درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
مجموعه کتاب‌های حرکت‌های اسلامی معاصر
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۱۱/٢۳

معرفی کتاب: مجموعه‌ی کتاب‌های حرکت اسلامی معاصر
به کوشش، ترجمه و تألیف: سید هادی خسروشاهی
انتشارات اطلاعات

1-    شهید نواب صفوی؛ فدائیان اسلام؛ تاریخ، عملکرد، اندیشه
2-    دکتر اسحاق موسی الحسینی؛ اخوان‌المسلمین؛ بزرگترین جنبش اسلامی معاصر
3-    حرکت اسلامی فلسطین
4-    شهید دکتر فتحی شقاقی؛ امام خمینی، تنها گزینه
5-    دکتر کلیم صدیقی؛ مسائل نهضت‌های اسلامی
6-    دکتر کلیم صدیقی؛ نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران

این مجموعه کتاب‌ها در طول سال‌های دهه‌ی هفتاد و شصت شمسی گرد آمده است و به زیور طبع آراسته شاده است. هرچند این کتاب‌ها شاید از بعد تاریخی اندکی بیات شده باشند، اما همچنان به عنوان منابع خوبی برای آشنایی با نهضت‌های اسلامی معاصر در جهان اسلام مؤثر هستند.

در کتاب فدائیان اسلام، دو بخش عمده موجود است. بخش اول که تقریرات شهید نواب صفوی است، درباره‌ی تشکل و برنامه‌های فدائیان اسلام سخن گفته شده است. و در بخش دوم اسناد و نیز دیدگاه‌های شهید نواب صفوی در قالب کتاب جامعه و حکومت اسلامی بوده است، افزوده شده است.

در کتاب اخوان المسلمین، نویسنده در دو سرفصل، مطالب خود را منتشر کرده است: بخش نخست به امام حسن البنا، رهبر اخوان المسلمین پرداخته است و در بخش بعد، روابط و برخوردهای جمال عبدالناصر با اخوان المسلمین را به تصویر کشیده است.

کتاب سوم به تاریخ حرکت‌های اسلامی در فلسطین پرداخته است. البته مشکل اصلی این کتاب قدیمی بودن شدید آن است که تنها تا سال 1967 را مورد مداقه قرار داده است.

کتاب چهارم که از نقاط قوت این مجموعه است، سه مقاله از شهید بزرگوار، فتحی شقاقی –دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین- اختصاص داد؛ امام خمینی، تنها گزینه، شیعه و سنی، غوغای ساختگی و نیز مرکزیت مسئله‌ی فلسطین عناوین این مقالات را تشکیل می‌دهند.

کتاب پنچم اندیشه‌های دکتر کلیم صدیقی درباره‌ی مسائل جهان اسلام است. این نوشتارها منتخبی از نوشته‌های دکتر کلیم صدیقی با عنوان «Issues in the Islamic movement» می‌باشد که در لندن منتشر شده است. دربار‌ی فعالیت‌ها، اندیشه و عمل سیاسی مسلمین در دوران استعمار، نخستین گام نهضت جهانی اسلام، ناسیونالیسم، تحلیل شرایط کنونی و موضوع اسلام وغرب پس از مسئله‌ی بوسنی عناوین اصلی این کتاب هستند.

کتاب ششم این مجموعه نیز به قلم دکتر کلیم صدیقی است که درباره‌ی جایگاه انقلاب اسلامی ایران در میان نهضت‌های اسلامی معاصر و تحولات پس از انقلاب در این نهضت‌ها اشاره دارد که به تفصیل در جای خود معرفی کرده‌ام.

نظرات ()



انقلاب فرهنگی عربی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٥

امشب با دکتر ادریس هانی، رهبر شیعیان مغرب درباره‌ی فکر دینی و موضوع علم دینی صحبت می‌کردم. وی که نویسنده، استاد دانشگاه رباط و مدیر دانشگاه دارالحکمه رباط مغرب نیز هست، پس از این‌که تاریخی از اسلام‌گرایی در جهان عرب گفت، اشاره کرد که اکنون دنیای عرب و نخبگان عرب چشم‌شان به ایران و اندیشه‌های ایرانی است. او از عمق اندیشه‌ی دینی در ایران گفت و از تأثیر اندیشمندان ایرانی بر رواج اندیشه‌ی اسلام‌گرایی.

بیشتر اندیشمندان معاصر ایرانی را به دقت می‌شناخت و نحله‌های فکری در ایران را به خوبی تشخیص می‌داد. از سروش و مصطفی ملکیان گرفته تا شریعتی و مطهری و علامه طباطبائی. حتی در سخنان‌ش به نام کتب‌شان هم اشاره می‌کرد. وقتی نام مطهری بود، از «مسئله‌ی حجاب»ش گفت و «عدل الهی» و «نهضت‌های اسلامی صدساله‌ی اخیر» و ...

اما یک جمله‌اش اعصاب‌م را نابود کرد. وقتی از او درباره‌ی تأثیر انقلاب اسلامی در جهان عرب پرسیدم، گفت «اگر شما آثار اندیشمندانی چون مطهری را به درستی ترجمه و در اختیار عرب‌ها می‌گذاشتید، در جهان عرب انقلابی می‌شد؛ شبیه آنچه در ایران رخ داد.»

گله‌اش از ابعاد مختلف بود: هم از عدم ترجمه‌ی آثار ناراحت بود و هم از بدی ترجمه‌شده‌ها (چه از حیث ادبیات و چه از جهت انتخاب کتب و موضوعات) و هم از توزیع نامناسب آنها. راست هم می‌گفت.د لم خیلی سوخت.

یکی از دوستان می‌گفت: «خوش‌حال‌م که مسئولین فرهنگی ما، کارشان اثر ندارد. والا باید از ترس رسوخ اندیشه‌های منحط‌شان از ایران هجرت می‌کردیم.»

این جمله‌ی آخری بی‌ربط بود. همین!

نظرات ()



پرونده‌ای برای صدور انقلاب
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/۳۱

چند سال پیش در نشریه‌ی مرحوم‌ان (هفت‌قفل) پرونده‌ی نسبتاً مفصلی را درباره‌ی صدور انقلاب طرح کردیم که بازخوانی‌اش خالی از لطف نیست. به خصوص که شماره‌ی اخیر شهروند امروز در شماره‌ی اخیرش این پرونده را بازخوانی کرده است و حاشیه‌های سخنان خاتمی، بر توجهات به این موضوع افزوده است.

خواندن این مطالب پیشنهاد می‌شود:

× گفت‌وگو با حجت‌الاسلام دکتر سیدعباس نبوی:
صد حیف که دنبال نشد

× گفت‌وگو با دکتر عباس سلیمی نمین:
کاش سفارت‌خانه نداشتیم

× حد ملیت حد اسلامیت
تاملی در باب ملت و امت

× صدور اینترنتی انقلاب

× بوی مرگ را حس کرده‌اند

× نسبت میان جنگ و صدور انقلاب

× آشنایی با کتابی ناشناخته از سیدجواد طاهایی
چگونه بسیجی موجودی جهان پرداز است؟

× احتضار شیطان اکبر

× خلاصه‌ای از مذاکرات درباره‌ی اصل یازدهم قانون اساسی
اصرار نکنید این آیه باشد

نظرات ()



چیزی شبیه معجزه!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/۱٠

تابستانِ پیش به دلیل سالگرد جنگ سی و سه روزه‌ی حزب الله و رژیم صهیونیستی ویژه‌نامه‌ی مفصلی را برای سایت امت اسلامی تهیه کرده بودم. اما به دلیل مسائل فنی، دسترسی به آن وجود نداشت. اما وقتی امروز دوباره دیدم‌ش کلی خوشحال شدم. چیزی شبیه معجزه بود!

فکر می‌کنم مجموعه‌ای کامل‌تر از این روی اینترنت نباشد. اگر لازم به تحقیق درباره‌ی این جنگ داشتید، کمک‌تان می‌کند.

نظرات ()



سراب صلح در روسیه*
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/۱

 

در حالی که برگزاری کنفرانس‌های پیشین سازش میان اعراب و اسرائیل نتوانسته است تأثیری در حل مناقشات میان فلسطینیان و صهیونیست‌ها ایجاد کند، اینبار کنفرانس‌ سازشی به میزبانی روسیه و در مسکو برگزارخواهد شد.

اما در این میان محمود عباس با اعتراف به این نکته که موانعی در زمینه‌ تحقق نتایج کنفرانس آناپولیس وجود دارد و مذاکرات روند سریعی را طی نمی‌کند، همچنان بر برگزاری کنفرانس مسکو در نزدیک‌ترین زمان تأکید کرده است.
وی که در جمع دانشجویان موسسه دولتی روابط بین‌الملل مسکو سخن می‌گفت، ابراز امیدواری کرد: شرکت همه طرفهای روند صلح خاورمیانه در کنفرانس مسکو به حل و فصل اختلافات موجود در زمینه اجرای توافق‌های کنفرانس آناپولیس کمک کند.

