بهترین اندیشه اونی هست که هم خدا داشته باشه و هم خرما!
خدایش به جای خودش- خرمایش هم به جای خود. هر چیز بهجای خویش نیکوست!
من عاشق این منظومهی فکریام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصلاح شد.
بهترین اندیشه اونی هست که هم خدا داشته باشه و هم خرما!
خدایش به جای خودش- خرمایش هم به جای خود. هر چیز بهجای خویش نیکوست!
من عاشق این منظومهی فکریام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصلاح شد.
در اندیشهورزی باید محافظهکار بود.
نباید بیاستدلال ِ قوی به عقیدهای گرایش پیداکرد و یا اینکه بیاستدلال، از سخنی دست کشید.
میخواهم به کسی جواب منفی بدهم، اما نمیشود!
کسی نمیتواند به جای بنده یک «نه» محکم بگوید؟
یک- تریبون: جایی است که یک «آدم» پشت آن قرار میگیرد و «اندیشه» و «نظر» خود را به معرض دید و اطلاع عموم قرار میدهد
دو- ویترین: جایی است که «کالا» را برای شناختِ خواص «ظاهری» آن در معرض دید و اطلاع عموم قرار میدهند.
متأسفانه به این نتیجه رسیدهام که وبلاگ یک ویترین است و نه یک تریبون. عموم بینندگان یک وبلاگ با این دید وبلاگ را نمیخوانند که پشت این عکس و لینک و کلمات -شاید هم حروف- یک «آدمیزاد» نشسته است. وقتی هم که نویسندهی وبلاگ را میبینند چقدر عجیب است که واقعاً یک آدمیزاد پشت یک وبلاگ بوده است.
باور کنیم پشت هر وبلاگ «دست یک آدم در میان است»!
وجود «کمیت» را در عالم واقع نمیفهمم.
آیا واقعاً چیزی به نام «یک» وجود دارد که با «یک»ِ دیگری برابر باشد؟ و جمع آن دو تا، «دو» بشود؟
ـــــــــــــــــ
از وقتی به موضوع کمیت و ماهیت عدد فکر میکنم، آهنگ نامجو میآید توی ذهنم و هی راه میرود:
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین دیازپام ده خوراندهاند خلق را
ببین چگونه کردهاند مد ریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول میدهیم، نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده است عدد
فکر خلق را
مچاله شو به جوی آب شو روان، عدد بده
زباله شو به گوشهای غمین هزار ساله شو، عدد بده
این قرار عاشقانه را، عدد بده
شور و حال عارفانه را، عدد بده
رو جهان بیکرانه را سند بزن
روی رود، روی رود، روی رود، روی رودِ تشنگیت، سد بزن
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده