
اگر از گناهان بزرگى که از آن نهى مىشوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را مىپوشانیم؛ و شما را در جایگاه خوبى وارد مىسازیم.
تفسیر:
١ گناهان بر دو قسمند: کبیره و صغیره. (لا یغادر صغیرة و لا کبیرة الا احصاها - کهف:۴٩) از صغیره گاه به سیئه هم تعبیر میشود که در این آیه نیز چنین است. گاه نیز به سیئه «لَمَمْ» نیز میگویند. (الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش الا اللمم - نجم:٣٢)
٢ گناهان کبیره، گناهانی هستند که ار نظر اسلام پراهمیت و بزرگند. نشانهی اهمیت این گناهان آن است که برایشان به نهی اکتفا نشده است و به عذاب دوزخ نیز تهدید شده است. امام باقر علیهالسلام در تعربف کبائر فرمودند: «کل ما أوعد الله علیها النار». برخی (از جمله ابنعباس) نیز گفتهاند که همهی گناهان کبیرهاند، چرا که در برابر عظمت نهی خداوند انجام شدهاند. «کلما نهى الله عنه فهو کبیرة،»
٣ در چند مورد صغیره به کبیره بدل میشود:
١. تکرار صغائر: پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند:«لا کبیرة مع الاستغفار، ولا صغیرة مع الإصرار»
٢. کوچک شمردن گناه
٣. طغیان و گردنکشی
۴. افتخار به گناه
۵. راضی شمردن خدا بر گناه
۶. موقعیت خاص گناهکار: مثلاً تمام گناهان همسران پیامبر کبیره است. (من یأت منکن بفاحشة مبینة یضاعف لها العذاب - احزاب:٣٠)
۴ آنچه خداوند در این آیه غفران آن را تضمین کرده است، صغائری است که پیش از این از آن توبه شنده است. اما در مورد کبائر نیز امید به آمرزش گناهان پس از توبه وجود دارد. و اصولاً یکی از گناهان کبیره، ناامیدی از رحمت خداست چرا که خداوند همهی گناهان در برابر رحمت خداوند کوچکند.
(قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم - «الزمر: ۵۴)
برگرفته از تفسیر نمونه و المیزان