از سوی دیگر از روسیه خبر می‌رسد که این کشور قصد دارد کمک مالی به مبلغ 10 میلیون دلار به فلسطین بنماید. همچنین در طول یک سال گذشته چندین محموله از کمکهای انسان دوستانه روسیه به سرزمین فلسطین، از جمله برای ساکنین منطقه نوار غزه ارسال شده است.
روسیه همچنین اعلام آمادگی کرده است که متخصصان ساختارهای نظامی فلسطینی را آموزش دهد. تنها در سال گذشته 142 متخصص برای نیروهای حفاظتی فلسطین در موسسات آموزشی وزارت کشور روسیه تربیت شده اند. آموزش همین تعداد نیرو نیز برای سال 2008 در نظر گرفته شده است. بر اساس توافقات صورت گرفته تا پایان سال جاری نیز دو فروند هلی کوپتر به منظور استفاده رهبران بلندپایه فلسطینی بطور بلاعوض به تشکیلات خودگردان داده می شود.

روزنامه‌ی «کامرسانت» در این‌باره می‌نویسد: در ازای این کمکهای دست و دلبازانه، طرف روسی خواستار آن است که رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین نقش فعال‌تری برای روسیه در روند مذاکرات سازش در منطقه در نظر بگیرد. فعلا که در مسکو چنین احساس می‌شود که روسیه از این روند کنار گذاشته شده است و به همین دلیل انتظار دارد رهبران فلسطینی این کشور را بیش از پیش در روند مذاکرات سازش سهیم بدانند. برگزاری کنفرانس به اصطلاح صلح خاورمیانه در مسکو، بخصوص اگر موفقیتهایی را نیز در پی داشته باشد، می‌تواند این نقش روسیه را پررنگتر کند.

روسیه در ماه‌های اخیر سعی کرده است تا خود را بی‌طرف و مشتاق به پیگیری موضوع سازش اعراب و اسرائیل نشان دهد. در همین راستا بارها وزارت خارجه‌ی روسیه از اسرائیل خواسته بود محاصره نوار غزه را متوقف کند. همچنین سرگئی لاوروف از ساخت و سازهای اسرائیل ابراز نگرانی کرده و بر خاتمه این کار و تحریم‌های اعمال شده بر نوار غزه تاکید کرده است. وی تحریم‌ها و محاصره‌ی غزه را غیر قابل قبول دانسته بود.

اما اسرائیل هنوز پاسخی رسمی برای پیشنهاد روسیه مبنی بر برگزاری کنفرانس جدید تنظیم نکرده است. نماینده وزارت امور خارجه با اعلام این مطلب گفته است که پیشنهاد اکنون در مرحله مطالعه قرار دارد. احتمالاً تصمیم پس از جشن پساخ (که تا آخر این هفته ادامه دارد) اتخاذ خواهد شد.

با توجه به تجربیات متعدد مذاکرات صلح در کمپ دیوید، مادرید و آناپولیس به نظر نمی‌رسد فلسطینیان امیدی به اثربخشی این نشست داشته باشند. مشکلات اساسی‌تر از آن است که بتوان با یک یا چند نشست آن را حل کرد؛ به خصوص زمانی که گروه‌های مهمی همچون حماس غایبان این‌گونه کنفرانس‌های تکراری‌اند!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* این مطلب در روزنامه‌ی حزب الله منتشر شد.

نظرات ()



بذرهای نابودی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۱۱/۳٠

 این مطلب را برای سالگرد جنگ سی‌وسه روزه در یکی از نشریات سراسری نوشته‌ام که به خدمت‌تان تقدیم می‌شود. البته واضح است که پس از گذشت چند ماه از نگارش این مطلب و به خصوص پس از شهادت حاج عماد فضا عوض شده است و احتمال جنگ بعدی نیز به وضوح در سخنان رهبران حزب‌الله دیده می‌شود. گزارش اخیر وینوگراد را نیز باید تأئیدی بر این مطلب دانست که در آن به شکست و عوامل شکست اشاره شده و مورد تحلیل قرار گرفته است.

با تمام این اوصاف می‌توان حوادث اخیر را نیز به دلیل زیر افزود که نشان از ان دارد که خانه‌ی صهیونیزم دیگر اساسی برای بقا ندارد. ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت!

------------------

بذرهای نابودی

بررسی ابعاد پیروزی حزب‌الله لبنان بر رژیم صهیونیستی در جنگ تابستان گذشته، برای تمام فصول برای امت اسلامی‌مان درس خواهد داشت. رژیمی که هم‌چون غده‌ای سرطانی رشد کرده و اگر به حال خود رها شود، می‌تواند برای منطقه‌ی خاورمیانه و کشورهای اسلامی، منشاء ترس و جنایت باشد.  و در سوی دیگر این جنگ حزب‌الله قرار دارد؛ یک گروه کوچک، اما متعهد به آرمان‌های بزرگ اسلامی.

حزب الله برای خود شناسنامه‌ی ملی نگرفت و خود را محدود به مرز جغرافیایی ندانسته است و از همین روست که می‌تواند الگویی برای تمام جنبش‌های آزادی‌خواهانه‌ی دنیا قرار گیرد. حزب الله متعلق به تمام مستضعفین جهان است و در برابر تمام مستکبرین جهان ایستادگی می‌کند. از این روست که حتی برخی از جریانات چپ (همچون فیدل کاسترو، دانیل اورتگا و نلسون ماندلا) در اقصی نقاط جهان از مقاومت دفاع می‌کنند و دبیرکل حزب الله نیز از آنها دفاع می‌کند. (رجوع کنید به نصرالله، کلام الناس، c33، می 1996) شاهدی دیگر بر این مدعا، مصاحبه‌ای است که در زمان جنگ از سید حسن نصرالله منتشر شد که در گفتگو با یک نشریه سوسیالیستی سخن گفته و از همراهی با مستضعفان جهان سخن گفته است. این موضوع را امل سعد غریب در کتابش با عنوان «الدیانه و السیاسه فی حزب الله» در فصل یک، تفصیلی بیان داشته است.

بعد دیگری از حزب‌الله که نمی‌توان از آن یادی نکرد، اعتقاد این جنبش اسلامی به تبعیت از ولایت فقیه است. آن‌ها بر این باورند که تنها راه پیروزی در برابر دشمن را باید در پیروی از فرامین ولی‌فقیه جستجو کرد. همان‌گونه که این اعتقاد توانست ملت ایران را از یوغ پادشاهی ظالمانه‌ی چند هزار ساله رهایی بخشد. اندیشه‌های شیعی و ملهم از اهل بیت، اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ، جهاد در راه خدا، توسل و توکل از عناصر مهمی است که بر توانایی و اندیشه‌های حزب الله مؤثر واقع شده است. شدت این اعتقادات را می‌توان در وصیت‌نامه‌های شهدای لبنان جستجو کرد. در اکثر آنها حرکت در مسیر ولایت فقیه (و شخص ولی‌فقیه) و اهل بیت و دین قرار دارد. اعتقاد به عاشورا و قیام امام حسین علیه‌السلام را نیز باید ذکر کرد که اندیشه‌ی مبارزه را دل آنها تازه می‌کند. مراسم روز عاشورا که از سوی شیعیان لبنان انجام می‌شود، علاوه بر جنبه‌های معنوی همواره با ابعاد سیاسی نیز همراه است. سخنرانی‌های آتشین سید حسن نصرالله در این مراسم جلوه‌ی خاصی به آن می‌بخشد و آن را به تریبونی برای اعلام برائت از ظلم و حمایت از مظلوم بدل ساخته است. سال گذشته، اولین عاشورای پس از پیروزی بود که شعار «انتصار المظلوم» یعنی پیروزی مظلوم بر آن نهاده بودند.

 

با تلاش آمریکا و رژیم صهونیستی، در سال 2004 قطع‌نامه‌ی 1559 در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید. در این مصوبه دو بخش مهم گنجانده شده بود: نخست خروج سریع و بی‌قید و شرط نیروهای نظامی خارجی از لبنان و دیگری خلع سلاح تمام گروه‌های شبه نظامی لبنان بوده است.

در سال 2003 حزب الله توانست  تعداد زیادی از اسرای خود را تنها با تحویل چند جنازه‌ی صهیونیست و یک جاسوس دیگر آزاد کند. مذاکرات به صورت غیرمستقیم و با وساطت آلمان انجام شد. اما زمانی که تبادل صورت گرفت معلوم شد که «سمیر قنطار» در میان اسرا نیست. و رژیم صهونیستی خلاف توافق خود، او را آزاد نکرده است.

سید حسن در همان‌جا اعلام کرد که راه ما تنها مقاومت و به اسارت گرفتن سربازان صهیونیست است و ما این‌کار را خواهیم کرد.

آزادی سمیر و دو لبنانی دیگر برای حزب الله از جهات مختلف مهم است؛ اول آن که نشان دهد که رژیم صهیونیستی را باز هم مجبور به قبول خواسته‌های خود کرده است. از سوی دیگر سمیر از نظر عقیدتی تناسبی با حزب الله ندارد. او یک کمونیست دروزی است. اما به دلیل اینکه سال‌ها در راه مقاومت در زندان به سر برده است، یک شخصیت استثنائی و ملی پیدا کرده است.

ابتدای سال جاری، سید حسن نصرالله اعلام کرد که به زودی سمیر قنطار در بیروت خواهد بود. گفته بود که ما با اسارت گرفتن سربازان‌شان آن‌ها را مجبور خواهیم کرد تا به نظر ما تن دهند. این سخن باعث شده بود که دستورات امنیتی تازه‌ای برای نیروهای مرزبانی رژیم صهیونیستی وضع شود تا از اسارت‌شان جلوگیری شود.

