تا خبرش رو شنيدم، سه سوت آماده شدم. رفتم انقلاب. روبروی دانشگاه تهران. صرير

-آقا نشت نشاء داريد؟

-نه تموم شده. صد تا آورديم، دوروزه تموم شد.

-کجا گيرم مياد؟

-کتابفروشی نيک. چند تا اونور تره. شايد داشته باشه.

يادم نيست خداحافظی کردم يا نه. سريع رفتم. تا وارد شدم، روبروم بود. جلوی ديد گذاشته بود. خريدم و اومدم. سريع خوندم و نگاهی از اون رو هم اينجا آوردم.


نگاهی کوتاه به آخرين اثر رضا امير خانی: نشت نشاء

کتاب نشت نشاء جديدترين اثر رضا امير خانی است. وی در اين کتاب سعی کرده تا بتواند پديده فرار مغزها را کاملا روشن کند. و در بخش آخر راه حل هايی را برای حل اين مشکل ارائه دهد. و البته اين کتاب نيز مانند ساير آثار اميرخانی رسم الخط مخصوص به خود راداشته و ناشر تصريح دارد که در رسم الخط نويسنده تغييری نداده است.

 امير خانی خود در فضايی رشد يافته که هماره شاهد هجرت گروهی از دوستان و همکلاسی هايش به غرب بوده است و تقريبا اين مطالب حاصل تجربيات شخصی اوست. اين را از آن جهت می گويم که تقريبا به جز يک خبر که آن را عينا آورده در جای ديگری نيست که به جايی يا نظری استناد کند. (رضا اميرخانی در دبيرستان علامه حلی و دانشگاه شريف تحصيل کرده است.)

در ابتدا و در مقدمه نويسنده کوشيده است تا برای جعل عنوان نشت نشاء توضيحی را ارائه کند. وی در باب ناکارآمدی دو عبارت مهاجرت نخبگان و فرار مغز ها توضيحاتی را ارائه کرده است. و در انتها باز سعی در نشان دادن درستی همان عبارت مجعول خودش را دارد:

امروز پسامد ترين عبارتی که لغت نخبه گان را در بر دارد، همانا عبارت مهاجرت نخبه گان است. دقيقا ماننده ی مغز در فرار مغزها. و انگار اصلا مغزی که فرار نکند و نخبه ای که مهاجرت نکند، نه مغز است و نه نخبه!
والبته عبارت نشت نشاء دقيقا به همين دليل جعل می شود.

در بخش بعد، کلان نگری در امر نشت نشاء و در بخش بعد ايراد های وارد بر نظام علم و اموزش در کشور را تشريح می کند.

امير خانی، با انتقاد از سطحی و جزئی نگری مسئولين امر اين پديده را امری بسيار مهم توصيف می کند و ريشه يابی در امر را اولين مرحله برای حل اين معضل می داند. و می گويد که بايد روابط علی و معلولی اين جريان را دنبال کرد. تا بتوان پديده را شناخت.

وی نشت نشاء را امری طبيعی تلقی می کند و تصريح دارد که تا زمانی که اين نظام اموزشی حاکم است، نمی توان انتظاری جز اين داشت.

وی کاربردی نبودن علوم (يا به عبارت ديگر بومی نبودن) را مشکل اصلی نظام اموزشی می داند. توليد علم يا عبارت ديگر جنبش نرم افزاری دقيقا و تنها راه حل اين مساله از ديد اوست.

غرب دقيقا برای خود علم می سازد و آنچه که آن را مفيد می داند. و اگر ما نتوانيم ان چه را که برای جامعه خودمان مفيد است را توليد کنيم، نشت نشاء تا ابد ادامه می يابد. (شايد هم تا زمانی که جوانی در ايران يا ساير کشور های مشابه باقی مانده باشد)

توليد علم بومی راه حل بلند مدت برای حل مشکل است. راه حل دومی که در اين کتاب آمده است، راه حل کوتاه مدت است. نويسنده پيش از بيان راه حل مطلب جالبی را آورده است:

ضحاک روزی دو مغز می خورد، مغز جوان. خودش که نه، دو مار روی شانه هايش. به اين ساده گی ها که فريدون و کاوه نتوانستند ضحاک را از تخت فرو بياورند. اول کار، در يک طرح کوتاه ارمايل پاک دين و گرمايل پيش بين به خواليگری رفتند به مطبخ سلطانی. هر روز يک مغز گوسپند را با يک مغز يک جوان می آميختند و مخلوط می کردند و به خندق بلای دو اژدها می ريختند. بدين ترتيب در کوتاه مدت توانستند روزی يک جوان برای طرح بلند مدت فريدون و کاوه ذخيره کنند. ما نيز چون پيشينيان مان دو راه برد داريم. يکی ميان مدت و ديگری دراز مدت.
در دراز مدت راهی نداريم مگر دسترسی به علم بومی.....
اما در کوتاه مدت. هيچ اميدی نيست که روند مهاجرت نيروهای علمی به يک باره متوقف شود. بها دادن به مغزها اولين راه برد معقول کوتاه مدت است. شايسته سالاری و جوان گرايی بايستی از ساحت شعار به در آيد. 

در انتها هم امير خانی سخنی دارد با نخبه هايی که فرار کرده اند يا می خواهند در آينده ای نه چندان دور فراری شوند. و به کوتاه سخن چنين می گويد که اين مغالطه ای بزرگ است که بگوئيم غربی و اسلامی ندارد. علم غربی برآمده از تفکر سرمايه داری غربی است. و ملاک ارزش گذاری ها حتی برعلم سود مادی است. و همراهی با اين تفکر هرچند کوچک گناهی بزرگ است.و اگر نباشد اين مهاجرت ها غرب در هم می شکند. و داستان صفوان جمال را برای فراريان حکايت می کند:

 و البته بايد نوشت -حتا برای آن ها که می روند تا برگردند-خبر صفوان جمال را. صفوان که جمال موالی بود و از شتر داريش پرسيد و اينکه شترانش را نه برای لهو و لعب وفسق که برای سفر مکه به هارون الرشيد کرايه داده بود. و امام موسی بن جعفر که پاسخش فرمود:
- همه چيز تو خوب است الا اين مطلب که شترانت را به هارون الرشيد کرايه می دهی. تو آيا نمی خواهی که او زنده باشد تا زمانی که کرايه شتران تو را بدهد؟ پس هر که زندهبودن ايشان را خواهد. از ايشان است و هر که از ايشان باشد....

اين کتاب با تيراژ ۳۳۰۰ نسخه و توسط انتشارات قديانی منتشر شده است.


بخريد و بخوانيد که عجب خواندنی است و شنيدن که بود مانند خواندن!

بخش هايی از اين کتاب از سايت لوح:

۱-پيش‌درآمد

۲-روابطِ علّي...نشتِ نشا، يك مسأله‌ي كلان(۱)

۳- فرار مغزها به فرموده متوقف شد.