آيت الله معرفت
يكى ديگر از اصول نظام اسلامى كه عامل بازدارنده نيرومندى در برابر لغزش مسؤولين امر محسوبمىشود و جلو هرگونه خطا و اشتباه را در اجراى سياستهاى اتخاذ شده مىگيرد، مساله «نظارت همگانى»است. يكايك آحاد امت مسؤوليت نظارت را بر عهده دارند و مساله «نصح الائمة» يكى از فرائض اسلامى است.پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين زمينه مىفرمايد:
«من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم» (۱) .
هر كه روزانه درباره شؤون مسلمين اهتمام نورزد، از آنان شمرده نمىشود.
عبارت «من اصبح»، مفاد «روزانه» را مىرساند يعنى هر روز كه از خواب برمىخيزد، اولين چيزى كه بايددرباره آن بيانديشد، همانا امور جارى در رابطه با شؤون عامه مسلمانان است.
و اين گونه اهميت دادن به شؤون مسلمين، بايد عملكرد پيوسته و هميشگى هر فرد مسلمان باشد وعبارت «امور المسلمين» تمامى شؤون مسلمانان را در رابطه با مصالح عامه شامل مىشود كه از مهمترين آنهاجريانات سياسى، فرهنگى، اقتصادى هستند و هر چه از اين قبيل بوده و از شؤون عامه محسوب مىگردد، زيرا«شؤون» عام است و به - مسلمين كه كلمه جمع است - اضافه شده است. بنابراين مصالح همگانى مورد نظراست. پس هر مسلمانى بايد همواره در صحنه حاضر باشد و خود را در اداره شؤون متسهيم بداند و با چشمىباز و بينشى عميق، ناظر بر جريانات باشد. در روايت ديگرى پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد:
«ثلاث لا يغل عليها قلب امرء مسلم: اخلاص العمللله. والنصيحة لائمة المسلمين. واللزوملجماعتهم» (۲) .
سه چيز است كه وجدان پاك يك فرد مسلمان، از آن فروگذارى نمىكند و بر خود روا نمىدارد كه دربارهآن كوتاهى نمايد: - خلوص نيت در رفتار و كردار خويش و پيوسته خدا را در نظر داشتن. - اندرز پاك و درو از آلايش، نسبتبه مسؤولان امر روا داشتن. - پيوستن به بافت جماعت مسلمان و از ايشان كناره نگرفتن.
و اين يك وظيفه شرعى است كه آحاد مسلمين، بايستى همواره در جريان امور باشند و نسبتبه جرياناتكشور بىتفاوت نباشند و كشور و دولت را از خود بدانند و خود را صاحبان حقيقى كشور و مصالح امتبدانند ودولت مردان را خدمتگذاران مخلص ملت دانسته، علاوه بر همكارى و وفادارى نسبتبه آنان، بر رفتار و كردارآنان نظارت كامل از خود نشان دهند، تا دولتمردان پيوسته احساس كنند كه صاحبان حقيقى كشور شاهد وناظر رفتار آنان مىباشند.
در مقابل، وظيفه دولتمردان است كه همواره مردم را در جريانات كارها در تمامى ابعاد سياستگذارىقرار دهند و هرگز از آنان فاصله نگيرند و آنان را بيگانه ندانند.
و اين همكارى و وفادارى توام با نظارت و حسن مراقبت، بهترين و مستحكمترين پشتوانهاى است، كهيك دولت مردمى مىتواند بدان اعتماد كند و پايههاى حكومت و دولت را بر اساس آن هر چه استوارتر سازد،لذا بايد اين اعتماد و حس همكارى دو طرفه باشد.
اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«فاذا عملت الخاصة بالمنكر جهارا، فلم تغير العامة ذلك، استوجب الفريقان العقوبة من الله» (۳)
اگر خواص مرتكب خلاف شوند و عامه مردم بر آنان خرده نگيرند، هر دو دچار سوء عاقبتخواهند گرديد.
مسؤوليت رهبر در پيشگاه خدا و مردم
مساله مسؤوليت مقام رهبرى در پيشگاه خدا و مردم از همين وظيفه متقابل رهبر و مردم نشات گرفته،زيرا مقام رهبرى در پيشگاه الهى مسؤوليت دارد تا مجرى عدالتباشد و احكام اسلامى را بدون كم و كاستاجرا نمايد و بدين جهت است كه افزون بر علم و اقتدار، عدالت و تقوا نيز در مقام رهبرى شرط است. اوهمچنين در مقابل ملت نيز مسؤوليت دارد و بايد جوابگوى نيازهاى عمومى باشد و در تامين مصالح همگانىدر همه زمينهها بكوشد و اگر كوتاهى كند يا كوتاه آيد و نتواند از عهده آن برآيد، از جانب مردم به وسيلهخبرگان منتخب آنان بركنار مىشود كه در اصل يكصد و يازدهم قانون اساسى شرح آن آمده است. اماماميرمؤمنان عليه السلام در رابطه با حق متقابل رهبر و مردم و مسؤوليتى كه در مقابل يكديگر دارند، مىفرمايد:
«ايها الناس ان لي عليكم حقا، و لكم على حق. فاما حقكم علي فالنصيحة لكم، و توفير فيئكم عليكم، وتعليمكم كى لا تجهلوا. و تاديبكم كيما تعملوا. و اما حقى عليكم فالوفاء بالبيعة، و ا لنصيحة فى المشهد والمغيب. والاجابة حين ادعوكم. و الطاعة حين آمركم» (۴) .
اى مردم، همانگونه كه من بر شما حقى دارم، شما نيز بر من حقى داريد. حق شما بر من آن است كههيچگاه از رهنمودهاى خالصانه دريغ نورزم و در تامين رفاه زندگى شما بكوشم و در تربيت و تعليمهمگانى كوتاهى نكنم.
امام عليه السلام در اين سخن، سه موضوع مهم را مطرح مىكند:
۱. رهنمودهاى خالصانه، پدرانه و حكيمانه، بدون جهتگيرى. كه همه آحاد ملت مدنظر باشند.
۲. تامين رفاه در زندگى در سطح عموم و ايجاد اشتغال و رونق دادن به كشت و كار و صنعت و تجارت و بالابردن سطح درآمدها.
۳. تعليم و تربيتبه صورت فراگير و فراهم نمودن امكانات پيشرفتبسوى مدارج عاليه دانش و ايجادپژوهشگاههاى علمى در تمامى زمينهها. البته اين با قطع نظر از ديگر وظايف نظام حكومت اسلامى از قبيلحراست از سرزمين اسلامى و ثروت ملى و ارزشهاى دينى و فرهنگى و نيز بالا بردن توان سياسى و نظامى واقتصادى كشور است كه در ديگر كلمات مولا اميرمؤمنان عليه السلام آمده است. و اما حق رهبر بر ملت، يعنىمسؤوليت امت در مقابل دولتحاكم، اين است كه به پيمان خود وفادار باشند و اگر كاستيهايى مىبينند، درحضور مسؤولان يادآور شوند و در غياب آنان در صدد افشاى عيوب و اشكالات نباشند و دستورات را به طوركامل انجام دهند.
پىنوشتها:
۱) كافى شريف ج۲ص۱۶۳.
۲) بحار الانوار ج۷۵ ص۶۶ رقم۵.
۳) وسائل الشيعة باب ۴ (امربه معروف) ج۱۶ ص۱۳۶ رقم ۱.
۴) نهجالبلاغة: خطبه۳۴ (صبحى صالح) ص ۷۹.
منبع: مجله كتاب نقد، شماره ۷