اما با یک بی‌دقتی یکی از دسته‌های نظامی‌شان، رزمندگان مقاومت اسلامی، در حمله‌ای برق‌آسا توانستند با کشتن 12 نظامی صهیونیست، دو نفرشان را به اسارت بگیرند. این عملیات که برای تحقق وعده‌ی آزادی سمیر انجام شده بود، به «وعده‌ی صادق» نام گرفت. نصرالله در اولین موضع‌گیری درباره‌ی این عملیات اعلام کرد: «این دو سرباز تنها از طریق مذاکره‌ی غیر مستقیم قابل تبادل هستند و هیچ‌کس قادر نخواهد بود آن‌ها را از طریق دیگری آزاد کند.» اما در مقابل اولمرت بارها تأکید کرد که برای آزادی سربازان‌هایش حاضر نیست با گروه‌های تروریستی مذاکره کند، چرا که این مذاکره می‌تواند روش گروگان‌گیری برای آزادی اسرا را به یک رویه تبدیل کند؛ همان‌طور که حماس نیز به تبعیت از حزب‌الله سربازی را از صهیونیست‌ها به اسارت گرفته است.

اما رژیم صهیونیستی به تصور آن‌که اطلاعات کاملی را از توان نظامی حزب الله دارد، سعی کرد با بمباران مناطق شهری و نیز مراکز مرتبط با حزب الله از جمله ساختمان رادیو النور، تلویزیون المنار و . . . سعی در درهم شکستن روحیه مردم و نیز قدرت حزب الله داشت. اما تنها چند روز بعد مشخص شد که  توان حزب الله، چیزی نیست که تصور می‌کرده‌اند. غلط بودن اطلاعاتی را که ارتش، موساد و شاباک تهیه کرده بودند، باعث شد که رژیم صهیونیستی نتواند برآورد صحیحی به دست آورد و از این رو دچار مشکلات زیادی شد.

استراتژی جنگی اسرائیل:
استراتژی ماشین جنگی اسرائیل، بر 5 اصل مبتنی است: جنگ غافل‌گیرانه، سریع، پیش‌دستانه، کوبنده و ویران‌گر و جنگ در زمین دشمن. آنها با همین روش توانستند ارتش‌های عرب را در شش روز شکست دهند و به راحتی حدود قلمرو خود را تا مناطقی از اردن، مصر و لبنان گسترش دهند. این استراتژی‌های و ساختارهای نظامی، برای مقابله با ارتش‌های کلاسیک بسیار کارآمد بوده و آزمون خود را در سال‌های اخیر برای تداوم اشغال‌گری صهیونیست‌ها پس داده است.

جنگ سی و سه روزه نیز بر مبنای همین اصول از سوی اسرائیل شروع شد؛ عمیر پرتز، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، در آغاز جنگ اعلام کرد که «ما از مرحله‌ی تهدید پرش می‌کنیم و وارد مرحله‌ی عمل می‌شویم.» اما حزب الله شکل جنگ را عوض کرد و به جای درگیری کلاسیک با سربازان صهیونیست، اعماق سرزمین‌های اشغالی را هدف حملات خود قرار داد. یعنی زمین بازی را برای اولین بار در تاریخ جنگ‌های صهیونیستی به هم ریخت و آن را به سرزمین‌های اشغالی برگرداند. ارتش صهیونیستی توانایی مقابله‌ی چریک‌ها را ندارد و تنها می‌تواند در جنگ کلاسیک بهره‌برداری کند.

اصولاً شیوه‌ی جنگ نامتقارن را باید نوع جنگ‌های آینده بدانیم که ارتش‌های کوچک و باانگیزه را در برابر ارتش‌ها و دولت‌های قدرتمند و پیشرفته قرار می‌دهد. از این روست که جنگ نامتقارن را «نسل چهارم جنگ» نامیده‌اند. مهم‌ترین نکته در این‌گونه جنگ‌ها تفاوت در تعاریف و شیوه‌های اعمال قدرت طرفین است. طرف به ظاهر ضعیف در این گونه مواقع سعی می‌کند با ضربه زدن به نقاط حساس و کاری فشاری بیشتر بر طرف مقابل خود وارد کند.ایجاد جنگ روانی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، مهم‌ترین روش در این‌گونه منازعات است که حزب‌الله توانست به خوبی از آن استفاده کند.

هرچند استراتژی حزب الله بر عدم مقابله‌ی مستقیم با افراد غیرنظامی استوار است و این را در جنگ اخیر نیز به نمایش گذاشتند، اما رعب و وحشت برای اولین بار در میان ساکنان آن مناطق، به وجود آمد. میلیون‌ها نفر از مناطق شمالی اشغالی به جنوب فرار کردند و تقاضاها برای خروج از کشور ده‌ها برابر شد. بی‌اعتمادی شدیدی در میان مردم نسبت به مسئولان دولتی و نظامی اسرائیل به وجود آمد. به طوری که نظرسنجی‌ها حاکی از این بود که مردم صحت سخنان سید حسن نصرالله را بیش از دولتمردان صهیونیست می‌دانستند.

مقابله‌ی نظامی:
اسرائیل دارای پنجمین ارتش بزرگ دنیا و شاید از مجهزترین آنها  باشد. جنگنده‌های فوق مدرن اف-16 آی، اف-15 آی، اف-4، هواپیماهای شناسایی و بدون سرنشین تنها بخشی از توان نیروی هوایی رژیم صهیونیستی است. این رژیم با تکیه بر این توان نظامی سعی داشت تا بدون وارد شدن نیروهای زیاد و تنها با تکیه بر توان نیروی هوایی و استفاده از استراتژی زمین سوخته، جنگ را به نفع خود مغلوبه کند.

نیروی دریایی اسرائیل نیز انواع مختلفی از ناوها و ناوچه‌های جنگی، گشتی، انواع مختلف کشتی و ناوهای موشک‌انداز را در اختیار دارد. انواع موشک‌ها و توپ‌خانه‌‌های ثابت دریایی، سیستم‌های آتش‌باری، انواع رادارها، قایق‌های لیزری هدایت‌شونده، دنبال‌کننده‌های مجهز به دوربین‌های پیشرفته و رهگیر و … تنها بخشی از توانی است که رژیم صهیونیستی در زمان جنگ در اختیار داشته است. تمام این توانایی‌ها در روزهای جنگ علیه لبنان به کار گرفته می‌شد و از این طریق، بخش عمده‌ای از خاک لبنان، هدف گلوله‌های نیروهای دریایی صهیونیست‌ها قرار می‌گرفت. بیش از 50 ناو و ناوچه در نزدیکی سواحل لبنان در محاصره‌ی دریایی و موشک‌باران لبنان شرکت داشتند.

از دیگر تجهیزات نیروی دریایی، ناوچه‌های فوق پیشرفته ساعر5 است که دارای 60 متر طول و 22 متر عرض است. 16 از دیگر مشخصه‌های این ناوچه‌ها موشک سطح به سطح هارپون، مجهز بودن به سیستم جنگ الکترونیک، سیستم سونار رادار سطحی و دارا بودن توپ 20 میلیمتری فالاتکس است که قادر به شلیک سه هزار گلوله در دقیقه است. همچنین این ناوچه‌ها، توانایی حمل بالگردهای مدل دلفین را نیز دارد. تنها تعداد 5 ناوچه‌ی ساعر5 در اختیار اسرائیل است که یکی از آنها توسط نیروهای حزب الله در جریان جنگ از بین رفت. دبیرکل حزب‌الله که به صورت مستقیم در حال سخنرانی از شبکه‌ی تلویزیونی المنار بود، با اعلام این‌که اکنون ناو را از بین خواهند برد، نمایش باشکوهی از قدرت و توانایی نیروهای مقاومت را به مخاطبان خود نشان داد. بسیاری از مردم نیز این صحنه را خود در کنار ساحل مشاهده کردند که چگونه نیروهای حزب‌الله محاصره‌ی دریایی لبنان را می‌شکنند.

در بخش نیروی زمینی ارتش صهیونیستی، باید گفت که صاحب بزرگترین زرادخانه از انواع موشک‌ها به برد مختلف و توان تخریبی بالا است. هزاران توپ از انواع مختلف، 120 هزار سرباز، 4200 دستگاه تانک، 6100 نفربر زرهی، 116 بالگرد آمریکایی و … تنها بخشی از توانایی جنگی اسرائیل در این جنگ بوده است. در میان این جنگ‌افزارها، تانک‌های مرکاوا بسیار مهم هستند. این تانک‌ها بسیار قوی و قدرتمند هستند. سپر دفاعی قوی که در جلوی این تانک‌ها وجد دارد، باعث می‌شود که در شرایط سخت مقاوم بماند. این تانک‌ها ستون فقرات ارتش را تشکیل می‌دهد و یکی از صنایع غرور آفرین رژیم صهیونیستی محسوب می‌شده است. علاوه بر تمام جنگ‌افزارهای متعارف که ذکر شد، ابزارهای نامتعارف جنگی همچون انواع بمب‌های شیمیایی، فسفری، خوشه‌ای و اتمی را نیز باید اضافه کرد، که به جز سلاح اتمی، از سایر سلاح‌ها در جنگ اخیر علیه لبنان استفاده شده است.

نیروهای اطلاعاتی صهیونیست‌ها، را باید بازوی توانمند ارتش دانست که در تمام مأموریت‌های آن نقش اساسی داشته است. علاوه بر سازمان‌های اطلاعاتی این رژیم، نقش نیروهای لبنانی 14 مارس در رساندن اطلاعات به رژیم صهونیستی نباید نادیده انگاشت. حضور مداوم نیروهای اطلاعاتی و کارشناسان نظامی آمریکایی در تلاویو ابعاد دیگری از این همکاری‌ها را روشن می‌سازد.

