در سال۸۱ضريب حقوقي كاركنان دولت از ۲۹۰ به ۳۲۰ جهت سال۸۲ افزايش يافت (۱۰.۳ درصد افزايش)

در سال۸۲ ضريب حقوقي كاركنان دولت از ۳۲۰ به ۳۵۰ جهت سال۸۳ افزايش يافت (۹.۳ درصد افزايش)

در سال ۸۳ ضريب حقوقي كاركنان دولت از ۳۵۰ به ۳۸۰ جهت سال۸۴ افزايش يافت (۸.۳ درصد افزايش)

هر سال اعلام مي گردد طبق برنامه پنج ساله در برنامه بودجه سال بعد افزايش حقوق معادل تورم است و تبليغات زيادي هم مي شود ولي سرانجام با اعداد و ارقام سر كارمندان كلاه گذاشته مي شود.

بايد جمع تورم اين سه سال ـ طبق همان عددي كه سازمان مديريت و برنامه ريزي جهت تورم اعلام مي كند و بايد به زور باور كنيم ـ را جمع بزنيم:

جمع

۸۳

۸۲

۸۱

سال

۲۷.۹۳

۸.۳۳

۹.۳

۱۰.۳

افزايش ضريب حقوقي

۴۶.۵

۱۴.۵

۱۴.۵

۱۷.۵

تورم


حال سازمان مديريت چه توجيهي دارد و چرا با اين همه سر مردم و كارمندان منت مي گذارد.

امسال كه كمي به اين موضوع اعتراض شده اعلام نمودند كه سال آينده تورم ده درصد مي شود. بايد گفت شما عقلاً بايد تورم سال جاري را در نظر بگيريد نه سال آينده را. شما تورم امسال را به كارمندان بدهكاريد و حرف از تورم سال آينده مي زنيد. اگر طبق برنامه و گفته هاي خودتان عمل كنيد بايد بدهي امسال يعني ۱۴.۵درصد و بدهي سال هاي قبل كه كلاه سر كارمندان گذاشتيد را هم محسوب كنيد. يعني جمعا ۱۸.۵ درصد.

خودشان ضرر نمي كنند چون در زمره مديران هستند. فوق العاده شغل و حق جذب وحشتناك و پاداش ها و حق فلان و فلان ..... براي خود تصويب كرده ا ند. موبايل مي خواهند قانون مي گذارند كه موبايل و هزينه مكالمات مديران برعهده دولت است. وسيله نقليه دولتي مدل بالا و منزل مسكوني را هم همينطور با قانون خودشان تامين نمودند و از قيمت اجاره و …. خبر ندارند.

راستي قانون وحشيانه استخدام پيماني كي لغو مي شود؟
 

يك پزشك پيماني با كمتر از حقوق يك سيگار فروش و يك چهارم يك مديركل


يکي از رفقا يه شعر زيبا گفته دلم نيومد صبر کنم برا دفعه بعد اون هم الآن مي زنم.(همين الآن خودش اينجا برا گفت من هم تايپ کردم)

مردم ده

و در اين شهر چه ناچيزند اين مردم خوب

همه مردم بد مثل خودم

در پس پرده و رنگ

رنگ و ريا

سر آن نبش جفا

در پي سنگ زدن بر کسي اند

ظلم کردن جاريست

نگذارند کسي در اينجا

قدمي بردارد

جلوي خود بيند

کمري راست کند

مردم ده شايد

بين اين مردم بيچيز جهان

ازهمه يک رنگ ترند

سفره هايي خالي

دست هايي کاري

صورتي سوخته و پر خنده

همه چيز آنهاست

گر خدا قوت و صبري بدهد

گندمي ميکارند

ناني مي آرند

و  در آن دشت و بيابان خدا

قطره ي ناچيزي

از همه همت خود مي بارند

به جز از قدرت بازو و خدا

از کسي منتظر نان نيستند

کاش ميشد گاهي

نظري بر ده کرد

بوته رنگ و ريا از دل خود را برچيد

در پي رزق خدا از مردم دل اميد بريد

سفري بر ده کرد

کپري ساخت ز آزادگي و لطف و صفا

دل از اين شهر بريد

که در اين شهر چه ناچيزند اين مردم خوب

شاعر: ساسان زارع


راستي کنار من استاد دکتر سعيد زيبا کلام نشسته داره با کامپيوتر بغلي کار ميکنه!!!

من هم اصلا توجهي ندارم. اصلا هم فضول نيستم. ولي خدايي سرعت تايپش خوب نيست ديگه. اگه مي خواست براش تايپ مي کردم.

من يک فرد انسان دوست هستم.