نمي دونم چرا شما متهمين اصلي رو گم کردين؟ چرا نمي گين چطور شد شهرام جزايري دستگير شد؟ چرا نمي گين از اونايي که خانه هي آنچناني و ماشين هي... . چرا مي خواهيد همه چيز را به رهبري منتسب کنيد؟ به قول يکي از اساتيدمان مي گفت: اگر در زابل پياز گير نياد مي گن تقصير از رهبريه!! خوب اگه قراره هر کاري که يه نفر مي کنه به نام رهبري ثبت بشه خوب رهبري کسي رو منصوب نکنه و همه کارها رو هم خودش انجام بدهد.

قانون اساسي ميثاق ملي و عامل همبستگي مردم و حاکميت است که مردم و حاکمان موظف به رعايت آن هستند. مردم نيز آن را پذيرفته اند و به آن ري داده اند. (البته اگر شما قانون اساسي را که مردم پذيرفته اند قبول نداريد خوب خوندن ادامه مطلب شايد به شما جواب ندهد.)

بياييد بار ديگر صورت مساله را بخوانيم. جايگاه رهبري کجاست؟ چه وظيفه ي دارد؟ و الآن چه مي کند؟ آيا رهبر هم بايد پاسخگو باشد؟ پاسخگويي رهبري به چه صورتي است؟

۱- اصول ۵۷ و ۱۰۸ و ۱۰۹ و ۱۱۰قانون اساسي رو يه بار مرور کنيم.

۲- اصول مربوط به خبرگان رهبري را هم مرور کنيم.

خوب فکر کنم با خوندن اين اصول بتوان کمي بهتر منصفانه تر در اين باره حرف زد.

رهبري نيز به اين اصول معتقد است و وظيفه دارد به آن عمل کند. (من معتقد به اينکه رهبري فوق قانون اساسي است نيستم. اصلا رهبري در قانون اساسي توضيح داده شده است.) رهبري با ري غير مستقيم مردم توسط خبرگان منتخب انتخاب مي شود. نظارت بر رهبري نيز از وظايف خبرگان است. هرکس مي تواند نظرات خود را در مورد رهبري به اين مجلس و نمايندگان آنها اعلام بدارد. و البته وظيفه آنهاست که اين موارد را بررسي کنند.

بخش ديگري از صحبت من در مورد وظايف رهبري است که آنها را عينا از سخنان رهبري نقل مي کنم:
مديريت انقلاب، غير از مديريت اجرايى كشور است‏
دانشجويى همين دو سه هفته قبل از من سؤال كرد: شما در مسأله‏ى عدالت، چرا خودتان وارد ميدان نمى‏شويد؟! اين توقّع درستى نيست. مديريت انقلاب، غير از مديريتِ اجرايى كشور است. وارد شدن در ميدان براى رهبرى، اوّلاً به صورت طرح مسأله و بسيج افكار عمومى است؛ ثانياً به صورت خواستن از دستگاههاى اجرايى است. برخى از دستگاههاى اجرايى، مخصوص اين كارند. در زمينه‏ى مبارزه‏ى با فساد، هم قوه‏ى مُجريّه و هم قوه‏ى قضائيه درگيرند. از هر دو قوه بنده به‏طور جدّ خواستم و درگيرند؛ ورود رهبرى اين‏جاست. بله، اگر روزى معلوم و ثابت شود كه دستگاههاى قوه‏ى مُجريّه و دستگاههاى قوه‏ى قضائيه آماده نيستند كار كنند، آن‏جا رهبرى چاره‏يى پيدا نخواهد كرد جز اين‏كه خودش وارد ميدان شود؛ كسى را بگمارد و مأمور مشخّصى را براى اين كار معيّن كند؛ اما بحمداللَّه اين‏طور نيست. دستگاههاى قوه‏ى مُجريّه آماده‏اند؛ چون بخشى كه مربوط به قوه‏ى مُجريّه است، گرفتن گلوگاههاى فساد است. در بخشهاى مالى، در بخشهاى پولى، در بخشهاى بازرگانى، در بخشهاى مربوط به گمرك، بخشهاى گوناگونى هست كه اينها گلوگاههاى فساد مالى است. بى‏توجهى به اين مراكز موجب مى‏شود فساد به‏وجود آيد. وقتى دستگاهها نظارت و مراقبتشان را دقيق كنند، جلوى فساد گرفته خواهد شد؛ اين مى‏شود پيشگيرى. در بخش قضايى، برخورد با مواردى است كه از اين پيشگيرى عبور كرده‏اند؛ يعنى از اين مانع نتوانستند عبور كنند و جرم اتفاق افتاده است. آن‏جا نوبت دستگاه قضايى است. البته تا امروز هم، بيشتر از صد مورد از موارد مهم و كلان را دنبال كرده‏اند، منتها نبايد جنجال كنند. من در همان نامه‏ى هشت مادّه‏يى هم همين سفارش را كرده بودم. گفتم كار را بى‏جنجال پيش ببريد. ما كار مى‏خواهيم، ما مى‏خواهيم اين كار انجام گيرد و مبارزه‏ى با فساد حقيقتاً بشود، جنجالش لازم نيست. بله، خبررسانى به مردم هم خوب است. وقتى كه كار تمام شده باشد، آن مقدارى كه لازم باشد خبر رسانى شود. كار هم دارد صورت مى‏گيرد.