اما در برابر این توانمندی‌ها، حزب الله قرار گرفته است که کمترین ابزار جنگی در بعد کلاسیک آن محروم است. هرچند درباره‌ی حزب‌الله و شاخه‌ی نظامی آن اطلاعات چندانی در دست نیست، اما این امر مسجل است که هرگز توانایی نظامی‌ی که حتی توان مقایسه با ارتش اسرائیل را داشته باشد، در اختیار ندارد. نه از تانک‌های آن‌چنانی خبری است و نه از جنگنده‌های این‌چنینی. بیشترین توانایی حزب الله را باید در توانایی نیروی انسانی آن جستجو کرد و البته توانایی موشکی‌شان نیز در خور توجه است. تعداد نیروهای حزب الله مشخص نیست و آمارها چنان متناقض است که نمی‌توان به هیچ‌کدام‌شان توجه کرد.

یک کارشناس نظامی در منطقه گفته است: «کل جنگ را یک تیپ سه هزار نفری از نیروهای حزب الله اداره کرده است و نه بیشتر» در مارون‌الرأس، نیروهای تیپ نصر حزب الله توانسته بودند تا در مقابل نیروهای متجاوز از جمله تیپ گولانی که از زبده‌ترین نیروهای ارتش اسرائیل هستند، مقاومت کنند. تیم‌های سه نفره‌ی ویژه نصر ‌که برای شکار و هدف قرار دادن تجهیزات ارتش اسرائیل آموزش دیده بودند، توانستند در طول جنگ خودروهای زرهی بسیاری را به وسیله‌ی موشک‌های سبک و دست‌ساز ضدتانک منهدم سازند.

با این وجود با وجود این‌که اسرائیل بارها نیروهای ذخیره را به خدمت فراخواند، حزب الله هیچ‌گاه نیازی به استفاده ار نیروهای جدید برای افزایش توان خود ندید. در حالی که می‌توانست افراد زیادی را در زمان جنگ به جهاد فراخوانی کند. تقریباً به ازای هر شهید از نیروهای حزب‌الله سه نظامی صهیونیست به هلاکت رسیدند که اولین بار بود چنین آماری در جنگ‌های اسرائیل به دست می‌آمد. حزب‌الله شهدای خود را با عزت و با برگزاری مراسم‌های ویژه تشیع می‌کردند، ولی صهیونیست‌ها حتی از اعلام تعداد دقیق کشته‌هایشان می‌ترسیدند.

البته در این میان منابع صهیونیست سعی در بزرگ‌نمایی توانایی حزب الله دارند تا هم خطر آن‌ها را جدی‌تر نشان دهند و هم توجیهی بر شکست خود پیدا کنند. اما باز هم توانایی این گروه کوچک چندان به چشم نمی‌آید. هفته‌نامه جینز به نقل از منابع اطلاعاتی اسرائیل، توانمندی‌های نظامی حزب الله را چنین اعلام کرد:
- موشک کاتیوشا، با برد حدود 12 تا 22 کیلومتر
- موشک‌های فجر 3 و 5 که نوع پیشرفته کاتیوشا است و برد 35 کیلومتری دارد.
- موشک رعد که 70 کیلومتر برد دارد و تا حیفا را می‌تواند هدف قرار دهد.
- موشک زلزال 150 کیلومتر برد دارد و می‌تواند تلاویو را هدف قرار دهد.
- موشک فجر 2، که 200 کیلومتر برد دارد.
- موشک‌های ضد تانک که شامل ساگر3، سپیگوت4 و موشک‌های تاو است.
- همچنین حزب الله هواپیمای بدون سرنشین مرصاد1 را در اختیار دارد.

یکی از نکات جالب درباره‌ی توانایی نظامی حزب الله، تونل‌هایی است که برای نگهداری و انبار کردن مهمات به کار برده است. ساخت این تونل‌ها از سال 2000 و همزمان با آزادسازی جنوب لبنان آغاز شد. این تونل‌ها را مهندسان حزب الله به شکلی بسیار مستحکم طراحی کرده‌اند. تعداد این تونل‌ها بسیار زیاد است، اما اطلاعات راجع به ان کم. برخی از این تونل‌ها فقط جنبه‌ی ظاهرسازی و فریب داشته‌اند. مثلاً در منطقه‌ی جنوب لیتانی حدود ششصد تونل قرار گرفته است. این تونل‌ها، در اعماق 40 متری در تپه‌های صخره‌ای قرار گرفته است. هردسته‌ی مجزای نظامی فقط به اطلاعات مربوط به 3 تونل دسترسی دارد که یکی مصرفی و 2 تا ذخیره است. از این رو دسترسی به اطلاعات مربوط به منابع مهمات حزب‌الله بسیار سخت است.

رژیم صهیونیستی، با توجه به اطلاعاتی که از این تونل‌ها داشته است، در 72 ساعت آغازین جنگ تمام توان خود را مصروف از بین بردن این زاغه‌ها و انبارها کرده است و حتی مناطق مشکوک در بخش‌های مسکونی را نیز موشک‌باران کرد. اما علی‌رغم آن، به گفته‌ی یک مقام آمریکایی که خود از نزدیک شاهد جنگ بوده است، تنها 7 درصد از توان نظامی حزب الله از بین رفته است.

عملیات‌های ترکیبی (هوایی، زمینی و کماندویی) شیوه‌ی دیگری از جنگ بوده است که آن نیز با شکست همراه شد. با یک عملیات هلی‌برن، 250 کماندو در نزدیکی بعلبک و بر روی بیمارستان الحکمه پیاده شدند تا به زعم خود رهبران حزب الله را بکشند یا گروگان‌های اسرائیلی را آزاد کنند. اما با دادن تلفات عقب نشینی کردند. این روش برای انتقال نیروها، تا روزهای پایانی جنگ ادامه داشت.

با وجود همه‌ی این امکانات نظامی، استفاده‌ی بی‌برنامه و بی‌محابا از سلاح‌های جنگی، این رژیم دچار را کمبود مهمات کرد. آنها مجبور شدند تا از طریق آمریکا این کمبود را جبران کنند. این ابزار و ادوات نظامی، از طریق پایگاه اینجرلیک در ترکیه و پایگاهی در قطر ارسال می‌شد.

مدیریت نیروها و امکانات، یکی از برتری‌های حزب الله است. حزب الله، نیروهای خود را در دسته‌های کوچک با حوزه‌ی عمل و اختیار گسترده، در مناطق وسیع و به شکل پراکنده گسیل داشته است. از سوی دیگر توانسته است تا مدیریت واحدی را بر تمام نیروها اعمال کند. در زمان محدود آتش‌بس که پس از کشتار قانا صورت پذیرفت، تمام نیروهای حزب الله آن را محترم شمردند و تصمیمات رهبران را به سرعت به اجرا درآوردند.

وضعیت منطقه‌ای:
با آغاز جنگ، توده‌های مسلمانان به حمایت از ملت لبنان و حزب‌الله در برابر رژیم صهیونیستی پرداختند که البته همچون جنگ‌های پیش رژیم صهیونیستی، این اعتراضات کاملاً طبیعی بود. راه‌پیمایی، اعلام بیانیه و ... از سوی عموم امت اسلامی دیده می‌شد.

اما در برابر این بیداری اسلامی، اتحاد تازه‌ای ظاهر شد؛ اتحادی متشکل از دولت‌های عربستان سعودی، اردن و مصر. این سه کشور با صدور بیانیه‌هایی اقدام حزب‌الله را محکوم کردند و آنها را مسئول آغاز جنگ دانستند. در این میان، موضع عربستان در خور تأمل است. دولتی که مدعی رهبری امت اسلامی است. آنها در بیانیه‌ی خود با بیان این‌که با تمام قوا در کنار مقاومت می‌ایستد، اعلام کرده بود که باید میان «مقاومت مشروع» و «ماجراجویی‌های حساب‌نشده» تفاوت قائل شد و بدون توجه به مسئولیت صهیونیست‌ها، اعلام کرده بود مسئولیت کامل این اقدامات غیرمسئولانه تنها بر عهده‌ی حزب‌الله است.

به دنبال این اعلامیه، روحانیون وهابی وابسته به رژیم آل‌سعود، نیز به تکرار این ادعاها پرداختند. یکی از این افراد «صالح اللحیدان» رئیس شورای عالی قضاوت و عضو هیأت علمای بزرگ (کبار العلماء) است. او با توصیف «حزب‌الله» به «حزب‌الشیطان» کمک به آن‌ها را خطا و این گروه را عامل تمامی خرابی‌های ناشی از جنگ در لبنان دانست. «عبدالله بن جبرین» که پس از «شیخ عبدالرحمن البراک» دومین مرجع وهابیت محسوب می‌شود، با صدور فتوایی اعلام کرد: «کمک به حزب رافضی و دعا برای پیروزی و موفقیت آنها جایز نیست.» او همچنین از مسلمانان سنی خواست تا «از حزب‌الله تبری بجویند و از همراهی با آنها خودداری کنند، زیرا دشمنی آنان با اسلام و مسلمانان آشکار است.»

البته باید اذعان کرد که در میان عالمان سعودی نیز، همه به این نظر تن در ندادند و از حزب‌الله حمایت کردند. از جمله «شیخ محمد بن یحیی النجیمی» استاد فقه تطبیقی در مرکز عالی قضاوت در ریاض، «شیخ موسی القرنی» رئیس سابق گروه اصول فقه دانشگاه اسلامی، «شیخ سلیمان العوده» ناظر کل مؤسسه «الاسلام الیوم» که خواستار وحدت میان مسلمانان شدند. این دوگانگی‌ها، نشان از فاصله‌ای دارد که دولت عربستان با افکار عمومی و توده‌های مسلمان پیدا کرده است.

