کارتن خوابهای دارای تحصيلات عالی!

محمد رضا فردين مدير آسيب های اجتماعی شهرداری تهران اعلام کرد: ۵/۱ درصد کارتن خوابهای جمع آوری شده در سطح تهران دارای تحصيلات ليسانس و بالاتر بوده اند.


يک نکته: تفاوت نظام اسلامی و غير اسلامی در همين است.

در آمريکا بيش از يک ميليون خيابان خواب وجود دارد و اين مساله ای حل شده برای اقشار مردم در آمريکاست. ولی در نظام اسلامی وجود حتی يک خيابان خواب امری ناپسند است.


 از ابطحی تا شهردار

ابطحی را چقدر می شناسید؟ معاون مستعفی خاتمی ، او بیشتر با وب نوشتش شناخته شد. با آن تصاویری که با موبایل دوربین دارش شکار می کرد وآنقدر مشغله نداشت و اوضاع مملکتی به سامان بود که بیشتر وقتش را پای اینترنت می گذاشت.
شهردار تهران را چقدر می شناسید؟ همان که از ناز و قهر مردم با انتخابات به کرسی نشست!( تعبیر زشت افخمی ) دوستی از دوستان ، شهردار یکی از مناطق است. شبی به موبایلش زنگ زدیم (درست نیمه شب!) عذر خواهی کرد و گفت : « عذر می خوام اما شهردار تهران با شهرداران مناطق جلسه دارد بعداً زنگ بزنید!»
راستی از افخمی چه خبر؟


امروز در اين همايش وزير رفاه صحبت می کرد.يه نکته گفت مو به تنم سيخ شد. اگه شما هم اشکتون در نيومد پس.... هيچی بابا ولی حضرت علی(ع).... ولش کن..... آن که آگاه تر پردردتر....

ميگفت: در کشور ما يک ميليون انسان گرسنه وجود دارد. خانواده چهار نفره با ۴۳ هزار تومان در ماه.

سخنان کامل احتمالا در دو يا سه روز آينده در سايت منتشر ميشود. فعلا سخنرانی های قبلی رو بخونين. فکر کنم تا فردا اين هم روی سايت بياد.


از انتخابات چه خبر؟

راستی انتخابات رياست جمهوری هم نزديکه. اگه يادتون باشه ۸ سال پيش آقای هاشمی تند و تند طرح افتتاح می کرد. اما کسی می دونه چرا حالا خود آقای خاتمی طرح ها رو افتتاح نمی کنه و همه رو ميده به آقای عارف. يکی می گفت: عارف مهره دقيقه نوده. اگه معين رد صلاحيت بشه (که احتمالش کم هم نيست(با توجه به نقش وی در حادثه کوی دانشگاه)) حزب مشارکت آقای عارف رو خواهد کرد.


 برای پنج ريال بيشتر

يکی از رجال حکومت با درشکه آمده بود دنبالمان. فهميده بود آقا آمده است. از مريد های آقا بود. مرتضی خان نائينی را می گويم، همان که بعئها نائب التوليه شد...

"سيد اسماعيل" فرزند شهيد سيد حسن مدرس بود که داشت تعريف می کرد.

... آن وقت آقا داشت دنبال خانه می گشت. رفتيم سه را امين. دو خانه پيدا کرديم. يکی دو اتاقه، يکی سه اتاقه. اولی ۳۰ريال، آن يکی ۳۵ ريال، دومی بهتر بود....  آقا اون سه تومانی رو انتخاب کرد. مرتضی قلی خان گفت: آقا آن يکی بهتر است. آقا گفت: بله، برای شما ۵ ريال چيزی نيست، اما برای من هست. من بايد زندگی ام طوری باشد که محتاج نشوم و اين زبان تند و تيز آزاد باشد. اگر يکی روز محتاج شدم، ديگر اين زبان کار نمی کند.

اين سيد مجتبی نواب صفوی بود که داشت گوش می کرد.