توجه داشته باشيد که همانگونه که ايشان بارها مطرح کرده اند، از نظر ايشان اگر مسئولي به دنبال عدالت نباشد، مشروعيت ندارد و پايه مشروعيت نظام نيز همين عدالتخواهي است. و حال آنکه رهبري نيز بارها مساله پاسخگويي را مطرح کرده اند، خدمت رساني و سال امام علي(ع) و ... ولي انگار نه انگار که اين مملکت .... .

بيخيال از صحبت اصلي دور شديم. کلا اين را مي خواستم بگويم که :

۱- رهبري در مسائل شخصي کاملا ساده زندگي مي کند و تا آنجا که حتي فرزندان ايشان نيز به دستور ايشان حق ورود به کارهي اقتصادي را ندارند و ...( فکر کنم بد نباشه کتاب داستان سيستان رو از رضا اميرخاني مطالعه کنيد، چون ايشان اين مساله را به عينه نقل کرده اند و يا سخنان آقي حداد در مورد ازدواج دخترشان با پسر مقام معظم رهبري يا اگر من را قبول داريد من داماد آقا را مي شناسم و مي دانم که زندگي بسيار ساده ي دارند و حتي در جايي نتوانست حق مسلم خود را از يکي از همکارانش بگيرد و يک فرد عادي حق او را خورد و از اين مسائل بسيار است ....)

۲- ايشان بارها در مسائل مختلف و در مسائل حساس به مسئولين اين موضوع را گوشزد فرموده اند و آنها را ملزم به رعايت اين مسئله کرده اند. (اما کو گوش شنوا)

۳- از سوي ديگر ايشان با تاکيد بر نقش مردم بارها مردم را به مطالبه عدالت امر فرموده اند و خواسته اند که مردم به دنبال عدالت باشند. (مطلب قبلي با عنوان "کارتن خوابي دانشجويان کار جالبي بود. مقام معظم رهبري" مربوط به ديدار چند تن از دانشجويان جنبش عدالتخواه دانشجويي با ايشان نمونه اين کارهاست.

۴- در برخي از جاها هم ايشان خود وارد عمل شده اند و اگر ضرورتي بوده باشد خودشان آن مساله را حل کرده اند. (مانند جريان دستگيري شهرام جزايري و ..)

در آخر هم اين را مي خواهم بگويم که اگر ما در اين باره کار کنيم و زحمت بکشيم مطمئنا به جامعه علوي دست مي يابيم و الا .... (ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم) نبايد رهبري را مسئول دانست و از خودمان يا ديگراني که مسئولند سلب مسئوليت کرد. از هرکس بايد به اندازه مسئوليتش بازخواست کرد. نگيم چون فلان چيز گرونه پس رهبري... . نه بگوئيم رئيس فلان اداره به وظيفه اش عمل نکرده و...


مالک رسيده به آن خيمه سياه

تنها سه چار گام ... نه ... اين گام آخر است

اما صدي کيست که از راه ميرسد؟

گويا صدي ناله (برگرد اشتر) است

اين ناله ضعيف و گرفته از آن کيست؟

من باورم نمي شود از حلق حيدر است

مالک! رها کن آن سوي ميدان و بازگرد

اين سو پر از معاويه هي مکرر است

اين کوفيان فريب چه را خورده اند؟ هان!

از شام نيز روز تو کوفه! سيه تر است

بگذار بي ادب شوم و داد سر دهم:

ي گاوهي فربه و چاق! اشعري خر است

امروز پاره هي قرآن به نيزه هاست

فردا سري که قاري قرآن پرپر است

تاريخ! گوش دار به اين هق هق بليغ

اين شقشقيه ي که دوباره به منبر است

حتي عقيل! طاقت عدلم ندارد ... آه

من يوسفم؛ که است که با من برادراست؟

من يوسفم؛ تو يوسف بي چاه ديده اي؟

اين چاه هي کوفه عجب گريه پرور است

شاعر: مهدي سيار


امروز هم روز ميلاد آقا امام علي نقي(ع) است که آن را هم به شما تبريک و تحنيت عرض مي کنم.

امتحانات هم تمام شد و اومدم خونه... بين راه داشتم فکر ميکردم در مورد وضعيت ترمينالها، اتوبوس ها و رستوران هي بين راهي مطلبي بنويسم ولي بين راه ماشين خراب شد و مجبور شديم با ميني بوس بيائيم و اينقدر خسته شدم که از خير اون گذشتم. فعلا هم شيراز هستم.

يا علي مددي...