در این میان واکنش‌های مردمی نیز، در رسانه‌های رسمی سانسور شده بود و به عنوان مثال، راه‌پیمایی‌های پیاپی در القطیف، الدمام، الجارومیه و دیگر شهرهای عربستان و خشونت پلیس در قبال مردم در آن مناطق در رسانه‌های سعودی جایی نیافت و منتشر نشد. همچنین میلیون‌ها نفر از شیعیان عربستان نیز که سال‌ها تحت فشار دولت بوده‌اند، به حمایت از مقاومت اسلامی پرداختند که از سوی دولت به همکاری و جاسوسی برای ایران متهم شدند.
اما موجی که مقاومت در میان مسلمانان ایجاد کرد، باعث شد تا دولت عربستان نتواند در موضع خود پافشاری کند. در همین راستا سعود الفیصل، وزیر امور خارجه‌ی عربستان سعودی، مطالبی را که به عنوان بیانیه‌ی رسمی اعلام داشته بودند را رد کرد و آن را تنها اظهار نظر شخصی تهیه‌کننده‌ی آن متن دانست.


جنگ روانی:
جنگ روانی اسرائیل نیز در این جنگ شکست خورد. از سویی نتوانست خود را مظلوم و مخالف جنگ نشان دهد و از سوی دیگر نتوانست افکار عمومی را علیه حزب الله بسیج کند. پخش شایعه‌ها نیز نتوانست ره به جایی ببرد. حتی شایعه‌ی کشته شدن سید حسن نصرالله نیز نتوانست تأثیری در مقاومت بگذارد.

شایعه‌ی دیگری که مطرح می‌شد پناه بردن دبیرکل حزب الله به سفارت ایران است؛ هرچند مشخص نشد که در کدام منطقه بوده است. شدت این حفاظت به حدی بوده است که نصرالله به یکی از همکاران خود گفته است: «خودم هم نمی‌دانستم کجا هستم»

در بعد بین‌المللی نیز وضع اسرائیل بهتر از این نبوده است. گیدون لوی، روزنامه‌نگار اسرائیلی می‌نویسد: «هرروز بر انتقادات بین‌المللی بر اسرائیل افزوده می‌شود... تصاویر ویرانی‌های بیروت به شدت چهره‌ی اسرائیل را مخدوش کرده است. نه تنها صدها هزار لبنانی، بلکه هزاران غربی که در حال فرار از لبنان هستند، در ترسیم چهره‌ای از اسرائیل به عنوان حکومتی ویرانگر، ظالم و بی‌نزاکت سهیم هستند.»

زمانی که اعلام شد که پایتخت حزب الله یعنی بنت‌جبیل را اشغال کرده است، کسی باور نکرد. همین‌طور هم شد و حضورشان چندان به طول نیانجامید. یکی از فرماندهان صهیونیست بیان داشته بود که ما با ارواح می‌جنگیم. و فرمانده دیگری گفته بود که مردی که دستانش قطع شده بود، با اسب آمد و دست مرا با شمشیر قطع کرد. این فرد اخیر، این مطلب را در مصاحبه با تلویزیون رسمی اسرائیل اعلام کرد و پزشکان اعلام کردند که وی به دلیل فشار روانی ناشی از شکست به هذیان گویی افتاده است. انتشار این خبر موجی از شادی و روحیه را در میان شیعیان منطقه ایجاد کرد و آنان را به امدادهای الهی در جنگ امید داد.

یکی دیگر از ابعاد قدرت حزب الله را باید در داشتن قدرت مدیریت تمام صحنه‌ی جنگ و موضع فعال رهبر حزب الله در جنگ جستجو کرد. تهدیدات و تصمیمات به موقع و به کارگیری صحیح قدرت خود، باعث شده بود تا دشمن نتواند تصمیم‌گیری دقیقی در رفتار خود داشته باشد. به خصوص این امر را می‌توان در تهدیدات نصرالله درباره‌ی تلاویو به عینه مشاهده کرد. حزب‌الله توانست عملاً با به گروگان گرفتن تلاویو علاوه بر بیروت بخش عمده‌ای از سرزمین‌های لبنان (بیش از 60 درصد) را کاملاً امن نگه دارد. در حالی که این امنیت، حداقل در بعد روانی، در اسرائیل وجود نداشت.

آندرئاس اولر، تحلیل‌گر نشریه‌ی مرکور در توصیف فضای حاکم بر سرزمین‌های اشغالی می‌نویسد: «این روزها اسرائیل در واقع در خطرناک‌ترین دوران تاریخ خود به سر می‌برد. هرچند موشک‌های هنوز به تلاویو نرسیده‌اند، اما نظر آنها حداقل از جنبه‌های ذهنی و روانی بر فضای این شهر سایه افکنده است. این مسأله در جای‌جای تلاویو حس می‌شود.»

شکست بسیاری از ادعاها و تهی بودن آنها، نشان داده شد. اسطوره‌ی شکست ناپذیری این رژیم سست شد و برای اولین بار نتوانست در میدان جنگ پیروز باشد. شکست خورد چون نتوانست پیروز باشد. در زمانه‌ی ما که جنگ‌ها به شکست و پیروزی‌های متفاوتی منجر می‌شود، و عموماً به آتش‌بس می‌انجامد، تعیین پیروز میدان، بر اساس اهدافی است که طرفین نزاع برای خود در جنگ مطرح کرده‌اند. اسرائیل به دنبال خلع سلاح حزب الله بود و حزب الله به دنبال حفظ خود و سلاح مقاومت‌اش. پس روشن است که در این میان چه کسی به هدف خود دست یافته است و چه کسی از آن بازمانده است.

اوری اونیری، تحلیل‌گر سیاسی اسرائیلی در گفتگو با یدیعوت‌آحرونت در پاسخ درباره‌ی پیروز جنگ می‌گوید: «حزب‌الله در این چند هفته از جنگ چنان مؤثر و جنگنده ظاهر شده است که باید آن را یک پیروزی بزرگ در تاریخ ملت‌های عرب به شمار آورد.»

آینده‌ی حزب‌الله و اسرائیل:
به نظر می‌رسد این شکست برای اسرائیل به حدی شدت داشت که سعی روشنی را در جبران در میان دولتمردان آن می‌توان دید. از سوی دیگر فشار بر حزب‌الله پس از جنگ به شکلی سازمان یافته‌تر از طریق نیروهای نظامی یونیفل وارد می‌شود. در عرصه‌ی داخلی نیز فتح‌الاسلام به عنوان یک الگوی انحرافی از مقاومت به مردم عرضه می‌شود، و توطئه‌هایی همچون ترور رفیق حریری را برعهده می‌گیرد تا قدرت و سابقه‌ای برای خود ایجاد کند. گروه 14مارس نیز با حمایت صریح‌تر از پیش سفیر امریکا پیش می‌روند تا بتوانند جایگاه حزب‌الله را در میان مردم تخریب کنند.

اما طعم شیرین پیروزی بر اسرائیل در دهان ملت لبنان، را نمی‌توان به این راحتی تلخ کرد. مردم لبنان در مدت جنگ شاهد آزمونی جدید از مدعیان دموکراسی و حقوق مردم بودند که نه تنها از مقاومت مشروع اسلامی حمایت نکردند، بلکه به عنوان موانعی بر سر راه مقاومت ایستادند. این باعث شده است تا جایگاه‌شان در میان مردم تضعیف شود و باید به فکر بازسازی خود باشند.

اما با انتشار گزارش کمیته وینوگراد، و اعلام رسمی شکست اسرائیل در این جنگ به دلیل عدم دستیابی به هیچ کدام از اهداف جنگ، وضعیت در سرزمین‌های اشغالی متلاطم شده است. تأکید و تکرار بیش از یکصد بار بر شکست اسرائیل در این گزارش، فشار را بر  اولمرت حتی از سوی هم‌حزبی‌هایش در کادیما افزایش داده است. این اعتراضات به حدی گسترش یافته است که مجمع قانونی اسرائیل اعلام کرده است که اگر اولمرت استعفا ندهد، در دادگاه عالی اسرائیل، علیه‌شان اعلام جرم خواهند کرد.

پس از استعفای «دان حالوتس» رئیس ستاد مشترک ارتش و عمیر پرتز وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، وزیر مشاور کابینه اسرائیل نیز استعفایش را تقدیم کرد و بدین ترتیب زلزله سیاسی در دولت اولمرت تحقق یافت و این رژیم هنوز موفق نشده است که در برابر انتقادات نسبت به نتیجه جنگ با حزب الله، کمر راست کند.

بدبینی و روحیه‌ی بد، بی‌اعتمادی، احساس بی‌هویتی و سرخوردگی در سرزمین‌های اشغالی، رژیم اشغالگر قدس را در بدترین وضعیت از سال 1948 تا کنون قرار داده است. و در مقابل این همه سرخوردگی، میلیون‌ها مسلمان و عرب، هویت تازه‌ای یافته‌اند و امید به مقاومت در دل‌شان پدید آمده است. گروه‌های جهادی در فلسطین نیز جا پای حزب‌الله می‌نهند و عرصه را بر رژیم صهیونیستی تنگ کرده‌اند. این را نه تنها تحلیل‌گران منطقه‌ای بلکه غربی‌ها را نیز آگاه کرده است.

