اين سئوالي که ذهن بسياري را به خود مشغول ساخته است. چگونه ممکن است پس از 50 سال از رحلت پيامبر(ص) و پس از 20 سال از شهادت امام علي(ع) گروهي بتوانند فرزند امام و خليفه مسلمين را به عنوان خارجي به شهادت برسانند؟ چگونه شد که فردي همچون يزيد توانست بر منبر رسول الله تکيه بزند؟ بر اين اساس توانستم برخي از دلايل اين جريان را پيدا کنم:

1- در برخي از زيارت نامه هاي امام چنين آمده است: "اللهم ان کثيرا من الامه عکفت علي القاده الظلمه و هجرت الکتاب و السنه جارت عن القصد" يعني خدايا، بيشتر مردم در جامعه اسلامي در برابر حاکميت ظلم و بي عدالتي تسليم شدند و کتاب و سنت را از زندگي خود برکنار گذاشتند و حق را کشتند و از خط تو خارج شدند و قدرت به دست احزاب قدرت طلبي افتاد که کتاب خدا را تفسير به راي و تحريف کردند

2- "حرفت الکتاب" و قرائت هاي من درآوردي به آن نسبت دادند

3- "اللهم ان سنتک لضائعه" خدايا، راه تو و سنت تو ضايع شده و قانون تو را را تعطيل کرده اند پس رزمندگان جبهه حق را در طول تاريخ ياري کن و نيروهاي سپاه باطل را قلع و قمع فرما.

4- در زيارتنامه ديگر مي خوانيم: "خدايا امام حسين (ع) جانش را در راه تو داد "ليستنقذ عبادک من الجهاله و حيره الضلاله" براي آنکه مردم ديگر سرگردان شده و راه درست را گم کرده بودند و از هيچ چيز تحليل نداشتند." حسين (ع) مي بايست شهيد مي شد تا مردم از اوضاع و احوال تحليل پيدا کنند

5- "امر به معروف و نهي از منکر"  که نشان دهنده اهميت نظارت دائمي و حساسيت هميشگي نسبت به ارزش و ضد ارزش در جامعه است.

6- نيز مي توان شهادت امام حسين (ع) را نتيجه رواج تفکر سکولاريسم در ميان مردم و حکام دانست. زماني که معاويه اين امر را اعلام کرد مشخص شد که مردم در اين باره به سطحي رسيده اند که ديگر اين مسائل برايشان فرقي ندارد. معاويه بارها بر سر منبر اعلام کرده بود که ما به خاطر دين بر شما حکومت نمي کنيم بلکه حکومت امري دنيايي است و ربطي به ديدن ندارد.

7- بخش ديگر مردم که همانا صحابه بودند پراکنده شده بودند: بخشي از آنها به علت کهولت سن از ميدان خارج شده بودند. برخي به زهد و تقواي گذشته بي اعتنا شده و به همه چيز پشت پا زدند و دنيا طلب شدند. بخشي هم از دنيا رفته بودند. کساني که بايد آن روز اهداف نظا اسلامي را براي نسل جديد تبيين مي کردند در آن دوره حساس نقش خود را ايفا نکردند.

8- امويان سعي مي کردند چهره دين را مخدوش نشان دهند و اينگونه بنمايانند که دعواي امام حسين(ع) و يزيد (يا به طور کلي تر دعواي هاشميان و امويان ) دعوايي مانند ساير دعوا هايي است که در عصر جاهليت ميان مردم بوده و ملاک آن هم فقط خانواده است و دين مسئله مورد اختلاف نيست.

و اين گونه شد که توانستند امام حسين(ع) را به آن شکل به شهادت برسانند.

يا ليتنا کنت معکم فافوز فوزا عظيما