:: فردا ......... ميدان آزادی.

فردا ۲۲ بهمن است. راهپيمايی فراموش نشود.


کوزه گر کوزه را می شکند!

ديروز در همايش اقتصاد يارانه دکتر نژادحسينيان از  معاونين وزارت نفت سخنرانی داشت. يه نکته جالب گفت:

"ما حتی در وزارت نفت هم صرفه جوئی در مصرف انرژی نداريم. مثلا اتاقهايمان آنقدر گرم است که بعضی مواقع مجبور به روشن کردن کولر هستيم."

قابل توجه سازمان بهينه سازی مصرف سوخت


شبی تاريک هنگام بازگشت در ميان برف زمستان فقيری را ديدم که از سرما می لرزيد. نمی توانستم برای او جای گرمی تهيه کنم. تصميم گرفتم که همه شب را مثل آن فقير در سرما بلرزم و از رختخواب محروم باشم. اين چنين کردم و تا صبح از سرما لرزيدم. وبه سختی مريض شدم. چه مريضی لذت بخشی بود.


 چندين مرتبه شهردار تهران را شب با لباس نارنجی کارگری شهرداری ديده اند. همين! مختصر و مفيد


فقر، فساد، تبعيض از ديدگاه رهبری:

ابزار های دشمن در درون کشور و نظام ما عبارت است از: فساد، تبعيض و فاصله طبقاتی.

بزرگترين مبارزه با آمريکا خدمت به اين مردم است.

مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالتخواهی است. اين پايه مشروعيت ماست.


بزن باران (به ياد بهمن ۵۷)

بزن باران

بزن بر سقف ما باران

ببر از دل همه ناپاکی و آلودگی ها

که بعد از گرمی خورشيد و نور ماه

تو آن سرچشمه فيضی

زمين را پاک می شوئی

از آن صد لاله می رويی

و با پر کردن دريا و جاری کردن رودی

هزاران قصه می گويی

تو می گويی که اول قطره ای بودی

سپس عزم سفر کردی

پس از چندی رفاقت با گل و خاری

برفتی در رکاب جوی کم آبی روان گشتی

و بعد از آن برفتی سوی دريايی

جهان گشتی

و اين دريا همه آن قطره ها بودند

که با پر کردن دريا و جاری کردن سيلی

جهان را شستشو دادند

و در پايان شدند ابری

که ما محتاج يک بارش از آن ابريم

خطابم قطره ها هستند

که ای قطره

اگر با من شوی رودی

و گر با ما شوی دريا

سرانجام تلاش ما

رهايی از طناب رنج و استبداد و خودخواهی است

و درپايان بگويم من

اگر دريا شدن قسمت نباشد يا خدا خواهد

شوی ابری که آنجا

با تمنا لاله ها گويند و ما گوئيم با باران

بزن باران

بزن بر سقف ما باران

ببر از دل همه ناپاکی و آلودگی ها

و آخر کن بديها را

شاعر: ساسان زارع


 اين هم يک مطلب ديگه از شريف نيوز: لانه کبوتر و جنبش عدالتخواه دانشجويی (من چيزی نمی گم خودتون نظر بدين.)