«آلن هارت» مدیر اسبق شبکه‌ی بی‌بی‌سی در سخنرانی‌اش در مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک انگلستان گفته است: ‌«من معتقدم اسرائیل آخرین بذرهای نابودی خود را در لبنان کاشته است. البته من تنها کسی نیستم که این را می‌گویم. بسیاری از کارشناسان مثل برژینسکی نیز همین سخن را می‌گویند... این جنگ باعث شده است تا مسلمانان فکر کنند اگر سه هزار چریک توانسته‌اند هفته‌ها در مقابل اسرائیل مقاومت کنند و خسارت‌های جدی بر او وارد کنند، پس اگر همه‌ی ما مبارزه کنیم، چه نتیجه‌ای رخ خواهد داد؟ امروز حتی فکر شکست اسرائیل نیز در تمام کشورهای عربی و اسلامی باعث ایجاد شادی خواهد شد، ولی قطعاً هیچ جای شادی ندارد...»

نظرات ()



خون مطهر عماد مغنیه صدها عماد مغنیه می‌آفریند
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۱۱/٢٥

برادر ارجمند جناب حجه الاسلام آقای سیدحسن نصرالله

شهادت برادر مجاهد مخلص و فداکار آقای حاج عماد مغنیه برای خود او که سراپا عشق و شور جهاد فی‌سبیل الله بود، فوزی عظیم و سرانجامی سعادت‌بار است و برای ملت لبنان که چنین مردان بزرگی را پرورده و به عرصه‌ی آزادیخواهی و مبارزه با ستم، ‌تقدیم کرده مایه‌ی سرافرازی و سربلندی است.

فقدان این مرد آزاده‌ی فداکار و برجسته، اگرچه برای همه‌ی انسان‌های شریف و همه‌ی آنان که او را می‌شناختند به ویژه برای والدین و همسر و فرزندان عزیز و دیگر کسان و یارانش دردناک است، ولی زندگی و مرگ انسان‌هایی مانند او، حماسه‌یی است که ملت‌ها را بیدار می‌کند و به جوانان الگو می‌دهد و افق‌های روشن و راه رسیدن به آن را برای همه ترسیم می‌کند.

صهیونیست‌های خونخوار و جنایتکار بدانند که خون مطهر شهیدانی همچون عماد مغنیه صدها عماد مغنیه می‌آفریند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغیان را دو چندان می‌کند. مردانی چون این شهید بزرگوار زندگی و آسایش و بهره‌مندی‌های مادی خود را در راه دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم و استکبار فدا کردند و این ارزش والایی است که همه‌ی وجدان‌های انسانی در برابر آن سرتعظیم فرود می‌آورد. رضوان خدا بر او و بر همه‌ی مجاهدان راه حق یابد.

من این شهادت بزرگ را به شخص شما و به خانواده‌ی گرامیش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همه‌ی ملت لبنان تبریک و تسلیت می‌گویم.

والسلام علیکم و علیه رحمه الله
سیدعلی خامنه‌ای
۲۵ بهمن ۱۳۸۶

نظرات ()



برای قائد مقاومت، حاج عماد مغنیه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۱۱/٢۸

 

این مرد در تاریخ خواهد ماند، همان‌گونه که حسین بن علی در تاریخ مانده است و همان گونه که نام مردان بزرگ از ذهن‌ها فراموش نخواهد شد. این مرد سایه که امروز تصاویرش را حتی دوستان‌اش هم نمی‌شناختندش، توانست کاری کند که پنجمین لشکر بزرگ جهان را زمین‌گیر کند.

هرچه بخواهند شخصیت مرد والا مقداری همچون او را در اذهان خراب کنند نخواهند توانست. سال‌ها او را در کنار بن‌لادن نهادند و در خبری جعلی همکار وی معرفی کردند. در رسانه‌های خودفروخته ی عربی، او را بن‌لادن شیعی نامیدند. حتی برای ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی او را مسئول ترویج شیعه در حماس و جهاد اسلامی معرفی کرده‌اند! گفته‌اند دو بار در ایران جراحی پلاستیک کرده است که آخرینش ۱۹۷۷ بوده است.گفته‌اند پس از بن لادن و ایمن‌الظواهری سومین شخصی که از عملیات یازدهم سپتامبر مطلع بوده، عماد مغنیه است. او را شخص اول حزب‌الله می‌دانند و جایگاه سید حسن نصرالله را نمایش دانسته‌اند! او را مشاور امنیتی احمدی‌نژاد هم گفته‌اند! و یکی از سایت‌های خبرپراکن نوشته بود که عماد برای دیدار با احمدی‌نژاد به سوریه رفته بوده است!

او را جامع اسماء روباه (در ایران) و قهرمان (نزد رهبر حزب الله سید حسن نصرالله) و بن لادن شیعه (در منظر اسرائیلی‌ها) و حاج قائل (در سازمان اطلاعاتی آمریکا) و ... گفته‌اند. ترس آمریکا بیهوده نبوده است. عکسی که از حاج عماد داشته‌اند، مربوط به ۲۵ سال پیش است و اطلاع دیگری از وی نداشته‌اند. خواب استکبار را بدجوری پریشان کرده بوده است!

او برادر زاده‌ی علامه محمدجواد مغنیه (صاحب آثار علمی بسیار در مسائل اعتقادی و فقهی شیعه) است که از خانواده‌ای فلسطینی الاصل به دنیا آمده است.

می‌گویند وقتی خبر شهادت عماد را به سید حسن نصرالله دادند، خیلی گریه کرده است. اما همه‌گان می‌دانند که حزب‌الله دیگر دوران تثبت را پشت سر نهاده است و توانسته است امروز صاحب ده‌ها و هزاران حاج رضوان باشد.

یادم می‌آید که روزی برای نشریه‌مان به دفتر حزب‌الله رفته بودم و با یکی از مسئولان دفتر گفتگو می‌کردم. تعریف می‌کرد که یک بار که آقای صفی‌الدین (رئیس دفتر حزب الله در تهران) خواسته بود «عماد» را ببیند، به راحتی او را نپذیرفته بودند. با اینکه از لحاظ تشکیلاتی مراتب این دو چندان فاصله‌ای نیست. با اصرار حاضر به پذیرش می‌شوند. زمان را آنها تعیین می‌کنند و او را به لبنان می‌برند و با ماشینی که بیرون را نبیند در خیابان‌ها بیروت می‌گردانند. سه بار ماشینش را عوض می‌کنند؛ آن هم در جایی بسته که نفهمد که کجاست. آخرش هم پس از بازرسی بدنی، ساعت، کمربند و ... را می‌گیرند. پس از ده دقیقه هم او را به بیرون هدایت می‌کنند، در حالی که هنوز صحبت‌هایش تمام نشده بود.

می‌گویند که عماد فارسی را خیلی خوب و بی‌لهجه سخن می‌گفت و خدمت برخی علمای ایران هم رسیده و از آنها راهنمایی می‌گرفت که از جمله آن بزرگواران آیت الله بهجت بودند که حاج رضوان از محضر ایشان استفاده می‌کرد. امام خامنه‌ای هم او را مجاهدی مخلص و فداکار و سراپا عشق و شور جهاد فی سبیل الله خواند.

کم دردی نیست که فرمانده کل مقاومت (شاخه‌ی نظامی حزب الله) به شهادت برسانند و ما هم هنوز داریم بهت زده می‌نگریم که او که بود و چگونه بود. بعید است چندان اطلاعاتی بیشتر از او منتشر شود. (البته به این زودی‌ها) اما می‌دانم که برای همیشه اسراری از این مرد بزرگ و بزرگوار در تاریخ گشوده نخواهد شد و کسی همت و مردانگی‌اش را آنچنان شایسته‌اش بود، درک نخواهد کرد. تنها چیزی که او را برابری می‌کند، خود خداوند است.

«من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی . من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته»

-------------------------------------------------

  • رابطه‌ی فقر و اینترنت:
    حکومت و معنویت: در یک بررسی کاملاً کلاسیک و آکادمیک، رسانه‌های سایبر «فقرا را کاملاً طرد و حذف خواهند کرد و آن‌چه بر اینترنت حاکم است، استفاده‌ی جامعه از آن نیست. بلکه مکانیزم بازار است.» (دکتر حمید ضیائی‌پرور-خردنامه‌ی همشهری-شماره 20-آبان 86) این نظر که در نگاه اول هم بسیار به حقیقت نزدیک می‌شود، تا حدی که تصور جمع میان این دو مفهوم همچون دو نقیض است و محال. اما آیا شکل دیگری هم می‌توان برای آن تصور کرد؟
نظرات ()



ماجرای یک جنبش انقلابی؛ مصاحبه با ابواسامه مسئول دفتر حماس در تهرانهفت
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۳۱

مصاحبه‌ی زیر را سال گذشته برای ویژه‌نامه‌ی نشریه‌ی وزین هفت‌قفل (درباره‌ی مقاومت) تهیه کردم. برادران سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی دست به بازنشر آن زدند و ما هم دوباره از آن‌ها گرفتیم و در این‌جا منتشر کردیم.

****

تاریخچه حماس را برای ما بیان فرمایید.
اعلام تأسیس جنبش مقاومت اسلامی حماس به سال 1980 بر می‌گردد حماس در واقع امتداد و شکل گسترده همان جنبش اسلامی است که در سال 1946 در فلسطین صورت گرفت و این جنبش به دست گروهی از فلسطینیان که به افکار و اندیشه‌ها و ایده‌های امام شهید حسن البناء (ره) ایمان داشتند، تأسیس شد.

پس از تشکیل تا هم اکنون که حماس وارد فاز سیاسی شده چه دوره‌هایی را گذرانده است؟
جنبش اسلامی حماس که به دست شیخ احمد یاسین (ره) شکل گرفت، مراحل مختلفی را پشت سر گذاشت:
مرحله اول: مرحله سازندگ یمرحله شکل‌گیرید نهادی و سازماندهی و جمع‌اوری نیروها بود که شیخ احمد یاسین و همرزمانش د راین دوره نقش اساسی را ایفا کردند.
مرحله دوم: مرحله گسترش فعالیت‌ها در زمینه پی‌ریزی‌ نهادها و ارگان‌های وابسته در سطح افراد، دانش‌آموزان ، زنان و تمامی اقشار از سال 1980 یا اواخر 1979 تا آاز انتفاضه که نمونه آن دانشگاه اسلامی غزه است که اکنون بیش از 20 هزار دانشجوی دختر و پسر در رشته‌ها و تخصص‌های مختلف مشغول تحصیل هستند. این جنبش در زمینه عمران، آبادانی و احداث مدارس ، بیمارستان‌ها، انجمن‌ها و باشگاه‌های ورزشی و غیره فعالیت گسترده‌ای داشت.
مرحله سوم: این مرحله از انتفاضه اول شروع می‌شود. در این برهه تاریخی ، جنبش به طور عملی وارد فاز ماقومت شد و اسلحه به دوش گرفت و مبارزه و مقاومت و هد علیه رژیم اشغالگر قدس را آغاز کرد. این مرحله، جنبش مقاومت اسلامی حماس بهترین رهبران، مبارزان و در رأس آنها شیخ احمد یاسین (ره) شهید دکتر الرنتیسی (ره) و بسیاری از پایه‌گذاران و موسسان خویش را تقدیم میهن کرد.
مرحله چهارم: مرحله کنونی که جنبش همچنان به مبارزه و مقاومت خود علیه دشمن صهیونیستی ادامه می‌هد در عین حال ما شاهد انتخابات مجلس قانون‌گذاری فلسطین بودیم که این جنبش توانست اکثریت آراء را به خود اختصاص بدهد و به تشکیل دولت فلسطین اقدام کند.

آیا ورود به صحنه‌ی سیاسی از توانایی‌های جهادی و مقاومت حماس -که اصولا برای همین منظور تشکیل شده- کم نکرده است؟ آیا این یک دوگانگی نیست که ما در یک دولت سیاسی به تعامل با کشورهای دیگر می‌پردازیم و از سویی دیگر همزمان بحث جهاد را هم پیگیری کنیم؟
هیچ تناقص و پارادوکسی میان فعالیت‌های مبارزاتی و سایسی وجود ندارد حماس به عنوان یک جنبش اسلامی طیفی فراگیر و گسترده‌ای دارد و با نیت آزادسازی سرزمین مقدس فلسطین از لوث اشغالگران به فعالیت می‌پردازد و در راستای تشکیل دولت سالامی فلسطین بر رو یآوارهای رژیم اشعالگر قدس تلاس می‌کند که ان شاءالله این مسئله محقق خواهد شد. لذا این امر ایجاب می‌کند که حماس در تمامی زمینه‌ها سیاسی ف نظامی ، تسلیحاتی و دعوتگری ، و چه زمینه اقتصادی و اجتماعی یا دگیر زمینه‌ها . مقاومت در جنبش حماس یک برنامه راهبردی به حساب می‌اید و جنبش حماس هرگز ا زاین ایده و آرمان ، دست نخواهد کشید باید دانست که در وقوع رخدادهای عرصه فلسطین گاهی مقاومت شدت گرفته، و گاهی نیز حالت آرامی به خود می‌گیرد اما در عین حال ادامه دارد و این بستگی به شرایط خاص خود دارد. در حقیقت ، ورود ما به عرصه تشکیل دولت و سیاست به منظور تقویت برنامه‌های مقاومت و به عنوان یک راهکار صورت گرفته است. هدف ما از تشکیل دولت این بوده است که مبارزان را ثابت قدم کنیم و به آنها قوت قلب بخشیم و به آنها انرژی و اراده بدهیم.

به عقیده برخی ورود به عرصه سیاسی و پذیرفتن مرز فعل یکه اکنون وجود دارد، به نوعی به رسمیت شناختن اسراییل است. نظرتان در این باره چیست؟ نظرتان در مورد صحبت آقای احمدی‌نژاد که بحث نابودی اسراییل را دوباره مطرح کردند چیست؟
سیاست بخش اساسی فعالیت های حماس به شمار می‌آید. مقاومت به نوبه خودش یک جایگاه سیاسی دارد حماس یک جنبش انقلابی است و در راستای اهداف سیاسی فعالیت می‌کند که برجسته‌ترین آن تشکیل دولت اسلامی فلسطینی است. نباید این گونه تلقی شود که ورود به عرصه سیاسی زمینه‌های به رسمیت شناختن اسرایل را فراهم نمود. چنین چیزی نیست و چنین نخواهد شد که ما در عرصه سیاست روزی اسراییل را به رسمیت بشناسیم. آنچه در عرصه فلسطین رخ می‌دهد، تحولات سیاسی است و رنگ و بوی سیاس یدارد. تمامی گروه‌های مبارز فلسطینی شکل سیاسی دارند و اهداف مبارزاتی آنها در راستای شکل دهی به یک سری اهداف سیاسی است. مسئله اینجاست که برخی سیاست را از منظر تن دادن به خواسته‌ها و به رسمیت شناختن اسراییل نگاه می‌کنند و با دشمن توافق نامه‌هایی را امضا می‌کنند. اما ما در حماس برداشتی که از سیاست داریم می‌خواهیم از سیاست به عنوان وسیله‌ای برای تغییر وضعیت موجود استفاده کنیم. ما با تمام توافق‌نامه‌ها که با دشمن صهیونیستی به امضاء رسیده مخالفت می‌کنیم و آنها را در می‌کنیم. همان توافق‌نامه‌هایی که حقوق ملت و اصول آرمانی ملت فلسطین را نادیده انگاشته است. دولتی که حماس تشکیل داده، هرگز رژیم غاصب صهیونیستی را به رسمیت نخواهد شناخت. به همین دلیل است که این دولت از 7 ماه بیش در محاصره ظالمانه آمریکا و اسراییل و بخری کشورهای عربی قرار گرفته و بی‌شک هدف از این محاصره گرسنه نگه داشتن ملت فلسطین است. آنها می‌خواهند از رهگذر این محاصره ، ملت فلسطین را به زانو در آورند و از این طریق از دولت فلسطین باج بگیرند.
اما در مورد اظهارات آقای احمدی‌نژاد ما هم همین ایده و همین افکار را داریم و از همین رویکرد که افکار ایشان حمایت می‌کنیم و تأکید می‌کنیم که رژیم صهیونیستی یک رژیم غاصب است و باید ریشه کن شود. اسراییل عامل تمامی ناآرامی‌ها و بی‌ثباتی‌ها در منطقه به حساب می‌آید و یک عده سرطانی به شمار می‌اید تا زمانی که اسراییل از منطقه برچیده نشود، آرامش و ثباتی در کار نخواهد بود.

انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری گذاشت بر مقاومت و جهاد در فلسطین گذاشت؟
بی‌شک پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در 1979 تأثیر شگرفی در اوج‌گیری مبارهز در فلسطین داشت. به طوری که این انقلاب یک حماسه در فلسطین ایجاد کرد و به مسأله فلسطین رویکرد اسلامی بخشید و آن را به سوی اسلام، جهد و مقاومت سوق داد در حالی که قبلا یک سری جنبش‌ها و نهضت‌های بی‌دین، لائیک و مارکسیستی بر اندیشه‌ها، ایده‌ها و افکار جوانان فلسطینی سیطره داشتند. باید اضافه کنم که افکار و اندیشه‌های حضتر امام (ره) نقش عظیمی در پیریزی فکری جنبش اسلامی فلسطین داشت و این افکار و آراء حکم یک سری اصول آرمانی جنبش اسلام یداشت. از جمله این افکار که حضرت امام به آنها پرداختند تبیین این مسأله بود که اسراییل کی غده سرطانی است و باید ریشه کن شود و بر لزوم آزاد سازی قدس اشغالی و همچنین بازگشت آوراگان فلسطینی به سرزمین خودشان تأکید داشتند.

