با پردهدرانِ پشتِ پرده
تا کی، تا چند استمالت؟
ای شیعهی انقلابکرده!
این بود فرشتهی عدالت؟
امید مهدی نژاد
با پردهدرانِ پشتِ پرده
تا کی، تا چند استمالت؟
ای شیعهی انقلابکرده!
این بود فرشتهی عدالت؟
امید مهدی نژاد
یک ماه پیش که مشهد الرضا بودم، سری هم به فروشگاه کتاب آفتاب زدم. روی میز آقای عابس قدسی، کتاب «رجز-مویه» امید مهدینژاد را دیدم که قرار بر نشرش در آیندهی نزدیک بود. این کتاب مجموعهی بیست و یک غزل و یک چهارپاره است. خبر چاپ این کتاب را در راه دیدم.
پیش از این نیز کتاب دانشجویی، مجموعهای از طنزهای ایشان با عنوان «کتاب سوم» منتشر کرده بود. این کتاب تنها پس از گذشت ششماه به چاپ دوم رسید.
دو مجموعهی «پیادهها» و «پیش از اقیانوس» که مجموعهی رباعیها و اشعار سپید مهدینژاد هستند، به زودی چاپ و منتشر میشوند.
فکر میکنم این اولین کتابی باشد که از این انتشاراتی منتشر میشود و به زودی نیز کتابهای دیگری همچون «سرلوحه» از رضا امیرخانی را نشر خواهند داد.
با اعتقاد برای دکتر عماد افروغ:
1
گلسنگ ز سنگ خاره بر میآید
با ظلمت شب ستاره بر میآید
بر جور سیاه جاهلان صبر خوش است
از صبر هزار چاره بر میآید
2
این میداند، بر آن فسون میخواند
آن نادان است، کلّه میجنباند
حرف از تمثیلِ دو لب قیچی نیست
"جور" است که اسب "جهل" را میراند
3
(برای نشستگان بر کرسی بطر):
از دولت مردم مهذّب گفتی
از جادوی نسخه مجرّب گفتی
ای دوست! که میبینم امروزت را
این بود عدالتی که دیشب گفتی؟
4
من میگویم شرارهها میمانند
شب میمیرد، ستارهها میمانند
اما، اما، اگر تو عزلت گیری
بر جای تو هیچکارهها میمانند
5
گر روزیِ مرد از قضا غم بشود
حاشا که سرش پیش کسان خم بشود
این چار کلام شعر تقدیم شما
یک ذره ز رنجتان مگر کم بشود.