تأثیر نام‌گذاری آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز قدس از سوی امام (ره) بر حل مسأله فلسطین چیست؟ روز قدس امسال را چگونه می‌بینید؟ چه ویژگی‌هایی روز قدس امسال را از سال‌های دیگر متمایز می‌کند؟
روز جهانی قدس امسال ویژگی‌هایی دارد که خلاصه آن را می‌توان در این محورها گنجاند:
1ـ پیروزی شکوهمند نیروهای مبارز حزب‌الله لبنان و شکست مذبوحانه رژیم اشغالگر قدس که بی‌شک این پیروزی یک پیروزی عظیم به حساب می‌آید و در عرصه راهبردی و استراتژیک جنبش آزادی فلسطین تأثیرگذار خواهد بود.
2ـ دستیابی حماس به بدنه قدرت از طریق انتخابات پاک و شفاف و به عهده گرفتن زمام رهبری ملت فلسطین و تشکیل دولت حماس که حامی و پشتیبان مقاومت در فلسطین است.
3ـ تقویت و اوج گرفتن جایگاه جمهوری اسلامی ایران در تمامی گستره‌ها که ایران را به عنوان پیشگام در رویارویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه مطرح کرده است.
4ـ روز جهانی قدس در حالی فرا می‌رسد که پروژه آمریکا در منطقه به شکست انجامیده و این زاییده مقاومت عراق و افغانستان علاوه بر تداوم مقاومت فلسطین و لبنان علیه اسراییل است.
5ـ اوج گرفتن بیداری اسلامی در تمام یعرصه‌ها و در بین تمامی ملت‌های مسلمان از مراکش گرفته تا اندونزی و هر روز شاهد تظاهرات ملت‌ها هستیم که مخالفت خود را با آمریکا و اسراییل اعلام می‌دارند و از رهگذر این مخالفت محبت و دوستی خود را نسبت به اسلام و مقاومت اعلام می‌دارند. اما بزرگداشت روز جهانی قدس امسال یک ویژگی منحصر به فرد خواهد داشت و این نشانگر نزدیکی انقراض رژیم اشغالگر قدس است و آزادسازی قدس روز به روز نزدیک‌تر می‌شود.

با این وجود، آینده خاورمیانه را چگونه می‌بینید؟ آینده امت اسلامی به چه شکل خواهد بود؟
ما همواره خوش بین هستیم که آینده از آن اسلام و مبارزان است و این خوش بینی از ایمان ما، دین و قرآن ما نشأت گرفته است . باطل آمریکایی و صهیونیستی علیرغم آن همه استکبار و زورگویی، آینده خوشی ندارد رو به انقراض و زوال و نیستی است. اسلام و حق، امروز رو به پیشرفت نهاده و مقاومت علیه پروژه صهیونیستی هر روز شدت می‌یابد. بدون شک منطقه به طور کلی شاهد تحولات عظیمی به نفع اسلام و مسلمین است.

نظرات ()



برای مقابله با برداشت‌های نادرست از اسلام؛ سکوت جایز نیست!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۱٢

نام کتاب: «سکوت جایز نیست؛ مقابله با برداشت‌های نادرست امریکائیان از اسلام»
اثر: پاول فایندلی
مترجم: لیدا کاووسی
انتشارات: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

تصاویر کلیشه‌ای از اسلام که همه‌روزه در رسانه‌های غربی انتشار می‌یابد، آشنایی با این دین و نگاه صحیح به مسلمانان را به شدت سخت و گاه ناممکن کرده است. پاول فایندلی، نیز یکی از این آمریکائی‌ها است که به این نگاه کلیشه‌ای خو گرفته است. او در سال ۱۹۶۱ از طرف مردم منطقه‌ی ایلینوی به نمایندگی کنگره انتخاب شد. آن‌چه باعث شد که او به درک ناصحیح خود از اسلام پی ببرد، سفری است که در سال ۱۹۷۴ به یمن جنوبی داشته است. وی به نمایندگی از دولت آمریکا به یمن سفر کرده بود تا آزادی «اد فرانکلین» را که به جرم جاسوسی دستگیر شده است، از دولت آن‌جا بخواهد. آن‌چنان که در کتاب نیز بیان شده است، وی پیش از سفر به یمن به شدت ترسیده بوده است. اما زمانی که استقبال رسمی مسئولان آن کشور را در فرودگاه می‌بیند و با اقامت سه روزه در آن کشور با فرهنگ مسلمانان بیش‌تر آشنا می‌شود، مشتاق به شناخت اسلام می‌شود. وی بیست و پنج سال از عمر خود را صرف شناخت اسلام و ارتباط با مسلمانان، به خصوص مسلمانان آمریکا می‌کند. کتاب «سکوت جایز نیست»، حاصل این ارتباطات و مشاهداتی است که وی از مسلمانان دارد.

وی در این کتاب با دفاع از مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی مسلمانان در فلسطین، افغانستان و لبنان بیان می‌دارد که باید با درک وضعیت مسلمانان به آنان حق بدهیم که در برابر تجاوزات و ظلم‌هایی که بر آن‌ها می‌رود، دست به اعمال خشونت‌بار می‌زنند. و همین عقیده‌ی فایندلی باعث شده است تا لابی‌های صهیونیستی علیه وی تبلیغات زیادی به راه بیاندازند و مشکلاتی برای وی به وجود بیاورند. هم‌چنین کتاب جنجالی* او درباره‌ی لابی صهیونیستی در آمریکا بسیار بر این امر شدت بخشید و وی را تا حدی به انزوا از جامعه‌ی سیاسی کشانده است.

هرچند که این کتاب توانسته است به برخی از شبهات و نظرات نادرست درباره‌ی اسلام پاسخ مطلوب دهد، اما مشکلی اساسی دارد. نویسنده این کتاب نتوانسته است اسلام را از زاویه‌ی درست و عمیق ببیند. چرا که تقریباً جز در برخورد وی با احمد دیدات، (عالم اهل آفریقا که سال گذشته درگذشت) وی با عالم دینی دیگری برخورد نداشته است و سایر افراد فقط دارای تحصیلات دانش‌گاهی در علوم غیر دینی هستند.

اکثر کسانی که نویسنده با آن‌ها گفت‌وگو می‌کند، کسانی هستند که سال‌هاست که ساکن امریکا هستند و شهروندان این کشور محسوب می‌شوند. این امر باعث شده است که تأثیر مشهورات و کلیشه‌های غربی بر  نگاه این افراد سایه افکنده باشد. رد کردن بسیاری از احکام مسلم دینی هم‌چون حجاب و جهاد -که ممیزه‌های دین اسلام با سایر ادیان و مکاتب است،- از این گونه مثال‌هاست.

این‌گونه مسائل به حدی در اندیشه‌های فایندلی مؤثر بوده است که وی در «نامه‌ای دوستانه از همسایه‌ی مسلمان شما...» که به بیان‌گر نوع نگاه وی به اسلام است، نه تنها اسلام و دموکراسی را کاملاً هماهنگ ذکر کرده است، بلکه پا از این هم فراتر گذاشته است و دموکراسی را مکمل اسلام دانسته است!

راه‌کار اصلی نویسنده‌ی این کتاب برای برون رفت مسلمانان از نگاه‌های کلیشه‌ای و خلاف واقع، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی است. جالب آن است که اکثر کسانی که فایندلی از آنها در این کتاب یاد کرده است، در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۰ در آمریکا به جرج دبلیو بوش رأی داده‌اند و این نشانه‌ای بر نگاه‌های به شدت اسلامی (!!!) این گروه از افراد مسلمان است.

به نظر می‌رسد که این کتاب تنها برای کسانی جالب باشد که بخواهند تنوع تفکرات را درباره‌ی اسلام در غرب ببینند که حتی در میان مسلمانان نیز این عدم شناخت به شدت دیده می‌شود.

زمانی که به دقت در این موضوع می‌نگرم جمله‌ی کلیم صدیقی را به یاد می‌آورم که در کتاب «جنبش‌های اسلامی معاصر» آورده بود: «ما مسلمانانی که در غرب تحصیل کرده‌ایم پست‌ترین مسلمانان هستیم که اسلام را نیز آلوده کرده‌ایم» اولین بار که این جمله را خواندم چندان برایم قابل هضم نبود که درک کنم که چرا باید یک نفر خود را بدین اندازه مذمت و پس بداند و امثال خود را مردود بشمارد. اما این کتاب تا حدود زیادی روشن می‌کند که واقعاً برخی از مسلمانان به چه اندازه از اسلام واقعی دور مانده‌اند.

امروز واقعاً باید سکوت را شکست و اسلام را آن‌گونه که هست معرفی کرد. تشنگی برای شنیدن معارف وجود دارد، اما چه کنیم که کسی نمی‌تواند این پیام را آن‌گونه که باید به درستی به غربی‌ها منتقل کند. غربی‌ها در مواجهه‌ی با اسلام هریک از سویی به افراط گرویده‌اند: یا اسلام را با بنیادگرایی به سبک بن‌لادن برابر گرفته‌اند یا از اسلام نگاهی کاملاً مسیحی – لیبرالی یافته‌اند. واقعاً چگونه می‌توان اسلام را آن‌گونه که هست معرفی کرد؟ این آن سئوالی آسانی است که جوابش چندان ساده نیست؟!

به نظر می‌رسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندان توجهی به محتوای این کتاب نکرده است و بسی مایه‌ی تأسف است که در بخشی از این کتاب حتی به اندیشه‌های امام خمینی (روحی فداه) نیز توهین شده است و قطع ریشه‌های سرمایه‌داری و کمونیسم را امری مخالف اسلام دانسته است که بنیادگرایان به دنبال آن هستند. ترویج اسلام لیبرالی گناهی است مذموم که انجامش از سوی دولت اسلامی و مدعی نشر اسلام ناب امری است مذموم‌تر!!

-------------------------------------------------------------
*
کتاب جنجالی پاول فایندلی که توانسته است بیش از سیصد هزار نسخه فروش داشته باشد « آنها جرات کردند افشاگری کنند: ماجرای نفوذ لابی‌های صهیونیسم بین‌الملل در شریان‌های تصمیم‌گیری کاخ سفید» نام دارد که در ایران انتشارات سنبله در سال ۱۳۸۲ با ترجمه‌ی قاسم بابایی به بازار عرضه کرده است.

نظرات ()